Saturday, June 07, 2003

سلسله مباحث روش هاي يادگيري

مبحث سوم: راههاي تسهيل ياد آوري

چه كسي مي تواند درس حاضر كردن را به من بياموزد؟
زهرا بازرگان 1376



كودكان و نوجوانانم در ارتباط با تكاليف درسي خود مسئوليتهاي مختلفي به عهده دارند. گاهي از آنان مي خواهند يك سلسله تمرينات خاصي را انجام دهند و يا درس بخصوصي را مرور كنند. زماني بايد گزارش تهيه كنند، مطلبي براي سخنراني آماده كنند و يا براي امتحان، درسها را دوره كنند. انجام هر يك از وظايف فوق تدابير و روشهاي خاصي را مي طلبد. كمك اوليا به كودكان اين است كه آنان را در شناخت و استفاده از راههايي كه به انجام موفقيت آميز اين وظايف آموزشي مي انجامد، راهنمايي كنند.
در راهنمايي دانش آموزان بايد به اين نكته توجه داشت كه ضمن اينكه پيشنهادهاي اوليا مي تواند براي اكثر كودكان بخصوص آنان كه در سنين پايين تري هستند راهگشا باشد ،درمورد برخي ديگر بخصوص از جانب نوجوانان به خاطر شرايط ويژه سني آنان، غالباً با استقبال چنداني مواجه نمي شود. اين امر نبايد اوليا را مايوس كند، زيرا ميزان مفيد بودن راهنمايي، بستگي به شدت استقبال نوجوان ندارد و حتي اگر او با پيشنهادها به نحوي بي تفاوت برخورد كند به احتمال زياد آنها را به كار خواهد برد. مهم جلب اعتماد و قبولاندن اين نكته به اوست كه كوششهايش براي انجام تكاليف درسي مورد تاييد است و او مي تواند ضمن تكيه بر تواناييها و استعدادهاي خويش در صورت لزوم از حمايت و راهنمايي اولياي خود نيز برخوردار باشد.
برخي از پيشنهادهايي كه اوليا مي توانند براي كمك به كودك و نوجوان در انجام موفقيت آميز تكاليف مختلف ارائه دهند به شرح زير است:

1- مرور يك مطلب درسي

مرور مطالب درسي بر خلاف آنچه اغلب كودكان مي پندارند عبارت از اين نيست كه با نگاهي گذرا صفحات كتاب را نگاه كنند، بلكه فعاليتي دقيق و مشخص است. دانش آموزي كه مي خواهد درسي را مرور كند بايد دقيقاً بداند از آن درس چه مي خواهد و چه نوع اطلاعاتي را لازم است از مجموعه مطالب استخراج كند. براي يادگيري بايد برنامه داشت و با مطلب درسي برخوردي فعالانه نمود.
اگر مطلب مورد نظر درس فارسي با يادگيري ديكته باشد، مي توان كودك را تشويق كرد كه ابتدا زير لغات مشكل يا جديد خط بكشد و بعد با دقت آنها را مطالعه كند يا بنويسد. در درس جغرافيا كودك مي تواند شكل و طرح آنچه را كه مورد نظر است در كتابچه خود بكشد. براي درس رياضيات بهتر است تمرينهاي مشكل را انتخاب و دوباره آنها را حل كند. در درس تعليمات اجتماعي يا علوم مي توان مطلب را خلاصه كرد يا براي هر بند، عنوان تازه اي گذاشت.
دانش آموزان كلاسهاي پايين تر را مي توان تشويق كرد كه "معلم بازي" كنند و براي خواهر يا برادر كوچكتر خود درس را تعريف كنند.
نكته مهم در يادگيري مطلب درسي اين است كه كودك يا نوجوان بتواند خود را در وضعيت استفاده از آن مطلب يا به كارگيري آن قرار دهد و كاربرد آن را براي زمان حال يا آينده خود و ديگران مجسم كند. دانش آموز بايد بتواند با شناخت اجزاي يك موضوع مثالهايي خارج از آن موضوع بيابد و به هر نسبت كه بتواند مثالهاي دورتري پيدا كند، مساله را بهتر درك كرده و توانايي تعميم در او بيشتر رشد يافته است.

2- درس حاضر كردن

كودكان معمولاً درس حاضر كردن را به انجام دادن تمرين ترجيح مي دهند، زيرا تصور مي كنند كار آسانتري است. آنان اشتباه مي كنند زيرا درس حاضر كردن وقت و انرژي بيشتري مي طلبد. دانش آموزان معمولاص يك يا دو بار از روي درسي كه قرار است حاضر كنند، مي خوانند، سپس اعلام مي كنند كه ياد گرفته اند و اجازه مي خواهند كه دنبال بازي يا انجام كارهاي ديگري بروند. سوال مناسب در اين طور مواقع اين است:" از كجا متوجه شدي كه ياد گرفته اي؟" واقعيت اين است كه بيشتر دانش آموزان نمي دانند چه موقع مي توانند بگويند درس را كاملاً ياد گرفته اند و يادگيري واقعي چه وقت حاصل مي شود. براي همين است كه يكي از وظايف معلمان اين است كه به آنان ياد بدهند چه وقت مي توانند بفهمند كه مطلبي را ياد گرفته اند؛ مثلاً به آنان بگويند وقتي فلان نشانه ها و علائم را در خودت ديدي و فلان كار را توانستي انجام دهي معلوم مي شود كه مطلب را كاملاً ياد گرفته اي.
بنابراين وقتي كودك يكي دو بار مطلب درسي را خواند بايد با او بررسي كنيم و ببينيم چه علائمي نشان دهنده اين است كه او درس را ياد گرفته است. اين علائم ممكن است بيان صحيح تعاريف درس باشد؛ مثلاً از او بپرسيم:
- آيا ميتواني مثلث را تعريف كني؟
يا براي اينكه بفهميم يك مفهوم را چگونه از مفهوم ديگر تشخيص مي دهد؛ مي توانيم پيشنهاد كنيم:
- دو جدول بكش و خصوصيات پستانداران و خزندگان را در آن نشان بده.
علامت درك مطلب ممكن است كشيدن اين طرح، مثلاً طرح يك سلول گياهي يا كشيدن نمودار باشد. به همين ترتيب كاربرد يك دستورالعمل در موارد جديد، خلاصه كردن يك مطلب يا بيان آن با عبارات صحيح، مي تواند
نشانه اي از درك موضوع باشد.
علائم و نشانه هاي فوق معياري براي ارزشيابي به كودك مي دهد و او را متوجه مي كند كه تا چه حد درس را ياد گرفته است.

3- حفظ كردن

حفظ كردن مطالب بر خلاف آنچه برخي از اوليا معتقدند كار بسيار مفيدي است، زيرا اگر ما بسياري از كارهاي خود را به طور خودكار و با تكيه بر حافظه انجام نمي داديم چگونه مي توانستيم دائماً ذهنمانه را به كار بگيريم؟ مسلماً بايد وقت و انرژي فوق العاده اي صرف مي كرديم. دانش آموز بايد بتواند در طي تحصيل خود همان طور كه مكانيسم هاي رواني- حركتي را كسب مي كند، مكانيسم هاي ذهني خود را نيز پرورش دهد. كار اوليا در اين زمينه اين است كه اين تلاش را براي وي آسان كنند. بدين نحو كه به او كمك كنند مثلاً مطلب درسي مورد نظر را تجزيه كند، اجزاي تشكيل دهنده آن را بشناسد، دوباره اجزاء را تركيب كند و سپس آن را با كلمات خود بيان نمايد.
بيان مجدد مطلب بسيار ضروري است و باعث مي شود كه فرمول يا مطلب درسي حالت ناآشناي خود را در نظر كودك از دست بدهد و به صورت آشنا در آيد. امر مهم، كوشش ذهني در ياد آوري مطلب است. در ضمن بيان مطلب، كودك مي تواند نكات اصلي، تصاوير يا كلماتي را به ياد آورد كه حافظه اش با تكيه به آنها موضوع را ضبط مي كند و به تدريج در ذهن جا مي اندازد.

راههايي براي تسهيل ياد آوري در كودك:

به كودك مي توان پيشنهادهايي به شرح زير كرد:
"اين فرمول را بخوان، يك بار تكرار كن يا آن را بنويس، يك بار ديگر تكرار كن، حالا چشمهايت را ببند يا كتاب را ببند و ببين چه چيز يادت مي آيد؟ به كتاب نگاه كن و ببين تا چه حد فرمول را درست نوشته اي. اگر فرمول را اشتباه نوشته اي دوباره شروع كن. وقتي چند نكته را به ياد آوردي، سعي كن بقيه را با توجه به همين نكات به خاطر بياوري. اگر اين نكته براي ياد آوري موضوع كافي نيست سعي كن چند نكته ديگر هم پيدا كني".
براي اينكه اطلاعات در ذهن جايگزين شود بهتر است يادآوري مطالب در زمانها و مكانهاي مختلفي انجام گيرد؛ مثلاً در حال راه رفتن، به هنگام لباس پوشيدن و غيره. ياد آوري و جايگزين مطالب در ذهن، منحصراً در پشت ميز كار صورت نمي گيرد.
تكرار مطالب حتي پس از يادگيري موضوع هم مفيد است، زيرا براي ياد آوري كامل تنها فهميدن مطلب كافي نيست. بنابراين به هنگام حفظ كردن، تكرار مطالب بايد به صورت پيوسته و در فواصل نزديك انجام گيرد و ضمن يادآوري مطالب بايد كوشش كرد مطالب قبلي نيز به خاطر آورده شود.
توصيه ديگر براي نوجوانان و حتي دانشجويان اين است كه يكي از راههاي به ياد آوري مطالب مفصل و پيچيده به هنگام امتحان، حفظ كردن فهرست مطالب و عناوين ريز درسهاست. در اين صورت با مشاهده سوالات امتحاني انسان بلافاصله كلمات كليدي را در ذهن خود مجسم مي كند و مطالب مربوط به آن را به ياد مي آورد. براي حفظ كردن دروس بايد كوشش كرد تا سطح دقت و تمركز بالا نگه داشته شود، بنابراين لازم است كه زمان يادگيري به واحدهاي كوچكي تقسيم شود؛ به عنوان مثال پس از هر نيم ساعت درس خواندن كار را بايد چند دقيقه متوقف كرد تا فرصت استراحت و تجديد قوا حاصل شود.


