در ارزشیابی باید شرایطی فراهم شود كه دانش آموز نیز بتواند از یادگیریها و عملكرد های خود و دیگر دانش آموزان ارزشیابی كند.
Saturday, April 28, 2012
در ارزشیابی باید شرایطی فراهم شود كه دانش آموز نیز بتواند از یادگیریها و عملكرد های خود و دیگر دانش آموزان ارزشیابی كند.
Wednesday, October 26, 2011
آسیب شناسی گسترش بی رویه آزمونهای تستی مقیاس وسیع در مقطع تحصیلی دبستان
سلام، آموزش و پرورش در امریکا بیش از نیم قرن است که تحت سلطه تجارت پرسود آزمون های استاندارد قرار گرفته و شدیدا آسیب دیده است.یکی دوسالی است که در ایران در وزارت آموزش و پرورش مرکز سنجش آموزش پرورش تشکیل شده است.گمان نکنم نظریه تربیتی قابل قبولی راهنمای این مرکز باشدتا آنجا که یادم هست وظایفی که این مرکز الان برای خود تعریف کرده از وظایف اداره کل امتحانات وزارت بوده است. هدف غایی چنین مراکزی توسعه کاربرد انواع آزمون های استاندارد در 12 پایه تحصیلی است و اگر به حال خود رها شوند صنعت آزمونی درست می شود که صنعت کنکور فعلی که در حال از دست دادن بازارش هم هست تا کنون به گرد آن هم نرسیده باشد. کمی به سوء اثرات کنکور بر آموزش و پرورش فرزندانمان در 50 سال گذشته بیندیشید ! اگر این صنعت در ایران به شکلی رسمی و در 12 پایه تحصیلی راه بیفتد آموزش و پرورش فرزندانمان از این که هست بسیار بدتر خواهد شد! دکتر محمد حسنی که در بدنه پژوهشی وزارت آموزش و پرورش حضور دارد اخیرا مقاله ای در باب وجهی از این صنعت در مدارس ابتدایی نوشته اند که در ادامه آمده است. خوب است هرکسی که این مطالب را خواند و در باب اهمیت خطری این قبیل فعالیت های تجاری آموزش و پرورش فرزندانمان را تهدید می کند با ما هم افق شد ،با دوستان و همکاران اهل فکر که هنوز وارد فعالیت اقتصادی در این صنعت نشده اند؛ وارد گفت و گو شود و کاری کند.ممنون،معین.
صدای پای ضحاک در دبستان های کشور
دکتر محمد حسنی
عضو هیات علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش
دوم آبان 1390
در خاطر دارم در جلسه ی، یکی از حاضران، خانمی از پیشكسوتان آموزش و پرورش (كه خدایش بیامرزد) در نهایت درد مندی و نگرانی از وضعیت كنكور ومسایل و مشكلات آن تعبیر جالبی را بهكار برد و گفت گروهی در جریان آب گل آلود رقابت جوانان برای موفقیت در كنكور سراسری، چونان ضحاك از مغز جوانان ما ارتزاق میكنند. مراد این بانوی محترم، موسساتی بود که با سوار شدن بر موج استقبال از کنکور با تهیه تولید آزمونها و اجرای آزمونهای شبیه سازی شده مکرر بر این رقابت ها دامن زده و از این نمد کلاهی برای خود دست و پا کرده اند. بدیهی است که تشدید این رقابت ها آثار زیانباری بر روح و جان جوانان دارد که از چشم صاحب نظران بدور نمانده است. لذا می توان گفت تشدید این رقابت تنها به سود این موسسات است و جوانان و نظام آموزشی کمتر فایده ای نصیبشان می گردد و حتی متضرر نیز می گردند. این مقاله در صدد است تا نشان دهد كه صدای پای ضحاك در دوره دبستان نیز به گوش میرسد، اینبار ذهن و فكر كودكان را نشانه رفته است.
ارزش تجارب مدرسه ای
یكی از افتخارات هر جامعهای این است كه نوباوگان و نونهالان خود را برای زندگی بالنده و سازنده در آینده آماده نمایند. هر جامعه ای تلاش دارد تا زمینههای مناسب برای نشو ونمای فرزندان خود فراهم كند این زمینه گاه معنای عام دارد كه در تمامی آنات زندگی، فرصتها و تجربیات، گسترده است و گاه معنایی خاص و تعریف شده دارد این معنا ویژه و تعریف شده زمینهسازی برای بالندگی نوباوگان همان تجربه بهرهگیری از فرصتهای تربیتی مدرسهای است. از این رو تدارك مدرسه بخش مهمی از تكاپوی جامعه برای فراهم ساختن فرصتهای مناسب تربیتی است.
امّا حضور در مدرسه و تجربه زندگی مدرسه باید ویژگی ها و خصوصیاتی داشته باشد، لذا هر مدرسهای بالنده نیست. فضا و محیط مدرسه و سازوكارهای اجرایی آن( تدریس، ارزشیابی،مدیریت، فعالیتهای تربیتی و ...) باید در چارچوب اصول قرار گیرد. این سازوكارها پیوسته مورد پایش قرار گیرد وگرنه راه به تركستان خواهد برد.
یكی از سازوكارهای تعیین كننده و سرنوست ساز جاری واساسی در مدرسه همانا ارزشیابی پیشرفت تحصیلی است. اهمیت این سازوكار در شكل دهی به فضای حاكم بر مدرسه و اصلاح و بهبود سازوكارهای دیگر مانند تدریس، یادگیری بیبدیل میباشد. در تاریخ تحولات عناصر و مؤلفههای نظام تربیت رسمی(آموزش و پرورش) مؤلفه ارزشیابی پیشرفت تحصیلی كمتر مورد تغیر و بازاندیشی اساسی واقع شده است. بررسی آئیننامه های امتحانات در هشتاد سال گذشته نشان میدهد كه این مؤلفه تا دهه هفتاد و هشتاد هجری روند یكسان داشته است امّا در سالهای اخیر با عنایت به تحولات علمی در این حوزه، سیاستگذاران تصمیم به تغییراتی گرفتند كه برخی از مهمترین آنها ارزشیابی مستمر، ارزشیابی كیفی توصیفی و اصول حاكم بر ارزشیابی در آموزش و پرورش میباشد. بیتردید این تغییرات در جهت اصلاح و بهبود و ارتقاء كیفیت یاددهی یادگیری صورت گرفته است. بهویژه اصول حاكم بر ارزشیابی كه به نظر مصوبه کم نظیر در تاریخ مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش به شمار میرود.این اصول، مبنا و ملاک عمل كارگزاران نظام آموزش در تهیه و تدارك ساز و کار ارزشیابی پیشرفت تحصیلی است كه با پیشرفتهای علمی در این حوزه كاملاً هماهنگی دارد. و به واقع می بایست برنامه و طرح ها وبه طور کلی جهت گیری کلی نظام اموزشی در راستای این اصول باشد.
امّا درست بر خلاف این جریان تحولی و اصلاحی و در كنار آن جریانی خزنده و اسیب زا در مدارس كشور به ویژه در دوره دبستان در حال نشو و نماست. این جریان توسعه و گسترش آزمون های در مقیاس وسیع است. ازمون های مقیاس وسیع و آزمون های شبیه سازی شده با کنکور برای آمادگی شرکت در آزمون های مدراس نمونه مردمی و تیز هوشان در دبستان های کشور همه گیر شده است. شواهد نشان می دهد که موسسات آزمون ساز دوره دبستانی را بازار پر سودی برای خود در نظر گرفته اند و برا ی این کار از روش های مختلف بهره می برند. در واقع تب رقابت برای اجرای این آزمونها در مدارس دولتی و غیر دولتی بالا گرفته است. آمار دقیقی در دست نیست اما شواهد نشان می دهد که این تب بسیار بالا گرفته است. پرسش این است که این رویکردها در مدرسه تا چه حد با اهداف و اغراض مدرسه در نظام اموزشی ایران سازگار است تا چه حد دانش آموزان ازاین برنامه ها سود می برند. برای پاسخ گویی به این پرسش کافی است نظری به ویژگی های آزمونهای مداد کاغذی که به صورت مسابقه و آمادگی در مدارس انجام می گیرد بیندازیم. به طور کلی این آزمونها دارای ویژگیهای زیر است:
• این آزمونها از نوع مداد كاغذی است و عمدتاً پرسشهای چند گزینه ای آن بر محتوای كتابها و اهداف شناختی ( سطوح پایین)توجه دارد. به سخن دیگر نگاهی فروکاهش گرایانه به اهداف برنامه های درسی دارند. در واقع بخش کم ارزش تر برنامه درسی را فرا چنگ می آورند . به سخن دیگر آن برنامه ای که این آزمون ها می سنجند می کنند " پوسته تهی شده" است از برنامه درسی . مانند یک برنامه غذایی کم ارزش که نیاز های واقعی کودک را بر آورده نمی کند . اما پرطمطراق. به قول سعدی( ره) چون طبل غازی بلند آواز و میان تهی.
• برخی از این آزمونها به سبب تأكید بر آمادگی برای آزمونهای ورودی مدارس تیزهوشان و نمونه دولتی از سطح توانایی ذهنی و آمادگی بیشتر دانش آموزان بالاتر است و پیچیدگی زیادی دارد. گروهی از موسسات آزمون گستر بر آماده کردن و باهوش تر کردن دانش آموزان دبستانی یا به سخن دقیق تر برچسب باهوش زدن تاکید دارند و در این راستا تلاش می کنند خدمات آموزشی وسنجشی به ویژة از نوع آزمونهای پیچیده ارائه دهند. از نظر این گروه هوشمند بودن بالا بودن سطح انتزاعی آنها ست در حالی که این تعریف سنتی از هوشمندی است . هوش در نظریات جدید مانند نظریه هوش های چندگانه هاوارد گاردنر توسعه معنایی پیدا کرده است. و ابعاد مختلفی علاوه بر انتزاعی بودن یا داشتن تفکر انتزاعی یا حل مساله یا فته است. طبق این نظریه هوشمندی دارای ابعاد موسیقیایی، درون فردی ، برون فردی و مانند اینهاست. ازاین رو به نظر می رسد این گونه آزمون ها و توسعه آنها می تواند برای دانش آموزان اسیب زا بوده و آثار ناگوار روانی در پی داشته باشد.
• دراین آزمون ها بازخورد ها كمی، رقابتی و ارائه رتبههای كلاسی، مدرسهای، منطقهای، استانی و كشوری است. درست بر خلاف رویکرد ارزشیابی کیفی توصیفی این آزمونها عملکرد دانش آموزان را با رتبه های هنجاری اعلام می کنند و وضعیت فرد را در کلاس و مدرسه و منطقه استان و کشور گزارش می کنند. این رتبه های مقایسه ای بیش از آن که نقاط ضعف وقوت دانش آموز ار در فرایند یادگیری بنمایاند. بیشترفرد را در مقایسه مدام قرار می دهد. تصور بر این است که این رتبه بر انگیزاننده است و موجب انگیزش تحصیلی می شود. این مدعایی است که تردیدهای جدی در آن وارد است تجارب جهانی نیز از این مدعا حمایت نمی کند. این وضعیت برای والدین حساس محملی برای فشار وارد کردن بر دانش آموزان محسوب می شود. توبیخ تحقیر، تهدید و تنبیه از نتایج آن است. به ویژه گروه کثیری از دانش آموزان که در این رقابت کمتر موفق می شوند از نتایج بهره می برند یعنی به توسعه آسیب های روانی منجر می شود. این قبیل آزمونها خود یکی از منابع استرس زا در مدرسه و در حیطه تجارب مدرسه ای محسوب می شوند . نگرش منفی نسبت به مدرسه و ترس از مدرسه و گریز عاطفی از مدرسه را به دنبال دارد.
• رقابت انگیز بودن این آزمون با هدف تشویق و تحریص دانشآموزان به یادگیری، به رقابت بین دانشآموزان ساعی دامن میزند. دانش آموزان ضعیف در این نوع آزمون ها بی تفاوت شده یا نسبت به توانمندی خود نگرش منفی پیدا می کنند و دانش آموزان ساعی را بیشتر به تشدید رقابت و در نتیجه تشدید اضطراب و استرس امتحان وا می دارد. این آزمونها مبتنی بر نظریه رفتار گرایی هستند که اساساً منابع انگیزشی را در بیرون از وجود انسان در نظر می گیرند. فرض بر این است که دانش آموزان در چنین فضای رقابتی و در کنار پاداش ها و تنبیه ها به تلاش بیشتری وا داشته می شوند. در حالی که نظریه انگیزشی رفتار گرایی با مشکلات جدی روبرو ست و اساساً این نظریه منابه انگیزشی درونی و میل به یاد گیری و فهمین و شناختن را که در وجود انسان نهاده شده است نادیده می گیرد.
• كیفیت آزمونها نامشخص است. روشن نیست که تهیه كنندگان این آزمونها آیا ملاكها و شاخصهای آزمونهای استاندارد و متعبر را رعایت میكنند یا نه؟ هیچ گزارش علمی و متناسب با اصول آزمون سازی را در این خصوص به مصرف کنندگان یا مراجع ذیصلاح ارائه نمی دهند . به طور کلی در این زمینه پاسخگو هم نیستند. کسی هم از آنها طلب نمی کند.
• این جریان پیوست های زیادی نیز دارد یکی از پیوستهای آن توزیع کسترده کتاب های آزمون در مدارس و استفاده بی حساب و کتاب آنها در مدارس است. به گونه ای که برخی مدارس به ازائ هر کتاب درسی یکی دو کتاب ازمون کمکی نیز برای دانش آموز تجویز و گاه تحمیل می کنند. اگر تعداد چاپ های کتایهای آزمون( که گاهی برخلاف واقع آن را کمک درسی نیز می نامند) را ملاحظه کنیم می بینیم که به چاپ های بالاتر از بیست رسیده است. این نشانه موفقیت آن جریان آزمون گستری و به تبع آن این جریان ایجاد اشتهای مصرف این کتاب ها در خانواده ها و مدرسه است.
