Friday, July 04, 2003

سلام

بسم الله الرحمن ارحيم

به نام آنكه جان را فكرت آموخت
فروغ دل به نور جان برافروخت

گزارش اجمالي :
ارزشيابي اجراي پيش آزمايشي طرح ارزشيابي توصيفي


تقدير و تشكر

ازچهار شنبه هفتم اسفند1381 كه با آقاي حسين احمدي مديركل دقتر ارزشيابي تحصيلي وتربيتي در معيت آقاي مرتضي شكوهي معاون دفتر، تفاهم نامه همكاري امضا كرديم تا امروز كه جمعه سيزدهم تيرماه 1382 است،129 روز مي گذرد.129روز، همه ذي نفعان طرح ارزشيابي توصيفي اعم از دانش آموزان، معلمان ومديران در مدارس و كارشناسان ومسئولان در ادارات آموزش وپرورش، تلاش كردند تا ارتباطي موثر وسازنده برقرارنمايند.ارزشياب معتقد است اين ارتباط برقرارشده وحاصل آن تجربه اجراي پيش آزمايشي طرح ارزشيابي توصيفي است.گزارش ارزشيابي اين تجربه در189 صفحه آماده شده است.ارزشياب از همه ذي نفعان ارزشيابي كه آثار وجودي آنهادر برگ برگ گزارش نمايان است، ممنون بوده وبه همكاري با آنان افتخار مي كند.

الگوي ارزشيابي

در اين ارزشيابي از الگوي ارزشيابي توانمند سازاستفا ده شده است. اين الگو را آقاي ديويد فيترمن استاد برجسته علوم تربيتي دانشگاه استانفورد آمريكا ابداع كرده است.ارزشيابي توانمند ساز پنج سطح يا چهره دارد كه عبارتنداز:آموزش ، تسهيلگري ، حمايت ، آشكار سازي وآزاد سازي.

ابزارها ي ارزشيابي

برقراري ارتباط بين ذينفعان ارزشيابي شاه كليد اجراي موفقيت آميز اين مدل ارزشيابي است.در"ارزشيابي اجراي پيش آزمايشي طرح ارزشيابي توصيفي "با چهار روش :رو دررو ، تلفني ، پستي والكترونيكي ارتباط بين ذ ي نفعان ارزشيابي در24 كللا س پايه اول ابتدائي 12 مدرسه از 5 استان كشور برقرار گرديد.ارتباط الكترونيكي از طريق وبلاگ ارشيابي توصيفي به نشاني زير برقرار شد :

HTTP://WWW.ARZESHYABYTOSIFY.BLOGSPOT.COM

يافته هاي ارزشيابي:
با تركيب داده هاي هاي كيفي به دست آمده از ارزشيابي ودر فضاي گفتماني اين داده ها ، ارزشياب، يافته هاي ارزشيابي را به شرح زير اعلام مي نمايد:
1 - طرح ارزشيابي توصيفي در كلاسهاي مدارس مجري طرح اجرا شد.

2 -معلمين ،مديران واولياءدانش آموزان كلاسها ي 12 مدرسه مجري
طرح در سطح كشور و كارشناسان ستادي در5 سازمان آموزش وپرورش
استان ،طرح ارزشيابي توصيفي وتغيير مقياس كمي به كيفي را به عنوان
تحولي مثبت در آموزش وپرورش كشور تلقي نموده اند.

3 - ابزارهاي چهار گانه ارزشيابي توصيفي اشكالات زيادي دارد ودر
چارچوب يك برنامه درسي منسجم براي پايه اول ابتدائي بايد تغييرات اساسي
در آن متناسب با برنامه درسي ومقتضيات آموزشي صورت گيرد.

4 - ارتباط مفاد طرح ارزشيابي توصيفي با برنامه درسي پايه اول ابتدائي
ساختاري نبوده وگسسته است.

5 - حجم كتابهاي درسي پايه اول ابتدائي حتي دو كتاب جديد بخوانيم وبنويسيم
خيلي زياد بوده و امكان تحقق بخشيدن وسنجش ميزان تحقق اهداف
مطرح شده در كار نامه توصيفي رااز دانش آموزان ومعلمين گرفته است.

6- طرح ارزشيابي توصيفي در سطح وزارتخانه ، استان،مناطق ومدارس
ازسازماندهي وحمايت كافي ومناسب برخوردارنيست.

تحليل يافته هاي ارزشيابي

به منظور تحليل يافته هاي ارزشيابي وفهم دقيقترآن ناچاريم مروري بر مباني نظري طرح ارزشيابي توصيفي داشته باشيم.اين مباني هنوز به طور كامل تبيين نشده است!! اما با توجه به پيگيري هاي ارزشياب عصاره اي از اين مباني كه بسيار هم اجمالي نوشته شده توسط مدير كل دفتر ارزشيابي تحصيلي وتربيتي رسما در تاريخ 4/4/1382 در 8 صفحه در اختيارارزشياب قرار گرفت.قاعدتا اين جزوه هشت صفحه اي توسط طراحان طرح ارزشيابي توصيفي :آقايان محمد حسني ويحيي كاظمي نوشته وتائيد شده است.
عنوان اين جزوه"طرح تبديل مقياس كمي به كيفي يا ارزشيابي توصيفي"مي باشد.در صفحه جلد جزوه نام تهيه كننده آن "گروه مطالعات وفناوري" دفتر ارزشيابي تحصيلي وتربيتي معاونت آموزش وپرورش عمومي وامور تربيتي وزارت آموزش وپرورش درج گرديده است.
در اين جزوه مباني قانوني،تعريف،اهداف،ضرورت ها،مباني واصول،راهكارهاوموانع ومشكلات طرح ارزشيابي توصيفي به اجمال بيان گرديده است.
ارزشياب معتقد است،با تحليل محتواي دقيق اين جزوه امكان تحليل و ريشه يابي يافته هاي ارزشيابي به خوبي فراهم مي شود.بهمين دليل به اين مهم پرداخته است.
در صفحه 2 ، طرح ارزشيابي توصيفي اينگونه تعريف شده است:
"بكارگيري مقياس طبقه اي مرتب شده به جاي مقياس فاصله اي 0 تا 20 وبكارگيري كارنماي توصيفي جديد به همراه ابزار هائي براي سنجش و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي وتربيتي دانش آموزان متناسب با مقياس مورد نظر"
ارائه چنين تعريفي از طرح ارزشيابي توصيفي نشان از ديدگاهي غير سيستماتيك دارد.در اين تعريف، ارزشيابي به عنوان يك خرده نظام از نظام برنامه درسي در نظر گرفته نشده است.در اين تعريف طرح ارزشيابي توصيفي صرفا در رابطه با خودش تعريف شده است و رابطه آن با ساير خرده نظام ها و عناصر نظام برنامه درسي از جمله :اهداف ،محتوي،روش هاي ياددهي دگيري،وسازمان واجرا در نظر گرفته نشده است.
اين تعريف به نظر ارزشياب با مباني اوليه تفكر برنامه درسي ناسازگار است. البته اين موضوع از سوي ارزشياب قبلا نيزطرح شده بود.در جلسه اي كه در روز پنج شنبه 4 اردي بهشت1382 با حضور طراحان طرح ارزشيابي توصيفي آقايان يحيي كاظمي و محمد حسني واآقاي احمدي مدير كل دفتر ارزشيابي تحصيلي وتربيتي تشكيل شدو گزارش آن در بامداد روز جمعه 5 اردي بهشت در وبلاگ طرح ارزشيابي توصيفي تحت عنوان "گزارش جلسه اي سرنوشت ساز" منتشر گرديد؛ براين موضوع به شرح زير تصريح شده است:
"با دفتر تاليف كتابهاي درسي در خصوص تدوين برنامه درسي دروس پايه اول ابتدائي شامل :بخوانيم ،بنويسيم،علوم ،رياضي،هنر وتربيت بدني ، وساير مواد لازم براي اين پايه تحصيلي ،متناسب با طرح مصوب ارتقاءتحصيلي خود به خود ومقياس كيفي درشوراي عالي آموزش وپرورش،ارتباطات وجلسات هماهنگي لازم با مسوليت آقاي احمدي برقرار گردد.اجزاي يك برنامه مناسب درسي براي اجراي آزمايشي طرح مصوب ارتقاءخود به خود تحصيلي ومقياس كيفي در سال تحصيلي آتي كه به سرعت هم از راه خواهد رسيد؛ عبارتند از:هدفها،محتوي،روش هاي ياد دهي يادگيري،سازمان واجرا و بلاخره ارزشيابي ونظارت." (وبلاگ ارزشيابي توصيفي ، 5 اردي بهشت 1382)
سابقه طرح صريح اين موضوع از طرف ارزشياب در گزارش مقدماتي ارزشيابي در اسفند 1381 وهمچنين جلسه ديگري با آقايان احمدي وحسني نيز قبل از جلسه 4 اردي بهشت وجود داشته ودر وبلاگ هم منتشر شده است .براي نمونه گزارش زير درروز پنجشنبه 21 فروردين 1382 در وبلاگ منتشر شده است:

"ديروزچهارشنبه بيستم فروردين،135روزمانده به آغاز سال تحصيلي83-82 ازساعت3تا6 بعد ازظهر در دفتر ارزشيابي تحصيلي وزارت آموزش وپرورش باآقاي احمدي،مديركل دفتر وآقاي حسني مدير مطالعات دفتردرخصوص نتايج بدست آمده از اجراي پيش آزمايشي طرح ارزشيابي توصيفي و جگونگي اجراي آزمايشي آن در سال ثحصيلي آتي در 200كلاس درس پايه اول ابتدائي ،سه نفري گفتمان مي كرديم!
موضوع بحث اين بودكه برنامه درسي 200كلاس مجري طرح ارزشيابي توصيفي وارتقاي خود به خودآيا مي بايد برنامه درسي متفاوتي با برنامه درسي ساير كلاس هاي پايه اول كه طرح در آنها اجرا نمي شود باشد ويا همان برنامه درسي ساير كلاسها در كلاسهاي مجري طرح آزمايشي هم به اجرا گذاشته شودو صرفا نوع ارزشيابي در كلاسهاي مجري طرح آزمايشي متفاوت باشد؟

در خصوص موضوع بحث سه ديدگاه وجود داشت:

ديدگاه اول: با توجه به مجوزشوراي عالي آموزش وپرورش در خصوص اجراي ارزشيابي توصيفي وارتقاي خود به خود،براي اجراي آزمايشي طرح نيازبه برنامه درسي ويژه نداريم و بااستفاده ازبرنامه درسي پايه اول كه در همه كلاسها اجرا مي شود وصرفابا انجام ارزشيابي كيفي به جاي ارزشيابي كمي در كلاسهاي مجري طرح آزمايشي كار به سامان خواهد رسيد.

ديدگاه دوم: برنامه درسي موجود پايه اول ابتدائي تا حدود زيادي زمينه هاي پذيرش ارزشيابي كيفي را دارد؛اما در عين حال بايد با دفتر تاليف برنامه هاي درسي سازمان پژوهش وبرنامه ريزي آموزشي هماهنگيهاي لازم صورت گيرد تا به مدارس مجري طرح آزمايشي ارزشيابي توصيفي وارتقاي خود به خود ابلاغ شود كه در 200كلاس مجري طرح به جاي ارزشيابي هاي كمي توصيه شده در كتاب هاي معلم (راهنماي تدريس) پايه اول ابتدائي،از شيوه نامه هاي خاص طرح ارزشيابي كيفي وارتقاي خود به خود استفاده نمايند.

ديدگاه سوم : با توجه به اينكه ارزشيابي تحصيلي جزء لاينفك هربرنامه درسي است ؛ براي اجراي آزمايشي طرح ارزشيابي كيفي وارتقاي خود به خود درپايه اول، بايد توسط گروه آموزش ابتدائي دفتر تاليف ويا تيم منتخب ديگري از سوي اين دفتر، در اسرع وقت در فرصت كم باقيمانده تا زمان آغاز اجراي طرح آزمايشي، با مددگرفتن از تجربيات به دست آمده از اجراي رسمي كتابهاي سال اول به ويژه بخوانيم و بنويسيم،برنامه درسي آزمايشي ويژه اي تدوين شود كه ارزشيابي كيفي تحصيلي جزئي از اين برنامه باشد.اين برنامه درسي ويژه به مدارس مجري طرح ارزشيابي كيفي وارتقاي خود به خودابلاغ ودر200 كلاس درس به اجرا گذاشته شود.

طرفداري ازهريك از سه ديدگاه با استدلال هاي خاص خود درگفتمان سه نفري صورت گرفت . اما آنچه ضرورت فوري دارد رسيدن به ديدگاه اجماعي كارشناسي است كه ديدگاه مورد توافق دراين جلسه بود.من يك روزه مهمان وصدساله دعاگو هستم !بار اصلي كار بر دوش همه همكاران در وزارت آموزش وپرورش است.اميدوارم با كمك به بكديگر بتوانيم “دخالت موثر كاركردي(نظامند)“ در نظام در جريان آموزش وپرورش كشورنموده واصلاحاتي مانا ومتكي بر مباني نظري علوم آموزشي انجام دهيم.اين بهترين باقيات صالحات و بيمه آخرت است !!
از همه 30 تن از همكاران اجراي پيش آزمايشي مقياس كيفي درسطح كشور انتظار ويژه دارم كه نظرات خود را در خصوص مطالب مطرح شده در اين پيام با ستفاده ازcomments زير همين پيام وقبل از به آرشيو رفتن پيام ارسال نمايند.
در همين رابطه مي توانيد مطالب مرتبطي را در لينك پيشنهادها در حاشيه سمت راست بالاي صفحه بخوانيد.

پنجشنبه، 21/1/1382،محمد حسن مقني زاده"

(وبلاگ ارزشيابي توصيفي ،21 فروردين 1382)
در صفحه 3 جزوه 8 صفحه اي اخيرالذكر4 هدف براي طرح ارزشيابي توصيفي در نظر گرفته شده است."بهبود كيفيت يادگيري"اولين هدف ذكر شده براي طرح مي باشد.در توضيح اين هدف آمده است:
"طبيعتا جريان يادگيري تحت تاثير شيوه هاي ارزشيابي ومقياس مورد نظر بوده ومتناسب با شيوه هايي كه در ارزشيابي از يادگيري دانش آموزان بكار گرفته مي شودسطح يادگيري دستخوش تغيير مي شود."
قائل شدن چنين تاثيري براي ابزارهاي ارزشيابي محل تامل است. ارزشياب معتقد است اگر محتوي برنامه درسي وروش هاي ياد دهي يادگيري متمركز بر انتقال معلومات و اطلاعات شناختي شود به ناچار عنصر ارزشيابي برنامه درسي نيز مي بايد به سنجش همين آموخته ها بپردازد وبا تغيير مصنوعي ابزارهاي ارزشيابي نمي توان كيفيت يادگيري را ارتقاء بخشيد.براي ارتقاءكيفيت يادگيري بايد به تغيير سيستماتيك وهمزمان همه عناصر برنامه درسي انديشيد.
سومين هدفي كه براي طرح ارزشيابي توصيفي در صفحه 3 مطرح شده
"تا كيد براهداف آموزشي وتربيتي در فرايند ياددهي – يادگيري به جاي تاكيد بر محتوي" مي باشد. گروه مطالعات وفناوري دفتر ارزشيابي تحصيلي وتربيتي در توضيح اين هدف طرح ارزشيابي توصيفي افزوده است:
"متاسفانه محتوي محوري در نظام آموزشي و تاكيد بيش از حد معلمان ووالدين برآموختن محتواهاي از پيش تعيين شده ،اهداف پيش بيني شده براي دوره وپايه را مورد غفلت قرار داده و محتوائي كه به عنوان وسيله اي جهت تحقق اهداف مي بايست مد نظر قرار گيرد خود تبديل به هدف گرديده وجايگزين آن شده است."