4- انجام تمرينات درسي

گاهي دانش آموز زماني طولاني در مقابل تمرين درسي خود متوقف شده بدون اينكه بداند با آن دقيقاً چه بايد كرد. در اين طور مواقع اصرار و پافشاري در اينكه او همچنان به كوشش خود ادامه دهد تا چيزي دستگيرش شود، فايده اي ندارد زيرا بندرت ممكن است با افزايش زمان مطلبي كه تفهيم نشده، ياد گرفته شود.
كمك اوليا در اين گونه مواقع اين است كه در مرحله اول منشاء مشكل را بيابند و پس از آن روش كار و ابزار مورد استفاده فرزند خود را بررسي كنند.
در انجام تمرينات درسي بخصوص رياضيات، امر مهم درك صورت مساله است. ممكن است معاني برخي از لغاتي كه در صورت مساله و كار رفته است براي كودك ناآشنا باشد، يا جمله بندي مساله به صورتي باشد كه درك آن را دشوار جلوه دهد، بنابراين بايد كودك را به خواندن دقيق مساله تشويق كرد. گاهي پرسيدن سوالاتي به شرح زير
مي تواند راهگشا باشد:
- مساله مربوط به چيست؟
- از تو دقيقاً چه مي خواهند؟ آيا بايد مقايسه كني؟ خلاصه كني؟ جدول بكشي؟ يا توضيح دهي؟
غالباً وقتي دانش آموز كوشش مي كند مساله را تا انتها بخواند، موضوع برايش روشن مي شود زيرا معمولاً انتظاري كه از او دارند در پايان مساله مشخص شده است. پس از خواندن صورت مساله تا به آخر بايد به مراحل قبلي و سوالات مياني باز گردد. اين سوالات از اين پس در اطراف محور مركزي يعني سوال اصلي مساله روشن تر به نظر مي آيند و فهم آنها آسانتر مي شود.

جستجوي اطلاعات و مواد لازم:

بسياري از مواقع وقتي كودك به خواندن صورت مساله مشغول است متوجه مي شويم كه يا بعضي از كلامات برايش روشن نيست و يا برخي از اصطلاحات ظاهراً بي اهميت؛ مانند بنابراين، سپس، بالاخره، از طرفي و غيره به كلي معني جمله را تغيير مي دهد، لذا بايد او را متوجه اهميت اين اصطلاحات كرد.
از طرفي ممكن است كودك براي حل مساله نيازمند مرور مفاهيم يا مطالبي باشد كه قبلاً در كلاس خوانده، اما فعلاً از ياد برده است. او بايد با مراجعه به دروس قبلي و تمريناتي كه در آن زمينه انجام داده اطلاعات لازم را به دست آورد.
به همين ترتيب در كنار جزوه و كتاب درسي، لوازم ضروري مانند مداد، پرگار، خط كش و غيره كودك را در وضعيتي فعال در مقابل تمرينات خود و آماده براي حل مساله قرار مي دهد.
اگر با توجه به لوازم و اطلاعات فوق باز هم كودك در حل تمرينات دچار مشكل است بايد او را براي جستجوي اطلاعات بيشتر از كتاب، جزوه، همكلاسيها و در صورت لزوم معلم كلاس راهنمايي كرد.

5- تهيه گزارش يا سخنراني

گاه به كودكان و نوجوانان تكاليفي داده مي شود كه نيازمند تفكر و نيز جمع آوري مدارك و اسناد مي باشد؛ مثلاً تهيه يك گزارش يا ايراد سخنراني؛ اين نوع تكاليف را بچه ها به انواع ديگر ترجيح مي دهند و معمولاً براي حسن انجام آن از خود مايه بسيار مي گذارند. بايد دانست كه براي انجام يك كار مفصل و پيچيده بايد زماني نيز در نظر گرفت. زماني براي تفكر و انديشيدن به موضوع، زماني براي انتخاب ايده هاي مناسب، به نظم در آوردن، شكل دادن و به كمال رساندن ايده ها و سپس زماني ديگر براي بررسي و دوباره خواني آنچه تهيه شده است با نگاهي جديد و به قصد انجام اصلاحات در آن.
متاسفانه بسياري از كودكان اين مراحل را در نظر نمي گيرند و سعي مي كنند مراحل را دو تا يكي طي كنند و بنابراين كارها به نظرشان مشكل و پيچيده مي آيد. در اين حالت بايد به كودك كمك كرد تا كارش را برنامه ريزي كند و سازمان دهد.
بنا بر آنچه گفته شد در تهيه گزارش بايد به سه مرحله توجه كرد:
- آماده كردن كار
- انجام كار
- بررسي منتقدانه و تصحيح گزارش
آماده كردن كار: اين مرحله زماني آغاز مي شود كه به موضوع مورد نظر فكر مي كنيم و نگران انجام آن هستيم. بدين ترتيب، در مورد يك مقاله، يك مساله رياضي و يك گزارش جغرافيايي، مي توان در اتوبوس در حالي كه به خانه
مي رويم، به هنگام خريد يا حتي ضمن انجام كارهاي خانه فكر كرد و ايده هايي جمع آوري نمود.
در جمع آوري تدريجي افكار و انديشه ها هر كس روش خاص خود را دارد. بعضيها كتابچه كوچكي در جيب دارند و هر فكر جديدي كه به نظرشان رسيد آنرا يادداشت مي كنند. شاگردي ممكن است در اتاقش ورقه اي نصب كند و هر روز درباره برنامه مورد نظر خود سطري بر آن بنويسد. كودك ديگري ممكن است روي ورقه هاي كوچك مطالبي يادداشت كند و آنها را جمع آوري نمايد و به موقع مورد استفاده قرار دهد.
آنچه مهم است اين است كه بايد طرح يا چهارچوب مشخصي در ذهن داشت و اطلاعات را با توجه به آن طرح جمع آوري كرد.
انجام كار: پس از جمع آوري اطلاعات لازم، مواد را بايد به كار گرفت. روش به كارگيري اطلاعات نيز بر اساس افراد، متفاوت است.
دانش آموزي ممكن است همه كاغذها را روي زمين يا روي ميز پخش كند و سپس آنها را بر اساس موضوع دسته بندي كند و كار را سازمان دهد.
روش ديگر تعيين عنوانها، طبقه بندي و خلاصه كردن است. در اين مرحله مطالب را مي توان با هم مقايسه و اطلاعات زائد را حذف كرد.
شكل دادن به مطلب، بر اساس موضوع درسي فرق مي كند. يك گزارش رياضي بايد قبل از هر چيز دقيق و صحيح باشد و يا گزارش تاريخي لازم است عميق و جامع باشد. بدين ترتيب، كم كم مطالب با توجه به چهارچوب و طرح خاصي كه براي گزارش يا سخنراني در نظر گرفته شده، شكل لازم را به خود مي گيرد.
بررسي منتقدانه و تصحيح گزارش: معمولاً شاگردان پس از اتمام مراحل بالا يك بار به سرعت و به طور سطحي مطلب را مي خوانند و گاهي هم با پيدا كردن اشتباهات جزئي و تصحيح آن، كار را تمام شده تلقي مي كنند، در حالي كه بررسي موثر هنگامي ميسر است كه دانش آموز سعي كند مطلب را با ديدي انتقادي بخواند يعني وقتي بتواند به خود بگويد:" اگر من اين مطلب را ننوشته بودم چه انتقادي مي توانستم نسبت به آن داشته باشم؟" و يا " اگر موضوع برايم جالب نبود آيا باز هم اين طرز ارائه مطلب مرا جلب مي كرد؟"
در اين مرحله به دانش آموز بايد كمك كرد تا خود را به جاي خواننده بالقوه اي بگذارد كه لازم است تاييد و توجه او جلب شود. او بايد از خود بپرسد: " از كدام قسمت اين گزارش يا سخنراني ممكن است همكلاسيهايم خسته شوند و يا برايشان مبهم باشد و من براي جلب توجه آنها چه كار بايد بكنم".

6- درس حاضر كردن براي امتحان ( دوره كردن)

نزديك شدن امتحان براي بسياري از كودكان اضطراب آور است. اما در عين حال اين زمان در آنان
عكس العمل هاي متفاوتي به وجود مي آورد.
بعضي از بچه ها حالت بي قراري و كلافگي از خود نشان مي دهند. بعضي ديگر بر عكس ساكت و درمانده به نظر مي رسند، ليكن از ترس اينكه مبادا اوليا اين حالت را به تمسخر بگيرند و يا بگويند:" اين طرز درس خواندن نيست" و يا "مگر تو امتحان نداري پس چرا بي كار نشسته اي؟ " با اوليا خود درباره اين اضطراب صحبت نمي كنند.
برخورد آرام، جملات اطمينان بخش و كوشش در جلب اعتماد كودك، مسلماً در تخفيف اين اضطراب موثر خواهد بود.
براي كمك به وي در يادگيري و مرور درسها، راههاي مختلفي وجود دارد؛ به عنوان مثال مي توان پيشنهاد كرد كه به يادآوري فعالانه و نظامدار آنچه تاكنون آموخته است، بپردازد يا فهرست قسمتهاي مهم درس را تهيه كند و اين قسمتها را به صورتي عميقتر از معمول مورد مطالعه قرار دهد. به همين ترتيب مي توان به او پيشنهاد كرد كه با توجه به فهرست تهيه شده اساسي ترين نكات را براي مطالعه مجدد انتخاب و به اصطلاح مطالب را الك كند.

ياد آوري فعالانه مطالب

همانطور كه قبلاً اشاره شد مرور يك مطلب درسي كار ساده اي نيست؛زيرا معمولاً اين احساس به دانش آموز دست مي دهد كه ظاهراً همه چيز را مي داند ولي در عين حال نمي تواند به خوبي آن را بيان كند.
نكته مهم در مرور يك مطلب درسي كار دوباره، روي آن است؛ يعني بايد با آن برخورد جديدي نمود و تركيب
تازه اي به آن داد.
مرور مطلب، بيشتر به كار يك باستان شناس شباهت دارد تا عمل يك جهانگرد، زيرا باستان شناس دقيقاً مكانها و نقاط خاصي را مورد مطالعه و مشاهده قرار مي دهد، در حالي كه براي جهانگرد هر چيز ممكن است جالب باشد. مرور فعالانه درس به معني انجام كار مجدد روي معلومات گذشته است و لازمه آن فهرست كردن، طبقه بندي، مقايسه و دوباره شكل دادن به مطلب است. بنابراين در مرور فعالانه كتاب و جزوه درسي بايد به يك كليد گزينشي مجهز بود؛ مثلاً دانش آموز مي تواند براي خود فهرستي از تعاريف اصلي درس تهيه كند يا اصطلاحات فني را درآورد، مجموعه برگه براي قضاياي هندسه تهيه كند و به همين ترتيب؛ مهم اين است كه فعاليت جديدي روي دروس انجام دهد. تهيه اين نوع ابزار اگر عملي و جالب باشد مي تواند در يادگيري مطالب درسي كمك موثري كند.