دلایل ظهور این پدیده
بی تردید شناخت دقیق یك پدیده از طریق بسترها و عوامل شكل دهنده آن میسور است. پدیده ورود و گسترش تب آزمونهای تستی مقیاس وسیع در مدارس ابتدایی كشور دلایل و بسترهایی دارد كه لازم است مورد بررسی قرار گیرد.
رویکرد كمّی به موضوع پیشرفت و یادگیری
پیشرفت تحصیلی و یادگیری پدیدهای كیفی و پیچیده در نظام تربیتی است. تمامی امكانات و فرصتهای مدرسه برای توسعه و اعتلای آنها است. اندازهگیری پیشرفت و یادگیری رسمی مدرسهای با مقیاس عددی(20-0) این نگاه كمی را به پیشرفت و یادگیری دامن زده است كه گویی نمره مساوی است با یادگیری و پیشرفت امّا این تساوی میان آنها برقرار نیست زیرا یادگیری و پیشرفت در اساس با عدد و رقم قابل شناخت و تبیین نیست. یادگیری و پیشرفت اگرچه ابعاد كمی و قابل سنجش با ابزارهای معمول را دارند امّا ابعاد كیفی آن بسیار است كه نمیتوان این پدیده تربیتی را به ابعاد كمی آن فروكاست و این فرو كاهش موجب قلب ماهیت یادگیری و پیشرفت می شود و آن را به سوی سطحی شدن سوق میدهد.
تأكید بر محتوا و حفظ یا حداكثر فهم محتوا
یكی از جلوههای ناپسند تربیتی در نظام آموزشی همین محتوا مداری است. بسیاری چنین تصوری دارند كه هدف اساسی تحصیل و تدریس، یادگیری محتوای كتاب است در حالی كه در اغلب موارد محتوا وسیلهای برای رسیدن به هدف اصلی است. لذا ماندن در سطح محتوا، غفلت از اهداف اساسیتر است. این دیدگاه تربیتی بر گرایش آزمونهای گسترده مداد كاغذی در كشور تأثیر گذار است. زیرا عمدة این آزمون بر محتوای كتاب تأكید دارند و پرسشهای آن بر مبنای محتوا شكل میگیرد.
تأكید بر رقابت بین فردی
رقابت برای دستیابی به موفقیت(طبق تعریف كمی نمره بالاتر و یا معدل (20) جلوه ممتازی در نظام آموزشی ما دارد. كودكان از بدو ورود به مدرسه خود را در یك فضای رقابتی سخت برای كسب نمره میبینند كه با شرایط رشدی آنان ناسازگار است. جریان توسعه آزمونهای مداد كاغذی و با شیوه ارائه بازخورد رقابتی آن با جو رقابتی حاكم تناسب زیادی دارد. گروهی از صاحبنظران تعلیم و تربیت رویكرد رقابتی در مدارس به ویژه دبستان ها سر مخالفت دارند. زیرا این رقابت ها را اسیب زا می دانند.
روش گزینش مدارس تیزهوشان و نمونه دولتی
گرایش بسیاری از خانوادهها برای ورود فرزندانشان به مدارس تیزهوشان و نمونه دولتی و رقابت مدارس برای اعلام میزان موفقیت دانشآموزان در ورود به اینگونه مدارس موجب شده است كه سبك وسیاق گزینش این مدارس در این آزمونها دنبال شود. این آزمون از این منظر تجربه و نوعی آمادگی برای آزمون اصلی ورود به مدارس تیز هوشان و نمونه دولتی است. یعنی تمام تجارب مدرسه ای آنها یا اگر منصفانه تر بگوییم بیشتر تجارب یادگیری آنها به آمادگی برای این آزمون ها صرف می شود.همچنین این آزمون ها به گونه ای بر فرایند تدریس و یادگیری دانش آموزان تاثیر می گذارد. همانند تاثیری که کنکور بر روش های یاددهی و یادگیری پیش دانشگاهی می گذارد. دانش آموزان پیش دانشگاهی با تمرکز بر یادگیری نکات کنکوری و محتوای قابل تبدیل به پرسش های کنکوری راهبرد یادگیری خود را سامان می دهند .
به سبب رقابت بین مدارس به ویژه غیردولتیها برای كسب رضایت ظاهری مشتریان( والدین دانش آموزان) از طریق ارائه این آزمونها ، ملاكها و معیارهای مناسب برای مدیریت فرصتهای تربیتی در این گونه مدارس عمدتاً مغفول مانده و ملاك و معیارهای ظاهری فاقد ارزش اصیل تربیتی جایگزین آنها شده است. به سخن دیگر دغدغه جاری برخی از این مدارس توجه به کمیت یادگیری است و از توجه به کیفیت یادگیری غفلت می نمایند. لذا برخی مدارس غیردولتی و حتی دولتی در رقابت اقدام به توسعه این آزمونها مینمایند تصور بسیاری از مدارس بر این است كه آزمونها موجب بهبود یادگیری میشود و از اینرو به افزایش پیشرفت تحصیلی دانشآموزان منجر میشود. در حالی که به سیاق مرسوم این آزمونها تاثیر قابل ملاحظه ای بر پیشرفت دانش آموزان ندارد. زیرا منطق آن ارزشیابی ها ،اندازه گیری میزان یادگیری است نه ارزشیابی برای یادگیری بهتر و بیشتر دانش اموزان .البته در شرایطی این آزمونهای پیوسته میتواند به بهبود پیشرفت تحصیلی كمك نماید. اما تحقق آن شرایط به سختی ممكن است. یكی از این شرایط وجود انگیزه بالای تحصیلی در این دانشآموزان و فهم منطق تكرار این آزمونها، دو دیگر ارائه بازخوردهای مناسب و برای كشف نقاط ضعف و قوت یادگیری و توصیه ها و راهكارهای بهبود یادگیری به دانشآموزان. در حالی كه اساساً چنین روالی وجود نداشته است زیرا منطق این آزمونها بر توسعه رقابت بین فردی استوار است نه رقابت درون فردی.
بستر نامناسب
به نظر می رسد علت مهم و قابل توجه که به عنوان بستر گسترش این جریان محسوب می شود چیزی فرا تر از این عنوان است . این علت خلا و شاید بگوییم فقر تفکر عمیق تربیتی در عرصه آموزش و پرورش است . منظور این نیست که ما کارگزاران اندیشمند و فکور نداریم منظور این است که کارگزاران تربیت فکور کم داریم . آنقدر که می گوییم با چند گل بهار نمی شود. تفکر ات عمیق تربیتی در نظام تربیت رسمی ما نهادینه نشده یا کمتر نهادینه شده است. این معضل در تمامی سطوح از صدر تا ذیل و از فرش تا عرش دیده می شود. این وضعیت شرایط مناسبی را برای رشد افکار نا مناسب و ارزش های نادرست تربیتی فراهم می آورد. بهترین راه مبارزه با این اندیشه ها توسعه اندیشه های تربیتی اصیل و عمیق است. یعنی مشتریان این افکار باید نگرششان تغییر کنند آن هم با راهبرد های اقناعی و انسانی نه راهبردهای دستوری و فرمایشی.
سندرم آزمون
می خواهم به نکته ای اشاره کنم که شاید کمتر شنیده یا خوانده باشید. با این عوامل و نشانه های یاد شده می توان نتیجه گرفت که نظام تربیت رسمی و عمومی ما به بیماری سندرم آزمون مبتلا ست. نشانه هایش هم این است که این نظام به ازمون از نوع مداد کاغذی و به ویژه تراکمی آن با شکل پرسش های چند گزینه اهمیت می دهد. انگیزش تحصیلی به وسیله این آزمون ها ، ایجاد رقابت با این آزمون ها ، گسترش بی رویه این موسسات سودجوی آزمون گستر و مانند اینها همه نشان از این بیماری را می دهد
عواقب و آثار نامناسب این پدیده
علیرغم این كه توسعه آزمونها در دبستان های كشور با تصور آثار مثبت و پیامدهای سازنده صورت میگیرد امّا نگاه رژفتر بر آن و با دوری از سطحینگری و چشم و همچشمیها، عواقب ناگوار این پدیده را آشكار میگرداند كه در ادامه بحث به آنها میپردازیم.
كاهش بهداشت روانی دانشآموزان در محیط یادگیری
یكی از شاخصهای اساسی بهداشت روانی در محیطهای یادگیری فقدان یا نبود استرس و اضطراب است. مربیان و مدیران آگاه در تلاشند به روشهای مختلف محیطهای آموزشی خود را شادیآور و بانشاط سامان دهند به گونهای كه كودكان در آن احساس آرامش كنند.
یكی از عوامل استرسزا و اضطرابآور در محیطهای یادگیری طبق مشاهدات و مطالعات مكرر امتحان و نحو اجرای آن است. آزمونهای مورد بحث به دلیل سبك و سیاق اجرای آن(كنترلهای زیاد) و نحوه بازخورد و رویكرد رقابتی حاكم بر آن بیتردید در بخش قابل توجهی از دانشآموزان اضطراب ایجاد میكند . تكرار این تجربههای اضطرابآور(آزمونها) علاوه بر عواقب جسمانی عواقب روانی بلند مدتی را برجای میگذارد. لذا در نظامهای آموزشی با استانداردهای بالا، به ویژه در دوره دبستان ملاحظات دقیقی در خصوص عوامل استرسزا در مدرسه به ویژه چگونگی این آزمونها دارند. لذا نمیتوان نسبت به این موضوع بیتفاوت بود. این خطای بزرگی است كه برای یادگیری بیشتر، آرامش و امنیت روانی دانشآموزان كاهش یابد. زیرا حقوق انسانی كودكان در تعارض است. این موضوع اگر با انگیزه شهرت آموزشگاه صورت گیرد كه خطای بزرگتر و نابخشودنی خواهد بود.
اخیراًشاهد هستیم كه مؤسساتی با هدف آموزش تیزهوشان با تبلیغات وسیع اقدام به جذب و آموزش گروهی از دانشآموزان این مرزوبوم مینمایند. این مؤسسات(البته در موارد بسیار افراد حقیقی به صورت معلم خصوصی) با تحریك حس علاقمندی والدین به ارتقاء آموزش فرزندانشان و تمایل آنها به پذیرش كودكانشان در مدارس تیزهوشان و نمونه دولتی، اقدام به ارائه خدمات آموزشی ویژه و آزمونهای شبیهسازی شده با آزمونهای ورودی مدارس سمپاد و نمونههای دولتی مینمایند.
بدیهی است كه حق والدین است كه فرصتهای مناسب تربیتی را در حد وسع برای كودكانشان فراهم آورند و بخش خصوصی طبق مقررات میتواند در این عرصه وارد شود. امّا چندوچونهایی وجود دارد كه نمیتوان به سادگی از آن گذشت. پرسش مهم و اساسی این است كه: چه كودكی تیرهوش است؟ بر اساس چه ملاك و معیاری كودكان تیزهوش انتخاب میشوند؟ چه ابزار معتبری برای این كار مورد استفاده قرار میگیرد؟ روشن است كه به سادگی نمیتوان كودكان تیزهوش را شناسایی نمود و این مشكل بهویژه با ارائه نظریات جدید در خصوص هوش مانند نظریه هوشهای چندگانه شدیدتر میشود. با توجه به فقدان دانش و تخصص كافی برای شناسایی دانشآموزان تیزهوش، در موارد بسیار كودكانی كه پیشرفت مناسبی در تحصیل داشتهاند وارد این میدان میشوند و رقابتی سنگین و آسیبزا را تجربه مینمایند. حضور در كلاس های آمادگی، اجرای آزمونهای مستمر علاوه بر تحمیل هزینههای گزاف به والدین آثار حیاتی و روانی ناخوشایندی را بر طیف وسیعی از این دانشآموزان برجای میگذارد.
لذا اگر بر این رقابت دامن زده شود و عرصه برای ورود مؤسسات سودجو فراهم شود آسیب زیادی به كودكان و نوباوگان وارد خواهد شد بیتردید جامعه از این جریان بهرهای نخواهد برد حتی متضرر نیز خواهد شد.
كاهش كیفیت یادگیری و توجه صرف به محتوا
آزمونهای مدادكاغذی علیرغم كاربرد گسترده و قوائد زیادی كه دارند محدودیت قابل توجهی نیز دارند. توسعه و گسترش این ابزار ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و محوریت دادن به آنها به سبب همین محدودیتها عوارض ناگوار تربیتی دارد. از جمله این كه این آزمون به دلیل ماهیتشان بر محتوای كتاب و اهداف سطوح پائین شناختی مانند(حافظه و فهم) متمركز دارند. لذا اهداف یادگیری به نحو ضمنی بر این سطوح محدود میشود و این محدودیتها بر راهبردهای آموزشی معلمان و به دنبال آن بر راهبردهای یادگیری دانشآموزان تأثیر میگذارد و به سخن دیگر معلمان تلاش میكنند بهگونهای تدریس نمایند كه با این روشهای ارزشیابی تناسب داشته باشند و دانشآموزان نیز برای كسب موفقیت و نمره متناسب با آن یادمیگیرند كافی است به پدیده كنكور و تأثیر آن با روش درس خواندن دانشآموزان كنكوری توجه كنید و یا به پدیده جزوه گفتن معلمان و یا مجموعه سؤالات پیشنهادی معلمان كه به دانشآموزان پیشنهاد میشود فكر كنیم. همه این پدیده ها، تحت تأثیر نوع ارزشیابیها شكل میگیرد. از اینرو، این آزمون ها خود، مانع كاربرد گسترده روشهای نوین و فعال تدریس به شمارمیروند. به سخن دیگر این آزمون ها بر راهبرد " درس خواندن برای نمره گرفتن" تاکید می کنند وقتی نمره گرفتن از طریق موفقیت در آزمون ها مداد کاغذی با کیفیت آنچنانی صورت می گیرد لذا شیوه یادگیری دانش آموز و نحوه مداخله والدین تعریف می شود. دانش آموزان به محفوظات و نهایت فهم محتوا می پردازند و والدین هم برای بالا بردن نمرات فرزندشان به تولید پاسخ و تولید کا ر می پردازند یعنی به جای فرزندشان فعالیت های یادگیری را انجام می دهند زیرا یادگیری در حاشیه است و هدف نمره است.