ارزشياب ضمن پوزش از نويسندگان محترم اين جزوه ناچار است كه با صراحت اعلام كند كه در نظر گرفتن چنين هدفي براي ارزشيابي كاملا غلط وغير علمي است.آقايان دكتر كاظمي وحسني صريحا اعلام كرده اند كه از طريق كارنامه يا كارنماي ارزشيابي توصيفي قصد تحقق اهداف دوره تحصيلي وپايه اول ابتدائي را دارند!! چرا كه محتوي محوري ،محتواي نامناسب برنامه درسي وعدم امكان توليد محتواي مناسب موجب غفلت از تحقق اهداف دوره وپايه تحصيلي شده است.
البته اين ادعا صرفا دراين جزوه صورت نگرفته،بلكه درجلسات في مابين ارزشياب و طراحان طرح ارزشيابي توصيفي كه نوار كاست آن هم موجود است، صراحتا اعلام شده است. در ادامه به مباني فلسفي بروز اين ايده اشاره خواهيم كرد اما دراينجا به همين نكته بسنده مي كنيم كه:
تاكيد بر اهداف از طريق برنامه درسي با مجموعه عناصر آن و فعاليتهاي فوق برنامه مدرسه كه آن هم بايد در برنامه آموزشي وتربيتي مدرسه لحاظ گردد، امكان پذير است ولاغير.
اگر محتوي نامناسب است! ويا به نحوي نابجا محوراست، راه حل مشكل ، نفي محتوي و قائل شدن رسالت تحقق هدف از طريق استفاده صرف از ابزارهاي ارزشيابي كيفي نيست!ارزشيابي چه كمي وچه كيفي صرفا رسالت سنجش ميزان تحقق اهداف آموزشي وپرورشي وارائه باز خورد به موقع را دارد وبس.
در صفحه 4 جزوه ذيل مبحث ضرورت هاي اجراي طرح ارزشيابي توصيفي به مشكل "هدف شدن امتحان وكسب نمره" اشاره شده است.ذيل اين مبحث تعريف صحيحي از ارزشيابي ارائه شده و به مغالطه خطرنا ك "هدف تلقي شدن امتحان به جاي وسيله دانستن آن" باز هم به درستي اشاره شده است.متاسفانه بايد نوشت كه خطرنا ك تر از اين مغالطه ، مغا لطه اي است كه نويسندگان اين جزوه درخصوص " امكان تاكيد و تحقق بخشيدن بر اهداف دوره تحصيلي از طريق ابزارهاي ارزشيابي" در بند 2 اهداف طرح مرتكب شده اند!!
در صفحه 5 جزوه"بي توجهي به ابعاداساسي شخصيت دانش آموز"به عنوا ن يكي ازضرورت هاي اجراي طرح ارزشيابي توصيفي و"توجه همه جانبه به ابعاد مختلف شخصيت دانش آموز" به عنوان اولين مبنا واصل در طرح ارزشيابي توصيفي اشاره شده است.ارزشياب با آن ضرورت واين اصل كاملا موافق است.اما آن بي توجهي واين توجه را صرفا مرتبط با كيفيت عنصر ارزشيابي در نظام آموزشي كشور نمي داند.وچنين طرز تلقي ائي را ناقص واشتباهي فاحش و خطر ناك در عرصه آموزش وپرورش كشور به حساب مي آورد.
تهيه كنندگان اين جزوه در توضيح اين دو موضوع نوشته اند:
"رويكرد كاهش گرائي رفتار گرائي وشيوه انحصار طلبانه امتحان عملا توجه كارگزاران تربيتي را به ابعاد اساسي ومهمتر شخصيت كودك مانند جنبه هاي :اخلاقي،اجتماعي ،وعاطفي كاهش داده است... در طرح ارزشيابي توصيفي تلاش شده است كه ارزشيابي از ابعاد ديگرشخصيت كودك نيز انجام گيرد."
محمد حسني در جاي ديگري ،توضيحات بيشتري در باب اين ايده داده است:
" يكي از مسايل فلسفه تعليم و تربيت بحث اهداف تعليم و تربيت مي باشد سوال اساسي اين است كه آيا نتايج تعليم و تربيت تماماً قابل پيش بيني است يا نه؟ برخي از صاحب نظران (شريعتمداري1370) بر اين اعتقاداند كه نتايج تعليم و تربيت چون بر تفكر و تعقل اتكا دارد كاملاً قابل پيش بيني نيست لذا سنجش نتايج آن به دقت امكان پذير نيست اما اگر تعليم و تربيت به عادت دادن كاهش داده شود- آنچنان كه هست- اين فرايند قابل پيش بيني و سنجش و اندازه گيري مي گردد. آيزنر (Eisner , 1994) اعتقاد دارد كه اهداف تعليم و تربيت به سه دست رفتاري، حل مسئله و بيانگر (Expressive) تقسيم مي شود. اهداف حل مساله با قدرت تفكر مرتبط است و اهداف بيانگر عمدتاً در حوزه هنرها و فعاليتهاي خلاق قرار مي گيرد . لذا امتحان از نوع رايج آن اگر درست برگزار گردد حداكثر قادر است بخش كوچكي از اهداف را كه همان اهداف رفتاري است، اندازه گيري نمايد، و در مورد اهداف بعدي دچار مشكل مي باشد. به دليل همين عدم توانايي امتحان در سنجش اهداف عالي، دامنه فعاليت هاي تربيتي به سبب سلطه نامشروع امتحان دچار كاهش گرائي (Reductionism) شده است منظور اين است كه اهداف عالي نديده گرفته شده است يا به زعم گروهي، آن اهداف به حوزه رفتاري كاهش يا تقليل داده شده اند يا به زبان رفتاري بيان شده اند. روشن است نمي توان امور عالي را در امور داني گنجاند و آنها را يا حذف كرد يا ناديده گرفت. كاهش گرايي يكي از عوامل آسيب زايي است كه تحت تاثير رويكرد پوزتيويستي (Positivistic) رفتار گرايي (Behaviorism) به نظام آموزش و پرورش كشور، تحميل شده است. حاصل اين تحميل، پديده هايي چون نمره گرايي، بيست گرايي، مدرك گرايي و جان كلام تشكيل "تابوي نمره" است اين كاهش گرايي نظام آموزشي را به سمت و سويي سوق داده است كه محصولاتش فاقد مهارت هاي اساسي زندگي و توانايي يادگيري در عصر انفجار دانش هستند. كساني كه حتي شعر حافظ و آيات قرآن و اصول دين را براي نمره و مدرك مي خوانند و فرامي گيرند!! اين واقعيت داغي است بر دل دلسوزان نظام تربيتي." ( حسني، بي تا)
ارزشياب معتقد است، اصلاحات آموزشي را با واقع بيني وصداقت مي توان انجام داد.واقعيت اين است كه رويكرد فلسفي حاكم بر نظام برنامه ريزي درسي ايران "رويكردي رفتار گرايانه "است.رويكرد فلسفي برنامه درسي برهمه عناصر آن غالب است.امكان اصلاحات آموزشي در چارچوب اين رويكرد وجود دارد.واقعيت اين است كه با يك تغييردر مقياس ارزشيابي نمي توان توقع رشد همه جانبه شخصيت كودك را داشت .ما اگر صادق باشيم بايد تمام توان و آبروي خود را صرف اصلاح برنامه درسي به صورتي سيستماتيك كنيم.
با تغييرصرف مقياس ارزشيابي نمي توان انتظار رشد همه جانبه شخصيت كودكانمان، كه نياز ضروري ماست را داشته باشيم.پيگيري چنين ايده وطرز تفكري در نظام آموزشي منجر به اصلاح در آن نمي شود.البته، منجربه كودتا در آن
مي شود!
ارزشياب در اين نوشته قصد و فرصت نقد همه موارد مطرح شده در اين جزوه به منظور تحليل يافته هاي ارزشيابي را ندارد.در خصوص كثرت گرائي روشي وابزار هاي ارزشيابي توصيفي داده هاي كيفي ارئه شده توسط 36 نفر مجريان طرح ارزشيابي توصيفي وبرخي ديگر از مرتبطين طرح در سازمانهاي آموزش وپرورش استانها ، كه مطرح شد، بايد در نظر گرفته شود.
ارزشياب معتقد است خرده نظام ارزشيابي در برنامه هاي درسي با رويكردهاي فلسفي متفاوت، اشكال متفاوتي دارد.براي مثال خرده نظام ارزشيابي در برنامه درسي با رويكرد فلسفي شناختي با خرده نظام ارزشيابي در برنامه درسي با رويكرد فلسفي رفتار گرا، متفاوت است.لذا ادعائي كه تهيه كنندگان جزوه در بند 6 تحت عنوان رويكرد تلفيق در رويكردهاي مختلف ارزشيابي كرده اند ،جنبه علمي نداشته واحتمالا كاركرد سياسي داشته باشد!

دست آخر اينكه 4 مانع برون زادي كه در صفحه 8 وپاياني جزوه به آن به عنوان موانع طرح ارزشيابي توصيفي اشاره شده است، با توجه به تجربه ارزشيابي انجام شده هيچكدام مانع نبوده وواقعيت ندارند.اولامنابع بسيار غني وفراوان در اين عرصه وجود دارد.يكي از اين منابع وبلاگ ارزشيابي توصيفي است.ثانيا نگرش هاي منفي مطرح شده ،لااقل به غلظتي كه در جزوه آمده در طول اجراي ارزشيابي وتماس با والدين وهمكاران مشاهده نشد.ثالثا در خصوص صدا وسيما تا آنجا كه اطلاعات ارزشياب درطرح ارزشيابي توصيفي نشان مي دهد،عملكرد مثبت وبه اندازه نياز وجود داشته است.ضمن اينكه موضوع اشاعه طرح به هيچ وجه به غلظتي كه در كلمات آخر اين جزوه به كار رفته مورد نظر مسئولان آموزش وپرورش نبوده است.
`پيشنهاد هاي ارزشيابي
1 . براي انجام اصلاحات در نظام آموزشي نمي توان آن را متوقف كرد. متاسفانه ارزشيابي به عنوان يكي از عناصر اين نظام از جايگاه خود خارج شده و بقيه عناصر را به صورت غير كاركردي تحت تاثير قرارداده است. براي اصلاح نظام آموزشي در جريان اجرا بايد "مداخله موثر كاركردي" كرد. اما چنانچه مداخله صرفاً در يك عنصر مثلاً ارزشيابي خلاصه شود و همزمان به ساير عناصر برنامه درسي نظير هدف ها، محتوي و روش هاي يادگيري توجه نكرد و يا صرفاً از منظر ارزشيابي به اين عناصر توجه كرد؛ اگر چه اين مداخله، موثر خواهد بود اما تاثير آن را نمي توان الزاماً در جهت كاركردي تر شدن نظام آموزشي دانست. لذا پيشنهاد مي شود به برنامه درسي به عنوان يك "كل يك پارچه" توجه كرد و براي اجراي آزمايشي ارزشيابي كيفي در پايه اول ابتدائي از سال آينده تحصيلي همزمان به همه عناصر برنامه درسي توجه نمود. خوشبختانه تغيير كتاب فارسي پايه اول و تدوين كتابهاي بخوانيم و بنويسيم به عنوان يكي از عناصر برنامه درسي شرايط را تا حدودي آماده كرده است. توجه به مابقي محتواي درسي لازم براي اين پايه از جمله علوم، هنر، قرآن و تربيت بدني و كاركردي كردن محتوي با توجه به مقتضيات سني دانش آموزان اين پايه، توجه به روش هاي ياد دهي و يادگيري و عنصر تعيين كننده معلم در برنامه درسي و تنظيم نظام يكپارچه ارزشيابي توصيفي براي برنامه درسي يكپارچه پايه اول ابتدائي از الزامات "مداخله موثر كاركردي" براي اجراي آزمايش ارزشيابي كيفي در سال تحصيلي 83-1382 در پايه اول است. پيشنهاد مي شود با همكاري مراجع زير بط در وزارت آموزش و پرورش همه اين كارها قبل از آغاز سال تحصيلي آتي صورت گيرد. اجراي اين پيشنهاد مستلزم عزم فوري و مسئولانه دست اندركاران نظام آموزشي در همه سطوح صفي و ستادي بويژه در سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي و در مسئولان تربيت معلم و آموزش ضمن خدمت وزارت آموزش و پرورش است. معاونت آموزش عمومي و امور تربيتي مي تواند نقش تسهيلگري و پشتيباني از انجام اين امور مهم را براي بهينه تر شدن دستورات كاري خود در مدارس ايفا نموده و با اجراي درست آزمايشي برنامه درسي تدوين شده براي پايه اول ابتدائي كه شامل ارزشيابي توصيفي هم هست؛ پيشتاز انجام اصلاحات آموزش متكي بر مباني نظري قوي، كار آمد و مانا در آموزش و پرورش كشور باشد.
2 . با توجه به لزوم اجراي آزمايشي طرح ارتقاي خود به خود از سال تحصيلي 83-82 پيشنهاد مي شود همزمان مراجع مربوطه در وزارت آموزش و پرورش روي چهار پايه دوم تا پنجم ابتدائي كار كنند و برنامه درسي يكپارجه اي براي آن با اولويت پايه هاي پائين تر تهيه كنند تا امكان اجراي آزمايشي همزمان طرح هاي ارزشيابي كيفي و ارتقاء خود به خود درمقطع ابتدائي بر اساس مصوبات شوراي عالي آموزش و پرورش، فراهم گردد.
3 . پيشنهاد مي شود مسئولان آموزش وپرورش بويژه در معاونت آموزش عمومي و امور تربيتي براي اجراي آزمايشي طرح هاي اخير الذكر لااقل يك دوره زماني 5 ساله را مدنظر قرار دهند و براي اجراي آزمايشي اين طرح ها به هيچ وجه مدت زمان كمتر از اين را نپذيرند.
4 . پيشنهاد مي شود اين گزارش عيناً براي اعضاي شوراي عالي آموزش و پرورش ارسال گردد تا زمينه هاي ذهني لازم براي برقراري ثبات در سياستگذاري آموزشي بويژه در آموزش عمومي فراهم گردد.همجنين يك نسخه از گزارش به 12مدرسه و5 سازمان آموزش وپرورش مجري طرح تقديم گردد.
5 پيشنهاد مي شود مدارس و معلمان مجري طرح پيش آزمايشي مقياس كيفي در طرح آزمايشي مقياس كيفي و ارتقاء خود به خود هم مشاركت داشته باشد تا تجارب به دست آمده در دوره پيش آزمايشي بطور كامل مورد استفاده قرار گيرد.البته يكي دو مدرسه مجري طرح ، همانگونه كه در فصل چهارم معرفي شدند.نسبت به اجراي طرح ارزشيابي توصيفي از تعهد كافي برخوردار نبودند.در خصوص اين دو مدرسه مسئولين راسا تصميم بگيرند.
6 تجربه طراحي وارزشيابي اجراي پيش آزمايشي طرح ارزشيابي توصيفي به ويژه درمقايسه با طرح مشابه اش نشان داد كه چنانچه طرح از سازمان علمي واجرائي ويژه اي برخوردار باشد به نسبت اين برخورداري امكان موفقيت آن در طراحي واجرا بيشتراست.البته اين به معني كنار گذاشتن ستاد هاي آموزش وپرورش در مركز واستانها در طراحي واجراي اين قبيل طرح ها نيست.اين ستادها بايد كاملا در جريان طرح بوده ونسبت به موفقيت آن علاقه مند وپيگير باشند.اماسازمان اداري درگير كارهاي روزمره است و نبايد ازآن توقع داشت كه همزمان طرح هاي جاري وآزمايشي را اداره كند.از سازمان اداري توقع مي رود كه پشتيباني طرح هاي آزمايشي را از ابعاد اداري و حقوقي با قوت و علاقه انجام داده وبه چشم رقيب با مجريان اين طرح ها برخورد ننمايد.سازمان آموزش وپرورش ممكن است در آن واحد درگير دهها طرح نو آورانه وآزمايشي بعضا سنگين باشد.آيا به سامان رساندن اين طرح ها را از محققان وپژوهشگران كشور بايد انتظار داشت يا از كارمندان و كارشناسان آموزش وپرورش؟طرح ها پس از اجراي آزمايشي در صورت موفقيت آميز بودن با ايجاد آمادگي هاي لازم در سازمان آموزش وپرورش آمادگي اشاعه شدن توسط كارشناسان وسازمان ها رامي يابند.
جهان يادگار است وما رفتني
به گييتي نماند به جز گفتني
محمد حسن محقق معين
جمعه 13 تير 1382

Tuesday, July 01, 2003

بسمه تعالی


برادر بزرگوار جناب آقای محقق معين (مقني زاده )

سلام عليكم به استحضار عالي مي رساند كه در ادامه كار ارزشيابي توصيفي بعد از امتحانات پاياني خرداد ماه اولياي محترم در يك روز معين دعوت شدند و در يك نشست صميمي و ضمن برگزاري جشن پايان تحصيل بار ديگر توضيحات لازم در مورد طرح كيفي به حضور اولياي گرامي ارائه گرديد و به هر يك از دانش ﺁموزان عزيز ﭘﺎيه اول يك برﮒ كارنامه توصيفي به همراه كارنامه كمي ﺗﻗﺩيم شد اﺯ مشاهدات و بررسيهاي بعمل ﺁمده در ﺁن جلسه يكي اين بود كه اولياي ﮔرامي به كارنامه هاي ارﺯشيابي توصيفي (كيفي) بسيار اهميت مي دادند و در مورد بندهاي ﺁن تلاش مي كردند تا بيشتر به نقاط قوت فرﺯندان خود اهميت بدهند و اﺯ اينكه كارنامه اي به اين شكل به فرزندانشان ارائه شده بود خوشحال بودند و ديگر اين كه تاكيد داشتند كه اي كاش اين طرح در پايه دوم نيز نصيب فرزندانشان مي شد خلاصه كلام اين كه با توكل به خداوند متعال و تلاش همه مجريان , طرح به جاي خود نشسته و انشا ا... به همت همه ي مسئولين شكوفاتر خواهد شد در پايان از زحمات همه مجريان طرح از جمله جنابعالي كمال تشكر و امتنان بعمل مي ﺁيد.

دبستان مسلم بن عقيل ناحيه يك تبريز – طاهري


Wednesday, June 18, 2003

گپي با كارشناسان ارزشيابي تربيتي وتحصيلي در دفتر ارزشيابي تحصيلي وتربيتي وزارت آموزش وپرورش


امروز روز بسيار خوب ومهمي براي طرح ارزشيابي توصيفي بود. صبح ساعت 10 با دوهدف به دفتر ارزشيابي تحصيلي وتربيتي مراجعه كردم. اما سر ظهر كه بر مي گشتم احساسم اين بودكه پرسه سه ساعته من در دفتر دستاوردهاي بيشتري از دوهدف تعيين شده ام داشت.

مطابق معمول به طبقه چهارم رفتم اما خبري از دفتر نبود. د فتر دو طبقه نزول كرده بود ! به طبقه اول رفتم ، بساطي بود !ميزها وسط راهرو وكارگران مشغول كار و تق وتق! گفتم كه خوب شد آموزش وپرورشي ها هم ديگر جهادي شدند! و نان دانش آموزان در روغن است! آخر در اين جهاد ما كه الان توسعه يافته و يك كشاورزي هم يدك مي كشدهر روز اساس كشي وتق تق بود.!!

درهمين فكر بودم كه دكتر حسني را در يكي از اطاقها ديدم يك مداد پشت گوشش گذاشته بود.
گفتم: دكتر، نجار شدي !
گفت :نه ولي نجارها در اينجا مشغول كارند.
گفتم :به اين مي گويند تاثير محيط بر رفتار ! از طرح چه خبر؟
گفت :جلساتي با دفتر تاليف داشته ايم وآنها نسبت به طرح ارزشيابي توصيفي وكارنامه آن ديد خيلي مثبتي دارندفقط در موردهماهنگي انتظارات عملكردي كارنامه ارزشيابي توصيفي (گويه ها ي كارنامه) با برنامه درسي در دوبعد: شناختي و جسماني نظراتي داشتد كه قرار شد اعلام كنند ودر دو بعد عا طفي واجتماعي حرفي نزدند!
گفتم:دكتر مي داني چرا راجع به اين دو بعد حرفي نزدند؟
گفت:اينها جزءبرنامه درسي پنهان است!
گفتم:به نظر من اين طور نيست.آنها در باره اين دو بعد كارنامه ارزشيابي توصيفي حرفي نزدند چون برنامه درسي موجود در پايه اول ابتدائي حرف جدي در اين مقولات ندارد!
در ادامه گفتم :به هرحال پذيرش اصل كارنامه توصيفي و مقياس كيفي براي ارزشيابي تحصيلي به جاي مقياس كمي يك قدم به جلوست .اما نكته اي كه كارشناسان محترم دفتر تاليف بايد به آن توجه داشته باشند اين است كه :
هماهنگي كامل كارنامه ارزشيابي توصيفي با برنامه درسي مستلزم پذيرش تغيير در نوع وحجم مطالب برنامه درسي در ابعاد شناختي وجسماني و همچنين تكميل برنامه درسي در ابعاد عاطفي واجتماعي مي باشد.