فهرست كردن بخشهاي مشكل درسي

از شاگردان به ندرت ممكن است امتحاني بگيرند كه در مورد آن تكاليفي داده نشده و تمرينات لازم انجام نشده باشد. اگر شاگردان تمرينات و تكاليف خود را به طور منظم نگهداري كرده باشند، به هنگام امتحان مي توانند با مراجعه به بخشهاي مشكل درس و تمريناتي كه قبلاً در آن اشكال داشته اند، اصلاحاتي را كه انجام گرفته است مورد توجه قرار دهند. سپس با بستن جزوه مجدداً هر يك از تمرينها را حل كنند و ببينند تا چه حد در انجام آن موفق هستند.
بايد دانست كه براي مرور فعالانه مطالب درسي هيچ چيز با ارزشتر از تمرينات درسي و ورقه هاي امتحاني نيست. زيرا انسان مي تواند اشتباهات گذشته خود را بررسي كند و مورد اصلاح قرار دهد.
دانش آموز مي تواند پس از انجام تمرينات سابق به ساختن تمريناتي در ارتباط با آن بپردازد كه اين امر در فهم كامل مطلب به او كمك خواهد كرد.
سوال درآوردن، يكي از راههاي موثر در يادگيري مطالب درسي و استخراج سوالات مشكل است. از كودك بپرسيد:
"اگر قرار بود تو اين درس را از شاگردي مي پرسيدي چه نوع سوالاتي از او مي كردي؟ حالا سعي كن سوالات مشكل را در آوري و خودت به آنها جواب دهي."
به همين ترتيب كودكان مي توانند ضمن درس حاضر كردن باهم، از يكديگر سوال كنند. اين كار خستگي آنان را تخفيف خواهد داد. براي كودكان كلاسهاي پايين تر كه يادگيري از طريق بازي را دوست دارند، مي توان جعبه هايي مقوايي تهيه و به آنان كمك كرد تا تعدادي سوال درسي در آورند و آنها را در جعبه بيندازند. سپس با قرعه كشي سوالات را يك به يك بيرون آورند و به آنها پاسخ دهند.
اگر فرزند شما ترجيح مي دهد تنها درس حاضر كند، مي تواند هر روز درباره مطلبي كه در كلاس ياد گرفته است سوالاتي تهيه كند و آنها را در يك جعبه يا در جعبه هاي كوچك مربوط به هر درس بيندازد و هر چند وقت يك بار قبل از اينكه زمان امتحان برسد آنها را بيرون آورد و حافظه خود را تازه كند.
نوجوانان مي توانند علاوه بر استخراج سوال، كلمات كليدي هم براي هر درس انتخاب كنند، به نحوي كه هر كلمه براي آنان ياد آور مجموعه اطلاعات باشد.
تمهيدات و پيشنهادهاي فوق را مي توان براي هر كودك يا نوجوان با توجه به سن وي، ماده درسي، نوع امتحان و با در نظر گرفتن ساعاتي براي استراحت، تفريح و بخصوص ورزش، به كار برد.

منبع:

بازرگان، زهرا، 1376، مدرسه اي ديگر، انتشارات انجمن اوليا و مربيان جمهوري اسلامي ايران، صفحات 58-46

Tuesday, June 03, 2003

Saturday, May 31, 2003


سلسله مباحث راههاي برقراري ارتباط مربيان با اولياء دانش آموزان

مبحث سوم و آخر: مشكلات معلمان



چه كس به من معلم كمك خواهد كرد؟

زهرا بازرگان

1376

بر قرار كردن ارتباط با اوليا براي من هميشه كار مشكلي بوده است. البته در آن مدرسه مركز شهر كه دو سال اوليه خدمتم را در آنجا سپري كردم، شايد مشكل تا به اين حد برايم مطرح نبود، در حالي كه در آنجا نيز با اوليايي كه براي يك نمره چانه مي زدند و ساعتها وقت من و خودشان را مي گرفتند يا با آنهايي كه با من طوري رفتار مي كردند كه گويي شاگرد مدرسه اي هستم كه بايد دلالت و راهنمايي ام كنند و حرفه ام را به من ياد بدهند، نمي توانستم بر خورد مناسبي داشته باشم.
اما در اين دبستان جنوب شهر مساله بزرگتر و پيچيده تر از آن است كه فكر مي كردم تنها تجربه اي كه در اين چند ماه به دست آوردم اين است كه تقريباً همه اوليا از شنيدن كوچكترين تعريفي از فرزندشان بي نهايت خوشحال مي شوند و ديدن اشك شوق آنها هرگاه مثلاً درباره اخلاق خوب فرزندشان يا استعداد رياضي او صحبت مي كنم مرا واقعاً متاثر مي كند. چند روز پيش وقتي با مادر منيژه درباره نظم و ترتيب و تميزي دفترچه و وسايل او صحبت مي كردم چهره اش چنان روشن شد كه گويي دنيا را به او داده اند.
نكته قابل توجه ديگر در اين مدرسه نقش خواهران دانش آموزان است. گاهي با تذكرات مكرري كه درباره آمدن اوليا به مدرسه مي دهم تا با آنان راجع به مسائل و مشكلات درسي شاگردان صحبت كنم، در روز موعود، چشمم به تعدادي دختر نوجوان مي افتد كه پشت در كلاس انتظار مرا مي كشند. گاهي يكي از آنها به من نزديك مي شود و با احتياط مي پرسد:
· با من كاري داشتيد؟ من خواهر اعظم – ن هستم.
مي گويم:
· من در حقيقت با مادر او كار داشتم
گونه هاي دختر جوان سرخ مي شود و جواب مي دهد:
· هر كاري داريد به من بگوييد. مادرم نمي تواند بيايد؛ از طرفي او سواد هم ندارد.
من اغلب از اين دختران مي پرسم:
· ببينم، شما خودتان درس مي خوانيد؟
بعضيها با غرور مي گويند:
· بله كلاس دوم راهنمايي هستم.
و يا:
· كلاس سوم هستم و . . .
بعضي ديگر سرشان را به زير مي اندازند و با تاسف مي گويند:
· نه خير!
· چرا؟
· پدرم مي گويد براي دختر تحصيلات ابتدايي كافي است.
و يا:
· خياطي مي كنم.
· بچه هاي برادرم را نگه مي دارم.

اغلب چنان احساس مسئوليت نسبت به خواهر كوچكتر در چهره اين نوجوانان ديده مي شود كه من از اينكه هيچ كاري نمي توانم برايشان انجام دهم تاسف مي خورم.
گاهي احساس مي كنم با خواهرها بهتر مي شود كنار آمد. مشكلات را كه مي گويم به نظرم مي رسد كه خوب درك مي كنند. بهانه هاي بي خودي نمي آورند و وقتي قول مي گيرم كه بايد شبي يك ديكته بگويند يا زير حل مسائل رياضي خواهرشان را امضا كنند، اين كار را خيلي جدي مي گيرند.
مشكل من با اوليايي كه هرگز به مدرسه نمي آيند.
در اين دبستان خيلي از اوليا هرگز خود را ظاهر نمي كنند و من اصلاً نمي دانم با فرزندان آنان كه مشق نمي نويسند، سر و صدا راه مي اندازند، در كلاس خوراكي مي خورند، شاگردان ديگر را اذيت مي كنند و يا بر عكس؛ ساكت و صامت مي نشينند و با نگاه خالي تخته سياه را نگاه مي كنند و يك كلمه هم حرف نمي زنند، چه كنم.
با رها نزد مدير مدرسه رفته ام كه مشكلاتم را با او مطرح كنم اما وقتي او را مي بينم كه زير بار مسئوليتهاي اداري خم شده است و نمي داند با لوله آبي كه تركيده و يا سقفي كه در حال ريزش است و شيشه اي كه شكسته چه كند و چگونه به خرواري از بخشنامه ها كه روي ميز او انبار شده، پاسخ دهد؛ مشكل خودم را فراموش مي كنم و ترجيح مي دهم حرفي نزنم. او بيش از هر چيز به معلماني نياز دارد كه كارشان را به خوبي انجام دهند و اگر وقت اضافي آوردند در دفتر مدرسه كنار دست او يا دفتردار بنشينند و كمك كنند.
با همكارانم هم راحت نيستم. با هيچ يك هنوز آن قدر صميمي نشده ام كه بتوانم مسائل كلاسم را با او مطرح كنم. زنگهاي تفريح با خوردن چاي، خنده و شوخي و صحبتهايي غير از مسائل شاگردان و اوليا آنان مي گذرد. كلاسها آن قدر پرجمعيت و فشرده و مسائل آن قدر فراوان و پيچيده است كه هيچ كس مايل نيست چند لحظه تنفس را با طرح مسائل كلاس ضايع كند.
مادر "عاطفه" بالاخره امروز پس از پيغام دادنهاي بسيار به مدرسه آمد. به عاطفه گفته بودم: " اگر مادرت نيايد از تو امتحان نخواهم گرفت". صبح كه مي خواستم وارد كلاس بشوم مادر عاطفه پشت در كلاس ايستاده بود. چادر كهنه اش را به خود پيچيده و با نگاه منتظر و شايد با كمي ترس و واهمه به من نگاه مي كرد. چيزي كه مرا در اين مدرسه آزار مي دهد نگاه مادرهاست. احساس مي كنم اغلب آنها از من مي ترسند در حالي كه من هم به علت كمبود تجربه يا علل ديگر از آنان خجالت
مي كشم و نمي دانم سر صحبت را چگونه باز كنم.
پسر كوچك يكساله اي به پاهايش پيچيده بود و چادر او را مي كشيد و چهره مادر طوري بود كه به نظر مي رسد نگران چند بچه رها شده در خانه اش است. به او گفتم:
· عاطفه مشقهايش را نمي نويسد. او هيچ وقت تكليف ندارد.
در حالي كه به او نگاه مي كردم به ياد آوردم كه همه آنها در دو اتاق كوچك زندگي مي كنند و پدر بزرگ و مادربزرگ خانواده نيز با آنان هستند.
مادر گفت:
· حريفش نمي شويم. هر چه او را مي زنيم فايده ندارد.
لحظه اي به فكر فرو رفت و بعد برقي در چشمهايش درخشيد.
· صبر كنيد! امشب به پدرش مي گويم. او فقط از پدرش مي ترسد!
در راهروي تنگ مدرسه روبروي هم ايستاده بوديم، مانند انسانهايي كه از دو دنياي متفاوت، با فرهنگ و ارزشهاي مختلف آمده باشند. با خود فكر كردم چقدر هر دوي ما به كمك و راهنمايي فكري نيازمنديم. براي من مساله تكليف شب مطرح است و تمام كردن برنامه درسي و وادار كردن شاگردان به يادگيري و براي او؛ سير كردن شكم بچه ها، پوشاندن آنان و به پايان رساند يك روز ديگر از زندگي ملال آور.
گفتم:
· نمي خواهد به پدرش بگوييد. اين روزها ديگر حيوان را هم كتك نمي زنند. سرش را پايين انداخت. پرسيدم؟
· كسي در خانه سواد ندارد؟
· نه ، خانم
· خودم يك كاري مي كنم. اگر وقت كنم عصرها نيم ساعت با او كار مي كنم. بايد كمي بيشتر در مدرسه بماند. به هر حال بايد يك كاري كرد، ضمناً. . .
· بله؟
· دست و صورتش هم هميشه كثيف است و همين طور روپوش و لباسش
به محض گفتن اين جمله پشيمان شدم چون به نظرم رسيد ه گونه هايش سرح شد. من نمي دانم چگونه با اوليا صحبت كنم كه خجالت نكشند.
جلوي مادر عاطفه با سر و وضع مندرس؛ از لباسهاي مرتب خودم، از كفشم كه صبح واكس زده بودم خجالت مي كشيدم در حالي كه مي دانم اين اوليا دقيقاً معلماني را مي طلبيند كه از نظر سر و وضع تميز، مرتب، خوش لباش و سنگين باشند تا الگوي مناسبي براي فرزندان آنان باشند.
سر كلاس به عاطفه گفتم:
· مادرت را بالاخره ديدم. قرار شد تو عصرها نيم ساعت بيشتر بماني و مشقهايت را زير نظر خودم بنويسي؛ به شرط اينكه بقيه اش را در خانه تمام كني، باشد؟
لبهايش خنديد. دندانهايش كرم خورده و سياه و نگاهش پاك، زلال و معصوم به نظر مي رسيد.