اخیراً برخی از مؤسسات تولید كننده این كتابهای آزمون (به اصطلاح كمك آموزشی) در تبلیغات خود ادعا میكرد( بخوانید، امتحان بدهید و بیست بگیرید) یعنی با خواندن این كتاب به كتاب درسی و یادگیری كلاسی آنچنان نیازی نیست معنای دیگر این رویكرد این است كه هدف درس خواندن، امتحان دادن و هدف امتحان دادن،بیست گرفتن(نماد کمی پیشرفت تحصیلی) است. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
آیا در واقع هدف اساسی تربیت رسمی و عمومی در دوره دبستانی امتحان دادن و بیست گرفتن است؟ آیا محدود نمودن اهدف دوره دبستانی تا این حد برای آینده جامعه زیانبار نیست؟ جان كلام این كه گسترش این سبک آزمون ها و حد زدن موفقیت و پیشرفت و یادگیری به موفقیت در این آزمونها باعث فراموش شدن اهداف اساسی تربیت در دوره دبستانی میشود و این برای همه دلسوزان نظام آموزشی نگران كننده خواهد بود.
نتیجه گیری
سالیانی است که نظام آموزشی متوسطه ما در اسارت دو جریان اسطوره گونه قرار گرفته است. به گونه ای که بسیاری از طرحها و برنامه های اصلاحی را که به قصد بهبود کیفیت یادگیری اجرا شده است از بازدهی و ثمر بخشی دور کرده است. این اسطوره عبارتند از: کنکور و مسابقات المپیادی . هنوز تلاشها برای حذف کنکور بی نتیجه مانده است و جریان دوم نیز به همان قدرت سابق ادامه دارد.در مجموع این دو جریان مسائل و مشکلات زیادی بر نظام آموزشی و حتی جامعه ایجاد نموده است
در نظام آموزشی دبستانی نیز مشایه این دو جریان اسطوره ای در حال شکل گیری است. جریان نخست آزمون های شبیه سازی شده با آزمون های ورودی مدارس تیز هوشان و نمونه مردمی و جریان دوم ازمون های مسابقات علمی در مقیاس وسیع (کشوری) این دو جریان به شدت در حال گسترش می باشد. بی تردید مسائل و مشکلاتی به مراتب شدید تر از دوره متوسطه برای دوره دبستانی را بوجود خواهد آورد. دلیل اصلی این اسیب شدید هم حساسیت دوره رشدی کودکی است . کودکان سن دبستانی بیشتر از ناملایمات و دشواری های تجارب تربیتی مدرسه ای اسیب می بینند. در مجموع می توان گفت که سندرم آزمون بیماری مزمن نظام آموزشی ماست.
از سوی دیگر توسعه و گسترش این آزمونها در دوره دبستانی با سیاستهای جاری مورد تأیید نهادهای سیاستگذاری به ویژه شورای عالی آموزش و پرورش در تعارض میباشد. برای اثبات این مدعا كافی است كه به اصول شانزدهگانه مصوب ارزشیابی تحصیلی شورای عالی آموزش و پرورش مراجعه كنیم.توسعه این آزمونها با اصول یاد شده سازگاری و تناسب ندارد. حتی در یك تفسیر دقیق تر میتوان گفت كه با آنها ناسازگار میباشد. همچنین با توجه به سیاست کلان نظام آموزشی مبنی بر گسترش الگوی ارزشیابی کیفی توصیفی در دوره دبستانی این روند در مدارس مانع استقرار مناسب این الگوی ارزشیابی خواهد بود.
به نظر میرسد كه هنوز گسترش ارزشیابی کیفی توصیفی و اصول كلان حاكم بر ارزشیابی تحصیلی صرفا برای سیاستگذاران معنی دارد و برای بخشی گسترده ای از كارگزاران در سطوح اجرایی فاقد معنای كاربردی است[1]. به نظر می رسد لازم است به نحو جدی و معقولانه با این جریان مواجهه شد و آن را به درستی مدیریت نمود در غیر این صورت اصولاً امیدی به تحقق موفقیتامیز الگوی ارزشیابی توصیفی نخواهد بود به احتمال در اثر این جریانهای پیدا و پنهان، دچار مشكلات زیادی خواهد شد.
به طور کلی اگر بررسی دقیقی صوررت گیرد ورود این جریان به نظام آموزشی ابتدایی از جنبه های مختلف برا ی دانش آموزان اسیب زا ست و این آسیب ها موجب ضایع شدن حقوق دانش آموزان خواهد بود . چنین می نماید که نظام تربیت رسمی و عمومی نیازمند تشکیلاتی است که به امر دیده بانی حقوقی سازو کارهای نظام تربیت رسمی بپردازد. و پیوسته کنش بخش های مختلف این نظام اعم از دولتی و غیر دولتی را از منظر حقوقی مورد بررسی قرار داده و به مراجع ذیصلاح گزار ش دهد و به تبع آن اقدمات مناسب برای آن در نظر گرفته شود.
..............................................................
[1] . این پدیده یعنی عدم اشاعه فلسفه تدوین اصول حاکم بر اررشیابی و گسترش الگوی ارزشیابی توصیفی بیتردید ناشی از نظام متمركز مدیریت و الگوی دستوری گسترش نوآوریهاست.
Tuesday, February 01, 2011
بازهم مفهوم مجهول ارزشیابی توصیفی
با سلام و احترام،
ضمن سپاس از بذل توجه و دقت نظر جنابعالی به مقالهی بنده، رویكردهای جدید ارزشیابی و نیز عرض پوزش از تأخیر در ارایهی پاسخ به یادداشت قبلی به اطلاع میرساند:
1. مفاهیم در حوزههای تخصصی به صورت سازه مطرح میشوند. سازهها مفاهیم انتزاعی مرتبط با یك الگو یا نظریهی خاصی میباشند. در هر علمی خواه تجربی خواه انسانی سازههایی وجود دارد كه معنای آن متفاوت از معنای عرف است. در علوم انسانی بویژه حوزهی ارزشیابی نیز سازههای مرتبط با آن وجود دارد. این سازهها یك شبه و یا از روی سلیقه ایجاد نشده است. پشتوانهی تولید این سازهها، یافتههای پژوهشی، الگوهای مفهومی؛ رویكردها و در نهایت نظریهها میباشد. مفهوم ارزشیابی در معنای لغوی و عامیانه به داوری كردن اشاره دارد. اما وقتی از این مفهوم در حوزه علوم انسانی استفاده میشود تبدیل به یك سازه میگردد كه در محتوا و عمق آن یك اندیشه، نظریه، الگو و… قرار دارد. این موضوع در مورد دیگر سازههای مرتبط با زیر شاخههای ارزشیابی نیز صادق است. برای مثال ارزشیابی آموزشی، سنجش آموزشی؛ ارزشیابی تكوینی، ارزشیابی تراكمی، سنجش تكوینی، سنجش تراكمی، سنجش برای یادگیری مبتنی بر مبانی نظریههای یادگیری و یا الگوهای یادگیری است. این سازهها بدین سبب معتبر است كه از پشتوانهی نظری و پژوهشی مورد قبول و تأید برخوردار است. با توجه به موارد فوق زمانی میتوان از سازههای جدید در ازشیابی چون «ارزشیابی توصیفی» سخن راند كه مولد و طراح آن به استناد نظریهها، الگوها و یا یافتههای جدید ابتدا زیربنای محتوایی آن را تأیید كرده باشد. در این صورت است كه یك مفهوم به یك سازه ی انتزاعی تبدیل میشود. اما در مورد مفهوم ارزشیابی توصیفی چنین فرایندی انجام نگرفته است در هیچ از دانشگاههای معتبر جهان و توسط هیچ یك از صاحبنظران حوزهی یادگیری و ارزشیابی هنوز سازهای به نام «ارزشیابی توصیفی» معرفی نشده است. شاید هم دلیل آن باشد كه با وجود سازههایی مانند سنجش تكوینی و سنجش برای یادگیری كه از مبانی نظری و یافتههای پژوهشی جدید برخوردار است، دیگر نیازی به استفاده از مفاهیم مجهول الهویه نبوده است. كلیه مفاهیمی كه جنابعالی در یادداشت خود در دفاع از مفهوم ارزشیابی توصیفی و آشنایی بنده ذكر كردهاید نه تنها با مباحث ارزشیابی هیچگونه سنخیتی ندارند بلكه این سازهها بیشتر به مباحث پژوهشی كه از لحاظ اهداف و ماهیت با سازهی ارزشیابی تفاوت دارند مربوط است. برخی از آنها هم به روش های ویژه آموزشی و نیز به روشهای جمعآوری اطلاعات كه در پژوهش و ارزشیابی به كار میروند اشاره دارند. از اینرو به جنابعالی كه فردی فرهیخته و علاقهمند هستید پیشنهاد میشود به جای استفاده از مفهوم مجهول ارزشیابی توصیفی و نیز تلاش مضاعف برای تعریف ناكامل آن با استمداد از تعاریف سازههای سنجش تكوینی و ارزشیابی تكوینی، در مقالههای پر ارزش خود از همان سازههای مورد تأیید برای معرفی رویکرد های جدید در سنجش یادگیری استفاده نمایید.
2. ضمن قدردانی از مباحث جنابعالی در مورد چالش های ارزشیابی یادآور میشود منظور «اصلاح یكپارچه در عناصر نظام آموزشی» مد نظر بوده است.
خوشخلق
جناب آقای خوش خلق
سلام،پاسخ شما دریافت شد سر فرصت جواب خواهم داد.
ممنون
معین
11 /11/89
Monday, August 23, 2010
بازهم از ارزشیابی توصیفی
جناب آقای دکتر ایرج خوش خلق
سلام علیکم،یادداشت دیر هنگام جنابعالی را یکسال پس از انتشار به طور تصادفی در جستجوی اینترنتی در نشانی http://irajkhosh.pardisblog.com/post1.php یافتم. در چند بند، نقد کوتاهی به آن می زنم.
دو: در توضیحات ذیل بند 2 سئوال اول (ارتقای خود به خود) نوشته اید: تا زمانیكه اصلاح یكپارچه در عناصر ارزشیابی انجام نگیرد. تغییر در یكی از عناصر زیربنایی آن یعنی ارزشیابی نه تنها سودی برای آموزش و پرورش نخواهد داشت بلكه در دراز مدت بر كیفیت و كمیت یادگیری (سواد تحصیلی) دانش آموزان نیز تاثیر منفی خواهد گذاشت. در برخی از كشورهای پیشرفته و یا در حال توسعه كه ارتقای خود به خود در آن ها رواج دارد، اصلاحات در تمام عناصر نظام آموزشی از مدت ها سال قبل به تدریج ایجاد شده است؛ سپس این كشورها پس از گذر از یك دورهی تقریبا 15 ساله به اجرایی كردن "ارتقای خودبخودی" در مدارس پرداختند.