خبر ديگري كه دكتر حسني گفتنداين بود كه قرار است ايشان از روز شنبه 31/3/82 براي تعيين روائي كارنامه ارزشيابي توصيفي توسط مجريان طرح ارزشيابي توصيفي به شهرستانها سفر كننند. همچنين كارنامه را براي به تعدادي از اساتيد براي تعيين روائي بدهند!!
تعجب من از اين خبر به اين علت است كه تعيين روائي براي اين كارنامه با توجه به خبر اولي كه ايشان دادند وهمچنين با توجه به تجربه اجراي طرح كه گزارش آن نيزبه دفعات توسط همكاران واينجانب روي وبلاگ منتشر شده ،در حال حاضر امري نا معقول است.تعيين روائي كارنامه وقتي مفيد است كه اولا مباني نظري وروش شناختي تنظيم اين كارنامه روشن ،محكم ومورد وثوق كارشناسان باشد.وثانيا نتايج تجربيات حاصل از اجراي پيش آزمايشي طرح ،روي كارنانه اعمال شده وپس از انجام اصلاحات روائي كارنامه جديد تعيين شود.
البته نكات اخير الذكر را من قبلا نيز در جلسات با مسئولان دفتر به صورت انفرادي ودسته جمعي مطرح كرده بودم. اتفاقا يكي از هدف هاي مراجعه امروز من به دفترگرفتن همين مباني نظري وروانشناختي تدوين كارنامه ارزشيابي توصيفي بود كه از ابتداي شروع ارزشيابي در اسفند ماه 1381 آن را طلب كرده بودم .آقاي احمدي قول دادند كه تا يكهفته ديگر متن دستنويس و تا دو هفته ديگر متن تايپ شده آن را به من بدهند.
آقاي حسني از من پرسيدند كه اين اطلاعات را براي چه مي خواهيد ؟جواب دادم كه :براي تدوين گزارش نهائي ارزشيابي واظهار نظر جامع ودقيق در خصوص كارنامه ارزشيابي توصيفي به اين اطلاعات احتياج دارم.
.
.هدف دوم من از مراجعه امروزم به دفتر ملاقات وگفتگو با كارشناسان دفتر بود كه از ابتداي شروع ارزشيابي و بخصوص در جلسه مورخ 4/2/1382 نياز فوري وضروري آن را مطرح كرده بودم.. گزارش اين جلسه ،تحت عنوان : گزارش جلسه اي سرنوشت ساز ،در روز جمعه پنجم اردي بهشت (25 آوريل) روي وبلاگ منتشر شده ودر آرشيو ولينك گزارشات وبلاگ قابل دسترسي است.

اول به سراغ دوست قديمي ام آقاي منصور كيائي رفتم.ايشان قبل از تغيير تشكيلاتي وزارتخانه مسئول برگزاري گردهمائي هاي علمي معاونت پرورشي بود.و با كمك ايشان در شهريور ماه سال 1380 در محل آمفي تئاتر همين ساختمان نتايج يك طرح پژوهشي در مورد راههاي افزايش مشاركت دانش آموزان در فعاليتهاي پرورشي مدرسه را ارائه كرده بودم.
:من را كه ديد ،گفت:آقاي مقني زاده !چقدر عوض شدي؟!
فكر مي كنم كه منظورش ريشم بود! من قبلا تمام ريش بودم ولي يكسالي است كه نصفه ريش شده !م !اين موضوع را به روي خودم نياوردم و گفتم فرق هاي ديگري هم كرده ام !مثلا به اندازه يك كپسول 11كيلوئي پر كاز مايع كه 16، 17 كيلوئي مي شود وزن كم كرده ام !والبته يك كپسول پر ديگر هم هنوز هرروز هرساعت با خود مي كشم كه آن را نيز بايد زمين بگذارم !تازه از نام خانوادگي مقني زاده نيز دست كشيده ام و عنوان پر طمطراق: محقق معين را برگزيده ام!

منصور كيائي گفت.وبلاگ ارزشيابي توصيفي را مي بينيم واز كار هاي شما تا حدودي باخبريم.
خيلي خوشحال شدم ودر عين حال تعجب كردم كه چرا تا كنون كامنت ونكته اي نفرستاده اند؟
ايشان در تشكيلات جديد كارشناس ارزشيابي تربيتي مقطع ابتدائي است وقاعدتا فرد ذيننفعي در ارزشيابي توصيفي .قرار شد كه نظراتش را تا ده روز آينده به من بدهد
.
دوست ديگري كه امروز با او آشنا شدم ،آقاي بني اسدكارشناس مسئول ارزشيابي تربيتي مقاطع
ابتدا ئي وراهنمائي دفتر ارزشيابي تحصيلي وتربيتي وزارت آموزش وپرورش بود.ايشان نيز بنا به اظهاراتشان وبلاگ طرح را ديده بودند و پسنديده بودند.به من گفتند كه همايشي علمي در باره ارزشيابي داريمو اميدواريم كه بتوانيم از طريق اينترنت اطلاعات آن را منتشركنيم.به ايشان گفتم كه خبر دارم ومن هم براي همايش ارزشيابي مقاله فرستاده ام.وهرگونه كمكي در زمينه انتشار مطالب همايش بخواهيد آمادگي همكاري دارم.
آقاي بني اسد گفتند خوب بود شما اعضاي هيات علمي دانشگاهها را در جريان وبلاگ قرار مي داديدواز اين طريق اين تجربه غني تر مي شد.
به ايشان گفتم كه اين كار را كرده ام .آقاي منصور كيائي هم كه حضور داشت ،تائيد كرد وگفت :درست است !گزارش همايش تكنولوژي اطلاعات وپژوهش هاي آموزشي كه شركت كرده بوديد ومسئله اي كه پيش آمده بود وتوضيح واطلاع رساني شما به پژوهشگرا ن حاضر در همايش در باره وبلاگ ارزشيابي توصيفي را در وبلاگ دفتر مجازي ديدم.!!
تعجب كردم ولي به روي خودم نياوردم !! در ادامه گفتم :اين تنها يك مورد اطلاع رساني من بوده است.در دوهمايش ديگر علمي، يكي در جلسه كميسيون آموزش مداوم انجمن پژوهش هاي آموزشي ايران ،موضوع طرح و وبلاگ ارزشيابي توصيفي را به پژوهشگران آموزشي مطرح واز آنها خواسته ام كه مشاركت كنند ونظر بدهند و دومي در اولين همايش آموزش الكترونيكي كه مقاله اي را در حضور حدود 150 نفر پژوهشگران ،اعضاي هيات علمي دانشگاهها وهعلمين پژوهنده وعلاقه مند با استفاده از ويدؤ پروژكشن به مدت نيم ساعت با ذكر جزئيات مطرح كردم واز همگان خواستم كه به كمك آمده ونظر بدهند.
كار ديگري كه در اوائل نيمه دوم فروردين ماه 82كردم اين بود كه به ديدن دكتر بازرگان و دانشجويان رشته تحقيقات آموزشي در دانشگاه تهران رفتم و حضورا از آنها خواستم كه با مراجعه به وبلاگ ارزشيابي توصيفي هم با كار ما آشنائي بيشتري پيدا كنندو هم نظرات تخصصي خود را براي بهبود اجرا وارزشيابي طرح بدهند.اما تا آنجا كه به اظهار نظر رسيده تا كنون فقط سه نفر غير از همكاران طرح ارزشيابي توصيفي به نوعي نظرات خود را از طريق وبلاگ اعلام كرده اند!!

البته من از اين عدم مشاركت رنجيده ام ولي به روي خود نياورده و با ياري همكاران ديگرم در طرح ارزشيابي توصيفي كار را ادامه مي دهيم و دوستان جديدي نيز كم كم پيدا مي شوند.آهسته وپيوسته مي رويم .خدا بزرگ است.

دوست جديد ديگري كه امروز پيدا كردم.آقاي منصوري كارشناس ارزشيابي تحصيلي مقطع ابتدائي دفتر بود..وي را فردي علاقه مند ومتخصص يافتم .پايان نامه اش را در رشته سنجش وارزشيابي تحصيلي در دانشگاه علامه در موضوع هوش هيجاني در سال 1380 گذارانده است.اتفاقا علاقه مندي او به موضوع هوش هيجاني موجب شده بود كه با وارد كردن اين اصطاح در يكي از موتورهاي جستجو در اينترنت از يكماه پيش با وبلاگ ارزشيابي توصيفي كه ياداشتي هم در باره هوش هيجاني در آن منتشر شده بود؛ آشنا شود!!!
با ايشان وارد بحث تخصصي جالبي شديم وقرار شد كه از طريق بلاگر امشب براي او به عنوان عضو تيم همكاران وبلاگ ارزشيابي توصيفي دعوتنامه بفرستم تا بتواند نظراتش را مستقيما روي صفحه اصلي وبلاگ بگذارد.
تا كنون براي حدود 10نفر از جمله دكتر بازرگان ودكتر كاظمي دعوتنامه ارسال كرده ام. ولي تنها كسي كه به دعوتم جواب داده و توانسته روي صفحه پيام بگذارد آقاي دكتر حسني است.اميدوارم ايشان دومي باشد.
آقاي احمدي مدير كل محترم دفتر ارزشابي تحصيلي وتربيتي هم كفتند كه موقع خارج شدن وبلاگ از محاق رسيده و برنامه گسترده اي براي اجراي طرح ارزشيابي توصيفي داريم.ايشان لطف كردند ومرا دعوت به صرف ناهار نمودند.كه ضمن تشكر به علت اينكه غذاي رژيمي بهتري در محل كارم داشتم و با پنج دقيقه پياده روي به آنجا مي رسيدم؛ سر اذان ظهر خداحافظي كردم ورفتم..

محمد حسن محقق معين
28 خرداد 1382





Tuesday, June 17, 2003

كلياتي پيرامون اجراي بهينه طرح ارزشيابي توصيفي – تكويني

با سلام و احترام
در ارتباط با ارسال نظرات در خصوص كليات و جزئيات اجراي طرح در كلاس ، مدرسه و استان ، در نظر گرفتن موارد زير مي تواند در اجراي بهينه طرح موثر باشد :


مقدمه :


نوآوري عبارت از تغييري است كه بتواند در جرياني (( بهبود )) به وجود آورد . در هيچ حركتي ، به خودي خود بهبود به وجود نمي آيد ، مگر اين كه براي كنار گذاشتن شيوه هايي كه كاربرد آن ها كاهش يافته است ، تلاشي صورت پذيرد و به جاي آن ها شيوه هايي كه تصور مي شود دستيابي به ((بهبود مورد نظر ))را ميسر مي كند ، در معرض آزمايش و تجربه گذاشته شود . پس ، نوآوري ممكن است مترادف با ((تغيير مفيد )) باشد.
تغييرهاي مفيد فرهنگي زماني مقبول مي افتند كه از يك سو (( مورد نياز جامعه )) و از سوي ديگر (( در حيطه قدرت و توان جامعه )) باشند . هر تغييري كه اين دو ويژگي را نداشته باشد يا مطرود مــي شود و پايدار نمي ماند ، يا آغاز گر تحـول و دگرگوني پذيرفته شـده اي نمي شـود و گستـرش
نمي يابد . بر عكس ، هر تغييري كه پاسخگوي نيازهاي واقعي باشد و جامعه توان پذيرش آن را داشته باشد با شتاب رواج مي يابد و دگرگوني هاي پي در پي مي آفريند .
نو آوري هاي بـزرگ اجتماعي و دگرگـوني هايي كه در دوره هاي تاريـخ يك جامعـه ديده شده اند ، همين دو ويژگي را دارند ، يعني هم زاده نيازها و درخواست هاي اجتماعي آن جامعه بوده اند و هـم در خور قـدرت و توان آن جامعه . وقتي جامـعه به مرحله ي تاريـخي جديدي پا
مي گذارد ، با نيازهاي جديد روبه رو مي شود و ناگزير براي رفع آن نيازها به تكاپو مي افتد . در همين مرحله است كه ذهن هاي افراد مستعد به تب و تاب و چاره جويي مي افتند و آفرينندگيهاي فردي به وجود مي آورند . آفرينندگي هاي فردي به تحولات اجتماعي و در پي آن به دگرگوني هاي فرهنگي منجر مي شوند .
توان جامعه به دو صورت نمود پيدا مي كند : (( توان فكري )) و ((توان عملي ))
توان فكري هميشه با دو عنصر ((عينيت )) و (( سادگي )) همراه است . هر قدر عناصر تشكيل دهنده يك پديده نو ، ساده و قابل درك باشد به طوري كه بتوان به وضوح به ماهيت و كم و كيف آن پي برد قدرت پـذيرش آن افـزايش مـي يابد . سـادگي و عيـنيت سبـب مي شود كه اقـدام به اجرا ، منـطقي تر و آگاهانه تر صورت گيرد ، پيش بيني هاي لازم انجام شود و كسب مهارت ها دچار تزلزل يا توقف نشود
توان عملي به دو سازه (( نيروي انساني )) و (( قدرت مالي )) وابسته است . بودجه بندي نيروي انساني و توان مالي از ضروريات هر تغييري است كه قرار است صورت پذيرد . بدون اين دو سرمايه نمي توان اقدام به كاري كرد .
ايجاد تغييرهاي مفيد در جامعه هاي آموزش دهنده بنيادي ترين و پايدارترين نو آوري هاست . گستره نوآوري ها در سازمان ها و واحد هاي آموزشي بي كران است . چون نيازها و ضرورت ها ، مدام رخ مي نمايند . مديران و برنامه ريزان نو آور همواره در صدد تقويت توانمنديهاي خود هستند و با توجه به عوامل ناكام كننده به تقويت عواملي مي پردازند كه كاميابيها را به ارمغان مي آورند .
اساس فعاليت هاي آموزشي مدارس بر پايه (( آگاه سازي )) دانش آموزان و تقويت ((خودآموزي )) آنان گذاشته شده است و فلسفه ((آموزش براي زندگي )) بر فراز تمام هدف ها قرار دارد . بر اسـاس اين فلسفه مي تـوان به تغييـرات بنياديني انديـشيد كه مـتضمن (( ياد گرفتن براي زندگي بهتر )) باشد.
از جمله تغييرات مي توان به اصلاح روش هاي ارزشيابي از آموخته هاي دانش آموزان و توجه به ارزشيابي توصيفي * تكويني اشاره نمود كه با توجه به مطالب ارائه شده و در نظر گرفتن شرايط زير براي ايجاد تغيير در جامعه هاي آموزش دهنده ( توجه به توان فكري و عملي) و فرهنگ سازي مناسب در جامعه بدون شك مي توان زمينه هاي لازم را در جهت تحقق اهداف طرح فراهم نمود
.
 فراهم نمودن زمينه هاي پرورش خلاقيت در معلمان :


مهارت تفكر خلاقانه به معلم اين امكان را مي دهد كه علاوه بر قبول تغييرات و نوآوري ها ، خود را با آنها وفق دهد. هر چه اطلاعات معلم غني تر باشد ، ميزان خلاقيت او بيشتر خواهد بود . مهارت حل خلاقانه مساله باعث موفقيت بيشتر او در زمينه شغلي مي شود ، يعني با ارائه راه ها و افكار نو براي حل مساله يا ارضاي نيازي مشخص ، مي تواند به شغل خود تحرك و هيجان بيشتري ببخشد .
 افزايش انگيزش و رضايت شغلي در معلمان به منظور پذيرش طرح ها و برنامه هاي جديد :
انگيزش و رضايت شغلي براي ادامه فعاليت و اشتغال لازم و ضروري است . زيرا اينها عواملي هستند كه باعث افزايش كارايي و احساس رضايت فردي مي شوند . بديهي است كه رضايت شغلي به صورت غير مستقيم در بهبود تدريس موثر است . امتيازات و مشوق هاي بيروني مانند حقـوق و امنيت شـغلي ، موجبـات رضايت شـغلي معـلمان را فراهم مي كند . اما تحقيقات نشان مي دهد كه مشوق هاي دروني مانند رشد شخصيت و احساس فضيلت نقش موثرتري دارند . هم چنين رضايت معلم ممكن است متاثر از خط مشي مدرسه باشد ، يعني مدارس مي توانندبرهدفهايي مانند تحكيم روابط انساني و مشاركت معلمان در تصميم گيري هاي مربوط به امور آنان به مثابه بخشي از راه برد رضايت شغلي تاكيد ورزند .


 تغيير در شيوه كار معلم ( بهسازي كيفيت تدريس معلمان ) :


بهسازي كيفيت تدريس ( مهارت هاي حرفه اي ) معلمان ، نياز آشكار جامعه آموزش دهنده امروز ماست . نقش معلم به كلي در حال دگرگون شدن است . در آموزش هاي مدرسه اي ، همه جا شاهد بارور شدن فعاليت هاي گروهي هستيم . گروه هاي آموزشي مدراس ، در زمينه هاي خاص ، به بحث و گفتگو و تبادل نظر مي پردازند و تصميم گيري هاي جمعي مي كنند . آن گاه كه معلمان بتوانند به صورت گروهي فعال باشند ، خواهند توانست شيوه هاي تدريس شان را از حالت بسته يا خود مدار به حالت باز يا شاگرد مدار تغيير دهند . ( يكي از مقوله هاي مورد نظر در طرح ارزشيابي توصيفي هم انجام فعاليت هاي گروهي توسط دانش آموزان است .)


 اتخاذ تدابير ويژه در خصوص ارتقا و توجه به مهارت هاي حرفه اي معلم :


برگــزاري دوره هاي دانش افـزايي و كسب مهـارت ها ، تشـكيل جلسـات بحـث و گفتـگو و نشست هاي دوستانه در زمينه تبادل تجربيات ، دعوت از اساتيد فن در جلسات مدرسه ، نمايش فيلم هاي آموزشي و ... به ارتقاي دانش حرفه اي معلمان كمك خواهد كرد . براي تضمين كيفيت آموزش معلمان هم بر دانش محتواي درسي و هم بر روش هاي تدريس بايد تاكيد شود .


 توجه به نقش رهبري و مديريت مدرسه در اجراي بهينه طرح ها :


مديران واحدهاي آموزشي همواره بايد براي توسعه دانش و مهارت معلمان و تجهيز مدرسه به ابزارها و وسايل آموزشي تلاش كنند . آنها بايد پيشرفت و شكوفايي معلمان را وظيفه اصلي خود دانسته و معلمان را در جهت گيري اهداف شغلي و فردي آنها و اهداف مدرسه ياري رسانند و به گونه اي رفتار كنند كه معلمان باور داشته كه به ميزان كافي از آنها حمايت مي شود . براي معلمان انگيزه عقلاني را كه براي افزايش دانش و مهارت شغلي آنها ضروري است فراهم نموده و بازخورد فعاليت آنها را به اطلاعشان برسانند و به خاطر اقدامات موفق ، آنها را مورد تشويق قرار دهند . يعني با يادآوري موفقيت هاي معلمان و حمايت از آنها ، به منظور كاهش نگراني ايشان ، در مورد كنار آمدن با طرح ها و ابتكارات جديد ، احساس كارايي را در آنها ايجاد كنند .

 گسترش كارافزارهاي آموزشي :


با توسعه و گسترش افزارهاي آموزشي ، نه تنها مي توان ميزان علاقه مندي به حرفه معلمي را افزايش داد و مهارت هاي كاري معلمان را تقويت كرد ، بلكه مي توان يادگيرندگان را از قالب (( مفعول بودن در يادگيري ))به قالب (( فاعل بودن در يادگيري )) تغيير داد .

 تخصيص بودجه :


يكي از مشكلات بحث برانگيز مديران آموزشي ، مساله تخصيص بودجه و اعتبار كافي به تجهيزات و سخت افزارهاي مورد نياز در اجراي بهينه طرح است . اختصاص بودجه به مدارس علاوه بر امكان تهيه تجهيزات مورد نياز ،از طرفي مي تواند نيازهاي دانش آموزان را برطرف نموده و از طرف ديگر با دعوت از متخصصين در زمينه دانش افزايي مجريان طرح از نگراني آنان بكاهد.