اوليا تا چه حد به تحصيل فرزندانشان اهميت مي دهند؟

من با عقيده معلم كلاس پنجم موافق نيستم كه مي گفت: "اولياي اين مناطق فقط ما را براي نگهداري بچه هايشان
مي خواهند. اينها بچه ها را به مدرسه مي فرستند كه در كوچه و خيابان ولو نباشند و زير ماشين نروند. براي اينها درس و مدرسه اصلاً مهم نيست. رفوزه هم كه شدند باز اهميتي ندارد."
با اتفاقاتي كه امروز در زنگ تفريح افتاد فكر مي كنم عقيده او تغيير كند. امروز صبح سر كلاس متوجه شدم كه گونه "انار" زخم شده است. بچه ها گفتند؛ مادرش او را كتك زده و انگشترش گونه راست انار را مجروح كرده است. سر زنگ ديكته هر بار انار سرش را بلند مي كرد و چشمم به چهره او مي افتاد، از شدت ناراحتي خشم خود را فرو مي دادم.
زنگ تفريح دنبال مادرش فرستادم. توي شلوغي و هياهوي دفتر مدرسه وارد شد. درشت، بلند بالا و خشن به نظر
مي رسيد. ابروهايش پرپشت و چشمانش ريز و نافذ بود. پرسيدم؟
· خانم، صورت اين بچه چه شده؟
با صداي خشك و خنده تلخي جواب داد:
· كتكش زده ام!
مي خواستم فرياد بزنم آخر تو به چه حقي به خودت اجازه داده اي صورت لطيف اين بچه را اين طور مجروح كني؟ اما طبيعت من محجوبتر از آن است كه مردم داد بكشم. با ناراحتي پرسيدم:
· چرا اين كار را كرديد؟
با قيافه حق به جانبي گفت:
· مشق نمي نوشت. به همه شان گفته ام اگر درس نخوانند آنها را مي كشم. براي خاطر خودشان است. براي اينكه يك روز مثل من نشوند.
معلم كلاس پنجم كه نزديك من نشسته بود و با نفرت و انزجار به اين مكالمه گوش مي داد گفت:
· حالا اگر ما يك پشت دستي به بچه شما زده بوديم چه قشقرقي كه راه نمي انداختيد!
معلم ديگري گفت:
· حيف اين بچه هاي معصوم كه زير دست شماها افتاده اند!
زن وسط دفتر حيران ايستاده بود و هر كسي چيزي مي گفت و نفرت خود را از اين كار به نحوي بيان مي كرد. نمي دانم چرا ناگهان احساس كردم با همه خشمي كه از او در دل دارم او احتياج به حمايت دارد.
گفتم:
· حتماً اين كار را از روي دلسوزي كرده ايد. شما بايد مادر خوب و دلسوزي باشيد كه اين همه به درس خواندن بچه هايتان اهميت مي دهيد اما متاسفانه راهش را نمي دانيد.
سرش را كه بلند كرد به نظرم رسيد چشمهايش پر از اشك شده است. با لحن افسرده اي گفت:
· نه، مادر خوبي نيستم، اعصاب ندارم، اما تمام كارهاي خانه را مي كنم و هيچ كاري به اين دخترها نمي دهم كه درس بخوانند و مثل من بدبخت نشوند. تا بي سواد و درمانده نشوند. تا دچار يك چنين زندگي فلاكت باري نشوند. من ديگر نمي دانم چه كار كنم. شما را به خدا به من بگوييد . . .
حرفش را قطع كرد زيرا به گريه افتاده بود. من غالباً از ديدن مادري كه گريه مي كند دست و پايم را گم مي كنم و نمي دانم چگونه رفتار كنم. يك صندلي جلو كشيدم تا روي آن بنشيند. درمانده بودم از كجا شروع كنم. چونه مي توانم اصول ناقص تعليم و تربيت را كه در اين مدت خوانده بودم در چند جمله خلاصه كنم. تنها چيزي كه گفتم اين بود:
· بايد از دلش در بياوريد. بچه ها احتياج به محبت دارند. شايد با محبت بتوانيد به درس و مدرسه را علاقه مندش كنيد. او از صبح تا به حال يك كلمه هم حرف نزده است. بايد بفهمد كه روي دشمني اين كار را نكرده ايد. به او بگوييد كه از اين كار پشيمان هستيد.
اشكهايش را با گوشه روسري اش پاك كرد. توي راهرو بچه ها كه به كلاس مي رفتند هياهو به راه انداخته بودند. گفتم:
· من ديگر بايد بروم. زنگ خورده.
دستش را در جيب لباسش كرد و يك بسته كوچك نقل را در آورد و به طرفم دراز كرد و گفت:
· اين را از طرف من به انار بدهيد.
و به سرعت رويش را بر گرداند تا لرزش لبهايش را نبينم.
شايد من هرگز نتوانم بفهمم او تا چه حد فرزندش را دوست دارد و تا چه حد مشاهده بازيگويش و بي خيالي بچه اي كه انسان اميدها و آرزوهاي فراوان برايش اندوخته است و بار همه آرزوهايش را به دوش او افكنده، مي تواند ناراحت كننده باشد. براي همين است كه احساس مي كنم در رابطه با اوليا مشكل دارم.
گاهي چون درس خوانده تر هستم و وسط شهر زندگي مي كنم و خوشبختانه از امكانات لازم بهره مند هستم به خودم اجازه
مي دهم در مورد اين اوليا قضاوت كنم، آنها را سرزنش كنم و حتي نسبت به آنان پيشداوري داشته باشيم اما وقتي آنان را از نزديك مي بينم و به حرفهايشان گوش مي دهم، در مقابل آنان خلع سلاح مي شوم و به نظرم مي رسد كه هيچ تجربه اي ندارم و هيچ چيز درباره آنان نمي دانم. تنها و غريبه اي، جدا از واقعيت زندگي آنان هستم.