منظور شما را از اصلاح یکپارچه در عناصر ارزشیابی درست متوجه نشدم.البته شاید اشتباه تایپی باشد و منظور شما انجام اصلاحات در تمام عناصر نظام آموزشی باشد. اگر مورد دوم نظر شما باشد؛ که من هم قبول دارم حتی در این یادداشت پس از گذشت 6 سال از اجرای پیش آزمایشی،آزمایشی، و فراگیر طرح هنوز به درستی و روشنی به طرح این موضوع نپرداخته اید؛در حالیکه این موضوع امری بدیهی است. من به عنوان مجری ارزشیابی این طرح در مرحله پیش آزمایشی در اسفند ماه سال 1381 به روشن ترین شکل ممکن نوشتم: برای انجام اصلاحات در نظام آموزشی نمی توان آن را متوقف كرد. متاسفانه ارزشیابی به عنوان یكی از عناصر این نظام از جایگاه خود خارج شده و بقیه عناصر را به صورت غیر كاركردی تحت تاثیر قرارداده است. برای اصلاح نظام آموزشی در جریان اجرا باید "مداخله موثر كاركردی" كرد. اما چنانچه مداخله صرفاً در یك عنصر مثلاً ارزشیابی خلاصه شود و همزمان به سایر عناصر برنامه درسی نظیر هدف ها، محتوی و روش های یادگیری توجه نكرد و یا صرفاً از منظر ارزشیابی به این عناصر توجه كرد؛ اگر چه این مداخله، موثر خواهد بود اما تاثیر آن را نمی توان الزاماً در جهت كاركردی تر شدن نظام آموزشی دانست. لذا پیشنهاد می شود به برنامه درسی به عنوان یك "كل یك پارچه" توجه كرد و برای اجرای آزمایشی ارزشیابی كیفی در پایه اول ابتدائی از سال آینده تحصیلی همزمان به همه عناصر برنامه درسی توجه نمود. خوشبختانه تغییر كتاب فارسی پایه اول و تدوین كتابهای بخوانیم و بنویسیم به عنوان یكی از عناصر برنامه درسی شرایط را تا حدودی آماده كرده است. توجه به مابقی محتوای درسی لازم برای این پایه از جمله علوم، هنر، قرآن و تربیت بدنی و كاركردی كردن محتوی با توجه به مقتضیات سنی دانش آموزان این پایه، توجه به روش های یاد دهی و یادگیری و عنصر تعیین كننده معلم در برنامه درسی و تنظیم نظام یكپارچه ارزشیابی توصیفی برای برنامه درسی یكپارچه پایه اول ابتدائی از الزامات "مداخله موثر كاركردی" برای اجرای آزمایش ارزشیابی كیفی در سال تحصیلی 83-1382 در پایه اول است. پیشنهاد می شود با همكاری مراجع زیر بط در وزارت آموزش و پرورش همه این كارها قبل از آغاز سال تحصیلی آتی صورت گیرد. اجرای این پیشنهاد مستلزم عزم فوری و مسئولانه دست اندركاران نظام آموزشی در همه سطوح صفی و ستادی بویژه در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و در مسئولان تربیت معلم و آموزش ضمن خدمت وزارت آموزش و پرورش است. معاونت آموزش عمومی و امور تربیتی می تواند نقش تسهیلگری و پشتیبانی از انجام این امور مهم را برای بهینه تر شدن دستورات كاری خود در مدارس ایفا نموده و با اجرای درست آزمایشی برنامه درسی تدوین شده برای پایه اول ابتدائی كه شامل ارزشیابی توصیفی هم هست؛ پیشتاز انجام اصلاحات آموزش متكی بر مبانی نظری قوی، كار آمد و مانا در آموزش و پرورش كشور باشد.این نظر کارشناسی که در ظاهر مورد قبول همه بود و هر جند در گزارش رسمی مکتوب خودم حداقل دوبار با تفصیل منتشر شد و در وبلاگ طرح ارزشیابی توصیفی در فروردین 1382 در نشانی : http://arzeshyabitosfi1.blogspot.com/2003_04_06_archive.html#92416853#92416853 منتشر شد و شخصا به مناسبت های مختلف بارها بدان ارجاع داده ام و توسط پیگیران طرح ارزشیابی توصیفی به کرات در صفحات اینترنتی منتشر شده است ؛متاسفانه مورد حمایت هیچ کس قرار نگرفت! حتی جنابعالی که ناظر رسمی طرح بوده اید؛در این نوشته به درستی به موضوع نپرداخته اید.من این مسئله را به دقیق ترین شکلی که می توانستم در قالب یک مقاله تحت عنوان:"بهبود نظام آموزشی، تنها از طریق اصلاح ارزشیابی تحصیلی امکان پذیر نیست" نوشتم و در گردهمایی سالانه انجمن مطالعات برنامه درسی ایران در تاریخ 16 اسفند 1385 در همایش نوآوری در برنامه های درسی دوره ابتدایی ایران به صورت شفاهی ارائه داده و بلافاصله در نشانی: http://arzeshyabytosify.blogspot.com/2007/03/blog-post_5086
چهار: در مورد این که ارزشیابی توصیفی یک روش نوین ارزشیابی نیست،و نیز ترتیب تاریخی اقدامات ارزشیابانی چون اسکریون، تایلر و بلوم، با شما هم رای نیستم.آنچه مسلم است،تایلر مشهور در ارزشیابی مقدم بر اسکریون بوده است.در زمینه رویکردهای نوین در ارزشیابی تحصیلی و یادگیری که در تقابل با رویکردهای کمی و آزمون محور تحت عنوان رویکردهای کیفی و توصیفی در یادگیری و ارزشیابی تحصیلی مطرح است بهتر است با کلید واژه های زیر جیستجو کنید
Descriptive Review, Descriptive Processes, Descriptive Inquiry, Artful Tools
تا با این رویکردها بیشتر آشنا شوید.با مراجعه به سایت های ذیل نیز دست خالی بر نمی گردید
آه ای کاش اینقدر در یک کشور و در یک حوزه آموزشی و پژوهشی اینقدر از هم فاصله نداشتیم و فاصله نمی گرفتیم!هر کس که فرصت داشته باشد می تواند به تلاش های نویسنده این سطور برای کاهش فاصله ها در این عرصه از سال 1381 تا کنون در وبلاگ ارزشیابی توصیفی در نشانی: http://arzeshyabytosify.blogspot.com/ تامل نماید!
آه ! ای کاش کسی باشد که به داد معلمان و دانش آموزان مجری این برنامه فراگیر آموزشی در مدارس برسد
Monday, March 12, 2007
ماجرای طرح ارزشیابی توصیفی
بهبود نظام آموزشی، تنها از طریق اصلاح ارزشیابی تحصیلی امکان پذیر نیست
20 اسفند 1385
نه هرکه چهره بر افروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست
کلاه داری و آئین سروری داند
هزار نکته باریکتر زمو اینحاست
نه هرکه سر بتراشد قلندری داند
غلام همت آن رند عافیت سوزم
که در گدا صفتی کمیا گری داند
نسخه پاورپوینت ارائه مقاله را در اینجا بینید.
مقدمه
طرح ارزشیابی توصیفی مشهور به ارزشیابی کیفی یا طرح حذف نمره ،تجربه نو آورانه ی برخاسته از عمل در مقطع ابتدایی آموزش و پرورش ایران است.این طرح به صورت پیش آزمایشی در سال تحصیلی 82-81 اجرا و ارزشیابی شد. گزارش ارزشیابی طرح توسط نویسنده این مقاله که مجری این ارزشیابی بوده بلافاصله منتشر گردید(محمد حسن مقنی زاده،1381). اجرای آزمایشی این طرح درچهار سال تحصیلی بعد ادامه داشته است.
در قسمتی از یادداشت سردبیر ویژه نامه ارزشیابی تحصیلی فصلنامه تعلیم و تربیت شماره مسلسل 70-69 بهار و تابستان 1381 آمده است: "... هدف اساسی سنجش و ارزش یابی، ارتقای یادگیری دانش آموزان است.محتوا وچگونگی ارزش یابی درفرایند تدریس، نحوه مطالعه و کیفیت یادگیری دانش آموزان را رقم می زند.اگر معلم بر حفظ کردن مطالب بی ارتباط تاکید کند،دانش آموزان به یادگیری سطحی و طوطی وار روی می آورند...به همین دلیل است که گفته اند:" اگر می خواهید نظام آموزشی را بهبود بخشید،شیوه های سنجش وارزشیابی را اصلاح کنید"..." (حسن پاشا شریفی،1381)
سوءِ برداشت از این نقل قولِ با منشاء نامعلوم!! می تواند نقطه آغازی بر ایده " بهبود دوره آموزش و پرورش عمومی صرفا از طریق اصلاحِ شیوه های ارزشیابی تحصیلی" در سال های اخیر تلقی گردد.این سوءِ برداشت ربطی به نویسنده مطلب نداشته و در چهارچوب نظرية سازنده گرا ی شناخت گرایان قابل درک است. انتقاد از اعتقاد به چنین اثری برای ارزشیابی بر نظام آموزشی، به معنی نفی اهمیتِ ارزشیابی نیست. اما نویسنده این مقاله همچون نویسنده مقاله" نظام ارزش يابي از آموخته هاي دانش آموزان يا ايدئولوژي عملياتي شده نظام آموزشي"، معتقد است: يكي از موثرترين وكارسازترين مجاري اصلاح نظام آموزش وپرورش تحليل ونقد نظام ارزش يابي از آموخته هاي دانش آموزان درسايه اهداف وآرمان هاي تصريح شده نظام آموزشي(برنامه درسي) است( محمود مهر محمدی،1382).
متاسفانه چنین ایده ای در سطح برخی از نخبگانِ تاثیر گزار بر آموزش وپرورش ایران پذیرفته شده است.دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش در اواخر آبان1385 گفته اند :" تغییر شیوه های ارزشیابی از شرایط فعلی به شیوه نظام تکمیلی و توصیفی پس از انجام مطالعات گوناگون و در صورت به نتیجه رسیدن در سیستم آموزشی کشور نهادینه خواهد شد. کاهش اضطراب و تنش های روحی در یادگیری دانش آموزان از جمله مزایای ارزشیابی توصیفی است. برای دوری دانش آموزان از تکیه مطلق بر محفوظات باید با روش های علمی موضوع ارزشیابی توصیفی در پایه های راهنمایی و متوسطه را دنبال کرده و به نتیجه برسانیم."(بهرام محمدیان،1385)
معاون آموزش و پرورش عمومی وزارت آموزش وپرورش در اواخر دی ماه 1385 گفته اند:" درسال تحصيلي جاري نزديک به 1300 کلاس درس در سراسر کشور تحت پوشش طرح ارزشيابي تحصيلي يا حذف نمره از کارنامه تحصيلي دانش آموزان قرار گرفته است براساس این طرح در طول سال تحصيلي از طريق ارزيابي مستمر و بدون نمره 20 به عنوان ملاک ارزيابي ، سنجش تحصیلی دانش آموزان صورت می گیرد. حذف نمره از آرزوهاي نظام آموزش و پرورش است و بر اين اساس ، اين طرح به عنوان گام اول براي رسيدن به آن مطرح شده است تا مطابق آن بتدريج دانش آموزان ، معلمان و والدين به جاي گرايش به سمت نمره ، به آموزش و پرورش کيفي بر پايه مهارت هاي زندگي روي آورند. این طرح ضروري و مورد نياز نظام آموزشي ايران است. براساس آنچه از اجراي 3 ساله طرح ارزشيابي توصيفي به دست آمده است ، اضطراب و نگراني دانش آموزان از امتحان و کسب نمره 20 کاهش يافته است و معلمان و والديني که اين طرح را اجرا کرده و در جريان اجراي آن بوده اند نيز به توسعه آموزش هاي توصيفي و يادگيري مهارت هاي زندگي گرايش پيدا کرده اند."(حسین احمدی،1385)
علیرغم اظهارات سه تن از نخبگان و به عبارتی معماران نظام فعلی آموزش وپرورش کشور،نویسنده معتقد است: اصلاح آموزش و پرورش صرفا از طریق اصلاح ا رزشیابی تحصیلی امکان پذیر نیست.البته خرابتر کردن آموزش و پرورش از طریق اعمال رویه های ناصواب در برخی از عناصر نظام آموزش و پرورش امکان پذیر است.کما اینکه بیشتر ایرادات وارده توسط طراحان ومجریان طرح ارزشیابی توصیفی به تاثیر سوءِ نحوه امتحان و ارزشیابی در آموزش و پرورش ایران کاملا وارد است.اما پاشنه آشیل طرح ارزشیابی توصیفی یا حذف نمره از مقطع ابتدایی فقدان نگاه نظامند به آموزش و پرورش و برنامه درسی است.ارزشیابی یک عنصر از عناصر برنامه درسی است؛ اعمال رویه های کیفی درارزشیابی تحصیلی حتی اگر به نحوی کامل صورت گیرد ؛بدون اعمال تغییر در سایر عناصر برنامه درسی ره به جایی نخواهد برد جز ترکستان!! گام های اصلاحات در نظام آموزش و پرورش باید همزمان و دومینو وار برداشته شود تا اثرِ مثبت داشته باشد.
نکته قابل توجه اینکه نویسنده در این مقاله قصد و فرصت پرداختن به جزئیات بسیار مهم نحوه اجرای طرح ارزشیابی توصیفی در دوره پیش آزمایشی در سال تحصیلی 82-1381 و نیز در دوره آزمایشی در سه سال تحصیلی بعدی را با توجه به اینکه بسیار مهم و درس آموز نیز هستند را ندارد و صرفا به بسط و تحلیل مختصرِ مساله ای که طرح شد ،اکتفا می نماید. تحلیل تفصیلی ماجرای طرح ارزشیابی توصیفی نیازمند نوشتنِ مقالات و برگزاری همایش های اختصاصی با حضور نمایندگان گروه های ذینفع در این طرح است!!
مختصات طرح ارزشیابی توصیفی
منظور از روش هاي توصيفي در ارزشيابي توجه به رويكردي است كه در آن معلم تغييرات و تحولات ايجاد شده در دانش آموز را با فنون متفاوت بررسي كرده و به صورت مشروح بر اساس شاخصهاي پيشرفت و يا اهداف از پيش تعيين شده به اطلاع دانش آموز و والدين مي رساند.
بررسي نظام ارزشيابي كشورهاي مختلف جهان نشان مي دهد استفاده از كارنامه توصيفي امري رايج و داراي سابقه اي طولاني است. در كشور فرانسه روش نمره گذاري استفاده از طيف با عبارات توصيفي: بالاتر از استاندارد، مطابق استاندارد، ناسازگار با استاندارد و . . . مي باشد. در آلمان شش مقوله و يا طيف و در ژاپن استفاده از پنج مفهوم همراه با جملات توصيفي است. خلاصه اينكه در بسياري از كشورهاي مختلف جهان، كارنامه فقط نمرات خام را شامل نگرديده و تمامي فعاليتها و مهارت ها و نگرش كودك، توصيف و ارزشيابي مي شود. ارائه نمره صرف ضمن ايجاد رقابت و اضطراب، يادگيري و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان را تحت الشعاع قرارداده و با ايجاد افسردگي، بخش زيادي از منابع و استعدادهاي با لقوه انساني و اقتصادي را تلف مي نمايد. برخورد معلمان و والدين و ارزش بيش از حد قائل شدن به امتحان و تكرار بيهوده آن و استفاده ابزاري از آن باعث ايجاد دلسردي از تعليم و تربيت و امتحان با اين سبك و سياق، نقطه پايان يادگيري و نوعي رهايي از درس و تحصيل محسوب مي شود (محقق معین،1382).