 فرهنگ سازي مناسب از طرح در جامعه :


موثر بودن يك طرح به خصوص طرح هاي آموزشي و تحصيلي مستلزم بستر سازي مناسب در بين مـردم جـامعه است . زيـرا والـدين و عمـوم مردم همـگي از نتايج تحصيلي دانش آموزان سهم مي برند ، پس لازم است اطلاعات مورد نياز در خصوص طرح به آنها ارائه گردد .


 سهيم نمودن اوليا در فعاليت هاي مربوط به طرح ها :


از آنجا كه آموزش هاي مفيد و موثر بدون حمايت والدين در مرز غير ممكن قرار دارند بايد خطوط ارتباطي ميان والدين و دانش آموزان را با كلاس درس برقرار نمود . خوشبختانه بيشتر پدرها و مادرها به يادگيري هاي فرزندان خود توجه دارند و مايلند در اين امر حياتي موثر باشند .
شيوه هاي مختلف از جمله ارتباط تلفني ، دعوت به بازديد از كلاس درس ، ارسال يادداشت ، تدوين خبرنامه ، تقويم كاري و برگزاري كارگاه هاي آموزشي براي پدران و مادران مي تواند والدين دانش آموزان را در فعاليت هاي مدرسه سهيم كند.


 نظارت و ارزشيابي مستمر و به روز :


يك طرح موفق مستلزم در نظر گرفتن ارزشيابي و بازنگري مستمر است . ارزشيابي مستلزم آگاهي و اطلاع كافي است . اطلاعات مي تواند از رهنمودها و نظريات متخصصين ، تحقيقات ، آزمون ها و از همه مهم تر نظريات دانش آموزان و معلمان بدست آيد . در زمينه ارزشيابي سوالاتي كه طرح بايد پاسخگوي آنها باشد عبارتند از :


الف – آيا طرح به صورت موثر و كارا مورد استفاده قرار مي گيرد ؟
ب- چه عناصري بايد به طرح اضافه و يا از آن حذف شود‌؟
نتيجه ارزشيابي بايد در كمترين زمان به اطلاع افراد برسد تا از نظريات و بازخوردها در جهت اصلاح طرح استفاده شود .
برنامه ريزي مستمر نظارت و كنترل از طرف وزارت خانه ، سازمان و ادارات آموزش و پرورش منطقه باعث مي شود نقاط قوت و ضعف طرح مشخص و اقدامات لازم در خصوص بهينه سازي آن صورت پذيرد .


زماني كه اين عناصر ، در نظر گرفته شوند و بودجه لازم و برنامه ريزي هاي مناسب براي هر كدام اختصاص يابد ، طرح كارامد مي شود ، يادگيري و تدريس بهبود مي يابد و به اهداف نزديك تر خواهيم شد .




در خصوص جزئيات طرح راهكارهاي زير پيشنهاد مي شود :


1. كاهش تراكم دانش آموزي ، بدين لحاظ كه جمعيت بالاي 35 و يا 40 نفري كلاس ها امكان مشاهده مطلوب توسط معلمين را كم نموده و به دليل محدوديت زمان نه تنها مهـارت هاي موجـود در دانش آمـوزان شناسـايي نخـواهد شد بلكه زمـينه ايـجاد چنين
مهارت هايي نيز به وجود نخواهد آمد .
2. توجه به تفاوت هاي فردي دانش آموزان
3. اجراي طرح تا كلاس پنجم و برگزاري امتحان جامع ( در صورت امكان )
4. مجـهز نمـودن كلاس هـاي درس به ميـزهاي گرد و صنـدلي هاي منـاسب جهت انجام فعاليت هاي گروهي
5. تقدير از معلمان مجري طرح
6. ارائه آموزش هاي لازم به مجريان در خصوص تعاريف پارامترهاي در نظر گرفته شده در طرح و تعيين حد و مرز هر يك از آنها
7. كاهش حجم فرم گزارشات
8. تغيير محتواي كتب درسي و هماهنگ نمودن آن با اهداف طرح




كارشناسي سنجش و ارزشيابي تحصيلي و تربيتي دوره عمومي
استان اصفهان * خرداد ماه 1382

Monday, June 16, 2003

گزارش طرح ارزشيابي توصيفي در مدرسه پسرا نه شهيد صدوقي زاهدان

به نام خداوند، بزرگ آموزگار هستي

در پي آنيم تا بياموزانيم به نونهالان كه چگونه چراغ واژه ها را روشن كنند. چگونه با كاغذها حرف بزنند، چگونه اشكهايشان را بر گل برگ بنويسند و چگونه با خواندن و نوشتن زندگي جديدي را آغاز كنند و به رود بزرگ خوشبختي نزديكتر شوند و آيا اين نيست كه هدف والا و پرارج است با اين وصف مي پردازم به شرح گزارش:
با سلام و خسته نباشيد خدمت استاد بزرگوارم جناب آقاي محمد حسن مقني زاده

1. دفتر ثبت گزارش تهيه و هفته اي يك بار عمل مي شد كه به علت وقت گير بودن آن در مواقع ضروري استفاده مي شد.
2. تهيه كردن پوشه كار توسط دانش آموزان و نگهداري برگه هاي امتحاني و نمونه كارهاي ديگر
3. چك ليست ها هر دو ماه يك بار تنظيم، و نتايج آن در كارنامه ارزشيابي توصيفي ثبت گرديده
4. دفاتر املاء كه به صورت موارد ذكر شده در كارنامه توصيفي (ك.ت.ن.ب) تصحيح شده اما به دليل اينكه اين شيوه از نيمه سال تحصيلي اجرا شده است آن چنان كه بايد و شايد مورد استقبال قرار نگرفته است به دلايل گوناگون كه عبارتند از:
الف: از بين رفتن انگيزه دانش براي فعاليت بيشتر
ب: عدم توجه اولياء نسبت به درك شيوه جديد ارزشيابي
ج: از بين رفتن حساسيت اولياء نسبت به فعاليت درسي دانش آموزان نسبت به قبل از اجراي اين شيوه
من از نقاشي براي ارزشيابي استفاده مي كردم. دانش آموزي كه تمام كلمات را درست مي نوشت اين شكل را كامل مي كشيدم و چنانچه 4-5 غلط داشت تاج پرنده را حذف مي كردم و اگر تعداد كلمات غلط بيشتر مي شد علاوه بر تاج، چشم آن را نز حذف مي كردم و اين كار باعث پيشرفت دانش آموزان من شد.

شكل 0001


كم كم سعي كردم براي آشنايي والدين با اين شيوه از اصطلاحات "ك.ت.ن.ب" آن هم به صورت نقاشي براي تشويق دانش آموزان استفاده كنم. در رنگهاي مختلف بدين صورت:
البته آن هم همراه با نوشتن كامل جمله

شكل 0002 تا 0005


از زمان حذف نمره دو نفر از دانش آموزانم نسبت به درس خواندن بي علاقه شده بودند و اظهار مي كردند كه نمره بهتر است و من براي آن دو با نمره پيش مي رفتم تا جلوگيري از افت آن ها شود و در عوض يكي ديگر از بچه ها پس از حذف نمره پيشرفت كرد. و درضمن يكي ديگر از دانش آموزان كلاس با ديدن نمره نوزده بسيار ناراحت و پرخاشگر مي شد و هرچه با او صحبت مي كردم قانع نمي شد و به گريه كردنش ادامه مي داد. اين كار ادامه داشت تا زمان حذف نمره كه به طور عجيبي حساسيت اين دانش آموز از بين رفت.
به نظر من روش بسيار خوبي بود اما بدليل اينكه از نيمه سال تحصيلي بود و دانش آموزان با نمره گرفتن عادت كرده بودند همچنين خانواده ها. پس، آن ها مي دانستند كه سه يا چهار غلط به چه معناست و جاي پرسش براي آن ها بوجود نمي آمد كه اين شكل ها چيستو يا چرا معلم شما نمره نمي دهد؟
از همكاري بي شائبه مدير محترم مدرسه جناب آقاي ژيان كه در اين امر مرا ياري داده اند سپاسگزارم.
در پايان از شما و مسئولين طرح ارزشيابي كيفي نهايت سپاس و تشكر را دارم.

مريم رسولي آموزگار پايه اول مدرسه پسرانه شهيد صدوقي زاهدان



نظراتي در باره طرح ارزشيابي كيفي از دبستان دخترانه امام خميني زاهدان

به نام آنكه جان را فكرت آموخت
جناب آقاي مقني زاده همكار ارجمند:

سلام عليكم: با توجه به آنكه بنده به عنوان يكي از مجريان طرح ارزشيابي كيفي بوده ام مي خواهم نظرات شخصي خود را در خصوص اجراي اين طرح در استان خود سيستان و بلوچستان بيان نمايم. معمولاً تغييرات پي در پي در نظام آموزشي ما نگراني هاي فراواني دارد. بحث حذف آزمون در پايه هاي اول تا سوم ابتدايي با عكس العمل منفي معلمان در اين مقطع مواجه است و اولياء دانش آموزان نيز از اين طرح استقبال نكرده اند . با توجه به اينكه در زمان دكتر مهران وزير سابق آموزش و پرورش چنين طرحي مطرح شده كه به دليل افت شديد تحصيلي لطمات جبران ناپذيري به آموزش وارد آمد. وجود چنين طرحي ممكن است عده زيادي از معلمان را در مناطق محروم شهري و روستايي با مشكلات فراواني روبرو سازد. سطح پايين سواد و عدم امكانات آموزشي مناسب و عدم همكاري اولياء نسبت به تحصيل فرزندانشان مسئولين امر و دست اندركاران اين طرح را بايد به چاره انديشي وا دارد.
از مشكلات فراواني كه معلمين با آن دست و پنجه نرم مي كنند آمار بالاي دانش آموز در هر كلاس (35 تا 45 نفر) اجراي اين طرح را با مشكل مواجه مي كند.
تكميل چك ليست ها در كلاسها با آمار بالا بسيار وقت گير است. نبود امكانات تكثير و هزينه هاي آن در مدرسه باعث مي شود كه اثر بخشي اين طرح كاهش داشته باشد. مناطق محروم و دور افتاده اي در استان ما وجود دارد كه كلاس درسي ندارند و درچادر و كپر تدريس مي كنند و فاصله آن در روستاها تا مركز بخش چندين كيلومتر مي باشد. چگونه مي توان امكانات اوليه اين طرح را در اين مدارس فراهم كرد. پس نتيجه مي گيريم كه عدم وسايل تكثير، در مدرسه، پرهزينه بودن چك ليست ها، آمار بالاي دانش آموز، دور بودن مد ارس روستايي و عشايري، از مركز بخش يا اداره حضور سرباز معلمين در برخي مناطق و وقت گير بودن چك ليست ها از دلايلي است كه بركيفيت اين طرح مخصوصاً در اين مناطق تاثير به سزايي مي گذارد.
و سخن آخر اينكه ژان پياژه مي گويد: "زيباترين طرح اصلاح و بازسازي و پرورش بدون معلم با كيفيت و كميت با شكست روبرو مي شود.
با تشكر فراوان از شما و كليه دست اندركاران تعليم و تربيت و آرزوي توفيق براي همگان

همكار مجري طرح: طوبي رضوي پور
آموزگار دبستان دخترانه امام خميني (ره) زاهدان



گزارشي طرح ارزشيابي كيفي در مدرسه مسلم ابن عقيل تبريز

به نام خداوند جان آفرين
حكيم سخن در زبان آفرين

گزارشي در رابطه با طرح ارزشيابي كيفي
استان آ-ش تبريز ناحيه يك دبستان مسلم بن عقيل

با اهداء سلام و عرض ارادت خدمت استاد بزرگوار جناب آقاي مقني زاده و ساير دست اندركاران طرح ارزشيابي كيفي در طي چند ماه اخير كه توفيق اجراي طرح ارزشيابي توصيفي را داشتيم با پر كردن چك ليستها و كارنامه هر دو ماه يك بار و ارائه به اوليا به نتايج و تجربياتي رسيده ايم كه لازم دانستيم آنها را منعكس كنيم.
در طرح ارزشيابي كيفي مسئله اصلي يادگيري دانش آموز است چرا كه با همكاري معلمين و مديريت مدرسه رشد دانش آموز مرحله به مرحله ثبت و نگهداري مي شود و در نتيجه تمام آموخته هاي دانش آموزان بدون دغدغه امتحان بر اساس شاخص هاي عالي ارزشيابي، رشد مي يابد كه باعث خشنودي معلمين، اولياء، و دانش آموزان مي شود و بتدريج مردودي دانش آموز كه واقعاً يك موضوع مطرود و تاريخ گذشته مي باشد از بين مي رود، به تجربه ثابت شده است كه مردودي هيچ تاثيري در رشد همه جانبه و يادگيري موفقتر براي دانش آموز ندارد. خدا گواه است كه طي
سال تحصيلي 82-81 كه اين طرح را اجرا كرديم كاملاً به بي اثر بودن مردودي و آزمونهاي آنچناني كه موجب اضطراب دانش آموز مي شد ، پي برديم.
در طي جلساتي كه با اوليا داشتيم همه آنها از اين طرح استقبال كردند و رضايت داشتند مخصوصاً در رابطه با تحويل كارنامه ها در پايان هر 2 ماه كه از نقاط قوت و ضعف فرزندان خود از تمام ابعاد آگاه مي شوند و اظهار
مي كردند كه كاش اين طرح در سالهاي آتي هم ادامه داشت در واقع مي توان گفت اين كارنامه ها وسيله اي بود تا اولياء فرزندان خود را بهتر بشناسند و از مواردي كه غفلت كرده بودند آگاه مي شدند كه فرزند آنها به چه چيزهايي علاقه دارد؟ چه خصوصياتي دارد؟ و به چه چيزهايي بي علاقه است و موجب توجه بيشتر اولياء به فرزندانشان مي شد.

نكات مهم طرح

- در كارنامه قسمت توصيه معلم و اينكه دانش آموز به چه مواردي علاقه دارد وقتي براي اوليا توضيح داده
مي شد مثلاً در قسمت شناختي كه نوشته مي شد "دقت اين دانش آموز بايد تقويت شود" اوليا علاقه مند بودند از كمك و نظرات و پيشنهادات آموزگار مربوطه بهره مند شوند و خيلي به قسمت توصيه معلم دقت مي كردند.
- از آنجايي كه امسال 2 كارنامه هم كيفي و هم كمي مانند سالهاي قبل ارائه شد اوليا به كارنامه توصيفي ارزش و بهاي بيشتر مي دادند و اكثراً سوالاتشان در مورد كارنامه توصيفي بود و چون مسئله امتحان آخر سال از نظر ما بي مفهوم بود و نيازي احساس نمي شد تا چنين آزموني بعمل آيد بعنوان مثال از يك كتاب تقريباً 100
صفحه اي 10 تا سوال داده شود و فقط اضطراب نمره و امتحان را بوجود مي آورد. امسال ديگر اين مسئله منتفي شده بود. عده اي از اوليا مراجعه كرده و اظهار مي داشتند امسال خيلي راحت هستيم چون فرزندانمان هيچگونه نگراني در مورد نمره و امتحان ندارند و با خيال آسوده به مدرسه مي آيند و مي گويند ما همه چيز را بلد هستيم و سرحال و خوشحال به جلسات امتحان مي آيند.
- همكاراني كه با اين طرح جديد روبرو مي شدند و كارنامه توصيفي را توام با توصيه هاي معلم و بخصوص دفتر ثبت گزارش آموزگار را مي ديدند بسيار متعجب مي شدند و اظهار مي داشتند كه طرح بسيار جالبي است؛ چرا كه در سالهاي آتي وقتي آموزگار پايه هاي بعد اين كارنامه هاي توصيفي و دفتر ثبت گزارشها را مطالعه كند براحتي دانش آموز خود را خواهد شناخت و با روحيات و اخلاق او آشنا خواهد شد و تمام علايق، ضعفها و نقاط قوت دانش آموز را مي شناسد.
- در اين رابطه تحقيقي بنام (تغيير مقياس كمي به كيفي) نوشته و به اداره محترم ناحيه 1 تبريز ارسال داشتم كه بسيار مورد پسند واقع شده بود، چرا كه معاونت محترم اداره بنده را به اطاق خود دعوت كرده و مفصلاً در اين باره صحبت شد و از ميان تحقيقهايي كه به اداره ارسال شده بود 3 تا را انتخاب كرده بودند كه (تغيير مقياس كمي به كيفي) در اولويت بود و در اين باره بسيار اظهار رضايت مي كردند و آدرس سايت اينترنتي طرح را خواستند تا بهتر و بيشتر آشنا شوند و خواستند نمونه اي از چك ليستها و دفتر ثبت گزارش را به ايشان ارائه دهم تا مطالعه كنند و استقبال خوبي از تحقيق و طرح مورد نظر بعمل آورند كه باعث خشنودي اينجانب شد خدا را سپاسگزاريم كه توفيق چنين خدمتي را نصيب ما گردانيد.
- مديريت محترم مدرسه هم بسيار استقبال كردند و علاقه مند بودند در تمام جهات ما را ياري نمايند كليه
برنامه هاي ما را مطالعه مي كردند و دقت نظر داشتند و بسيار به ما دلگرمي مي دادند و در توجيه اولياء و تشكيل جلسات پيشقدم بودند و ما را از راهنمائيهاي ارزشمند خود بي نصيب نمي كردند.

پيشنهادات

- اگر مديران محترم مدارس در اين كلاسها حضور نيابند و توجيه نشوند اين طرح نمي تواند با موفقيت ادامه يابد و اين نشانگر خردمندي بنيانگذاران طرح مي باشد و جاي تقدير و تشكر است.
- كارنامه ارزشيابي توصيفي از لحاظ طرح و ظاهر بهتر است تغييراتي داشته باشد.
- ريز بودن نوشته ها و كمي جا از زيبايي كار مي كاهد.
- بهتر است هر 3 ماه يك بار اين كارنامه ها تكميل شود و به اوليا تحويل گردد.
- چك ليستها بازنگري و حداكثر در 2 صفحه تنظيم شود.
- طول دوره توجيهي بيشتر باشد تا طرح به خوبي بررسي شود و مجريان طرح به خوبي با طرح آشنا شوند و بتوانند براي سالهاي آينده موفق تر و عالي تر عمل كنند.
- براي مجريان طرح از طرف مدير كل محترم ارزشيابي تحصيلي امتيازاتي منظور شود تا موجب دلگرمي گردد (گواهي كارآموزي- تقدير نامه وزارتي- حق الزحمه)
- خواهشمند است ترتيبي اتخاذ نمائيد تا دوره اين طرح با دوره هاي كتاب (بخوانيم و بنويسيم) پايه اول و دوم همزمان نباشد تا بهره بيشتري از اين كلاسها حاصل شود.
- وقت گير بودن طرح و حمايت نشدن از طرف استان و ناحيه
- از اشاره به بعضي از مطالب كه در سايت اينترنتي توسط ساير استانها ذكر شده و بنده هم در گزارش قبلي نوشته بودم لذا ازذكر آنها خودداري مي شود.
اميدوارم كه تلاشهاي بنده در رابطه با طرح مورد قبول واقع شود. كتابي را هم كه ارسال فرموده بوديم بدستم رسيد از حسن نيت و توجه جنابعالي سپاسگزارم.
در خاتمه سلام بنده را به سروران ارجمند جناب آقاي دكتر احمدي- دكتر حسني و دكتر كاظمي برسانيد.