چه كسي مي تواند به من معلم كمك كند؟

پدر پريچهر به مدرسه آمده بود تا مرا ببيند. با توجه به تجربيات قبلي ام مي دانستم كه آدم ناآرام و "طلبكاري" است و هر بار كه به مدرسه مي ايد، يا براي شكايت از فرزندش يا يكي از شاگردان مدرسه است و يا از ايكه مدرسه، بچه او را به اندازه كافي "ادب " نكرده است ناراضي است. پدر پريچهر توي حياط ايستاده بود و زنجيري را دور انگشتش مي چرخاند، چهار شانه، كوتاه و عصبي به نظر مي رسيد. مرا كه ديد به سرعت سلام كرد و گفت:
· راجع به پريچهر دو كلمه حرف داشتم.
پيش از آنكه پدر پريچهر به صحبتش ادامه دهد به او گفتم:
· پريچهر با هيچ كس سازش ندارد. با بيشتر بچه ها قهر است. وقتي نمره تك مي گيرد دفترچه اش را پاره مي كند و اين حركت او به شدت مرا عصباني مي كند، چون احساس مي كنم احترام معلم و كار مدرسه را نزد ساير بچه ها پايين مي آورد. پريچهر از مشكلترين شاگردان كلاس من است.
پدرش گفت:
· از وقتي مادرش گذاشته و رفته، اين بچه به سرش زده است. ديشب بچه ها و خانه را دست او سپردم و براي انجام كاري بيرون رفتم. اگر بدانيد چه خانه و زندگي اي براي من درست كرده بودند، بهش گفتم كه شكايتش را به مدرسه مي كنم!
· ظاهراً پدر پريچهر بدش نمي آيد همه عقده ها و دردهاي زندگيش را سر پريچهر، دختر بزرگش كه تنها ده سال دارد خالي كند و تازه مي خواهد براي اين كار از من هم كمك بگيرد. در مقابل بهت و حيرت او گفتم:
· به نظر من پريچهر كمبود مادرش را حس مي كند. بايد وضع او را درك كنيد. او هنوز يك بچه است. چه انتظاري داريد؟ او بچه بدي نيست.
لحظه اي به فكر فرو رفتم و بعد گفتم :
· روز معلم براي من نقاشي قشنگي كشيده بود و دو سه تا جمله خيلي خوب نوشته بود كه واقعاً جالب بود. او دور تا دور ورقه را قلب كشيده بود و . . .
پدر با دقت گوش مي داد و من در ذهنم دنبال صفات خوبي مي گشتم كه براي اين دختر لجوج و ناآرام رديف كنم و خشم پدر را كاهش دهم. پدرش دوباره تكرار كرد:
· مادرش گذاشته و رفته و همه كارهاي خانه با پريچهر است. او بايد اين را بفهمد، من كه نمي توانم بچه داري كنم يا ظرف بشويم او بايد عاقل باشد و بفهمد.
گفتم:
· شايد فشاري كه روي اين بچه است بيش از توانايي اوست. يادتان باشد كه او بچه است. فقط ده سالش است. گمان
· نمي كنم هيچ كدام از بچه هاي كلاس اين همه در خانه مسئوليت داشته باشند.
پدر زنجيرش را دور انگشتش چرخاند و سرش را تكان داد:
· اگر كمي عاقلتر بود.
من دوباره تكرار كردم:
· بچه است ديگر؛ بچه بدي هم نيست.
پدر گفت:
· نه، وقتي كه بخواهد خيلي هم خوب مي شود.
و به فكر فرو رفت . . .
چند لحظه بعد به كلاس برگشتم به بچه ها چند مساله حساب دادم كه حل كنند. بالاي سر پريچهر ايستادم و بر روي او خم شدم. حتي صورت حساب را هم ننوشته بود.
گفتم:
· پدرت مي گويد بعضي اوقات خيلي دختر خوبي مي شوي، البته اگر خودت بخواهي، او از تو ناراضي نيست.
هيچ عكس العملي نشان نداد.
· پس تو بچه داري هم مي كني؟
سرش بيشتر در گردنش فرو رفت و من ادامه دادم:
· همه چيز درست مي شود، نگران نباش.
من معلم نمي دانم چگونه به دختري كه مادرش "گذاشته و رفته" و هيچ چيزي براي دلخوشي ندارد و در خانه و مدرسه تحت فشار است، وعده هاي دروغين بدهم؛ "درست مي شود"! من نمي دانم چگونه مي توان به پدري كه زير بار مسائل زندگي خم شده است، مساله ناسازگاري دخترش را گوشزد كنم و از او كمك بخواهم. من نمي دانم چگونه مي توان به شناخت اوليايي نائل آمد كه فرهنگشان، آرزوها و ارزشهايشان و حتي گاه زبانشان با من اين همه تفاوت دارد و از اين شناخت در جهت بهبود آموزش و پرورش فرزندان آنان استفاده كرد. من نمي دانم چگونه به اوليايي كه با اين همه ستايش و احترام به من نگاه مي كنند و از من براي حل مشكلات تربيتي خود ياري مي خواهند، كمك كنم. به من اين چيزها را در دوره تربيت معلم ياد نداده اند و هيچ يك از استادانم به هيچ كتابي در اين زمينه اشاره نكرده است. به راستي چه كسي مي تواند به من معلم كمك كند؟

منبع:
زهرا بازرگان، 1376، مدرسه اي ديگر، اشارات انجمن اوليا و مربيان جمهوري اسلامي ايران، صفحات 195-184
به نام آن كه جان را فكرت آموخت
فروغ دل به نور جان بر افروخت



همكاران محترم طرح ارزشيابي توصيفي

معلمان گرامي ،هموطنان وبازديدگنندگان عزيز وبلاگ

به همه شما درود مي فرستم وآرزوي بهروزي اتان را دارم.

همانگونه كه در پيام سوم خرداد (24 مي) تحت عنوان كاربرد آموزشي وپژوهشي وبلاگ نوشته ام يكي از ويژگي ها ومزاياي وبلاگ فرهنگ سازي آن وتبعات مثبت فراوان در ارتقاء علمي همگان و يكي از راههاي تحقق ايده آموزش براي همه در هر زمان ودر هرمكان مي باشد.ازطرف ديگر از جمله خصوصيات وبلاگ ارزشيابي توصيفي انتقادي ، حمايتي وتوسعه اي بودن آن است.نمادي از اين ويژگيها مطالب ارائه شده تحت مقوله كلي يادداشتها در اين وبلاگ است.تا كنون شش ياداشت در وبلاگ منتشر شده ودر لينك ياداشت ها جاوداني گرديده است.

چهار ياداشت اخير اين لينك از كتاب مدرسه اي ديگر نوشته دكتر زهرا بازرگان ،استاد محترم دانشگاه تهران و فرزند مرحوم مهندس مهدي بازرگان ـ كه بر روان پاكش درود مي فرستيم ـ مي باشد.انشا ءالله از اين به بعد حداقل هفته اي يك مبحث از اين كتاب در وبلاگ منتشر خواهد شد.

در مورد موضوعات تربيتي مطرح شده در اين يادداشت ها مي توان مباحث را كسترش داد. اين گسترش از طريق كامنت زير هر ياداشت ويا ايميل
moqanizadeh@hotmail.com
امكان پذير است.منتظر نظرات شما هستم.

Tuesday, May 27, 2003

به نام آن كه جان را فكرت آموخت
فروغ دل به نور جان بر افروخت

و بالاخره در تهران

درتهران برنامه بازديد از مدارس از نظر كمي وكيفي متفاوت بود.مشاهده هاي عمقي خانم سعيده مير زاده واقفي ،همكار خوبم را بارها در اين صفحه منتشر كرده ايم كه درلينك وبلاگ هاي مدارس عدالت و آزاده گان جاوداني است! لااقل تا وقتي كه آنها را به دست مدارس نداده ايم ! خودم هم پنج بار قبل وبعد از عيد از اين دو مدرسه بازديد كرده و مشاهدات ونظراتم را منتشر كرده ام.ضما گزارش عملكرد مدرسه عدالت توسط آقاي فرزانه وگزارش انتقادات مدرسه عدالت به طرح ارزشيابي توصيفي و همچنين نحوه اجراي طرح توسط آنها قبلا در صفحه منتشر شده و در ليتك هايشان ذخيره شده است بنا بر اين در اينجا به گزارش مختصري از دو مدرسه بسنده مي كنيم.


در ارتفاعات ولنجك اوين

شايد در هيج جا فاصله آزادي و اسارت اينقدر محسوس نباشد.ازمدرسه دولتي عدا لت درارتفاعات شماال تهران ،از يك سوبالا را كه نگاه كني ارتفاعات البرز را مي بيني! و كوه رفته هاي قبل وبعد از انقلاب مي دانند كه آزادي در بالاي كوه يعني چه؟ !

حيف كه آة برآمده از قلبم را نمي توانم بر قلمم جاري كنم ! اما از همين عدالت سرا اگر به پائين نگاه كني اول دانشگاه را مي بيني ودر كنارش كمي پائين تر زندان اوين را! ونمي دانم كه در اين همجواري چه معنائي هست؟

البته به قول اهالي مكتب تفهم در فلسفه وجامعه شناسي هر كس مي تواند معناي خاص خود را داشته باشد.لااقل اين آزادي در درك را نمي توان به اسارت كشيد.به شرطي كه نظريه ناهماهنكي شناختي فستينگر در روانشناسي اجتماعي را كتمان كنيم !

چون از كوه حرف زدم بي اختيار كمي سطح بحث از جهات سياسي ،علمي و ديني بالا گرفت! البته انشاءالله كه اشكالي نداشته باشد.چون هنوز كمي تا قسمتي به شعار سياست ما عين ديانت ماست ، پاي بندم . البته اگر سياستي داشته باشم و نيز ديانتي !

روز شنبه 20 اردي بهشت طبق قراري كه 10 فروردين گذاشته بوديم ويك هفته قبل هم ياداوري ،ساعت 9 صبح وارد مدرسه شدم. اگر وبلاگ خواننده پر وپا قرصي داشته باشد؛الان
منتظر ماجراي شرين صبحانه است. اما انتظار بيهوده است.در اينجا بايد به ياد راهكار ملكه
فرانسوي بيفتيد!! البته من هم صبحانه خورده بودم وهم رژيم داشتم.كمي كيك و يك پرتقال تامسن بزرگ بيشتر نخوردم.
از ساعت 9 تا 10.5 جلسه اي با خانم خير انديش مدير مدرسه ومعاون آموزشي ايشان و خانمها هاشمي وكرمي معلمان محترم مجري طرح در مدرسه داشتيم.خانم واقفي هم تشريف داشتند.بيشتر همان نكاتي كه در گزارش مدرسه عدالت ودر مذاكرات تلفني قبل وبعد ازعيد با خانم خيرانديش داشتم كه منتشر شده، مطرح گرديد.
از كلاسهاي مجري طرح بازديد كردم.بسيارمجهز وخوب بود.بچه ها قبراق وبانشاط بودند.مانند 22 كلاس ديگري كه قبلا ديده بودم.البته از نظر نشاط دختركان زنجاني به نظرم از همه جا با
نشاط تر بودند.دركلاس خانم هاشمي چك ليست ها پر شده بود.دفتر ثبت گزارش داشتند.پوشه
هاي كار گروهي وانفرادي غني وخوبي وجود داشت.ميز ونيمكتها در هر دو كلاس آرايش گروهي و درو ديوار كلاس ها وراهرو پر از تصاوير دلپذير براي بچه ها بود. كارنامه توصيفي هم يك نوبت صادر و به اولياء داده بودند.
از كلاس خانم كرمي هم بازديد كردمايشان اعتقادي به دفتر ثبت گزارش وچك ليست ندارد وابتكارات ديگري به كار زده است كه قرار شد براي من بفرستد تا به اطلاع همه شما برسانم.كارنامه توصيفي هم به اولياء داده بودند.در هر دو كلاس دادن نمره قطع نشده بود.همزمان ارزشيابيتوصيفي وسنتي را به صورت درهم انجام داده بودند .خانم خير انديش كه مدرسه بر اساس تدابير ايشان اداره مي شود؛خيلي تاكيد روي طرح غني سازي و موفقيت مدرسه در اجراي اين طرح داشتند.
خانم خير انديش ا ولياء را دعوت نكرده بودند !! در حاليكه بر لزوم جلسه با اوليا،تصريح كرده بودم.به هر حال از ايشان خواستم كه آدرس وبلاگ را تايپ كرده به بچه ها بدهند تا ازاين
طريق نظرات آنها را بفهميم.كه تا اين لحظه كسي به اين عنوان كامنت نگذاشته است .