سياست گزاران آموزش وپرورش ایران از سالهای آخر دهه 70 شمسی تلاشهايي براي بهبود ارزشیابی تحصیلی در دوره آموزش وپرورش عمومی راآغاز کرده اند . تصویب آئين نامه امتحانات دونوبتی به جای امتحانات سه ثلثی و مقرر نمودن مصوباتی در زمینه ارزشيابي مستمر ، تصویب اجرای آزمایشی طرح ارزشيابي توصيفي و بالاخره تصويب اصول حاكم بر ارزشيابي در شوراي عالي آموزش و پرورش از جملة فعاليتها یی ا ست كه در سالهاي اخير انجام شده است. در این نوشته عمدتا بر طرح ارزشیابی توصیفی متمرکز شده ایم.
در کتاب راهنمای اجرای ارزشیابی توصیفی پایه های اول،دوم و سوم ابتدایی در راستاي اجراي ماده هفت دستورالعمل ارزشيابي توصيفي دانشآموزان ابتدايي مصوبة جلسة 296 کميسيون معين شوراي عالي آموزش و پرورش که مقرر کرده است جزوه راهنمای ارزشیابی توصیفی توسط معاونت آموزش عمومی و امور تربیتی با همکاری سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ارائه شود؛ مجموعه اي از راهنمايي ها براي مجريان طرح ارزشيابي توصيفي در پايه اول و دوم وسوم دبستان تهيه و تدوين شده است. اين راهنما که در طول اجرای سه ساله آزمایشی طرح هرسال نسخه جدید تری یافته است؛ صرفا توسط دکتر محمد حسنی با همکاری معاونت آموزش عمومی وزارت آموزش وپرورش ارائه و در اختيار مجريان طرح قرار گرفته است در این راهنما به اهداف اساسی، ويژگيها و چگونگي اجراي طرح ارزشیابی توصیفی اشاره شده است.دکتر حسنی در ابتدای این راهنما نوشته است:
مشحصا بعد از مصوبات 674 مورخ5/2/81 و 679 مورخ 30/8/81 شوراي عالي آموزش و پرورش مبني بر تهيه طرحي براي تغيير نظام ارزشيابي پايههاي اول تا سوم ابتدايي، طرحي تحت عنوان ارزشيابي توصيفي توسط دفتر ارزشيابي تحصيلي و تربيتي تهيه و به اجراي آزمايشي گذاشته شد. اهداف اساسي اين طرح به شرح زيراست:
· بهبود كيفيت فرآيند ياددهي ـ يادگيري
· فراهم نمودن زمينه مناسب براي حذف فرهنگ بيست گرايي
· تأكيد بر اهداف آموزش و پرورش به جاي تأكيد بر محتواي كتابها
· فراهم نمودن زمينه مناسب براي حذف حاكميت مطلق امتحانات پاياني در تعيين سرنوشت تحصيلي دانشآموزان
· افزايش بهداشت رواني محيط ياددهي ـ يادگيري يا كاهش فشار هاي رواني ناشي از نظام ارزشيابي موجود
در راستاي تحقق اين اهداف، ادعا شده است ارزشيابي توصيفي در پنج محور در نظام ارزشيابي تغيير و تحول ايجاد نموده است. كه بسياري از مشكلات و کاستی های ارزشیابی را برطرف می نماید. همچنین ادعا شده است که اين تغييرات با تحولات جهاني در اين حوزه، همزمان و همسو است (حسنی،1385).
مدیریت ِاجرای اين طرح آزمایشی پس از اجرای پیش آزمایشی آن ابتدا در دفتر ارزشیابی تحصیلی و تربیتی در سال تحصیلی83-82 شروع و پس از انحلال این دفتر در حال حاضر با مديريتِ واحد ارزشيابي تحصيلي و تربيتي دفتر آموزش و پرورش پيش دبستاني و ابتدايي وزارت آموزش و پرورش اجراي چهارمین سال آزمایشی خود را در تعداد محدودي از كلاسهاي مدارس ابتدايي كشور تجربه مي كند . طبق مصوبه شوراي عالي آموزش وپرورش گروه اندازه گيري و ارزشيابي آموزشي پژوهشكده تعليم وتربيت مسئوليت ارزشيابي از طرح را به عهده داشته است و در پایان سال تحصیلی 85-84 نتایج تحقیقات در مورد اجرای این طرح آزمایشی را به این شورا ارائه داده است.
در کتاب راهنمای یاد شده پنج محوری که از نظر مولف کتاب ، طرح ارزشیابی توصیفی در نظام ارزشيابي تغيير و تحول به وجود می آورد به شرح ذیل توضیح داده شده است:
محور اول : تغيير تأكيد از ارزشيابي پاياني به ارزشيابي تكويني
در رويكرد سنتي ارزشيابي، عمدتاً معلمان، تلاش مينمودند از نتايج يادگيري دانشآموزان ارزشيابي به عمل آورند و آن را به صورت نمره گزارش دهند. كمتر تلاش ميشد كه به نحوه و چگونگي يادگيري و بهبود آن توجه شود. در اين الگوي جديد ارزشيابي، معلم، ارزشيابي را در خدمت يادگيري قرار ميدهد؛ لذا نگاه وي به آن كاملاً تغيير ميكند. ارزشيابيهاي او به گونهاي است كه به يادگيري بهتر بينجامد. لذا ضعفهاي عملكرد دانشآموزان و قوتهاي آنها، براي اين منظور بررسي ميشود كه راهي براي برطرف كردن و يا بهبود آنها يافت شود، نه اين كه صرفاً ضعفها منعكس شود. همچنين اين الگوي ارزشيابي، موجب ميشود معلم خود را همسفر يادگيري دانشآموزان بداند و با آنها در مسير حركت كند، نه كسي كه در پايان راه ايستاده و منتظر است كه مشاهده كند چه كسي زودتر به پايان راه (يادگيري) ميرسد.
اگر يادگيري را جرياني هدفمند و پيوسته بدانيم كه از مبادي آغاز و به نتايج ميرسد؛ ارزشيابي هم جرياني پيوسته است كه از مبادي آغاز ميشود و به نتايجي ميرسد؛ يعني دوش به دوش يادگيري به پيش ميرود؛ لذا ارزشيابي زماني براي يادگيري و در جهت بهبود يادگيري خواهد بود كه پيوسته اطلاعات مفيدي براي دانشآموزان از طريق بازخورد، فراهم آورد. با تركيب و تحليل اطلاعات به دست آمده از اين نوع ارزشيابيها كه طي مراحل مختلف گردآوري شده است، معلم مي تواند تصميمهاي مناسب آموزشي درباره دانشآموز بگيرد.با اين توضيحات روشن مي شود كه اين الگوي ارزشيابي كاملاً پويا است و عنصري كه پويايي آن را تشديد مي نمايد ارائه بازخورد هاي توصيفي است. تحقيقات زيادي نشان داده است كه بازخوردهاي توصيفي موجب بهبود يادگيري دانش آموزان مي شود.
محور دوم : تغيير مقياس فاصلهاي (20 – 0) به مقياس ترتيبي (در حد انتظار، نزديك به انتظار، نيازمند تلاش بيشتر)
در طول ساليان دراز، مقياس مورد استفاده در كشور، مقیاس فاصلهاي (نمره 20-0) بوده است و معلمان نتايج آزمونها را براساس آن به دانشآموزان و والدين، بازخورد دادهاند. اين شكل از بازخورد به دليل ابهام درتغيير و دقت زياد در فواصل بين آن (هشتاد قسمتِ بیست و پنج صدمی )، رقابت برانگيز بوده ًبه همين دلیل است که در طول اين سالها، نمرة بيست بسيار مورد احترام وتوجه بوده است. مقياس ترتيبي(بيش ازحدانتظار،درحدانتظارو....) اين مشكلات را ندارد، كمتر ايجاد رقابت مينمايد و انعطاف پذيري بيشتري دارد؛ در طرح ارزشيابي توصيفي، جايگزين نمره در كارنامه است.
به سخن ديگر در حين فرايند ياددهي ـ يادگيري دانشآموزان، بازخورد ترتيبي يا فاصلهاي دريافت نميكنند. به واقع تصور ميرود كه دريافت اين نوع بازخوردها از سوي معلم فرآيند يادگيري دانشآموزان را سست مينمايد. در اين طرح خلاء اين بازخوردها را بازخوردهاي توصيفي پر ميكند. بازخوردهاي توصيفي، بازخوردهايي با معناو مؤثري هستند كه دانشآموزان را در جهت شناخت وضعيت پيشرفت يادگيري خود قرار ميدهند وآنان همچنين ازاين طريق رهنمودهايي براي بهبود يادگيري دريافت ميدارند.
تصور حذف بازخورد نمره براي بسياري از معلمان، ناممكن است. به زعم آنها نمره اهرم انگيزشي قوي است و يكي از ابزارهاي اقتدار معلم است، حذف آن خلاء بزرگي در جريان يادگيري ايجاد ميكند. اما واقعيت اين است كه حذف نمره و هر گونه بازخورد غير توصيفي، مشكلي ايجاد نميكند. حتي به بهبود شرايط يادگيري هم ميانجامد؛ زيرا بچهها ديگر نگران كسب نمره نيستند. آنها به دنبال شناخت اشتباه خود در فعاليتهاي يادگيري هستند. والدين نيز از كودك نمره نميخواهند بلكه از فرزندشان ميپرسند كه «امروز چه ياد گرفتهاي؟» حذف نمره، حذف يكي از عوامل استرسزا است. بنابراين در كلاس شرايطي فراهم ميشود كه مسافر كوچك سفر يادگيري سفرش را با آرامش خاطر دنبال كند.
محور سوم: تنوعبخشي به ابزارهاي جمعآوري اطلاعات
فعاليت ارزشيابي تحصيلي با دو فعاليت جزيي : الف) جمعآوري اطلاعات ، ب) داوري درباره وضعيت يادگيري دانشآموزمشخص می گردد. درفعاليت نخست، معلم اطلاعاتي را از وضعيت يادگيري دانشآموز جمعآوري مينمايد. در شيوه سنتي اين اطلاعات عمدتاً از طريق آزمونهاي مداد ـ كاغذي (امتحان) یا پرسشهاي كلاسي جمع آوري ميشد.اما در اين طرح ابزارهاي جمعآوري اطلاعات متنوع شده اند و علاوه بر آنها ابزارهاي ديگري چون پوشةكار، ابزارهاي ثبت مشاهده، تکاليف درسي و آزمونهاي عملكردي نيز مورد استفاده قرار ميگيرند.اين ابزارها اطلاعات بيشتر و وسيعتري را براي معلم، آماده ميسازد و بنابراين هم اعتبار اطلاعات به سبب تنوع در ابزارها بيشتر ميشود و هم قضاوت و داوري معلم واقعي تر و منصفانهتر خواهد شد.اساس كار در تنوعبخشي به ابزارهاي گردآوري اطلاعات از وضعيت يادگيري دانشآموز، واقعيتر كردن اطلاعات است كه همان مشاهده كودك در حين فعاليت و بررسي آثار و محصولات يادگيري اوست.
محور چهارم: تغيير در ساختار كارنامه
كارنامه تحصيلي كه در اين طرح "گزارش پيشرفت" نام گرفته است به طور كلي مفصلتر و اندكي عميقتر به گزارش رشد و پيشرفت دانشآموز مي پردازد. بر خلاف كارنامه کمي ،که شامل فهرستي از نام دروس و نمره ها است، گزارش پيشرفت تحصيلي به شکل توصيفي، از وضعيت دانشآموز اطلاعاتي به والدين ميدهد. همچنين در اين گزارش تنها به وضعيت درسي صرف توجه نميشود، بلكه به ابعاد عاطفي، جسماني و اجتماعي توجه شده است. در گزارش پيشرفت تحصيلي والدين به روشني درمي يابند كه در چه بخش از انتظارات آموزشي، احتمالاً كودكشان مشكلاتي دارند وبا توجه به آن مشکلات توصيههايي را براي بهبود عملكرد تحصيلي فرزندشان دريافت مينمايند.
محور پنجم: تغيير در مرجع تصميمگيرنده درباره ارتقاء دانشآموزان
در نظام سنتي ارزشيابي تحصيلي، تصميمگيري درباره ارتقاء به نمرهاي امتحان پاياني دانشآموز بستگي دارد. طبق شرايطي كه از پيش تعيين شده است و بر اساس نمره هاي کسب شده مشخص ميشود كه آيا دانشآموز ميتواند به پايه بالاتر ارتقاء يابد يا اين كه بايد تكرار پايه بنمايد. اين تصميمگيري را حتي در سالهاي اخير به عهده رايانه گذاشتهاند و رايانه به راحتي مشخص ميكرد كه فردي اجازه ارتقاء دارد يا نه!
اما در الگوي ارزشيابي توصيفي به سبب اينكه اطلاعات جمعآوري شده متنوع بوده، و شامل دادههاي كمي و كيفي است، تحليل و تركيب اين دادههاو تصميم هاي آموزش مبتني بر آن، از جمله تصميمگيري درباره ارتقاء يا عدم ارتقاء دانشآموزان به عهدة معلم وشوراي مدرسه است. در اين الگوي ارزشيابي به معلم اختيار تصميمگيري تفويض ميشود، زيرا وي لايقترين فردي است كه درباره دانشآموز ميتواند تصميم بگيرد.