بهروزي و نيكفرجامي بهره شما باد
تبريز دبستان مسلم بن عقيل
عزيز آقا زاده 18/3/82

گزارش طرح تبديل مقايس كمي به كيفي در دبستان دخترانه جمهوري اسلامي زاهدان
خدمت جناب آقاي مقني زاده
با اهداء سلام و عرض خسته نباشيد به شما و همكاران محترمتان در طرح ارتقاء خودكار
احتراماً بدنبال مذاكرات قبلي و صحبتهائي كه در جلسات متعدد پيرو طرح ارزشيابي تبديل مقايس كمي به كيفي، شده است موارد ذيل حضورتان تقديم مي شود:
- بدنبال اجرا طرح در مدرسه دانش آموزان به مرور خود را با نحوه ي ارزشيابي جديد وفق داده و از اضطراب ها و نگراني هايي كه در خصوص گرفتن نمره بيست داشتند كاسته شد.
- بچه ها بر خلاف قبلاً كه با نگراني املاء مي نوشتند پس از اجراي طرح تقريباً هر روز مايل به نوشتن املاء بودند.
- دوستي ها بين بچه ها زياد شده بطوريكه حسادتها و كينه ها كاملاً از ميان رفته است.
- همكاري در مسائل مختلف در بين بچه ها رواج پيدا كرد.
- با توجه به اينكه قبلاً مقايسه كردن نمرات بچه ها توسط خودشان به قهر و گريه و ناراحتي كشيده مي شد در اجراي طرح جون با حروف مورد ارزشيابي قرار مي گرفتند ديگر يكي يا دو تا غلطي كه نوشته بودند اهميت چنداني نداشت و راحت از كنار آن مي گذشتند.
در خصوص نحوه تنظيم چك ليستها پيشنهادات زير حضورتان تقديم مي گردد.
1. چك ليست علوم (نشانه ها) از جانوران شروع شده و از دو بخش قبلي (ما و اطراف ما- سالم و قوي شويد) چيزي ذكر نشده است.
2. در مورد چك ليست فارسي آمده است (به كمك بخش كردن و صداكشي كلمات جديد را مي نويسيد) كه در كتاب بخوانيم و بنويسيم بخش كردن و صداكشي تاكيد نشده است.
3. در مورد چك ليست حساب كردن
(اعداد نمادهايي را كه مي شناسد و مي نويسد) فقط اعداد يك تا ده گفته شده در صورتيكه در پايه اول از يك تا 99 گفته شده است.
4. در مورد معرفي سكه هاي 1 و 2 و 5 ريالي كه كمتر مورد استفاده است فكر اساسي صورت گيرد.
5. در مورد حجم چك ليستها فكر جدي صورت گرفته از حجم آن كاسته چرا كه خيلي وقت گير و هزينه بر است.
- در مورد درس ورزش و چك ليست مربوط به آن، وسايل ورزشي مناسب در دسترس همه بچه ها وجود ندارد و نتيجتاً كنترل دقيق صورت نمي گيرد.
موفق و مويد باشيد%
با تشكر
سلجوقي و فلسفي از
دبستان دخترانه جموري اسلامي زاهدان

Wednesday, June 11, 2003


همكاران محترم طرح تبديل مقياس كمي به كيفي(ارزشيابي توصيفي)

خانم ها: سلجوقي ،فلسفي ،رسولي و آقاي آقازاده

سلام ،امروز نامه هاي خوش خط و باسليقه اي كه فرستاده بوديد رسيد.از لطف شما ممنونم.نامه ها را دادم تايپ شود وانشاءالله شنبه روي وبلاگ منتشر خواهد شد..تا چند روز ديگرهرروز به سراغ صندوق پستي خواهم رفت.منتظر نامه هاي بقيه همكاران خوبم هستم.
عجله كنين كه ديره وا لا بابا ا بر مي ره!!

محمد حسن محقق معين (مقني زاده سابق)

Tuesday, June 10, 2003

به نام خدا
گزارش عملكرد طرح ارزشيابي كيفي
دبستان: معراج نوبت 2
زمان اجراي طرح : از 20/11/81 لغايت 31/2/1382
آموزش و پرورش ناحيه 3

آموزگاران مجري طرح: شهره كريم، عفت ابرقوئي نژادي
مدير دبستان: مهري ناطقي
استان : اصفهان


***

جلساتي با اولياء دانش آموزان

اولين جلسه در تاريخ 20/11/1381 تشكيل شده و به اطلاع اولياء رسانده شده است كه اين مدرسه به عنوان مجري طرح تغيير نظام ارزشيابي انتخاب و كلياتي درباره اين طرح توسط مدير مدرسه ارائه گرديد.
دومين جلسه در تاريخ 21/12/1381 تشكيل و بعد از توضيح دادن ملاكهاي ارزشيابي از آنان خواسته شد كه در تاريخ 26/12/1381 جهت دريافت كارنامه ارزشيابي توصيفي به مدرسه مراجعه نمايند.
سومين جلسه در تاريخ 20/1/1382 تشكيل و از اولياء خواسته شد درباره كارنامه ارزشيابي توصيفي كه قبلاً تحويل گرفته بودند و تغييراتي كه در رفتار فرزندشان ايجاد شده اظهار نظر نمايند. خوشبختانه اكثر اولياء ابراز رضايت مي نمودند. سپس مدير دبستان به اطلاع آنها رساندند كه جلسه اي در تاريخ 6/2/1382 با حضور آقاي مقني زاده در مدرسه تشكيل خواهد شد و در صورتي كه سوالي دارند يا تمايل به شركت در اين جلسه دارند اعلام آمادگي نمايند.
چهارمين جلسه در تاريخ 6/2/82 با حضور آقاي مقني زاده و اولياء دانش آموزان در مدرسه تشكيل و سوالات و نظرات مطرح شده.
***
چك ليست

چك ليستها به تعداد دانش آموزان تكثير و با دقت تكميل شده است.
چون چك ليستها نامفهوم و مبهم به نظر مي رسيد، تغييراتي در آنها ايجاد نموديم به طوري كه براي معلم گويا و صريح باشد و در تاريخ 6/2/82 به آقاي مقني زاده تحويل نموديم.

***
دفتر ثبت گزارش

دفتر ثبت گزارش تهيه شده و موارد روحي- رواني دانش آموزاني كه داراي مورد خاصي بودند در آن ثبت كرده كه آقاي مقني زاده رويت نمودند.
***
پوشه كار

براي هر يك از دانش آموزان پوشه كار تهيه شده و كارهاي عملي آنها با نظر خودشان ارزشيابي شده و در آنجا بايگاني گرديده است. ضمناً آقاي مقني زاده رويت نمودند.
***
ارزشيابي

از دانش آموزان طبق روال قبل امتحان به عمل آمده ولي به جاي نمره 0 تا 20 از حروف "الف" تا "د" استفاده شده است.
***
كارنامه ارزشيابي توصيفي

كارنامه ارزشيابي توصيفي ماههاي بهمن و استفند تكميل و در آن توصيه هاي لازم ثبت و در اواخر اسفند ماه به اولياء محترم تحويل داده شد. اكنون براي نمونه دو برگ فتوكپي كارنامه ارزشيابي توصيفي مربوط به دو دانش آموز ضميمه و ارسال مي گردد.
كارنامه ارزشيابي توصيفي ماههاي فروردين و ارديبهشت هم در دست تكميل است كه همراه با كارنامه كمي دانش آموز در خرداد ماه به اولياء تحويل داده مي شود.
***
نظرات و پيشنهادات

- به منظور تقويت روحيه و جلوگيري از ايجاد ياس و نااميدي در دانش آموز بهتر است به جاي چهار سطح، پنج سطح براي كلاس در نظر گرفته شود. مثلاً اكنون دانش آموزي كه از 0 تا 9 مي گيرد در سطح "د" قرار دارد. بهتر است از 7 تا 9 در يك سطح و از 0 تا 6 هم در سطح ديگري قرار گيرند.
- در كارنامه ارزشيابي توصيفي لازم نيست كه در هر خانه جمله توصيه هاي معلم نوشته شود. كافي است در بالاي ستون يك مرتبه قيد گردد.
- صفحه 2 در جزوه راهنماي ارزشيابي توصيفي- تكويني در پايه اول ابتدايي وجود ندارد.
- چون اجراي اين برنامه به وقت زيادي احتياج دارد ممكن است درست اجرا نشود مگر اينكه تعداد دانش آموزان كلاس كم باشد.
- برخي از اولياء معتقد بودند كه وقتي دخترشان مثلاً نمره 17 مي گرفته تلاش بيشتري مي كرده براي كسب نمره بهتر. اما از وقتي به جاي نمره 17 "الف" به او داده شده، خوشحال بوده كه مثل دانش آموزان زرنگ "الف" گرفته و تلاش او براي رفع نقص كارش كمتر شده است.
به نظر مي رسد اين طرح بايستي بطور متوالي تا پايه پنجم ادامه يافته و پس از آن ارزيابي شود كه موفق بوده يا خير.

با احترام
شهره كريم، عفت ابرقوئي نژاد، مهري نا طقي
به نام آفريدگار مهربان

دانش، عذر بهانه جويان را ريشه كن كرده است. حضرت علي (ع)

اي معلم، اي آينه دار عشق، نام ترا بالاتر از عرش بايد گذاشت، كه تو ميراث دار پيامبري

ضمن عرض سلام و خسته نباشيد خدمت جناب آقاي مقني زاده و همكاران محترمتان.
گزارشي در خصوص ارزشيابي توصيفي كه در طول مدت انجام داده ام به طور خلاصه خدمتتان ارائه مي گردد.

پس از چند روز از جلسه توجيهي اين طرح را در كلاس اجرا كردم املائي كه گرفتم نمره ندادم. ابتدا بچه ها تعجب كردند و پس از پرسش از من كه چند گرفته ام به آنها مي گفتم خوب گرفته اي وبه آنها گفتم كه از اين به بعد نمره در كار نيست منتظر عكس العمل اولياء بودم كه هيچ گونه واكنشي انجام ندادند، بنابراين در پايين دفتر املاء دانش آموزان از آنها در مورد شيوه ارزشيابي نظرخواهي خواستم كه چند تايي پاسخ دادند و چند تايي به مدرسه آمدند. پاسخگو بودند بيشتر آنها با اين طرح موافق بودند و گفتند خيلي خوب است و اگر بچه ما نمره كم بگيرد نمي ترسد و…

دفتر ثبت گزارشي تهيه كردم. براي هر دانش آموز يكي دو صفحه گذاشتم. اگر مورد خاصي مشاهده مي كردم و يا دانش آموز مشكل روحي يا جسمي داشت يادداشت مي كردم و همچنين پوشه كار كه اين را از اول سال دانش آموزان داشتند.

براي ارزشيابي اشكالي را از پرنده يا گل و . . . را ملاك قرار دادم هر دانش آموز اگر غلطي داشت يك قسمت آن شكل را حذف مي كردم و با رنگ هاي مختلف سبز، آبي ، سياه، قرمز و در پايين اشكال بسيار عالي و خوب و دقت بيشتري كن، تلاش بيشتري كن مي نوشتم كه براي اولياء و بچه ها قابل فهم باشد و در ضمن دفتر شاخص را ديگر عمل نمي كردم.
طي جلسه اي كه با همكاران مجري داشتيم بر اين نتيجه شد كه حروف ك.ت.ن.و. ب. داده شود بعد از اين جلسه اين حروف را ملاك قرار دادم البته با يك مقداري ابتكار عمل چون براي بچه ها جذاب باشد. اين حروف را به صورت اشكال پياده كردم، در ضمن باز توضيح براي فهميدن بهتر دانش آموزان و اولياء "ك" با رنگ سبز با توضيح بسيار عالي. "ت" با آبي با توضيح دقت بيشتري كن. "ن" با مشكي دقت بيشتري كن و "ب" با قرمز تلاش بيشتر كن،

هنگامي كه تشريف آورديد مدرسه اين اشكال را خدمت شما ارائه دادم.

بعد از اين كه نمره داده نشد بچه ها از نظر درسي تغييراتي كردند دانش آموزاني كه ضعيف بودند پيشرفت زيادي كردند. به نظر من طرح بسيار خوب و عالي است كه انشاء ا. . . با بررسي مشكلات آن و بر طرف شدن اين چالش ها در سراسر كشور اجرا شود.

طرح ارزشيابي با توجه به مزايا داراي مشكلاتي نيز بود:

1. اين طرح اگر از اول سال اجرا مي شد بازدهي بهتري داشت.
2. درمورد چك ليست ها كه زمان پركردن آن خيلي وقت گير بود كه مجبور بودم به منزل برده و پر كنم.
3. با نبودن دفتر شاخص حضور و غياب دانش آموزان گنگ بود.
4. در مورد ارتقاي دانش آموزان خيلي ضعيف كه حروف الفبا را تشخيص نداده و نمي توانند بنويسند تكليف چيست؟
5. در مورد چك ليست رياضي منظور از ابزار اندازه گيري در كلاس اول چيست ؟ دانش آموز در پايه اول با وسيله اندازه گيري آشنا نمي شود.
6. با توجه به خوب و مناسب بودن محتواي كتاب بخوانيم و بنويسيم، حجم آن زياد است كه با شيوه ارزشيابي تناسب ندارد.
7. نداشتن امكانات و تجهيزات آموزشي و كمك آموزشي برخوردار تا بهتر بتوان از عهده اجراي طرح بربيايم البته در مدارس دولتي مشكلات ديگر نيز وجود دارد كه مدرسه ما امسال با آن مواجه بود. وجود دبيرستان بزرگسالان در شيفت مخالف بود چنانچه جنابعالي تشريف آورديد و از نزديك مشاهده كرديد كه ما از هيچ گونه وسايل كمك آموزشي در كلاس استفاده نمي كرديم، حتي جدول الفبايي فارسي كه اساس كار كلاس اول است هر روز به كلاس آورده مي شد و در موقع تعطيل شدن به دفتر مدرسه برده مي شد علت آن وجود دانش آموزان بزرگسال دبيرستان بود كه ما وسايل كمك آموزشي لازم را بر ديوار مي زديم و روز بعد اثري از آن نبود، حتي كشوي ميز كه وسايل دانش آموزان و معلمين در آن قرار داشت همان اول سال شكسته و برداشته شد كه انشاءا.. با مطرح شدن آن سال آينده مدرسه از اين مشكلات نداشته باشد كه دانش آموزان به نحو احسن بتوانند از وسايل كمك آموزشي موجود در مدرسه استفاده كنند.
8. منظور موضوع و فعاليت مورد علاقه چيست؟ ورزش براي بچه قابل تفهيم است.
اما اين دو مورد ذكر شده براي دانش آموزان يك مقداري دور از ذهن است.

اما پيشهادات.

1. زمينه سازي تبليغي و فرهنگي لازم براي اجراي آزمايشي ارزشيابي توصيفي در رسانه ها به خصوص صدا و سيما و صدا وسيماي استان ها درمواقعيكه بينندگان زيادي دارند بشودتا مردم واولياء وحتي معلمين عزيزآشنا وتوجيه شوند.
2. در مورد مراحلي كه از 4 مرحله به 3 مرحله تبديل شود تا از مقدار و وقت آن كاسته شود.
3. اگر اين چك ليستها به صورت دفتر شاخص در آورده شود بهتر است.
4. جهت اطلاع معلمين طرح از حروف ك. ت. ن. ب يك نمره در نظر گرفته شود تا در اين مورد هر كس سليقه اي عمل نكند.
5. امتحانات كتبي دروس همچنان ادامه داشته باشد نه اينكه حذف شود.
6. در چند سالي كه اين طرح به صورت آزمايشي انجام مي شود از معلميني كه حداقل داراي مدرك ليسانس و بالاتر مي باشند استفاده شود البته در مورد اين طرح با ديگر همكاران هم بحث كرديم كه متاسفانه باعث دلسرد كردن ما هم شدند.
7. اگر جلسه اي يا گردهمايي براي همكاران مجري اين طرح دعوت به عمل مي آيد انشاء ا. . همه همكاران حضور داشته باشند چنانچه در جلسه توجيهي كه همه همكاران استان هاي ديگر حضور داشتند متاسفانه فقط همكاران استان سيستان و بلوچستان حضور نداشتند، گويا از همه جهت محروم هستيم تا اگر نظر و پيشنهادي داده مي شود، همه اطلاع پيدا كنند.
و آخرين پيشنهاد من اين است كه جهت اين كه از همه همكاران مجري طرح ارزشيابي قدرداني و خسته نباشيد شده باشد از جنابعالي خواهشمندم كه تقدير نامه اي از وزارت خانه گرفته شود. از اين كه وقت گرانبهاي شما را گرفتم مي بخشيد. كمال تشكر و قدرداني را از جنابعالي دارم.

با تقديم احترام
آموزگار دبستان دخترانه شهيد صدوقي زاهدان
عزت ميري مقدم

همكاران محترم طرح ارزشيابي توصيفي در سراسر كشور


سلام، يك سال تحصيلي را با همه خوبيها وبدي هايش پشت سر مي گذاريم.مي دانم كه اكثرا خسته هستيد !! انشاءالله در تابستان هم خستگي در مي كنيم وهم توش وتواني تازه كسب.امروز سه شنبه 20 خرداد 1382 است و حضورا قرار گذاشتيم كه تا چنين روزي آخرين نظرات خود را در خصوص تجربه ارزشيابي توصيفي به دست من برسانيد.تا كنون فقط نظرات سركار خانم عزت ميري مقدم از دبستان دخترانه شهيد صدوقي زاهدان و گزارش دبستان دخترانه معراج اصفهان به دست من رسيده است.ضمنا از سازمان آموزش وپرورش استان اصفهان هم ديروز تماس گرفتند وگفتند كه تا چند روز ديگر نظرات خود را در باره تجربه ارزشيابي توصيفي ارسال مي نمايند.به هر تقدير به اميد خدا نوشتن گزارش نهائي ارزشيابي را تا چند روز ديگر آغاز خواهم كرد و حداكثر تا اواخر تير به پايان خواهم رساند.هنوز منتظر نظرات شما هستم.