به هر حال فرصتي پيش آمد تا با معلمان مدرسه سري به وبلاگ طرح بزنيم.دو كامپيوتر را من
درمدرسه ديدم يكي از يكي بهتر.به شبكه وصل شديم وبه نظرم رسيد كه معلمان براي اولين بار به صورت آن لاين وروي كامپيوتر وبلاگ را مي بينند.نياز به كمي آموزش در اين زمينه دارند.




در مدرسه آزاده گان



كزارش مبسوط آقاي فرزانه مدير محترم مدرسه چند روز پيش منتشر شد. مشاهدات عمقي خانم واقفي وخودم نيز از اين دبستان در منطقه 9 آموزش وپرورش شهر تهران در تهرانسرقبلا به كرات منتشر شده است.موضوع جديد درباره اين مدرسه اينكه در نبود مدير مدرسه تمامي چك ليست هاو كارنامه هاي توصيفي بنا به تقاضاي منطقه با امضاي مدير مدرسه راهنمائي،به استان ارسال شده بود.و آقاي فرزانه نتوانسته بود تا روز يك شنبه 21 اردي بهشت آنها را به مدرسه بر گرداند.كه خوشبختانه با مراجعه من به سازمان آموزش وپرورش شهر تهران وگرفتن مدارك وتحويل آن به مدرسه موضوع فيصله يافت وقرارشد كه كارنامه ها را فورا براي رويت اولياء
بفرستند وتا مدرسه تعطيل نشده پس بگيرند ودر مدرسه از اين اسناد نگهداري شود.

يكي از دلائل بروز اين مشكل در مدرسه آزاده گان پيگيري همزمان طرح ارزشيابي توصيفي توسط تيم ارزشيابي ،مسئولان منطقه 9و مسئولان آموزش وپرورش شهر تهران مي باشد.حتي يكبار يكي از معلمان مدرسه با وزارتخانه نيز تماس گرفته بودندوفرم اصلاح شده اي از كارنامه ارزشيابي توصيفي را دريافت نموده بودند.بايد از اين تجربه در اجراي آزمايشي طرح استفاده كرد.


جلسه بسيار مفيدي نيز با اولياء دانش آموزان دو كلاس مجري طرح داشتيم.نكات مهم حاصله موارد زير است :

- در كتاب بخوانيم وبنويسيم اول سال تحصيلي با حروف نمره دادند بعد نمره معمولي دادند واز نوبت دوم هم دوباره با حروف نمره دادند.بالاخره ما نفهميديم چي شد !
- اگر به جاي حروف توصيفي ا ز واژه هاي عالي خوب وامثال اينها استفاده شود بهتر است.
- مدرسه آزاده گان كلاسهاي كوچكي دارد وامكانات ندارد ونمي تواند چنين طرح هائي را اجرا كند.
- در اين مدرسه از اول سال بچه ها 4 روز و بعدا 5 روز كلاس مي رفتند واين موضوع باعث افت تحصيلي آنها شده است.
- در ارزشيابي توصيفي وقت معلم خيلي صرف ارزشيابي مي شود واز درس دادن مي افتد.


درسازمان آموزش وپرورش شهر تهران

روز دوشنبه بعد ازظهر 21 اردي بهشت به سازمان آموزش وپرورش شهر تهران رفتم. آقاي موسوي كارشناس مسؤل سنجش وارزشيابي را نتوانستم ببينم.نامه اي برايش نوشتم وشماره تلفن هم گذاشتم كه در صورت تمايل تماس بگيرند.تا امروز كه 6 خرداد است صحبتي نداشته ايم. البته اين مقداري طبيعي است ،چون فصل امتحانات است و اشتغالات زيادي براي ايشان وجود دارد.

خوشبختانه همان روز توانستم با آقاي صفري كارشناس مسؤل آموزش ابتدائي كه در گردهمائي 12 بهمن هم شركت داشته اند وكاملا در جريان طرح ارزشيابي توصيفي بودند به مدت 1.5 ساعت صحبت كنم.

ايشان فرد كار كشته اي است وموهايش در آموزش وپرورش سفيد شده است.نكات زير حاصل اين گفتگوست:

- معلمان بايد به اندازه كافي توجيه شوند وطرح هاي اصلاحي را بپذيرند وگرنه طرح اصلاحي اجرا نخواهد شد.

- عدم اجراي طرح در مدارس غير واجد شرايط،قصه ! است ويكمرتبه ابلاغ مي كنند .

- طرح ارزشيابي توصيفي بايد در مدارس با سطوح برخورداري متفاوت آزمايش شود.

- به فاصله هر دوماه يكبار مجريان طرح بايد نحوه پيشرفت طرح را به صورت دسته جمعي
بررسي كنند.

درمورد دسترسي كارشناسان سازمان آموزش وپرورش شهر تهران به اينترنت سئوال كردم!
جواب دادند كه فعلا دسترسي نداريم وقرار است كه در تابستان كامپيوترمان تقويت گردد احساس كردم از اين حيث وضعيتي شبيه سازمان آموزش وپرورش سيستان وبلوچستان ويا بدتر دارند. !! يك كامپيوتر در كوشه اتاق بود.روشن كرديم.يك گيگ هارد داشت.كه 85 درصد آن استفاده شده بود.نسخه اي از موجودي وبلاگ را روي هارد ريختم.ووبلاگ را به ايشان نشان دادم.ايشان در عين اينكه از مشاهده اين فعاليت در آموزش وپرورش خوشحال شد.ولي آهي هم
كشيد كه تفسير آن را نمي دانم.



نامه اي به ايشان دادم كه آدرس صندوق پستي وشماره تلفنم در آن بود.ازايشان تقاضا كردم كه نظرات تكميلي اش را برايم بفرستد.مشابه اين نامه را هم به ايشان دادم تا به آقاي موسوي بدهند.ضمنا در طول سفرهايم به همه شما همكاران محترم چنين نامه اي را تقديم كرده ام كه در وبلاگ هم منتشر شده است از فرصت دريافت نظرات شما 14 روز بيشتر باقي نمانده است. چشم به صندوق پستي ام دوخته ام و هر روز به سراغ آن مي روم تا دستخط شما و نظرات ارزشمندتان را بيابم. دريغ نفرمائيد.انشاءالله
به نام خداوند جان وخرد
گزين برتر انديشه بر نگذرد



مدتي اين مثنوي تاخير شد!

همكاران محنرم سلام

به خاطر دو جلسه سخنراني پشت سر هم اول وسوم خرداد، نتوانستم به موقع گزارش سفر
پربار! سيستان وبلوچستان وبازديد از مدارس مجري طرح در تهران وهمچنين آموزش وپرورش شهر تهران را بنويسم.با پوزش، امروزجبران كرده وهردو گزارش راپشت سرهم تقديم مي كنم.




دردبستان دخترانه جمهوري اسلامي

از كلاسهاي خانم مودي وخانم فلسفي بازديد كردم. در هر دو كلاس دانش آموزا ن شاداب وسر حال بودند.دركلاس خانم مودي پوشه هاي كار غني و دفتر ثبت گزارش و چك ليست ها تكميل شده بود.دركلاس خانم فلسفي هم تاحدودي اين كارها مشاهده شد.
كارنامه توصيفي به اولياء نداده بودند.از كمبود كاغذ و اين قبيل چيزها هم صحبت بود.مدرسه كامپيوتر مجهزي داشت.اما سيستم عامل تحت داس واز كمتر از 5 درصد هارد آن براي صدور كارنامه استفاده مي شد.
خانم سلجوقي مدير مدرسه همكار فعال و لايقي است.اما به اندازه كافي ريسك نمي كند.اصولا در زاهدان چندين نفر از همكاران ومردم شهر در برخورد با كامپيوتر ترس از خراب شدن وچه وچه داشتند!بايد اين ترس ها را دور ريخت وجلو رفت.آموزش مناسب ،اعتماد به نفس را بالاتر مي برد.
درروز شنبه 13 اردي بهشت همچنين با اولياء دانش آموزان مدارس جمهوري اسلامي وشهيد صدوقي كه قبلا دعوت شده بودند ملاقات كردم و يك ونيم ساعتي جلسه سي نفري تشكيل داديم. معلمان محترم هم تشريف داشتند.حرف ها ي والدين دانش آموزان زاهداني تقريبا شبيه موارد مطرح شده والدين در تبريز،زنجان واصفهان بود.


در دبستان شهيد صدوقي زاهدان

صبح روز يكشنبه 14 اردي بهشت از اين مدرسه بازديد شد.امكانات اين مدرسه عليرغم ساختمان بزرگ ونسبتا نوسازي كه دارد قابل استفاده براي شيفت دبستان نيست.شيفت بعد از ظهر مدرسه شبانه بزرگسالان است و مديرمدرسه آقاي ژيان وخانمها ميري ورسولي از اين وضعيت ناراضي هستند.يك قطعه تصوير روي ديوارهاي كلاس هاي مجري طرح نبود.هرچند كه معلمين با ابتكار خودشان حروف توصيفي ارزشيابي را به شكلهاي قشنك ومتمايز نقاشي مي كردند. وبه عنوان نمره در دفاتر ديكته وارزيابي ها مي كشيدند. فعاليتهاي مورد نظر در
طرح را در دو كلاس تا حدودي انجام داده بودند.كارنامه توصيفي به اولياء نداده اند.

دفتردار مدرسه كه در يك دوره آموزش ضمن خدمت 60 ساعته خسته كننده سه ماهه در سازمان آموزش فني حرفه اي زاهدان شركت كرده بود از اينكه آموزش نامناسب ديده ودر دوره بيشتر راجع به بيت وبايت و دستورات سيستم عامل داس صحبت شده ناراحت بود.در حالي كه نياز وي آشنائي با اينترنت وويندوز بوده است.
آقاي جهانگرد دبير شوراي عالي لطلاع رساني كشور درجلسه اختتاميه اولين همايش آموزش الكترونيكي گفت كه 50 درصد بودجه سال 81 آي تي صرف آموزش وفرهنگ سازي شده!
وزير آموزش وپرورش نيز گزارش از اينكه 25 درصد درصد از دبيران دبيرستانهاي كشور آموزش كامپيوتر ديده اند !
بايد ديد چه درصدي از آموزش ها اينطوري بوده تا قضاوت دقيق تربكنيم.