در اين الگو، معلم براساس شواهد گردآوري شده از فرآيند پيشرفت دانشآموز به دانشآموز اجازه ارتقاء ميدهد. در صورتي كه دانشآموزي بعد از انجام مداخلههاي طولي و عرضي (در پايان سال تحصيلي و در بين سال تحصيلي) به حد مطلوب نرسيد؛ پيشنهاد تكرار پايه را به مدير و شوراي مدرسه ميدهد و شورا براساس شواهد موجود درباره آن تصميمگيري مينمايد. لذا ارزشيابي توصيفي تكرار پايه را تنها به عنوان يك مداخله در روند تحصيلي كودك ميپذيرد و زماني اين مداخله انجام ميشود كه مشخص شود تكرار پايه براي كودك تأثير مثبت خواهد داشت.
با توجه به آنچه كه گفته شد و بر خلاف تصورات اشتباه و رايج، ارزشيابي توصيفي با ارتقاء خود به خود تفاوت دارد . زيرا در ارتقاء خود به خود تكرار پايه وجود ندارد و دانش آموزان بر اساس سن ارتقاء مي يابند. اما در اين روش ارتقاء و تكرار پايه منطقي تر و متناسب با نياز آموزشي دانش آموز مي شود. همچنين در اين طرح، ارزشيابي از فعاليتهاي كلاسي حذف نمي شود بلكه ارزشيابي در خدمت بهبود يادگيري دانش آموزان قرار مي گيرد به ويژه دانش آموزاني كه ضعف عملكرد درسي داشته باشند(محمد حسنی،1385)
با عنایت به اینکه در اسناد اولیه طرح " توجه همه جانبه به تمامي جنبه هاي رشد" از جمله تاکیدات و وجه ممیز ه های ارزشیابی توصیفی از دیگر الگوهای ارزشیابی به شمار رفته و بسیار مورد توجه بوده است؛این سئوال مهم مطرح می شود که به چه دلیل در نوشته های بعدی کمتر برجسته شده است!! با توجه به اهمیت این تاکید و جهت ریشه یابی موضوع به مرور اسناد طرح ارزشیابی توصیفی در این زمینه می پردازیم.
در اولین سندِ طرح ارزشیابی توصیفی تحت عنوان"راهنمای ارزشیابی توصیفی- تکوینی در پایه اول ابتدایی" که در زمستان 1381 در اجرای پیش آزمایشی طرح ارزشیابی توصیفی در سال تحصیلی 82-1381 به کار گرفته شده،در توضیح ارزشیابی توصیفی- تکوینی به عنوان راه حلِ مشکلات مربوط به ارزشیابی آمده است:
معلم لازم است فعالیت های خود را جهت تحقق اهداف آموزش و پرورش در چهار بعد شخصیت سازمان دهد.به این منظور معلم پیوسته باید از میزان موفقیت خود یا مشکلات احتمالی،باخبر شود.ارزشیابی توصیفی- تکوینی در این آگاهی دادن به معلم از میزان تحققِ اهداف یا مشکلات مربوط به آنها ،به معلم کمک می کند.آگاهی از میزان تحقق اهداف در چهار بعد شخصیت فقط از طریق آزمون ها یا اطلاعات کمی ممکن نیست.به همین دلایل لازم است از اطلاعات کمی وکیفی استفاده شود (یحیی کاظمی و محمد حسنی،1381).
براي انجام ارزشيابي توصيفي يا اصيل و همه جانبه چهار منبع پيشنهاد شده است:
1) كارنامه ارزشيابي توصيفي،
2) چك ليست ها
3) برگ ثبت گزارش
4) پوشه كار( یحیی کاظمی،1381).
كارنامه ارزشيابي توصيفي شامل حداقل اهدافي است كه معلم مي تواند براي رشد همه جانبه دانش آموزانِ سال اول ابتدائي، تدارك ببيند. از معلم انتظار مي رود در چهار مرحله از سال تحصيلي (هر دوماه يكبار) ميزان پيشرفت دانش آموزان خود را در كارنامه ارزشيابي توصيفي، ثبت كند. كارنامه ارزشيابي توصيفي در هر مرحله با استفاده از اطلاعات بدست آمده از طريق چك ليست ها، برگه هاي ثبت گزارش، پوشه كار و ديگر ارزيابي هاي تراكمي( ارزشيابي هاي ضمن تدريس) تكميل مي شود. معلم با استفاده از چهار علامت، ميزان موفقيت خود را در رساندن دانش آموز به اهداف فهرست شده در كارنامه ارزشيابي توصيفي، ثبت مي كند. اين علامت ها شامل "ك" به معناي كاملاً تحقق يافته، "ت" به معناي تا حدود زيادي تحقق يافته، "ن" به معناي نسبتاً تحقق يافته و "ب" به معناي بيشتر بايد تلاش شود؛ مي باشد.
کارنامه ارزشيابي توصيفي بر اساس مندرجات گزارش اخير الذكر بايد بعد از هر مرحله ارزش گذاري، به رويت و امضاي مدير مدرسه و والدين دانش آموز برسد. كارنامه ارزشيابي توصيفي داراي 36 هدف در 4 بعد: جسماني، عاطفي، اجتماعي و شناختي شامل: خواندن و نوشتن، حساب كردن، قرآن، علوم و هنر مي باشد. در گزارش اخير الذكرو ساير مدارك منتشر شده توسط دفتر ارزشيابي تحصيلي و تربيتي در خصوص روش شناسي و نحوه تدوين هدف هاي 36 گانه در كارنامه توصيفي، مطلبي ملاحظه نشد(محقق معین،1382).
در دستور العمل ارزشیابی توصیفی دانش آموزان دوره ابتدایی مصوبه جلسه 296 کمیسیون معین شورای عالی آموزش و پرورش مورخ 12/6/1382 نیز " توجه به حیطه های مختلف شخصیت دانش آموز در ابعاد عاطفی،اجتماعی،جسمانی و سطوح بالای حیطه شناختی" به عنوان یکی از سه هدف اصلی طرح آزمایشی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی از طریق ارزشیابی توصیفی در نظر گرفته شده است.
اما ساختار و شکل "کارنامه ی ارزشیابی توصیفی"که در اواخر سال 1382 در اولین سال اجرای آزمایشی طرح، آماده شد؛ به کلی تغییر کرده و با کارنامه ارزشیابی توصیفی در مرحله پیش آزمایشی کاملا متفاوت بود.در کارنامه جدید ابعاد جسمانی،اجتماعی و عاطفی از عملکرد درسی(بعد شناختی) با گرفتن عنوان ویژگی های عمومی ،جدا شده و مقیاس سنجش جداگانه ای نیز یافته است. هر چند که در صفحه 2 این راهنما آمده است: معمولا دانشمندان و متخصصان تعلیم وتربیت، شخصیت را به چهار بعد عقلانی،اجتماعی،عاطفی و جسمانی تقسیم می کنند.رشد همه جانبه دانش آموز هنگامی رخ می دهد که همه ابعاد شخصیت مورد توجه ومراقبت قرار گیرد.این کارنامه به معلم این امکان را می دهد که به تمامی ابعاد گوناگون شخصیت دانش آموز توجه نماید( حسنی ،1382)
اگرچه این تغییر یک اصلاح شکلی نیست،کما اینکه در نسخه راهنمای ارزشیابی توصیفی در سال سوم اصولا "توجه به حیطه های مختلف شخصیت دانش آموز در ابعاد عاطفی،اجتماعی،جسمانی" از اهداف رسمی طرح ارزشیابی توصیفی خارج شده است!! اما به نظر می رسد در این نسخه راهنما با بیان هدف مبهمِ "تأكيد بر اهداف آموزش و پرورش به جاي تأكيد بر محتواي كتابها" به عنوان یکی از اهداف اساسی پنج گانه طرح ارزشیابی توصیفی، به نحوی غیر مستقیم همان هدف اولیه و محوری در مرحله پیش آزمایشی دنبال می شود.!!؟
متاسفانه این وضعیت مبهم و نابسامانی نظری و عملی در میان دست اندرکاران کلیدی طرح ارزشیابی توصیفی کاملا پایدار شده است. زهرا حصار بانی دریادداشتی تحت عنوان" ارزشيابي توصيفي الگويي جديد در ارزشيابي تحصيلی "در وبلاگ رسمی این طرح در 27 اردی یبهست 1385 توصیف جالبی از طرح ارزشیابی توصیفی ارائه کرده است . وی مجددا " توجه همه جانبه به تمامي جنبه هاي رشد" در طرح ارزشیابی توصیفی را به عنوان یک محور مستقل از الگوی ارزشیابی توصیفی مطرح کرده است. حصاربانی که کارشناس مسئول و پی گیر اجرای طرح بعد از انحلال دفتر ارزشیابی تحصیلی و تربیتی در سال دوم و سوم اجرای این طرح آزمایشی بوده، نوشته است:
ارزشيابي تحصيلي، فعاليتي است كه معلم، در جريان تدريس خود انجام مي دهد. اين فعاليت، شامل جمع آوري اطلاعات و داوري درباره وضعيت يادگيري و پيشرفت دانش آموز است. جمع آوري اين اطلاعات از طريق شيوه هاي مختلف صورت مي پذيرد و نيازمند كسب مهارت و دانش كافي در اين زمينه است. معلم بايد با استفاده از نتايج حاصل از سنجش و ملاحظه اهداف و انتظارات آموزشي درباره وضعيت فرد، داوري كرده، ضعفها و قوتهاي دانش آموز را مشخص كند و براي بهبود فعاليتهاي يادگيري به او توصيه هايي را ارائه دهد.
متأسفانه فرآيند سنجش و ارزشيابي در كشور ما، مطابق عرف، فقط شامل ارزيابي مجموعي يا نهايي است كه در پايان دوره آموزشي به منظور تشخيص پيشرفت تحصيلي و رتبه بندي صورت مي گيرد. در اين روش، تمامي تلاش معلم، دانش آموز، والدين و كل نظام آموزشي معطوف به آزمونهاي نهايي و نمره آنهاست و ماحصل همه زحمتها در يك عدد يك يا دو رقمي خلاصه مي شود. اين نمره، نه تنها ملاك قضاوت وتصميم گيري درخصوص دانش آموز است، بلكه به نوعي ارزشيابي از عملكرد معلم، مربي، مدير و والدين و نظام آموزشي، تلقي مي شود.
ترديدي نيست كه نتايج حاصل از اين گونه تصميم گيري ها دقيق نبوده، ممكن است عواقب ناگواري به همراه داشته باشد؛ به عبارت ديگر به جاي آنكه نظام ارزشيابي و اندازه گيري در خدمت آموزش و رشد و توسعه دانش فراگيران و معلمان قرار گيرد، فرآيند تدريس و يادگيري در خدمت نظام سنجش و آزمون در آمده است و ملاك قضاوت در مورد عملكرد نظام و دانش آموز در يك مقياس صفر تا بيست خلاصه مي شود.( زهرا حصاربانی،1385)
حصاربانی محور ششم الگوی ارزشیابی توصیفی را که حسنی در نسخه راهنمای جدید طرح ارزشیابی توصیفی ظاهرا از قلم انداخته بود ؛ تحت عنوان "توجه همه جانبه به تمامي جنبه هاي رشد" به شرح ذیل توضیح داده است:
در الگوي ارزشيابي توصيفي، علاوه بر رشد بُعد عقلاني دانش آموز، به جنبه هاي ديگر رشد، از جمله رشد ابعاد اجتماعي، عاطفي و جسماني نيز توجه شده است. معلم در طول سال با مشاهده رفتار و عملكرد دانش آموز ،گزارشي را از وضعيت او در حيطه هاي ذكر شده به شكل توصيفي، ارائه مي دهد. اين گزارش بايد دقيق و حساب شده باشد و به دور از اغراق، از الفاظ و كلمات مثبت استفاده شود. در این گزارش برای نمونه گزاره هایی در توصیف وضعیت دانش آموز نظیر : دقت کردن در رعايت نكات بهداشتي ،كسب عادتهاي مطلوب جسماني ، همكاري با ديگران ، عمل به قوانين مدرسه ، احترام گذاشتن به ديگران ، شركت در مباحث و گفتگوها و... بیان می گردد. این ها از جمله انتظاراتي است كه در الگوي ارزشيابي توصيفي در زمينه توجه به حيطه هاي گوناگون رشد شخصيتي دانش آموز، مطرح شده است. انتظاراتي كه در نظام سنتي، كاملاً ناديده انگاشته شده است(همان).
مطالعه اسنادِ مجریانِ طرح آزمایشی ارزشیابی توصیفی که به منظور بهبود ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در مقطع ابتدایی اجرا شده نشان می دهد که مجموعه ای از سنجه های توصیفی وتکوینی در این طرح در طول سه سال تحصیلی در کلاس های پایه اول تا سوم ابتدایی تحت پوشش طرح در سطح کشور به کار رفته است.در کارنامه ارشیابی توصیفی برای سنجش عملکرد درسی (بعد شناختی) و ویژگی های عمومی(ابعاد اجتماعی،جسمانی وعاطفی) انتظاراتی تعیین شده است.برای سنجش انتظارات، نشانه هایی درنظر گرفته شده است.اطلاعات این نشانه ها ازطریق چک لیست ها،برگه های ثبت گزارش،پوشه های کار و آزمون های عملکردی معرفی شده در مدارکِ طرح، از دانش آموزان جمع آوری شده است.