در پناه حضرت دوست شاد وسرافراز باشيد

محمد حسن محقق معين

Saturday, June 07, 2003

سلسله مباحث روش هاي يادگيري

مبحث سوم: راههاي تسهيل ياد آوري

چه كسي مي تواند درس حاضر كردن را به من بياموزد؟
زهرا بازرگان 1376



كودكان و نوجوانانم در ارتباط با تكاليف درسي خود مسئوليتهاي مختلفي به عهده دارند. گاهي از آنان مي خواهند يك سلسله تمرينات خاصي را انجام دهند و يا درس بخصوصي را مرور كنند. زماني بايد گزارش تهيه كنند، مطلبي براي سخنراني آماده كنند و يا براي امتحان، درسها را دوره كنند. انجام هر يك از وظايف فوق تدابير و روشهاي خاصي را مي طلبد. كمك اوليا به كودكان اين است كه آنان را در شناخت و استفاده از راههايي كه به انجام موفقيت آميز اين وظايف آموزشي مي انجامد، راهنمايي كنند.
در راهنمايي دانش آموزان بايد به اين نكته توجه داشت كه ضمن اينكه پيشنهادهاي اوليا مي تواند براي اكثر كودكان بخصوص آنان كه در سنين پايين تري هستند راهگشا باشد ،درمورد برخي ديگر بخصوص از جانب نوجوانان به خاطر شرايط ويژه سني آنان، غالباً با استقبال چنداني مواجه نمي شود. اين امر نبايد اوليا را مايوس كند، زيرا ميزان مفيد بودن راهنمايي، بستگي به شدت استقبال نوجوان ندارد و حتي اگر او با پيشنهادها به نحوي بي تفاوت برخورد كند به احتمال زياد آنها را به كار خواهد برد. مهم جلب اعتماد و قبولاندن اين نكته به اوست كه كوششهايش براي انجام تكاليف درسي مورد تاييد است و او مي تواند ضمن تكيه بر تواناييها و استعدادهاي خويش در صورت لزوم از حمايت و راهنمايي اولياي خود نيز برخوردار باشد.
برخي از پيشنهادهايي كه اوليا مي توانند براي كمك به كودك و نوجوان در انجام موفقيت آميز تكاليف مختلف ارائه دهند به شرح زير است:

1- مرور يك مطلب درسي

مرور مطالب درسي بر خلاف آنچه اغلب كودكان مي پندارند عبارت از اين نيست كه با نگاهي گذرا صفحات كتاب را نگاه كنند، بلكه فعاليتي دقيق و مشخص است. دانش آموزي كه مي خواهد درسي را مرور كند بايد دقيقاً بداند از آن درس چه مي خواهد و چه نوع اطلاعاتي را لازم است از مجموعه مطالب استخراج كند. براي يادگيري بايد برنامه داشت و با مطلب درسي برخوردي فعالانه نمود.
اگر مطلب مورد نظر درس فارسي با يادگيري ديكته باشد، مي توان كودك را تشويق كرد كه ابتدا زير لغات مشكل يا جديد خط بكشد و بعد با دقت آنها را مطالعه كند يا بنويسد. در درس جغرافيا كودك مي تواند شكل و طرح آنچه را كه مورد نظر است در كتابچه خود بكشد. براي درس رياضيات بهتر است تمرينهاي مشكل را انتخاب و دوباره آنها را حل كند. در درس تعليمات اجتماعي يا علوم مي توان مطلب را خلاصه كرد يا براي هر بند، عنوان تازه اي گذاشت.
دانش آموزان كلاسهاي پايين تر را مي توان تشويق كرد كه "معلم بازي" كنند و براي خواهر يا برادر كوچكتر خود درس را تعريف كنند.
نكته مهم در يادگيري مطلب درسي اين است كه كودك يا نوجوان بتواند خود را در وضعيت استفاده از آن مطلب يا به كارگيري آن قرار دهد و كاربرد آن را براي زمان حال يا آينده خود و ديگران مجسم كند. دانش آموز بايد بتواند با شناخت اجزاي يك موضوع مثالهايي خارج از آن موضوع بيابد و به هر نسبت كه بتواند مثالهاي دورتري پيدا كند، مساله را بهتر درك كرده و توانايي تعميم در او بيشتر رشد يافته است.

2- درس حاضر كردن

كودكان معمولاً درس حاضر كردن را به انجام دادن تمرين ترجيح مي دهند، زيرا تصور مي كنند كار آسانتري است. آنان اشتباه مي كنند زيرا درس حاضر كردن وقت و انرژي بيشتري مي طلبد. دانش آموزان معمولاص يك يا دو بار از روي درسي كه قرار است حاضر كنند، مي خوانند، سپس اعلام مي كنند كه ياد گرفته اند و اجازه مي خواهند كه دنبال بازي يا انجام كارهاي ديگري بروند. سوال مناسب در اين طور مواقع اين است:" از كجا متوجه شدي كه ياد گرفته اي؟" واقعيت اين است كه بيشتر دانش آموزان نمي دانند چه موقع مي توانند بگويند درس را كاملاً ياد گرفته اند و يادگيري واقعي چه وقت حاصل مي شود. براي همين است كه يكي از وظايف معلمان اين است كه به آنان ياد بدهند چه وقت مي توانند بفهمند كه مطلبي را ياد گرفته اند؛ مثلاً به آنان بگويند وقتي فلان نشانه ها و علائم را در خودت ديدي و فلان كار را توانستي انجام دهي معلوم مي شود كه مطلب را كاملاً ياد گرفته اي.
بنابراين وقتي كودك يكي دو بار مطلب درسي را خواند بايد با او بررسي كنيم و ببينيم چه علائمي نشان دهنده اين است كه او درس را ياد گرفته است. اين علائم ممكن است بيان صحيح تعاريف درس باشد؛ مثلاً از او بپرسيم:
- آيا ميتواني مثلث را تعريف كني؟
يا براي اينكه بفهميم يك مفهوم را چگونه از مفهوم ديگر تشخيص مي دهد؛ مي توانيم پيشنهاد كنيم:
- دو جدول بكش و خصوصيات پستانداران و خزندگان را در آن نشان بده.
علامت درك مطلب ممكن است كشيدن اين طرح، مثلاً طرح يك سلول گياهي يا كشيدن نمودار باشد. به همين ترتيب كاربرد يك دستورالعمل در موارد جديد، خلاصه كردن يك مطلب يا بيان آن با عبارات صحيح، مي تواند
نشانه اي از درك موضوع باشد.
علائم و نشانه هاي فوق معياري براي ارزشيابي به كودك مي دهد و او را متوجه مي كند كه تا چه حد درس را ياد گرفته است.

3- حفظ كردن

حفظ كردن مطالب بر خلاف آنچه برخي از اوليا معتقدند كار بسيار مفيدي است، زيرا اگر ما بسياري از كارهاي خود را به طور خودكار و با تكيه بر حافظه انجام نمي داديم چگونه مي توانستيم دائماً ذهنمانه را به كار بگيريم؟ مسلماً بايد وقت و انرژي فوق العاده اي صرف مي كرديم. دانش آموز بايد بتواند در طي تحصيل خود همان طور كه مكانيسم هاي رواني- حركتي را كسب مي كند، مكانيسم هاي ذهني خود را نيز پرورش دهد. كار اوليا در اين زمينه اين است كه اين تلاش را براي وي آسان كنند. بدين نحو كه به او كمك كنند مثلاً مطلب درسي مورد نظر را تجزيه كند، اجزاي تشكيل دهنده آن را بشناسد، دوباره اجزاء را تركيب كند و سپس آن را با كلمات خود بيان نمايد.
بيان مجدد مطلب بسيار ضروري است و باعث مي شود كه فرمول يا مطلب درسي حالت ناآشناي خود را در نظر كودك از دست بدهد و به صورت آشنا در آيد. امر مهم، كوشش ذهني در ياد آوري مطلب است. در ضمن بيان مطلب، كودك مي تواند نكات اصلي، تصاوير يا كلماتي را به ياد آورد كه حافظه اش با تكيه به آنها موضوع را ضبط مي كند و به تدريج در ذهن جا مي اندازد.

راههايي براي تسهيل ياد آوري در كودك:

به كودك مي توان پيشنهادهايي به شرح زير كرد:
"اين فرمول را بخوان، يك بار تكرار كن يا آن را بنويس، يك بار ديگر تكرار كن، حالا چشمهايت را ببند يا كتاب را ببند و ببين چه چيز يادت مي آيد؟ به كتاب نگاه كن و ببين تا چه حد فرمول را درست نوشته اي. اگر فرمول را اشتباه نوشته اي دوباره شروع كن. وقتي چند نكته را به ياد آوردي، سعي كن بقيه را با توجه به همين نكات به خاطر بياوري. اگر اين نكته براي ياد آوري موضوع كافي نيست سعي كن چند نكته ديگر هم پيدا كني".
براي اينكه اطلاعات در ذهن جايگزين شود بهتر است يادآوري مطالب در زمانها و مكانهاي مختلفي انجام گيرد؛ مثلاً در حال راه رفتن، به هنگام لباس پوشيدن و غيره. ياد آوري و جايگزين مطالب در ذهن، منحصراً در پشت ميز كار صورت نمي گيرد.
تكرار مطالب حتي پس از يادگيري موضوع هم مفيد است، زيرا براي ياد آوري كامل تنها فهميدن مطلب كافي نيست. بنابراين به هنگام حفظ كردن، تكرار مطالب بايد به صورت پيوسته و در فواصل نزديك انجام گيرد و ضمن يادآوري مطالب بايد كوشش كرد مطالب قبلي نيز به خاطر آورده شود.
توصيه ديگر براي نوجوانان و حتي دانشجويان اين است كه يكي از راههاي به ياد آوري مطالب مفصل و پيچيده به هنگام امتحان، حفظ كردن فهرست مطالب و عناوين ريز درسهاست. در اين صورت با مشاهده سوالات امتحاني انسان بلافاصله كلمات كليدي را در ذهن خود مجسم مي كند و مطالب مربوط به آن را به ياد مي آورد. براي حفظ كردن دروس بايد كوشش كرد تا سطح دقت و تمركز بالا نگه داشته شود، بنابراين لازم است كه زمان يادگيري به واحدهاي كوچكي تقسيم شود؛ به عنوان مثال پس از هر نيم ساعت درس خواندن كار را بايد چند دقيقه متوقف كرد تا فرصت استراحت و تجديد قوا حاصل شود.


4- انجام تمرينات درسي

گاهي دانش آموز زماني طولاني در مقابل تمرين درسي خود متوقف شده بدون اينكه بداند با آن دقيقاً چه بايد كرد. در اين طور مواقع اصرار و پافشاري در اينكه او همچنان به كوشش خود ادامه دهد تا چيزي دستگيرش شود، فايده اي ندارد زيرا بندرت ممكن است با افزايش زمان مطلبي كه تفهيم نشده، ياد گرفته شود.
كمك اوليا در اين گونه مواقع اين است كه در مرحله اول منشاء مشكل را بيابند و پس از آن روش كار و ابزار مورد استفاده فرزند خود را بررسي كنند.
در انجام تمرينات درسي بخصوص رياضيات، امر مهم درك صورت مساله است. ممكن است معاني برخي از لغاتي كه در صورت مساله و كار رفته است براي كودك ناآشنا باشد، يا جمله بندي مساله به صورتي باشد كه درك آن را دشوار جلوه دهد، بنابراين بايد كودك را به خواندن دقيق مساله تشويق كرد. گاهي پرسيدن سوالاتي به شرح زير
مي تواند راهگشا باشد:
- مساله مربوط به چيست؟
- از تو دقيقاً چه مي خواهند؟ آيا بايد مقايسه كني؟ خلاصه كني؟ جدول بكشي؟ يا توضيح دهي؟
غالباً وقتي دانش آموز كوشش مي كند مساله را تا انتها بخواند، موضوع برايش روشن مي شود زيرا معمولاً انتظاري كه از او دارند در پايان مساله مشخص شده است. پس از خواندن صورت مساله تا به آخر بايد به مراحل قبلي و سوالات مياني باز گردد. اين سوالات از اين پس در اطراف محور مركزي يعني سوال اصلي مساله روشن تر به نظر مي آيند و فهم آنها آسانتر مي شود.

جستجوي اطلاعات و مواد لازم:

بسياري از مواقع وقتي كودك به خواندن صورت مساله مشغول است متوجه مي شويم كه يا بعضي از كلامات برايش روشن نيست و يا برخي از اصطلاحات ظاهراً بي اهميت؛ مانند بنابراين، سپس، بالاخره، از طرفي و غيره به كلي معني جمله را تغيير مي دهد، لذا بايد او را متوجه اهميت اين اصطلاحات كرد.
از طرفي ممكن است كودك براي حل مساله نيازمند مرور مفاهيم يا مطالبي باشد كه قبلاً در كلاس خوانده، اما فعلاً از ياد برده است. او بايد با مراجعه به دروس قبلي و تمريناتي كه در آن زمينه انجام داده اطلاعات لازم را به دست آورد.
به همين ترتيب در كنار جزوه و كتاب درسي، لوازم ضروري مانند مداد، پرگار، خط كش و غيره كودك را در وضعيتي فعال در مقابل تمرينات خود و آماده براي حل مساله قرار مي دهد.
اگر با توجه به لوازم و اطلاعات فوق باز هم كودك در حل تمرينات دچار مشكل است بايد او را براي جستجوي اطلاعات بيشتر از كتاب، جزوه، همكلاسيها و در صورت لزوم معلم كلاس راهنمايي كرد.

5- تهيه گزارش يا سخنراني

گاه به كودكان و نوجوانان تكاليفي داده مي شود كه نيازمند تفكر و نيز جمع آوري مدارك و اسناد مي باشد؛ مثلاً تهيه يك گزارش يا ايراد سخنراني؛ اين نوع تكاليف را بچه ها به انواع ديگر ترجيح مي دهند و معمولاً براي حسن انجام آن از خود مايه بسيار مي گذارند. بايد دانست كه براي انجام يك كار مفصل و پيچيده بايد زماني نيز در نظر گرفت. زماني براي تفكر و انديشيدن به موضوع، زماني براي انتخاب ايده هاي مناسب، به نظم در آوردن، شكل دادن و به كمال رساندن ايده ها و سپس زماني ديگر براي بررسي و دوباره خواني آنچه تهيه شده است با نگاهي جديد و به قصد انجام اصلاحات در آن.
متاسفانه بسياري از كودكان اين مراحل را در نظر نمي گيرند و سعي مي كنند مراحل را دو تا يكي طي كنند و بنابراين كارها به نظرشان مشكل و پيچيده مي آيد. در اين حالت بايد به كودك كمك كرد تا كارش را برنامه ريزي كند و سازمان دهد.
بنا بر آنچه گفته شد در تهيه گزارش بايد به سه مرحله توجه كرد:
- آماده كردن كار
- انجام كار
- بررسي منتقدانه و تصحيح گزارش
آماده كردن كار: اين مرحله زماني آغاز مي شود كه به موضوع مورد نظر فكر مي كنيم و نگران انجام آن هستيم. بدين ترتيب، در مورد يك مقاله، يك مساله رياضي و يك گزارش جغرافيايي، مي توان در اتوبوس در حالي كه به خانه
مي رويم، به هنگام خريد يا حتي ضمن انجام كارهاي خانه فكر كرد و ايده هايي جمع آوري نمود.
در جمع آوري تدريجي افكار و انديشه ها هر كس روش خاص خود را دارد. بعضيها كتابچه كوچكي در جيب دارند و هر فكر جديدي كه به نظرشان رسيد آنرا يادداشت مي كنند. شاگردي ممكن است در اتاقش ورقه اي نصب كند و هر روز درباره برنامه مورد نظر خود سطري بر آن بنويسد. كودك ديگري ممكن است روي ورقه هاي كوچك مطالبي يادداشت كند و آنها را جمع آوري نمايد و به موقع مورد استفاده قرار دهد.
آنچه مهم است اين است كه بايد طرح يا چهارچوب مشخصي در ذهن داشت و اطلاعات را با توجه به آن طرح جمع آوري كرد.
انجام كار: پس از جمع آوري اطلاعات لازم، مواد را بايد به كار گرفت. روش به كارگيري اطلاعات نيز بر اساس افراد، متفاوت است.
دانش آموزي ممكن است همه كاغذها را روي زمين يا روي ميز پخش كند و سپس آنها را بر اساس موضوع دسته بندي كند و كار را سازمان دهد.
روش ديگر تعيين عنوانها، طبقه بندي و خلاصه كردن است. در اين مرحله مطالب را مي توان با هم مقايسه و اطلاعات زائد را حذف كرد.
شكل دادن به مطلب، بر اساس موضوع درسي فرق مي كند. يك گزارش رياضي بايد قبل از هر چيز دقيق و صحيح باشد و يا گزارش تاريخي لازم است عميق و جامع باشد. بدين ترتيب، كم كم مطالب با توجه به چهارچوب و طرح خاصي كه براي گزارش يا سخنراني در نظر گرفته شده، شكل لازم را به خود مي گيرد.
بررسي منتقدانه و تصحيح گزارش: معمولاً شاگردان پس از اتمام مراحل بالا يك بار به سرعت و به طور سطحي مطلب را مي خوانند و گاهي هم با پيدا كردن اشتباهات جزئي و تصحيح آن، كار را تمام شده تلقي مي كنند، در حالي كه بررسي موثر هنگامي ميسر است كه دانش آموز سعي كند مطلب را با ديدي انتقادي بخواند يعني وقتي بتواند به خود بگويد:" اگر من اين مطلب را ننوشته بودم چه انتقادي مي توانستم نسبت به آن داشته باشم؟" و يا " اگر موضوع برايم جالب نبود آيا باز هم اين طرز ارائه مطلب مرا جلب مي كرد؟"
در اين مرحله به دانش آموز بايد كمك كرد تا خود را به جاي خواننده بالقوه اي بگذارد كه لازم است تاييد و توجه او جلب شود. او بايد از خود بپرسد: " از كدام قسمت اين گزارش يا سخنراني ممكن است همكلاسيهايم خسته شوند و يا برايشان مبهم باشد و من براي جلب توجه آنها چه كار بايد بكنم".

6- درس حاضر كردن براي امتحان ( دوره كردن)

نزديك شدن امتحان براي بسياري از كودكان اضطراب آور است. اما در عين حال اين زمان در آنان
عكس العمل هاي متفاوتي به وجود مي آورد.
بعضي از بچه ها حالت بي قراري و كلافگي از خود نشان مي دهند. بعضي ديگر بر عكس ساكت و درمانده به نظر مي رسند، ليكن از ترس اينكه مبادا اوليا اين حالت را به تمسخر بگيرند و يا بگويند:" اين طرز درس خواندن نيست" و يا "مگر تو امتحان نداري پس چرا بي كار نشسته اي؟ " با اوليا خود درباره اين اضطراب صحبت نمي كنند.
برخورد آرام، جملات اطمينان بخش و كوشش در جلب اعتماد كودك، مسلماً در تخفيف اين اضطراب موثر خواهد بود.
براي كمك به وي در يادگيري و مرور درسها، راههاي مختلفي وجود دارد؛ به عنوان مثال مي توان پيشنهاد كرد كه به يادآوري فعالانه و نظامدار آنچه تاكنون آموخته است، بپردازد يا فهرست قسمتهاي مهم درس را تهيه كند و اين قسمتها را به صورتي عميقتر از معمول مورد مطالعه قرار دهد. به همين ترتيب مي توان به او پيشنهاد كرد كه با توجه به فهرست تهيه شده اساسي ترين نكات را براي مطالعه مجدد انتخاب و به اصطلاح مطالب را الك كند.