در دبستان شاهد پسران زاهدان

آقاي شهركي مدير مدرسه كه همه موهاي سرش سفيد شده كمتر حرف مي زند.آقاي عبدالهي وآقاي وحيد نيا معلمان مجري طرح در مدرسه هر دو افرادي علاقه مند و با انگيزه بودند.از كلاسهاي هردو بازديد كردم.پوشه هاي كار قوي،چك ليست ها تكميل و دفتر ثبت گزارش نيز به سليقه خودشان تكميل شده بود.
آقاي عبدالهي اعتقاد بيشتري به ثبت گزارش و استفاده از كامپيوتر داشت.مدرسه يك نوبت توصيفي به اولياء داده بودواين در زاهدان نوبر بود!مدرسه كامپيوتر مجهز با سيستم عامل ويندوز داشت.كامپيوتر مودم هم داشت ومدرسه تلفن.اما فكر وصل شدن به اينترنت پس از صحبت هاي امروز در مدرسه جدي تر شد.آقاي شهركي نيز گفتند كه بايد كار با كامپيوتر را فرا بگيرند.آقاي عبدالهي هم تائيد كردوگفت كه يك كامپيوتر قسطي خريده و خودش كم كم را افتاده است .يك نسخه از آخرين موجودي وبلاگ طرح را كه بيش از يك مگا بايت مي شد مانندديگر مدارس مورد بازديددر زاهدان وديگر شهرها به آنها دادم تا بصورت آف لاين هم بتواننداز وبلاگ ارزشيتابي توصيفي استفاده كنند.



در دبستان دخترانه امام خميني زاهدان

اگر چه از دو هفته پيش با خانم خواجه مدير مدرسه براي بازديد مدرسه در بعد از ظهر روز 14 اردي بهشت صحبت كرده بودم اما در آخر جلسه اي كه روز13اردي بهشت با مجريان طرح در زاهدا ن داشتيم ايشان گفتند كه خودشان و دوخانم معلم ديگر مدرسه هرسه بسيجي هستند و فردا احتمالا وقت ميدان تيرباشد لذا احتمالا امكان بازديد شما فراهم نشود!

گفتم كه بازديد نكردن از مدرسه در مرام ما نيست ! كمي ديرتر وحتي بدون حضور دانش آموزان هم مي توان اين كار را كرد. وخبر باشما. ساعت 3 بعد از ظهر بود كه خبر دادند مي توانيد بيائيد مدرسه تا خودمان را جمع وجور كرديم ورفتيم مدرسه نزديك 4 شد.دختر بچه ها داشتند از پله ها پائين مي آمدند كه ما را ديدند. (منظور از ما من و آقاي كي خواه كارشناس مسئول ارزشيابي سازمان آموزش وپرورش استان است كه تمام بازديد ها را به اتفاق انجام داديم. )همهمه كردند كه آمدند وسريع به كلاسها برگشتند.در يك كلاس حروف ارزشيابي كننده را به جاي چك ليست در دفتر نمرات وارد كرده بودند. و دفتر ثبت گزارش و پوشه كار هم نداشتند.
در كلاس ديگر هم كمي وضع بهتر بود.كارنامه توصيفي هم به اولياء نداده بودند.
شاگردان سر حال وقبراق بودند.






در سازمان آموزش وپرورش استان سيستان وبلوچستان


آقاي نخعي معاون آموزش وپرورش عمومي سازمان آموزش وپرورش استان سيستان وبلوچستان با همه اشتغالاتي كه روز شنبه 13 اردي بهشت 1382 داشت ساعت 12.5 به استقبا ل من در فرودگاه آمده بود. از ايشان تشكر كردم وگفتم 48 ساعتي كه در زاهدان هستم ...! زود موضوع را گرفت.بنا براين مسافرت زاهدان بسيار پر بار! بود.

ساعت11 صبح روزيكشنبه پس از بازديد از دو مدرسه صدوقي وشاهد وارد اتاق آقاي نخعي شدم.تقريبا همه كارشناسان مسئول تحت مديريت ايشان كه حدود 10 نفر مي شدند در اتاق حاضر بودند.آقاي نخعي مقدمه كوتاهي كفت ومنبر را به من سپرد!
من هم ماجراي شيخي كه در ازدحام جمعيت به مسجد وارد شده وبه زحمت بر منبر نشسته بود و تقاضاي فردي كه از ميان جمعيت برخواسته وندا در داده كه به خاطر خدا بلند شويد وقدمي فراپيش گذاريد را شنيده وبلادرنگ از منبر پائين آمده واز مسجد خارج شده ؛چون حرفي برايش باقي نمانده را تعريف كردم !

يك كلام ختم كلام گفتم: اي ستاد نشنيان آموزش وپرورش واي پيشتيباني كننده مديران و معلمان مدارس ! نيك بدانيد وآگاه باشيد كه از دانش آموزان خود حتي در زاهدان عقب افتاده ايد !

فكر مي كنم به هيچكي بر نخورد!!

ابتدا به كارشناسي آموزش ابتدائي رفتيم .كا مپيوتر مجهزي داشتند كه مودم هم داشت اما مودم آن به جاي اينكه روي كام 3 تصب شده باشد روي كام 1 بود !
با يك خدمات كامپيوتري كه در 100متري ساختمان آموزش وپرورش بود تماس گرفتم.واز او خواهش كردم كه بيايد و اين مشكل را برطرف كند.جوان رعناي زاهداني هم موضوع را سريع گرفت!5 دقيقه بعد آمد.همكاران او را شناختندو كفتند اين كه همان سالاري با موهاي صاف است و دانش آموزخودمان ! سالاري هم كه خيلي سالار بود واينك دانشجوئي در زاهدان ، ظرف 2 دقيقه كيس را باز كرد و مودم را جابه جا! همين!
كارشناسي آموزش ابتدائي معاونت آموزش وپرورش سازمان آموزش وپرورش استان سيستان وبلوچستان به شبكه جهاني اينترنت متصل شد !
همين كار به فاصله يكي دو ساعت ابتدا براي كارشناسي راهنمائي وبعد براي كارشناسي گروههاي آموزشي انجام شد.در روز يكشنبه با توجه به اينكه بلاگر سخت بلا گري ! مي كرد ومن در زاهدان ومجيد در تهران را سخت عصباني كرده بود.در پرشين بلاگ وبلاگي براي همكاران زاهداني درست كرديم كه از اين به بعد شاهد نوشته هاي هامون هيرمند در اين وبلا گ
www.sistan.persianblog.com به نشاني :
باشيم. بعد از ظهر روز يكشنبه و صبح روز دوشنبه نيز بسياري از سايت هاي آموزشي داخلي وخارجي را به همكاران نشان دادم وحظ وافري برديم !

صبح روز دوشنبه از ساعت 8 تا 9.5 با آقاي دكتر كاظمي وهمكاران مسئول در معاونت آموزش عمومي سازمان در خصوص تجربه ارزشيابي توصيفي در زاهدان ، حلسه اي داشتيم كه اهم نكات مطرح شده اينهاست :

- دوره آموزشي برگزار شده براي همكاران كافي نبوده ومجريان طرح خوب برآن مسلط نيستند
و وسائل كمك آموزشي مانند كاغذ وچه وچه نيز در حين اجراي طرح بايد تامين گردد.

- طرح ارزشيابي مستمر الان تبديل به امتحانات مستمر ومكرر شده ! واضطراب هاي مداوم دانش آموزان ،اولياء و معلمان را به دنبال داشته است . ونمونه اي است ازطرح هاي رهاشده در آموزش وپرورش.بايد مراقب بود كه طرح تبديل مقياس كمي به كيفي به چنين سرنوشتي دچار نشود.

- يك دفتر شاخص تحصيلي با در نظر گرفتن چك ليست و... بهتر از اين موارد پراكنده است.

- ارائه آموزش مداوم به مجريان طرح از طريق مجله ويا وبلاگ صورت كيرد.

- پرداخت حق الزحمه مجريان طرح لازم است.

- ارزشيابي توصيفي واستفاده از مقياس كيفي بايد متناسب بامحتواي آموزش وروش هاي تدريس معلم وبه صورت يك مجموعه هماهنگ در قالب برنامه درسي انجام شود.

- براي ارزشيابي توصيفي بايد امكان بازخورد گيري وكنترل فراهم كرد تا معلمان راهنما وديگران بتوانند در بازديدها سر از كار معلم وسطح كلاس دربياورند.

صحبت ها ضبط شد وموجود است.

ساعت 12.5 دوشنبه هنگام پرواز هواپيما به سمت تهران بود.آقاي كي خاه كارشناس مسئول ارزشيابي استان در پژوهشكده تعليم وتربيت زاهدان هي مي گفت برويم! دير مي شود! از
پرواز جا مي ماني! 11.5 با دوستان خداحافظي كرديم وبه سمت فرودگاه حركت نموديم
آقاي كي خاه به راننده خوبي كه در طول اقامت در زاهدان در اختيار ما بود گفت سريع برويم چهار راه رسولي!
تازه دوزاري من افتاد كه عجله آقاي كي خاه براي چي بود !
گفتم: دير مي شود و از پرواز جا مي مانم!
گفت: سر راه است. مي رسيم.
گفتم: ديشب با آقاي گركيج رفتيم وكلي چائي كله مورچه و چادر مشكي با قيمت خوب خريده ام ونيازي نيست.
گفت: نمي شود!
خللاصه از من اكراه واز ايشان اصرار.بالاخره چند كيلو چائي ديگرو دو شيشه ترشي پاكستاني به بار ما اضافه شد.وسفري پربار داشتيم.از همه دوستان به خاطر همراهي هايشان متشكرم.هميشه درفكر شما هستم ونظاره گر وبلاگتان!!.كاري بود در خدمتيم.

مشابه پيشنهاد هاي اخير را در لينك پبشنهادها بخوانيد.