برای داوری در مورد اطلاعات جمع آوری شده و میزان تحقق انتظارات، به جای مقیاس فاصله ای 0تا 20 از مقیاس های ترتیبی توصیفی3 و 4 وضعیتی استفاده شده است.در اسنادِ مجریانِ طرح ارزشیابی توصیفی حتی اشاره ای به لزوم ِتعیین روایی و پایایی آزمون های مورد استفاده در سنجش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تحت پوشش طرح آزمایشی ارزشیابی توصیفی نشده است چه رسد به اینکه گزارش اقداماتِ انجام شده در این عرصه را برای اطلاع و قضاوت جامعه علمی و اجرایی کشور ارائه داده باشد!! این در حالی است که استاندارد های سنجش حتی در فعالیت های یاد دهی و یاد گیری روزمره مدرسه باید لحاظ گردد چه رسد به اجرای یک طرح آزمایشی در سطح ملی!! شریفی در این زمینه نوشته است:
صلاحيت هاي سنجش شامل مجموعه اي از دانش ومهارتهاست كه هرمعلم بايد از آنها برخوردارباشد. اودرمراحل مختلف آموزشي مانند فعاليتهاي پيش از تدريس، فعاليتهاي هنگام تدريس، فعاليتهاي پايان دوره يا واحد آموزشي ، فعاليتهاي مربوط به پيگيري نتايج سنجش، وسرانجام در فرايند تصميم گيري وبرنامه ريزي آموزشي درسطح مدرسه، منطقه، استان، ودرسطح ملي، بايد از دانش ومهارتهاي حرفه اي خود در سنجش استفاده كند. درتمامي مراحل فعاليت هاي مذكور لازم است از استانداردهايي پيروي شود. اين استانداردها را مي توان در چهار حوزه طبقه بندي كرد:
الف- استانداردهاي اخلاقي وقانوني. براساس اين استانداردها، سنجش بادرنظرگرفتن موازين قانوني واصول اخلاقي، انجام مي گيرد، به گونه اي كه جانب عدالت، حفظ حرمت دانش آموز، وسلامت وبهداشت رواني دانش آموزان وهمه كساني كه از سنجش تاثير مي پذيرند(معلمان،والدين ، و…) مراعات شود.
ب- سودبخشي سنجش. پيروي از اين استانداردها موجب مي شودكه سنجش در فرايند ياددهي – يادگيري مفيد وسودبخش باشد. سنجش سودبخش داراي ويژگي هاي آگاه كننده، اثرگذار، به موقع ، بجاواصلاح كننده است.
پ- استانداردهاي قابليت اجرا. به كاربستن اين استانداردها سبب مي شود كه اجراي مراحل سنجش آن گونه كه طراحي شده است امكان پذير باشد. عملي بودن، تناسب بااهداف آموزشي، هماهنگي بانيازهاي دانش آموزان، همخواني با سياست هاي آموزشي از جمله ويژگي هاي اين دسته از استانداردهاست.
ت- استانداردهاي دقت و صحت. مراداز استانداردهاي دقت وصحت آن است كه سنجش به گونه اي طراحي شود كه نتايج آن ، عملكردواقعي دانش آموز وفرايند يادگيري اورا با درجه قابل قبولي از دقت وصحت وبه دوراز خطا وسوگيري توصيف كند.(حسن پاشا شریفی،1382)
نتایج ارزشیابی از نحوه اجرای سه ساله طرح آزمایشی ارزشیابی توصیفی
خوشبختانه از اجرای پیش آزمایشی و آزمایشی طرح ارزشیابی توصیفی گزارشاتِ توصیفی متنوعی به خصوص از طریق خبرگزاری ها وبلاگ های اینترنتی توسط ذی نفعان طرح منتشر شده است؛ به نحوی که با وارد کردن کلید واژه فارسی "ارزشیابی توصیفی " در کادر جستجوی موتور های جستجوی اینترنتی نظیر یاهو و گوگل رکورد های اطلاعاتی زیادی قابل دسترسی است؛ لیکن متاسفانه تحلیلگران مسائل آموزش و پرورش ایران کمتر به این مهم پرداخته اند.
در این بخش از مقاله با توجه به ضیق وقت، صرفا به مرور اجمالی دو گزارش رسمی منتشر شده و بررسی چند سندِ مرتبط بسنده می کنیم. اولین سند، گزارشی است که توسط مجریان طرح ارزشیابی توصیفی در وزارت آموزش و پرورش در مورد نتایج اجرای آزمایشی طرح در سال تحصیلی 83-1382 با یکسال تاخیر در اردی بهشت 1384 در وبلاگ رسمی طرح منتشر شده است؛ و دیگری گزارشی که مجریان طرح از نتایج تحقیقات تحقیقات گروه اندازه گيري و ارزشيابي آموزشي پژوهشكده تعليم و تربیت پژوهشگاه مطالعات آموزش وپرورش در پایان دوره سه ساله اجرای آزمایشی ارزشیابی توصیفی در دی ماه 1385 از طریق خبرگزاری ایسنا ارائه داده اند.
در فصل سوم گزارش اجراي آزمايشي طرح ارزشيابي توصيفي در مدارس منتخب کشور درسال تحصيلي 83-82 ضمن اشاره به همايش ناظران علمي طرح در استان ها که در روزهاي سوم و چهارم اسفندماه 1382در استان يزد با شركت 29 ناظر علمي ،5 نفر از كارشناسان مسؤول استانهاي برگزار كننده كارگاههاي آموزشي ارزشيابي توصيفي ، مدير اجرايي ، همكار تخصصي ، استادان ، مسؤولان دفتر ارزشيابي تحصیلی وتربیتی معاونت آموزش عمومی وزارت آموزش و پرورش و نماينده پژوهشكده تعليم و برگزار شده به مشكلات و مسائل اجرايي طرح ارزشیابی توصیفی به شرح ذیل اشاره شده است:
" بازنگري در ابزارهاي ارزشيابي و تدوين يك مجموعه منظم ، تجهيز كلاسها به مواد و وسايل آموزشي رعايت تناسب بين دانش آموزان و معلم ( حداكثر 24 به 1) ، كاهش محتواي كتب و تناسب بين محتوا و ارزشيابي توصيفي ، ارتقاء دانش و مهارتهاي معلمان براي اجراي طرح ، توجيه كامل اولياء توسط معلم مجري طرح و ناظرين علمي ، پيش بيني منابع مالي جهت خريد تجهيزات ، حق الزحمه معلمين مجري طرح و ناظرين علمي ، تهيه نرم افزار مناسب با طرح و بستر سازي و فرهنگ سازي براي اجراي مطلوب طرح"( واحد ارزشیابی توصیفی معاونت آموزش عمومی،1384).
در فصل چهارم گزارش اخیر الذکر که به فعاليت هاي کميته نظارت بر اجراي طرح آزمايشي ارزشيابي توصيفي مربوط است از همزماني اجراي طرح با طرحهاي مشابه همچون طرح « بخوانيم و بنويسيم»، زياد بودن حجم دروس ، عدم آشنايي مناسب معلمان با ابزارهاي طرح و كمبود وقت و ماهيت وقت گير الگوي ارزشيابي به عنوان كاستي ها و محدوديتهاي مشاهده شده یاد شده است (همان).
در فصل پنجم این گزارس که به تحلیل و جمع بندی اختصاص دارد از
"جلب توجه اوليا و معلمان به ابعادي از ويژگي هاي دانش آموزان ، كاهش اضطراب امتحان ، كاهش شماتت و فشار رواني نمره بيست ، حذف شرمندگي به دليل اخذ نمره كم ، افزايش شناخت معلمان و مديران با ديگر شيوه هاي ارزشيابي" به عنوان نقاط قوت و پيامدهاي مستقيم طرح ارزشيابي توصيفي كه توسط اكثر استانها اعلام شده اشاره شده است.(همان)
از آنجا که نویسنده تا کنون به گزارش تحقیقات گروه اندازه گيري و ارزشيابي آموزشي پژوهشكده تعليم و تربیت پژوهشگاه مطالعات آموزش وپرورش در خصوص ارزشیابی طرح ارزشیابی توصیفی دسترسی نیافته است ناچار است به گزارشی که مجریان طرح ارزشیابی توصیفی از نتایج تحقیقات انجام شده پیرامون اجرای آزمایشی طرح ارزشیابی توصیفی در پایان دوره سه ساله در سوم دی ماه 1385 ارائه داده اند؛اکتفا نماید. مرتضی شکوهی معاون دفتر آموزش ابتدایی معاونت آموزش عمومی وزارت آموزش و پرورش در مصاحبه با خبرنگار آموزش وپرورش ایسنا گفته است :
اجراي آزمايشي طرح ارزشيابي توصيفي (حذف نمره در مقطع ابتدايي) كه مقرر شده بود پس از 3 سال پايلوت و بعد از ارزيابي پژوهشگاه و شوراي عالي آموزش و پرورش، در خصوص استمرار آن تصميمگيري شود، با راي اين شورا، 2 سال ديگر نيز تمديد شد.
اجراي آزمايشي طرح ارزشيابي توصيفي در مقطع ابتدايي از سال تحصيلي 83-82 با تحت پوشش بردن 200 كلاس پايه اول آغاز شد و در سال تحصيلي 84-83، 500 كلاس درس شامل 300 كلاس پايه اول و 200 كلاس پايه دوم و در سال تحصيلي 85-84 نيز يكهزار كلاس درس شامل 500 كلاس اول، 300 كلاس دوم و 200 كلاس سوم را تحت پوشش برد كه در اين سال شاهد افزايش 200 كلاس درس پایه اول به شكل غيررسمي با توجه به تقاضاي استانها براي اجراي طرح بوديم.
پس از پژوهشهاي انجام شده در خصوص نحوه اجراي طرح از سوي پژوهشگاه آموزش و پرورش، شوراي عالي آموزش وپرورش مصوب كرد تا اين طرح بدون هيچ افزايش پوششي در سالهاي تحصيلي 86-85 و 87- 86 نيز به مدت 2 سال به اجراي آزمايشي درآيد و مجددا ارزيابيهايي از روند اجرا صورت گيرد. همچنین این شورا مقرر کرده است :"شوراي سياستگذاري پيشگيري امور طرح ارزشيابي توصيفي" در معاونت آموزش و پرورش عمومی وزارت آموزش و پرورش تشکیل گردد. كميتههايي براي تغذيه اين شورا اعم از كميته علمي و مباني نظري،كميته بازنگري در روشها و بويژه كارنامه توصيفي، كميته اجرايي و پشتيباني نيز تشكيل شده است.
بر اين اساس در سال تحصيلي جاري، 1076 كلاس درس تحت پوشش طرح رفتند كه از اين بين 200 كلاس درس پايه سوم تحت پوشش طرح به چهارم انتقال يافته و از پوشش خارج شدند و هم اكنون 300 كلاس پايه سوم، 500 كلاس پايه دوم و 500 كلاس پايه اول تحت پوشش طرح هستند و 206 كلاس درس اضافي نيز جزء همان آمار افزايش داوطلبانه كلاسهاي درس بودهاند؛ لذا بر اساس دستورالعمل شوراي عالي آموزش و پرورش جذب پايه اول در طرح صرفا به تعداد خروجيهاي اين پايه در سال گذشته بوده است. همچنین در بخشنامه ای در خصوص دانش آموزانی که به پایه چهارم دبستان رفته و از پوشش طرح ارزشیابی توصیفی خارج شده اند آمده است كه امسال اين دانشآموزان با روش معمول اما با تاكيد بر ارزشيابيهاي مستمر، آزمونهاي عملكردي و پرهيز از اضطراب امتحان و ... تحت آموزش قرار گيرند و سعي شود معلماني كه نگاه توصيفي دارند در اين حوزه به كار گرفته شوند.(مرتضی شکوهی،1385)
در گزارش تحقیقات گروه اندازه گيري و ارزشيابي آموزشي پژوهشكده تعليم و تربیت پژوهشگاه مطالعات آموزش وپرورش عمده نقطه قوت به عنوان دستاورد طرح، كاهش محسوس و بالاي اضطراب دانشآموزان، بهبود نسبي نگرش دانشآموزان نسبت به كسب علم و دانش و گرايش به تحصيل ذكر شده است.بر مبناي گزارش اخیرالذکر وضعيت دروس انشا، جملهنويسي، خواندن، علوم و رياضي دانشآموزان مشمول طرح ارزشيابي توصيفي نسبت به دانشآموزان غير مشمول تفاوت داشته است بعلاوه روشهاي كيفي ياددهي – يادگيري در كلاسهاي مشمول طرح بهتر اجرا شده و زمينه گرايش دانشآموزان به ارزشيابي گروهي و فرايندي، اجراي روش تدريس فعال از سوي معلم، افزايش انگيزه و بازخورد هاي فرايندي را فراهم كرده است.
در ارزيابي پژوهشگاه ،كمك به اجراي برنامههاي زمينهساز ايجاد تغيير و اصلاحات مناسب در آموزش و پرورش از ديگر دستاوردهاي مثبت طرح ارزشيابي توصيفي بيان شده است. اين طرح همچنين زمينه ارايه و اجراي طرحهاي نوين در آموزش و پرورش و ايجاد تغييراتي در ساختار و تشكيلات تامين نيروي متخصص و ساير حوزههايي كه نسبت به آنها روحيه محافظهكارانه و رغبت كمتر به تغيير وجود داشته را فراهم كرده است.
با كاهش گرايش دانشآموزان و والدين به نمره 20 و افزايش گرايش معلمان به توسعه مهارتهاي حرفهاي شواهدي دال بر ضعف دانشآموزان مشمول طرح ارزشيابي توصيفي در پيشرفت تحصيلي پيدا نشده است.پژوهشگاه آموزش و پرورش در خصوص نتايج مثبت طرح ارزشيابي توصيفي در پيشرفت دانشآموزان به قطعيت نرسيد
تحقیقات پژوهشگاه مطالعات آموزش وپرورش همچنین نشان داده است که مبانی نظری کافی برای تبیین طرح ارزشیابی توصیفی در مستندات طرح وجود ندارد.در اين خصوص تاكيد شده تا ادبيات قويتري براي مباني نظري فراهم شود به اين معني كه بتوان مفهوم ارزشيابي توصيفي را در بستري تئوريك و نظري تعريف كرد. در گزارش این تحقیقات آمده است:بهبودي حاصل شده، اما متناسب با اهداف مورد نظر طرح در خصوص بهبود وضعيت نبوده، لذا بايد روشها تغيير يافته، ابزارها را متناسب با مهارتهاي حرفهاي معلمان ساخت و آموزشهاي لازم براي اجراي روشهاي تدريس فعال را ارايه داد.