ياد آوري فعالانه مطالب

همانطور كه قبلاً اشاره شد مرور يك مطلب درسي كار ساده اي نيست؛زيرا معمولاً اين احساس به دانش آموز دست مي دهد كه ظاهراً همه چيز را مي داند ولي در عين حال نمي تواند به خوبي آن را بيان كند.
نكته مهم در مرور يك مطلب درسي كار دوباره، روي آن است؛ يعني بايد با آن برخورد جديدي نمود و تركيب
تازه اي به آن داد.
مرور مطلب، بيشتر به كار يك باستان شناس شباهت دارد تا عمل يك جهانگرد، زيرا باستان شناس دقيقاً مكانها و نقاط خاصي را مورد مطالعه و مشاهده قرار مي دهد، در حالي كه براي جهانگرد هر چيز ممكن است جالب باشد. مرور فعالانه درس به معني انجام كار مجدد روي معلومات گذشته است و لازمه آن فهرست كردن، طبقه بندي، مقايسه و دوباره شكل دادن به مطلب است. بنابراين در مرور فعالانه كتاب و جزوه درسي بايد به يك كليد گزينشي مجهز بود؛ مثلاً دانش آموز مي تواند براي خود فهرستي از تعاريف اصلي درس تهيه كند يا اصطلاحات فني را درآورد، مجموعه برگه براي قضاياي هندسه تهيه كند و به همين ترتيب؛ مهم اين است كه فعاليت جديدي روي دروس انجام دهد. تهيه اين نوع ابزار اگر عملي و جالب باشد مي تواند در يادگيري مطالب درسي كمك موثري كند.

فهرست كردن بخشهاي مشكل درسي

از شاگردان به ندرت ممكن است امتحاني بگيرند كه در مورد آن تكاليفي داده نشده و تمرينات لازم انجام نشده باشد. اگر شاگردان تمرينات و تكاليف خود را به طور منظم نگهداري كرده باشند، به هنگام امتحان مي توانند با مراجعه به بخشهاي مشكل درس و تمريناتي كه قبلاً در آن اشكال داشته اند، اصلاحاتي را كه انجام گرفته است مورد توجه قرار دهند. سپس با بستن جزوه مجدداً هر يك از تمرينها را حل كنند و ببينند تا چه حد در انجام آن موفق هستند.
بايد دانست كه براي مرور فعالانه مطالب درسي هيچ چيز با ارزشتر از تمرينات درسي و ورقه هاي امتحاني نيست. زيرا انسان مي تواند اشتباهات گذشته خود را بررسي كند و مورد اصلاح قرار دهد.
دانش آموز مي تواند پس از انجام تمرينات سابق به ساختن تمريناتي در ارتباط با آن بپردازد كه اين امر در فهم كامل مطلب به او كمك خواهد كرد.
سوال درآوردن، يكي از راههاي موثر در يادگيري مطالب درسي و استخراج سوالات مشكل است. از كودك بپرسيد:
"اگر قرار بود تو اين درس را از شاگردي مي پرسيدي چه نوع سوالاتي از او مي كردي؟ حالا سعي كن سوالات مشكل را در آوري و خودت به آنها جواب دهي."
به همين ترتيب كودكان مي توانند ضمن درس حاضر كردن باهم، از يكديگر سوال كنند. اين كار خستگي آنان را تخفيف خواهد داد. براي كودكان كلاسهاي پايين تر كه يادگيري از طريق بازي را دوست دارند، مي توان جعبه هايي مقوايي تهيه و به آنان كمك كرد تا تعدادي سوال درسي در آورند و آنها را در جعبه بيندازند. سپس با قرعه كشي سوالات را يك به يك بيرون آورند و به آنها پاسخ دهند.
اگر فرزند شما ترجيح مي دهد تنها درس حاضر كند، مي تواند هر روز درباره مطلبي كه در كلاس ياد گرفته است سوالاتي تهيه كند و آنها را در يك جعبه يا در جعبه هاي كوچك مربوط به هر درس بيندازد و هر چند وقت يك بار قبل از اينكه زمان امتحان برسد آنها را بيرون آورد و حافظه خود را تازه كند.
نوجوانان مي توانند علاوه بر استخراج سوال، كلمات كليدي هم براي هر درس انتخاب كنند، به نحوي كه هر كلمه براي آنان ياد آور مجموعه اطلاعات باشد.
تمهيدات و پيشنهادهاي فوق را مي توان براي هر كودك يا نوجوان با توجه به سن وي، ماده درسي، نوع امتحان و با در نظر گرفتن ساعاتي براي استراحت، تفريح و بخصوص ورزش، به كار برد.

منبع:

بازرگان، زهرا، 1376، مدرسه اي ديگر، انتشارات انجمن اوليا و مربيان جمهوري اسلامي ايران، صفحات 58-46

Tuesday, June 03, 2003

Saturday, May 31, 2003


سلسله مباحث راههاي برقراري ارتباط مربيان با اولياء دانش آموزان

مبحث سوم و آخر: مشكلات معلمان



چه كس به من معلم كمك خواهد كرد؟

زهرا بازرگان

1376

بر قرار كردن ارتباط با اوليا براي من هميشه كار مشكلي بوده است. البته در آن مدرسه مركز شهر كه دو سال اوليه خدمتم را در آنجا سپري كردم، شايد مشكل تا به اين حد برايم مطرح نبود، در حالي كه در آنجا نيز با اوليايي كه براي يك نمره چانه مي زدند و ساعتها وقت من و خودشان را مي گرفتند يا با آنهايي كه با من طوري رفتار مي كردند كه گويي شاگرد مدرسه اي هستم كه بايد دلالت و راهنمايي ام كنند و حرفه ام را به من ياد بدهند، نمي توانستم بر خورد مناسبي داشته باشم.
اما در اين دبستان جنوب شهر مساله بزرگتر و پيچيده تر از آن است كه فكر مي كردم تنها تجربه اي كه در اين چند ماه به دست آوردم اين است كه تقريباً همه اوليا از شنيدن كوچكترين تعريفي از فرزندشان بي نهايت خوشحال مي شوند و ديدن اشك شوق آنها هرگاه مثلاً درباره اخلاق خوب فرزندشان يا استعداد رياضي او صحبت مي كنم مرا واقعاً متاثر مي كند. چند روز پيش وقتي با مادر منيژه درباره نظم و ترتيب و تميزي دفترچه و وسايل او صحبت مي كردم چهره اش چنان روشن شد كه گويي دنيا را به او داده اند.
نكته قابل توجه ديگر در اين مدرسه نقش خواهران دانش آموزان است. گاهي با تذكرات مكرري كه درباره آمدن اوليا به مدرسه مي دهم تا با آنان راجع به مسائل و مشكلات درسي شاگردان صحبت كنم، در روز موعود، چشمم به تعدادي دختر نوجوان مي افتد كه پشت در كلاس انتظار مرا مي كشند. گاهي يكي از آنها به من نزديك مي شود و با احتياط مي پرسد:
· با من كاري داشتيد؟ من خواهر اعظم – ن هستم.
مي گويم:
· من در حقيقت با مادر او كار داشتم
گونه هاي دختر جوان سرخ مي شود و جواب مي دهد:
· هر كاري داريد به من بگوييد. مادرم نمي تواند بيايد؛ از طرفي او سواد هم ندارد.
من اغلب از اين دختران مي پرسم:
· ببينم، شما خودتان درس مي خوانيد؟
بعضيها با غرور مي گويند:
· بله كلاس دوم راهنمايي هستم.
و يا:
· كلاس سوم هستم و . . .
بعضي ديگر سرشان را به زير مي اندازند و با تاسف مي گويند:
· نه خير!
· چرا؟
· پدرم مي گويد براي دختر تحصيلات ابتدايي كافي است.
و يا:
· خياطي مي كنم.
· بچه هاي برادرم را نگه مي دارم.

اغلب چنان احساس مسئوليت نسبت به خواهر كوچكتر در چهره اين نوجوانان ديده مي شود كه من از اينكه هيچ كاري نمي توانم برايشان انجام دهم تاسف مي خورم.
گاهي احساس مي كنم با خواهرها بهتر مي شود كنار آمد. مشكلات را كه مي گويم به نظرم مي رسد كه خوب درك مي كنند. بهانه هاي بي خودي نمي آورند و وقتي قول مي گيرم كه بايد شبي يك ديكته بگويند يا زير حل مسائل رياضي خواهرشان را امضا كنند، اين كار را خيلي جدي مي گيرند.
مشكل من با اوليايي كه هرگز به مدرسه نمي آيند.
در اين دبستان خيلي از اوليا هرگز خود را ظاهر نمي كنند و من اصلاً نمي دانم با فرزندان آنان كه مشق نمي نويسند، سر و صدا راه مي اندازند، در كلاس خوراكي مي خورند، شاگردان ديگر را اذيت مي كنند و يا بر عكس؛ ساكت و صامت مي نشينند و با نگاه خالي تخته سياه را نگاه مي كنند و يك كلمه هم حرف نمي زنند، چه كنم.
با رها نزد مدير مدرسه رفته ام كه مشكلاتم را با او مطرح كنم اما وقتي او را مي بينم كه زير بار مسئوليتهاي اداري خم شده است و نمي داند با لوله آبي كه تركيده و يا سقفي كه در حال ريزش است و شيشه اي كه شكسته چه كند و چگونه به خرواري از بخشنامه ها كه روي ميز او انبار شده، پاسخ دهد؛ مشكل خودم را فراموش مي كنم و ترجيح مي دهم حرفي نزنم. او بيش از هر چيز به معلماني نياز دارد كه كارشان را به خوبي انجام دهند و اگر وقت اضافي آوردند در دفتر مدرسه كنار دست او يا دفتردار بنشينند و كمك كنند.
با همكارانم هم راحت نيستم. با هيچ يك هنوز آن قدر صميمي نشده ام كه بتوانم مسائل كلاسم را با او مطرح كنم. زنگهاي تفريح با خوردن چاي، خنده و شوخي و صحبتهايي غير از مسائل شاگردان و اوليا آنان مي گذرد. كلاسها آن قدر پرجمعيت و فشرده و مسائل آن قدر فراوان و پيچيده است كه هيچ كس مايل نيست چند لحظه تنفس را با طرح مسائل كلاس ضايع كند.
مادر "عاطفه" بالاخره امروز پس از پيغام دادنهاي بسيار به مدرسه آمد. به عاطفه گفته بودم: " اگر مادرت نيايد از تو امتحان نخواهم گرفت". صبح كه مي خواستم وارد كلاس بشوم مادر عاطفه پشت در كلاس ايستاده بود. چادر كهنه اش را به خود پيچيده و با نگاه منتظر و شايد با كمي ترس و واهمه به من نگاه مي كرد. چيزي كه مرا در اين مدرسه آزار مي دهد نگاه مادرهاست. احساس مي كنم اغلب آنها از من مي ترسند در حالي كه من هم به علت كمبود تجربه يا علل ديگر از آنان خجالت
مي كشم و نمي دانم سر صحبت را چگونه باز كنم.
پسر كوچك يكساله اي به پاهايش پيچيده بود و چادر او را مي كشيد و چهره مادر طوري بود كه به نظر مي رسد نگران چند بچه رها شده در خانه اش است. به او گفتم:
· عاطفه مشقهايش را نمي نويسد. او هيچ وقت تكليف ندارد.
در حالي كه به او نگاه مي كردم به ياد آوردم كه همه آنها در دو اتاق كوچك زندگي مي كنند و پدر بزرگ و مادربزرگ خانواده نيز با آنان هستند.
مادر گفت:
· حريفش نمي شويم. هر چه او را مي زنيم فايده ندارد.
لحظه اي به فكر فرو رفت و بعد برقي در چشمهايش درخشيد.
· صبر كنيد! امشب به پدرش مي گويم. او فقط از پدرش مي ترسد!
در راهروي تنگ مدرسه روبروي هم ايستاده بوديم، مانند انسانهايي كه از دو دنياي متفاوت، با فرهنگ و ارزشهاي مختلف آمده باشند. با خود فكر كردم چقدر هر دوي ما به كمك و راهنمايي فكري نيازمنديم. براي من مساله تكليف شب مطرح است و تمام كردن برنامه درسي و وادار كردن شاگردان به يادگيري و براي او؛ سير كردن شكم بچه ها، پوشاندن آنان و به پايان رساند يك روز ديگر از زندگي ملال آور.
گفتم:
· نمي خواهد به پدرش بگوييد. اين روزها ديگر حيوان را هم كتك نمي زنند. سرش را پايين انداخت. پرسيدم؟
· كسي در خانه سواد ندارد؟
· نه ، خانم
· خودم يك كاري مي كنم. اگر وقت كنم عصرها نيم ساعت با او كار مي كنم. بايد كمي بيشتر در مدرسه بماند. به هر حال بايد يك كاري كرد، ضمناً. . .
· بله؟
· دست و صورتش هم هميشه كثيف است و همين طور روپوش و لباسش
به محض گفتن اين جمله پشيمان شدم چون به نظرم رسيد ه گونه هايش سرح شد. من نمي دانم چگونه با اوليا صحبت كنم كه خجالت نكشند.
جلوي مادر عاطفه با سر و وضع مندرس؛ از لباسهاي مرتب خودم، از كفشم كه صبح واكس زده بودم خجالت مي كشيدم در حالي كه مي دانم اين اوليا دقيقاً معلماني را مي طلبيند كه از نظر سر و وضع تميز، مرتب، خوش لباش و سنگين باشند تا الگوي مناسبي براي فرزندان آنان باشند.
سر كلاس به عاطفه گفتم:
· مادرت را بالاخره ديدم. قرار شد تو عصرها نيم ساعت بيشتر بماني و مشقهايت را زير نظر خودم بنويسي؛ به شرط اينكه بقيه اش را در خانه تمام كني، باشد؟
لبهايش خنديد. دندانهايش كرم خورده و سياه و نگاهش پاك، زلال و معصوم به نظر مي رسيد.


اوليا تا چه حد به تحصيل فرزندانشان اهميت مي دهند؟

من با عقيده معلم كلاس پنجم موافق نيستم كه مي گفت: "اولياي اين مناطق فقط ما را براي نگهداري بچه هايشان
مي خواهند. اينها بچه ها را به مدرسه مي فرستند كه در كوچه و خيابان ولو نباشند و زير ماشين نروند. براي اينها درس و مدرسه اصلاً مهم نيست. رفوزه هم كه شدند باز اهميتي ندارد."
با اتفاقاتي كه امروز در زنگ تفريح افتاد فكر مي كنم عقيده او تغيير كند. امروز صبح سر كلاس متوجه شدم كه گونه "انار" زخم شده است. بچه ها گفتند؛ مادرش او را كتك زده و انگشترش گونه راست انار را مجروح كرده است. سر زنگ ديكته هر بار انار سرش را بلند مي كرد و چشمم به چهره او مي افتاد، از شدت ناراحتي خشم خود را فرو مي دادم.
زنگ تفريح دنبال مادرش فرستادم. توي شلوغي و هياهوي دفتر مدرسه وارد شد. درشت، بلند بالا و خشن به نظر
مي رسيد. ابروهايش پرپشت و چشمانش ريز و نافذ بود. پرسيدم؟
· خانم، صورت اين بچه چه شده؟
با صداي خشك و خنده تلخي جواب داد:
· كتكش زده ام!
مي خواستم فرياد بزنم آخر تو به چه حقي به خودت اجازه داده اي صورت لطيف اين بچه را اين طور مجروح كني؟ اما طبيعت من محجوبتر از آن است كه مردم داد بكشم. با ناراحتي پرسيدم:
· چرا اين كار را كرديد؟
با قيافه حق به جانبي گفت:
· مشق نمي نوشت. به همه شان گفته ام اگر درس نخوانند آنها را مي كشم. براي خاطر خودشان است. براي اينكه يك روز مثل من نشوند.
معلم كلاس پنجم كه نزديك من نشسته بود و با نفرت و انزجار به اين مكالمه گوش مي داد گفت:
· حالا اگر ما يك پشت دستي به بچه شما زده بوديم چه قشقرقي كه راه نمي انداختيد!
معلم ديگري گفت:
· حيف اين بچه هاي معصوم كه زير دست شماها افتاده اند!
زن وسط دفتر حيران ايستاده بود و هر كسي چيزي مي گفت و نفرت خود را از اين كار به نحوي بيان مي كرد. نمي دانم چرا ناگهان احساس كردم با همه خشمي كه از او در دل دارم او احتياج به حمايت دارد.
گفتم:
· حتماً اين كار را از روي دلسوزي كرده ايد. شما بايد مادر خوب و دلسوزي باشيد كه اين همه به درس خواندن بچه هايتان اهميت مي دهيد اما متاسفانه راهش را نمي دانيد.
سرش را كه بلند كرد به نظرم رسيد چشمهايش پر از اشك شده است. با لحن افسرده اي گفت:
· نه، مادر خوبي نيستم، اعصاب ندارم، اما تمام كارهاي خانه را مي كنم و هيچ كاري به اين دخترها نمي دهم كه درس بخوانند و مثل من بدبخت نشوند. تا بي سواد و درمانده نشوند. تا دچار يك چنين زندگي فلاكت باري نشوند. من ديگر نمي دانم چه كار كنم. شما را به خدا به من بگوييد . . .
حرفش را قطع كرد زيرا به گريه افتاده بود. من غالباً از ديدن مادري كه گريه مي كند دست و پايم را گم مي كنم و نمي دانم چگونه رفتار كنم. يك صندلي جلو كشيدم تا روي آن بنشيند. درمانده بودم از كجا شروع كنم. چونه مي توانم اصول ناقص تعليم و تربيت را كه در اين مدت خوانده بودم در چند جمله خلاصه كنم. تنها چيزي كه گفتم اين بود:
· بايد از دلش در بياوريد. بچه ها احتياج به محبت دارند. شايد با محبت بتوانيد به درس و مدرسه را علاقه مندش كنيد. او از صبح تا به حال يك كلمه هم حرف نزده است. بايد بفهمد كه روي دشمني اين كار را نكرده ايد. به او بگوييد كه از اين كار پشيمان هستيد.
اشكهايش را با گوشه روسري اش پاك كرد. توي راهرو بچه ها كه به كلاس مي رفتند هياهو به راه انداخته بودند. گفتم:
· من ديگر بايد بروم. زنگ خورده.
دستش را در جيب لباسش كرد و يك بسته كوچك نقل را در آورد و به طرفم دراز كرد و گفت:
· اين را از طرف من به انار بدهيد.
و به سرعت رويش را بر گرداند تا لرزش لبهايش را نبينم.
شايد من هرگز نتوانم بفهمم او تا چه حد فرزندش را دوست دارد و تا چه حد مشاهده بازيگويش و بي خيالي بچه اي كه انسان اميدها و آرزوهاي فراوان برايش اندوخته است و بار همه آرزوهايش را به دوش او افكنده، مي تواند ناراحت كننده باشد. براي همين است كه احساس مي كنم در رابطه با اوليا مشكل دارم.
گاهي چون درس خوانده تر هستم و وسط شهر زندگي مي كنم و خوشبختانه از امكانات لازم بهره مند هستم به خودم اجازه
مي دهم در مورد اين اوليا قضاوت كنم، آنها را سرزنش كنم و حتي نسبت به آنان پيشداوري داشته باشيم اما وقتي آنان را از نزديك مي بينم و به حرفهايشان گوش مي دهم، در مقابل آنان خلع سلاح مي شوم و به نظرم مي رسد كه هيچ تجربه اي ندارم و هيچ چيز درباره آنان نمي دانم. تنها و غريبه اي، جدا از واقعيت زندگي آنان هستم.

چه كسي مي تواند به من معلم كمك كند؟

پدر پريچهر به مدرسه آمده بود تا مرا ببيند. با توجه به تجربيات قبلي ام مي دانستم كه آدم ناآرام و "طلبكاري" است و هر بار كه به مدرسه مي ايد، يا براي شكايت از فرزندش يا يكي از شاگردان مدرسه است و يا از ايكه مدرسه، بچه او را به اندازه كافي "ادب " نكرده است ناراضي است. پدر پريچهر توي حياط ايستاده بود و زنجيري را دور انگشتش مي چرخاند، چهار شانه، كوتاه و عصبي به نظر مي رسيد. مرا كه ديد به سرعت سلام كرد و گفت:
· راجع به پريچهر دو كلمه حرف داشتم.
پيش از آنكه پدر پريچهر به صحبتش ادامه دهد به او گفتم:
· پريچهر با هيچ كس سازش ندارد. با بيشتر بچه ها قهر است. وقتي نمره تك مي گيرد دفترچه اش را پاره مي كند و اين حركت او به شدت مرا عصباني مي كند، چون احساس مي كنم احترام معلم و كار مدرسه را نزد ساير بچه ها پايين مي آورد. پريچهر از مشكلترين شاگردان كلاس من است.
پدرش گفت:
· از وقتي مادرش گذاشته و رفته، اين بچه به سرش زده است. ديشب بچه ها و خانه را دست او سپردم و براي انجام كاري بيرون رفتم. اگر بدانيد چه خانه و زندگي اي براي من درست كرده بودند، بهش گفتم كه شكايتش را به مدرسه مي كنم!
· ظاهراً پدر پريچهر بدش نمي آيد همه عقده ها و دردهاي زندگيش را سر پريچهر، دختر بزرگش كه تنها ده سال دارد خالي كند و تازه مي خواهد براي اين كار از من هم كمك بگيرد. در مقابل بهت و حيرت او گفتم:
· به نظر من پريچهر كمبود مادرش را حس مي كند. بايد وضع او را درك كنيد. او هنوز يك بچه است. چه انتظاري داريد؟ او بچه بدي نيست.
لحظه اي به فكر فرو رفتم و بعد گفتم :
· روز معلم براي من نقاشي قشنگي كشيده بود و دو سه تا جمله خيلي خوب نوشته بود كه واقعاً جالب بود. او دور تا دور ورقه را قلب كشيده بود و . . .
پدر با دقت گوش مي داد و من در ذهنم دنبال صفات خوبي مي گشتم كه براي اين دختر لجوج و ناآرام رديف كنم و خشم پدر را كاهش دهم. پدرش دوباره تكرار كرد:
· مادرش گذاشته و رفته و همه كارهاي خانه با پريچهر است. او بايد اين را بفهمد، من كه نمي توانم بچه داري كنم يا ظرف بشويم او بايد عاقل باشد و بفهمد.
گفتم:
· شايد فشاري كه روي اين بچه است بيش از توانايي اوست. يادتان باشد كه او بچه است. فقط ده سالش است. گمان
· نمي كنم هيچ كدام از بچه هاي كلاس اين همه در خانه مسئوليت داشته باشند.
پدر زنجيرش را دور انگشتش چرخاند و سرش را تكان داد:
· اگر كمي عاقلتر بود.
من دوباره تكرار كردم:
· بچه است ديگر؛ بچه بدي هم نيست.
پدر گفت:
· نه، وقتي كه بخواهد خيلي هم خوب مي شود.
و به فكر فرو رفت . . .
چند لحظه بعد به كلاس برگشتم به بچه ها چند مساله حساب دادم كه حل كنند. بالاي سر پريچهر ايستادم و بر روي او خم شدم. حتي صورت حساب را هم ننوشته بود.
گفتم:
· پدرت مي گويد بعضي اوقات خيلي دختر خوبي مي شوي، البته اگر خودت بخواهي، او از تو ناراضي نيست.
هيچ عكس العملي نشان نداد.
· پس تو بچه داري هم مي كني؟
سرش بيشتر در گردنش فرو رفت و من ادامه دادم:
· همه چيز درست مي شود، نگران نباش.
من معلم نمي دانم چگونه به دختري كه مادرش "گذاشته و رفته" و هيچ چيزي براي دلخوشي ندارد و در خانه و مدرسه تحت فشار است، وعده هاي دروغين بدهم؛ "درست مي شود"! من نمي دانم چگونه مي توان به پدري كه زير بار مسائل زندگي خم شده است، مساله ناسازگاري دخترش را گوشزد كنم و از او كمك بخواهم. من نمي دانم چگونه مي توان به شناخت اوليايي نائل آمد كه فرهنگشان، آرزوها و ارزشهايشان و حتي گاه زبانشان با من اين همه تفاوت دارد و از اين شناخت در جهت بهبود آموزش و پرورش فرزندان آنان استفاده كرد. من نمي دانم چگونه به اوليايي كه با اين همه ستايش و احترام به من نگاه مي كنند و از من براي حل مشكلات تربيتي خود ياري مي خواهند، كمك كنم. به من اين چيزها را در دوره تربيت معلم ياد نداده اند و هيچ يك از استادانم به هيچ كتابي در اين زمينه اشاره نكرده است. به راستي چه كسي مي تواند به من معلم كمك كند؟

منبع:
زهرا بازرگان، 1376، مدرسه اي ديگر، اشارات انجمن اوليا و مربيان جمهوري اسلامي ايران، صفحات 195-184
به نام آن كه جان را فكرت آموخت
فروغ دل به نور جان بر افروخت



همكاران محترم طرح ارزشيابي توصيفي

معلمان گرامي ،هموطنان وبازديدگنندگان عزيز وبلاگ

به همه شما درود مي فرستم وآرزوي بهروزي اتان را دارم.

همانگونه كه در پيام سوم خرداد (24 مي) تحت عنوان كاربرد آموزشي وپژوهشي وبلاگ نوشته ام يكي از ويژگي ها ومزاياي وبلاگ فرهنگ سازي آن وتبعات مثبت فراوان در ارتقاء علمي همگان و يكي از راههاي تحقق ايده آموزش براي همه در هر زمان ودر هرمكان مي باشد.ازطرف ديگر از جمله خصوصيات وبلاگ ارزشيابي توصيفي انتقادي ، حمايتي وتوسعه اي بودن آن است.نمادي از اين ويژگيها مطالب ارائه شده تحت مقوله كلي يادداشتها در اين وبلاگ است.تا كنون شش ياداشت در وبلاگ منتشر شده ودر لينك ياداشت ها جاوداني گرديده است.

چهار ياداشت اخير اين لينك از كتاب مدرسه اي ديگر نوشته دكتر زهرا بازرگان ،استاد محترم دانشگاه تهران و فرزند مرحوم مهندس مهدي بازرگان ـ كه بر روان پاكش درود مي فرستيم ـ مي باشد.انشا ءالله از اين به بعد حداقل هفته اي يك مبحث از اين كتاب در وبلاگ منتشر خواهد شد.

در مورد موضوعات تربيتي مطرح شده در اين يادداشت ها مي توان مباحث را كسترش داد. اين گسترش از طريق كامنت زير هر ياداشت ويا ايميل
moqanizadeh@hotmail.com
امكان پذير است.منتظر نظرات شما هستم.

Tuesday, May 27, 2003

به نام آن كه جان را فكرت آموخت
فروغ دل به نور جان بر افروخت

و بالاخره در تهران

درتهران برنامه بازديد از مدارس از نظر كمي وكيفي متفاوت بود.مشاهده هاي عمقي خانم سعيده مير زاده واقفي ،همكار خوبم را بارها در اين صفحه منتشر كرده ايم كه درلينك وبلاگ هاي مدارس عدالت و آزاده گان جاوداني است! لااقل تا وقتي كه آنها را به دست مدارس نداده ايم ! خودم هم پنج بار قبل وبعد از عيد از اين دو مدرسه بازديد كرده و مشاهدات ونظراتم را منتشر كرده ام.ضما گزارش عملكرد مدرسه عدالت توسط آقاي فرزانه وگزارش انتقادات مدرسه عدالت به طرح ارزشيابي توصيفي و همچنين نحوه اجراي طرح توسط آنها قبلا در صفحه منتشر شده و در ليتك هايشان ذخيره شده است بنا بر اين در اينجا به گزارش مختصري از دو مدرسه بسنده مي كنيم.


در ارتفاعات ولنجك اوين

شايد در هيج جا فاصله آزادي و اسارت اينقدر محسوس نباشد.ازمدرسه دولتي عدا لت درارتفاعات شماال تهران ،از يك سوبالا را كه نگاه كني ارتفاعات البرز را مي بيني! و كوه رفته هاي قبل وبعد از انقلاب مي دانند كه آزادي در بالاي كوه يعني چه؟ !

حيف كه آة برآمده از قلبم را نمي توانم بر قلمم جاري كنم ! اما از همين عدالت سرا اگر به پائين نگاه كني اول دانشگاه را مي بيني ودر كنارش كمي پائين تر زندان اوين را! ونمي دانم كه در اين همجواري چه معنائي هست؟

البته به قول اهالي مكتب تفهم در فلسفه وجامعه شناسي هر كس مي تواند معناي خاص خود را داشته باشد.لااقل اين آزادي در درك را نمي توان به اسارت كشيد.به شرطي كه نظريه ناهماهنكي شناختي فستينگر در روانشناسي اجتماعي را كتمان كنيم !

چون از كوه حرف زدم بي اختيار كمي سطح بحث از جهات سياسي ،علمي و ديني بالا گرفت! البته انشاءالله كه اشكالي نداشته باشد.چون هنوز كمي تا قسمتي به شعار سياست ما عين ديانت ماست ، پاي بندم . البته اگر سياستي داشته باشم و نيز ديانتي !

روز شنبه 20 اردي بهشت طبق قراري كه 10 فروردين گذاشته بوديم ويك هفته قبل هم ياداوري ،ساعت 9 صبح وارد مدرسه شدم. اگر وبلاگ خواننده پر وپا قرصي داشته باشد؛الان
منتظر ماجراي شرين صبحانه است. اما انتظار بيهوده است.در اينجا بايد به ياد راهكار ملكه
فرانسوي بيفتيد!! البته من هم صبحانه خورده بودم وهم رژيم داشتم.كمي كيك و يك پرتقال تامسن بزرگ بيشتر نخوردم.
از ساعت 9 تا 10.5 جلسه اي با خانم خير انديش مدير مدرسه ومعاون آموزشي ايشان و خانمها هاشمي وكرمي معلمان محترم مجري طرح در مدرسه داشتيم.خانم واقفي هم تشريف داشتند.بيشتر همان نكاتي كه در گزارش مدرسه عدالت ودر مذاكرات تلفني قبل وبعد ازعيد با خانم خيرانديش داشتم كه منتشر شده، مطرح گرديد.
از كلاسهاي مجري طرح بازديد كردم.بسيارمجهز وخوب بود.بچه ها قبراق وبانشاط بودند.مانند 22 كلاس ديگري كه قبلا ديده بودم.البته از نظر نشاط دختركان زنجاني به نظرم از همه جا با
نشاط تر بودند.دركلاس خانم هاشمي چك ليست ها پر شده بود.دفتر ثبت گزارش داشتند.پوشه
هاي كار گروهي وانفرادي غني وخوبي وجود داشت.ميز ونيمكتها در هر دو كلاس آرايش گروهي و درو ديوار كلاس ها وراهرو پر از تصاوير دلپذير براي بچه ها بود. كارنامه توصيفي هم يك نوبت صادر و به اولياء داده بودند.
از كلاس خانم كرمي هم بازديد كردمايشان اعتقادي به دفتر ثبت گزارش وچك ليست ندارد وابتكارات ديگري به كار زده است كه قرار شد براي من بفرستد تا به اطلاع همه شما برسانم.كارنامه توصيفي هم به اولياء داده بودند.در هر دو كلاس دادن نمره قطع نشده بود.همزمان ارزشيابيتوصيفي وسنتي را به صورت درهم انجام داده بودند .خانم خير انديش كه مدرسه بر اساس تدابير ايشان اداره مي شود؛خيلي تاكيد روي طرح غني سازي و موفقيت مدرسه در اجراي اين طرح داشتند.
خانم خير انديش ا ولياء را دعوت نكرده بودند !! در حاليكه بر لزوم جلسه با اوليا،تصريح كرده بودم.به هر حال از ايشان خواستم كه آدرس وبلاگ را تايپ كرده به بچه ها بدهند تا ازاين
طريق نظرات آنها را بفهميم.كه تا اين لحظه كسي به اين عنوان كامنت نگذاشته است .

به هر حال فرصتي پيش آمد تا با معلمان مدرسه سري به وبلاگ طرح بزنيم.دو كامپيوتر را من
درمدرسه ديدم يكي از يكي بهتر.به شبكه وصل شديم وبه نظرم رسيد كه معلمان براي اولين بار به صورت آن لاين وروي كامپيوتر وبلاگ را مي بينند.نياز به كمي آموزش در اين زمينه دارند.




در مدرسه آزاده گان



كزارش مبسوط آقاي فرزانه مدير محترم مدرسه چند روز پيش منتشر شد. مشاهدات عمقي خانم واقفي وخودم نيز از اين دبستان در منطقه 9 آموزش وپرورش شهر تهران در تهرانسرقبلا به كرات منتشر شده است.موضوع جديد درباره اين مدرسه اينكه در نبود مدير مدرسه تمامي چك ليست هاو كارنامه هاي توصيفي بنا به تقاضاي منطقه با امضاي مدير مدرسه راهنمائي،به استان ارسال شده بود.و آقاي فرزانه نتوانسته بود تا روز يك شنبه 21 اردي بهشت آنها را به مدرسه بر گرداند.كه خوشبختانه با مراجعه من به سازمان آموزش وپرورش شهر تهران وگرفتن مدارك وتحويل آن به مدرسه موضوع فيصله يافت وقرارشد كه كارنامه ها را فورا براي رويت اولياء
بفرستند وتا مدرسه تعطيل نشده پس بگيرند ودر مدرسه از اين اسناد نگهداري شود.

يكي از دلائل بروز اين مشكل در مدرسه آزاده گان پيگيري همزمان طرح ارزشيابي توصيفي توسط تيم ارزشيابي ،مسئولان منطقه 9و مسئولان آموزش وپرورش شهر تهران مي باشد.حتي يكبار يكي از معلمان مدرسه با وزارتخانه نيز تماس گرفته بودندوفرم اصلاح شده اي از كارنامه ارزشيابي توصيفي را دريافت نموده بودند.بايد از اين تجربه در اجراي آزمايشي طرح استفاده كرد.


جلسه بسيار مفيدي نيز با اولياء دانش آموزان دو كلاس مجري طرح داشتيم.نكات مهم حاصله موارد زير است :

- در كتاب بخوانيم وبنويسيم اول سال تحصيلي با حروف نمره دادند بعد نمره معمولي دادند واز نوبت دوم هم دوباره با حروف نمره دادند.بالاخره ما نفهميديم چي شد !
- اگر به جاي حروف توصيفي ا ز واژه هاي عالي خوب وامثال اينها استفاده شود بهتر است.
- مدرسه آزاده گان كلاسهاي كوچكي دارد وامكانات ندارد ونمي تواند چنين طرح هائي را اجرا كند.
- در اين مدرسه از اول سال بچه ها 4 روز و بعدا 5 روز كلاس مي رفتند واين موضوع باعث افت تحصيلي آنها شده است.
- در ارزشيابي توصيفي وقت معلم خيلي صرف ارزشيابي مي شود واز درس دادن مي افتد.


درسازمان آموزش وپرورش شهر تهران

روز دوشنبه بعد ازظهر 21 اردي بهشت به سازمان آموزش وپرورش شهر تهران رفتم. آقاي موسوي كارشناس مسؤل سنجش وارزشيابي را نتوانستم ببينم.نامه اي برايش نوشتم وشماره تلفن هم گذاشتم كه در صورت تمايل تماس بگيرند.تا امروز كه 6 خرداد است صحبتي نداشته ايم. البته اين مقداري طبيعي است ،چون فصل امتحانات است و اشتغالات زيادي براي ايشان وجود دارد.

خوشبختانه همان روز توانستم با آقاي صفري كارشناس مسؤل آموزش ابتدائي كه در گردهمائي 12 بهمن هم شركت داشته اند وكاملا در جريان طرح ارزشيابي توصيفي بودند به مدت 1.5 ساعت صحبت كنم.

ايشان فرد كار كشته اي است وموهايش در آموزش وپرورش سفيد شده است.نكات زير حاصل اين گفتگوست:

- معلمان بايد به اندازه كافي توجيه شوند وطرح هاي اصلاحي را بپذيرند وگرنه طرح اصلاحي اجرا نخواهد شد.

- عدم اجراي طرح در مدارس غير واجد شرايط،قصه ! است ويكمرتبه ابلاغ مي كنند .

- طرح ارزشيابي توصيفي بايد در مدارس با سطوح برخورداري متفاوت آزمايش شود.

- به فاصله هر دوماه يكبار مجريان طرح بايد نحوه پيشرفت طرح را به صورت دسته جمعي
بررسي كنند.

درمورد دسترسي كارشناسان سازمان آموزش وپرورش شهر تهران به اينترنت سئوال كردم!
جواب دادند كه فعلا دسترسي نداريم وقرار است كه در تابستان كامپيوترمان تقويت گردد احساس كردم از اين حيث وضعيتي شبيه سازمان آموزش وپرورش سيستان وبلوچستان ويا بدتر دارند. !! يك كامپيوتر در كوشه اتاق بود.روشن كرديم.يك گيگ هارد داشت.كه 85 درصد آن استفاده شده بود.نسخه اي از موجودي وبلاگ را روي هارد ريختم.ووبلاگ را به ايشان نشان دادم.ايشان در عين اينكه از مشاهده اين فعاليت در آموزش وپرورش خوشحال شد.ولي آهي هم
كشيد كه تفسير آن را نمي دانم.



نامه اي به ايشان دادم كه آدرس صندوق پستي وشماره تلفنم در آن بود.ازايشان تقاضا كردم كه نظرات تكميلي اش را برايم بفرستد.مشابه اين نامه را هم به ايشان دادم تا به آقاي موسوي بدهند.ضمنا در طول سفرهايم به همه شما همكاران محترم چنين نامه اي را تقديم كرده ام كه در وبلاگ هم منتشر شده است از فرصت دريافت نظرات شما 14 روز بيشتر باقي نمانده است. چشم به صندوق پستي ام دوخته ام و هر روز به سراغ آن مي روم تا دستخط شما و نظرات ارزشمندتان را بيابم. دريغ نفرمائيد.انشاءالله