بر اساس مستندات پژوهشگاه آموزش و پرورش، از ابزارهاي متنوع سنجش در روند اجراي طرح بخوبي استفاده نشده است.(همان)
بحث و نتیجه گیری
براي انجام اصلاحات در نظام آموزشي نمي توان آن را متوقف كرد. متاسفانه ارزشيابي به عنوان يكي از عناصر اين نظام از جايگاه خود خارج شده و بقيه عناصر را به صورت غير كاركردي تحت تاثير قرارداده است. براي اصلاح نظام آموزشي در جريان اجرا بايد "مداخله موثر كاركردي" كرد. اما چنانچه مداخله صرفاً در يك عنصر مثلاً ارزشيابي خلاصه شود و همزمان به ساير عناصر برنامه درسي نظير هدف ها، محتوي و روش هاي يادگيري توجه نكرد و يا صرفاً از منظر ارزشيابي به اين عناصر توجه كرد؛ اگر چه اين مداخله، موثر خواهد بود اما تاثير آن را نمي توان الزاماً در جهت كاركردي تر شدن نظام آموزشي دانست. ( محمد حسن محقق معین،1382)
متاسفانه این همان اتفاقی است که نباید می افتاد!باز هم ارزشیابی طغیان کرد! اما این بار نه با شعار بیست گرایی و کنکور بلکه با گرفتن پرچم بهبود نظام آموزشی بر دوش و ادعای اصلاح نمودن نظام آموزشی از طریق انجام ارزشیابی توصیفی و کیفی! در اجرای آزمایشی طرح ارزشیابی توصیفی در سه سال تحصیلی گذشته به برنامه درسي به عنوان يك "كل يك پارچه" توجه نشد. در حالیکه می باید همزمان به همه عناصر برنامه درسي توجه می شد. امری که در ماده 7 دستورالعمل طرح در جلسه 296 کمیسیون معین شورای عالی آموزش و پرورش مبنی بر لزوم همکاری سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی در تدوین راهنمای ارزشیابی توصیفی مورد توجه واقع شده بود.
مرور اسناد اولیه و حتی جدید طرح ارزشیابی توصیفی نشان داد که طراحان این طرح از طريق كارنامه ارزشيابي توصيفي قصد تحقق اهداف آموزشی را دارند!! و معتقدند که محتوي محوري ،محتواي نامناسب برنامه درسي وعدم امكان توليد محتواي مناسب موجب غفلت از تحقق اهداف آموزشی شده است، در حالیکه نویسنده معتقد است تاكيد بر اهداف از طريق برنامه درسي با مجموعه عناصر آن و فعاليتهاي فوق برنامه مدرسه كه آن هم بايد در برنامه آموزشي وتربيتي مدرسه لحاظ گردد، امكان پذير است .اگر محتوي، نامناسب است! ويا به نحوي نابجا محور همه فعالیت های یاد دهی و یاد گیری قرار گرفته است، راه حلِ مشكل ، نفي محتوي و قائل شدن رسالت تحقق هدف از طريق استفاده صرف از ابزارهاي ارزشيابي كيفي نيست! رسالت بنیادین ِارزشيابي پیشرفت تحصیلی چه از نوع كمي وچه از نوع كيفي سنجش ميزان تحقق اهداف آموزشي وپرورشي وارائه باز خورد مستمر و به موقع است.
لزوم رفع کم توجهي به ابعاداساسي و متنوع شخصيت دانش آموز به عنوا ن يكي ازضرورت هاي تعلیم و تربیت پیشرفته مورد پذیرش نویسنده است. اما در نظر گرفتن همه وجوه شخصیتی دانش آموزان صرفا مرتبط با كيفيت خرده نظام ارزشيابي در نظام آموزشي كشور نیست.
طراحان طرح ارزشیابی توصیفی با رويكرد رفتار گرایانه برنامه های درسی فعلی ایران که در آن ابعاد اساسي ومهمتر شخصيت كودك مانند جنبه هاي :اخلاقي،اجتماعي و عاطفي از نظر آنها مورد بی مهری قرار گرفته ، مخالفند.آنان در این زمینه نوشته اند:
امتحان از نوع رايج آن حتی اگر درست برگزار گردد؛ حداكثر قادر است بخش كوچكي از اهداف را كه همان اهداف رفتاري است، اندازه گيري نمايد، و در مورد اهداف بعدي دچار مشكل مي باشد.به دليل همين عدم توانايي امتحان در سنجش اهداف عالي، دامنه فعاليت هاي تربيتي به سبب سلطه نامشروع امتحان دچار كاهش گرائي Reductionism ) ) شده است منظور اين است كه اهداف عالي نديده گرفته شده است يا به زعم گروهي، آن اهداف به حوزه رفتاري كاهش يا تقليل داده شده اند يا به زبان رفتاري بيان شده اند. روشن است نمي توان امور عالي را در امور داني گنجاند و آنها را يا حذف كرد يا ناديده گرفت. كاهش گرايي يكي از عوامل آسيب زايي است كه تحت تاثير رويكرد پوزتيويستي رفتار گرايي به نظام آموزش و پرورش كشور، تحميل شده است. حاصل اين تحميل، پديده هايي چون نمره گرايي، بيست گرايي، مدرك گرايي و جان كلام تشكيل "تابوي نمره" است اين كاهش گرايي نظام آموزشي را به سمت و سويي سوق داده است كه محصولاتش فاقد مهارت هاي اساسي زندگي و توانايي يادگيري در عصر انفجار دانش هستند. كساني كه حتي شعر حافظ و آيات قرآن و اصول دين را براي نمره و مدرك مي خوانند و فرامي گيرند!! اين واقعيت داغي است بر دل دلسوزان نظام تربيتي. نتايج تعليم و تربيت چون بر تفكر و تعقل اتكا دارد كاملاً قابل پيش بيني نيست لذا سنجش نتايج آن به دقت امكان پذير نمی باشد.( همان)
نویسنده معتقد است، اصلاحات آموزشي را با واقع بيني وصداقت مي توان انجام داد. واقعيت اين است كه رويكرد فلسفي حاكم بر نظام برنامه ريزي درسي ايران "رويكردي رفتار گرايانه "است.رويكرد فلسفي برنامه درسي برهمه عناصر آن غالب است.امكان اصلاحات آموزشي در چارچوب اين رويكرد وجود دارد.واقعيت اين است كه با يك تغييردر مقياس ارزشيابي نمي توان توقع رشد همه جانبه شخصيت كودك را داشت .ما اگر صادق باشيم بايد تمام توان و آبروي خود را صرف اصلاح برنامه درسي به صورتي سيستماتيك كنيم.
پیشرفت و شوق انگیزشدن آموزش در مقطع ابتدایی منوط به ابزار ارزشیابی از نوع کمی و کیفی نیست. تحقیقات نشان داده است آموزش ابتدایی موفق برای مثال در ژآپن از سه منبع :احساس تعلق به مدرسه،پرورش کل شخصیت کودک و ارائه محتوای مناسب سرچشمه گرفته است(کاترین لوئیس و اینکو تسو چیدا،1380) ژآپنی ها از سال 2002 با اتخاذ شعار "کم ، زیاد است " Less) is More) حدود 30 درصد محتوی آموزشی و ساعات آموزش مستقیم را در مدارس ابتدایی کاهش دادند تا فرصت های لازم را برای یادگیری تلفیقی و زندگی شوق انگیز در مدرسه فراهم آورند (بهاره صفوی،1385).
منابع و مآخذ
احمدی، حسین،1385،خداحافظ نمره(مصاحبه با روزنامه جام جم در تاریخ 23/10/1385 ، قابل دسترسی در نشانی: http://news.parseek.com/Url/?id=1301222
حسنی، محمد، 1382، راهنمای ارزشیابی توصیفی،دفتر ارشیابی تحصیلی وتربیتی.
حسنی، محمد، 1385، ارزشيابي توصيفي پاسخي به كاستي هاي نظام ارزشيابي تحصيلي موجود،
قابل دسترسی در نشانی: http://researchkaifi.persianblog.com/#4896197
حسنی، محمد، 1385، راهنمای اجرای ارزشیابی توصیفی پایه های اول،دوم و سوم ابتدایی ، قابل دسترسی در نشانی: http://baher.blogfa.com/post-12.aspx
حصاربانی،زهرا،1385،ارزشيابي توصيفي الگويي جديد در ارزشيابي تحصيلی، قابل دسترسی در نشانی: http://arzeshyabikaifi.persianblog.com/#5084724
شریفی،حسن پاشا،1381،یادداشت سردبیر ویژه نامه ارزش یابی تحصیلی،فصلنامه تعلیم وتربیت شماره 70-69 ، بهار و تابستان 1381.
شریفی،حسن پاشا،1382، استانداردها وراهبردهاي نوين سنجش پيشرفت تحصيلي دانش آموز،خلاصه مقالات همایش ارزشیابی تحصیلی.
شکوهی،مرتضی، 1385، مصاحبه معاون دفتر آموزش پیش دبستانی و ابتدایی وزارت آموزش وپرورش با خبرنگار آموزشی ایسنا در سوم دی ماه 1385 ،قابل دسترسی در نشانی: http://isna.ir/main/NewsView.aspx?ID=News-845932&Lang=P
صفوی ، بهاره،1385،مروری بر نظام تعلیم وتربیت در کشور ژاپن تاکید بر آموزش ابتدایی،روزنامه جام جم، شنبه 22 مهر
كاظمي، يحيي، 1381، راهنماي ارزشيابي توصيفي، دفتر ارزشيابي تحصيلي و تربيتي.
كاظمي، يحيي و محمد حسني ، 1381، راهنماي ارزشيابي توصيفي- تكويني دفتر ارزشيابي تحصيلي و تربيتي.
لوئیس، کاترین و اینکو تسو چیدا،1380،مبانی آموزش و پرورش ابتدایی درژ اپن و مقایسه آن با امریکا،محمد رضا سرکار آرانی،فصلنامه پژوهش در مسائل تعلیم وتربیت،شماره 13و14 تابستان و پائیز 1378
محقق معین،محمد حسن،1382،ارزشيابي اجرای پيش آزمايشي طرح ارزشيابي توصيفي،دفتر ارزشیابی تحصیلی و تربیتی، ، قابل دسترسی در نشانی: http://arzeshyabytosify.blogspot.com
محمدیان بهرام،1385، تغییر شیوه های ارزشیابی مقاطع تحصیلی راهنمایی و متوسطه روی میز مطالعه،مصاحبه با خبر گزاری مهر در تاریخ28/8/85، قابل دسترسی در نشانی:
http://mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=408890
مقني زاده،محمد حسن،1381،ارزشيابي اجراي پيش آزمايشي مقياس كيفي در مدارس ابتدائي كشور در سال تحصيلي 1382- 1381، دفتر ارزشیابی تحصیلی و تربیتی، قابل دسترسی در نشانی: http://arzeshyabytosify.blogspot.com
مهر محمدی، محمود،1382، نظام ارزش يابي از آموخته هاي دانش آموزان يا ايدئولوژي عملياتي شده نظام آموزشي، خلاصه مقالات همایش ارزشیابی تحصیلی.
واحد ارزشیابی توصیفی معاونت آموزش عمومی ،گزارش اجراي آزمايشي طرح ارزشيابي توصيفي در مدارس منتخب کشور درسال تحصيلي 83-82، اردی بهشت 1384.قابل دسترسی در نشانی: http://gozaresharz.persianblog.com
توضیح:
این مقاله در گردهمایی سالانه انجمن مطالعات برنامه درسی ایران در تاریخ 16 اسفند 1385 در همایش نوآوری در برنامه های درسی دوره ابتدایی ایران ارائه شد.فهرست مقالات همایش را در اینجا و برنامه زمانی ارائه مقالات را در اینجا ببینید. این مقاله در ردیف 83 فهرست مقالات معرفی و در روز اول همایش در سالن شماره شش راس ساعت 4 بعد از ظهر ارائه گردید.در جلسه ارائه آقایان دکتر عطاران، دکتر علی عسگری،دکتر منطقی، دکتر شکاری و عادل دور، و خانم ها زارع زاده و فروز نقش از دفتر تالیف کتابهای درسی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و چند نفر دیگر که نامشان را نمی دانم حضور داشتند. نسخه الکترونیکی متن کامل مقاله و پاور پوینت آن را به خانم فروزنقش کارشناس گروه ریاضی دفتر تالیف بلافاصله پس از ارائه و نیز به آقای دکتر خلاقی از مسئولان همین سازمان پس از ارائه جهت استفاده و نقد همکاران محترم وزارت آموزش و پرورش تقدیم کردم.قرار است که تعدادی از مقالات ارائه شده در همایش در مجموعه مقالات همایش و تعداد دیگری در فصلنامه علمی پژوهشی انجمن منتشر گردد. امیدوارم این مقاله نیز از جمله این مقالات باشد. نقدا خلاصه این مقاله در صفحات 96 و 97 کتاب چکیده مقالات ششمین همایش انجمن مطالعات برنامه درسی ایران منتشر شده است.نسخه پاورپوینت ارائه مقاله را در اینجا بینید.