Saturday, May 24, 2003


مجريان محترم طرح ارزشيابي توصيفي

امروز شنبه سوم خرداد 1382 از ساعت 3.40 تا 4 بعد از ظهر در تالار همايش هاي زكرياي رازي و درمحل برگزاري اولين همايش آموزش الكترونيكي در ايران دركنار برج رفيع ميلاد تهران نتايج اولين فعاليت د سته جمعي آموزشي وپژوهشي با استفاده از رسانه اينترنتي وبلاگ در كشور عزيزمان ايران؛ كه حاصل زحمات شما 50 نفر در سطح 24 كلاس و 12 مدرسه در 5 استان كشور است؛را با افتخار وسر بلندي ارائه كردم.پس از اين ارائه جمع كثير حضار در سالن به افتخار شما د ست زدند وابراز احسا سات نمودند.من به همه شما ونيز به همكارنم در تيم ارزشيابي طرح افتخار مي كنم واز شما ممنونم.اميدوارم ازاين تجربه موفق به درستي در آموزش وپرورش فرزندان اين كشو راستفاده شود. انشاءالله

محمد حسن مقني زاده سوم خرداد 1382

به نام آنكه جان را فكرت آموخت
فروغ دل به نور جان بر افروخت

"جهان يادگار است و ما رفتني
به گيتي نماند به جز گفتني"

آگاهي سر آغاز فرزانگي است

كاربرد مدل ارزشيابي توانمند ساز، از طريق وبلاگ ،
مطالعه يك مورد :
ارزشيابي اجراي پيش آزمايشي مقياس كيفي در مدارس ابتدائي كشوردر سال تحصيلي 1382-1381


گزارش به اولين همايش آموزش الكترونيكي

سوم خرداد 1382

تهران - تالار همايش هاي زكرياي رازي

محمد حسن مقني زاده


اين ارائه در چهار بخش انجام مي شود

الف :روزشمار اجراي طرح تبديل مقياس كمي به كيفي و ارزشيابي آن

ب: معرفي مدل ارزشيابي توانمند ساز

ج: مزاياي استفاده از وبلاگ براي فعاليتهاي آموزشي وپژوهشي

د: معرفي وبلاگ ارزشيابي توصيفي









الف :روزشمار اجراي طرح تبديل مقياس كمي به كيفي و ارزشيابي آن

16 آذر 1381

ابلاغ اجراي طرح تبديل مقياس كمي به مقياس كيفي (توصيفي)به صورت آزمايشي در تعدادي از مدارس ابتدائي كشور توسط شوراي عالي آموزش وپرورش به معاونت آموزش عمومي وامور تربيتي وزارت آموزش وپرورش

12 بهمن 1381

برگزاري دوره توجيهي50 نفر مجريان طرح تبديل مقياس كمي به كيفي

7 اسفند 1381
مبادله تفاهم نامه بين دفتر ارزشيابي تحصيلي وتربيتي وزارت آموزش وپرورش واينجانب جهت انجام ارزشيابي طرح وارائه گزارش آن در مرداد ماه 1382

13 اسفند 1381

ايجاد وبلاگ ارزشيابي توصيفي بروي شبكه جهاني اينترنت



17 اسفند 1381

تشكيل تيم 3نفره ارزشيابي طرح در تهران

18 اسفند 1381

تماس تلفني ارزشياب طرح با مجريان طرح در 12 مدرسه و24 كلاس پا يه اول ابتدائي مجري طرح ارزشيابي توصيفي در 5 استان آذربايجان شرقي، اصفهان ،تهران، سيستان وبلوچستان و زنجان وتاكيد بر اجراي طرح ورفع ابهامات مجريان و اعلام خبر ايجاد وبلاگ ارزشيابي توصيفي و…

19 اسفند 1381

ارسال نامه براي تك تك مجريان طرح از طريق پست پيشتاز ومعرفي راههاي برقراري ارتباط :
اينترنتي ،
پستي ،
تلفني و
حضوري مجريان وتيم ارزشيابي با هم به منظور حسن اجراي طرح وارزشيابي آن



به نام خدا
"جهان يادگار است و ما رفتني
به گيتي نماند به جز گفتني"
همكاران محترم در دبستان
سلام عليكم، خواهشمند است مساعدت فرموده تا با ياري يكديگر بتوانيم اجراي طرح تبديل مقياس كمي به كيفي كه در سال جاري به طور پيش آزمايشي در مدرسه شما اجرا مي شود را به درستي پيش برده و ارزشيابي نماييم. تصوير حكم شماره 2739 به تاريخ 13/12/81 جناب آقاي احمدي مدير كل محترم دفتر ارزشيابي تحصيلي و تربيتي پيوست مي باشد. انشاء الله با شما تلفني تماس گرفته و حضوراً هم خدمت مي آيم.
اگر به اينترنت دسترسي داريد هر روز به سايت طرح به آدرس زير سري بزنيد:
www.arzeshyabytosify.blogspot.com
اگر براي من email ارسال نماييد جواز وارد شدن به اين سايت را براي شما مي فرستم تا از طريق سايت طرح با اينجانب و ساير همكاران طرح 24 ساعته ارتباط داشته باشيد.
Email:moqanizadeh@hotmail.com
ضمناً از طريق شماره تلفن هاي زير هر وقت كه تمايل داشتيد مي توانيد با اينجانب تماس بگيريد:
منزل: 4703319
همراه: 09132855372
محل كار: 6406447
در صورت تمايل به مكاتبه به آدرس زير براي من نامه بفرستيد:
تهران- صندوق پستي 1651- 13145 محمد حسن مقني زاده

20 اسفند 1381 تا كنون

برقراري ارتباط ازراههاي چهار گانه اخير الذكر وارائه آموزش به مجريان طرح ارزشيابي توصيفي وتسهيلگري براي انجام فعاليتهايشان وحمايت از آنان به اشكال مختلف كه منجر به آشكار سازي وآزاد سازي توانمندي ها يشان شده است .
بازديد از 24 كلاس مجري طرح وگفتگوي رودرو و دسته جمعي با معلمان ، دانش آموزان،مديران و كارشناسان سازمانهاي آموزش وپرورش استا نهاي مجري طرح در مدارس وسازمانها
گزارش گيري وانتشار آني گزارشات وپيشنهادات بر روي وبلاگ طرح به منظور بهره برداري فوري ذينفعان ارزشيابي از اين اطلاعات
استقرار سيستم 24 ساعته نظرخواهي الكترونيكي مكتوب وشفاف از همه علاقه مندان به موضوع ارزشيابي در مورد انتشارات وبلاگ طرح
تقاضاي توجه به نتايج حاصل شده در طي فرايند ارزشيابي طرح از مسئولان و كارشنا سان دفتر ارزشيابي تحصيلي وتربيتي ودر خواست اظهار نظر در مورد يافته هاي فرايندي ارزشيابي طرح واستفاده به موقع از آنها براي اجراي طرح آزمايشي در سال تحصيلي آتي وبرگزاري جلسات متعدد با آنها و نتشار نتايج جلسات به منظور بهره برداري همه ذينفعان از اطاعات حاصله
معرفي طرح ارزشيابي توصيفي با همه مختصات آن به اساتيد ،محققان ودانشجويان تحصيلات تكميلي علوم تربيتي به ويژه در رشته تحقيقات آموزشي در دانشكاه تهران وانجمن پژوهش هاي آموزشي
دادن امكان پيام گذاري در صفحه اصلي وبلاگ به طراحان طرح مقياس كيفي و برخي از رهبران علمي واجرائي ارزشيابي آموزشي به منظور راهنمائي به هنگام مجريان و ارزشيابان
ارائه گزارش مكتوب در 110 صفحه به مسئولان وزارتخانه وانتشار گزارش در بخش هاي مجزا در وبلاگ طرح



ب : معرفي مدل ارزشيابي توانمند ساز

كوبا ولينكلن(GUBA & LINCOLN) در سال 1989براي نظريه هاي ارزشيابي 4 نسل قائل شده اند :

نسل اول : اندازه گيري MEASURMENT


نسل دوم : توصيف DISCRIPTION


نسل سوم : قضاوت JUDGMENT


نسل چهارم : فرايند PROCESS

مدل ارزشيابي توانمند ساز در زمره مدلهاي نسل چهارم ارزشيابي قرار مي گيرد.
اگر سه نسل قبلي نظريه هاي ارزشيابي را نظريه هاي سنتي يا كمي قلمداد كنيم و ويژه گيهاي زير را براي آن قائل شويم :

از بيرون نگاه كردن به موضوع ارزشيابي
انجام ارزشيابي توسط متخصص
وابسته به ارزشياب بيروني
داوري مستقلانه توسط ارزشياب بيروني در باره نتايج ارزشيابي

در مقابل آن نسل چهارم نظريه هاي ارزشيابي يا نظريه هاي نوين ارزشيابي يا كيفي قرار مي گيرد ؛كه مدل ارزشيابي توانمند ساز يكي از مصاديق اين نظريه هاست و مي توانيم آن را با ويژ گيهاي زير معرفي كنيم :
از درون نگاه كردن به موضوع ارزشيابي
انجام ارزشيابي توسط مربي يا دوست منتقد
وابسته به درون و ظرفيت ساز
داوري دسته جمعي در باره نتايج ارزشيابي

در ارزشيابي توانمند ساز مشاركت ذينفعان موضوع ارزشيابي به دلايل زير اهميت دارد:
درخطر بودن منافع آنان دراثر ارزشيابي
شناخت آنان از ابعاد مختلف موضوع ارزشيابي وكسترده شدن حوزه معنائي ارزشيابي
بالاتر رفتن امكان تشخيص مسائل موضوع مورد ارزشيابي
آموزش ديدن وتوانمند شدن آنان در فرايند ارزشيابي
امكان استفاده آنان از نتايج ارزشيابي

در اينجا توجه به دو نكته ضروري است

اول : وقتي كه مي گوئيم ارزشيابي توانمند ساز نوعي ارزشيابي كيفي است به اين معني نيست كه از عدد ورقم درآن استفاده نمي شود وبا پرسشنامه وآمار سروكار ندارد!در اين ارزشيابي از روشهاي كمي وكيفي استفاده مي شود.

دوم:ارزشياب در ارزشيابي توانمند ساز نبايد و نمي تواند كسي را توانمند كند ! ذينفعان ارزشيابي ،اغلب به كمك دستياري و مربيگري به وجود قدرت خود پي مي برند وآن را به كار مي گيرند. در فرايند ارزشيابي توانمند سازمحيطي خلق مي شودكه منجر به
توانمندي وخود تعيين كنندگي مي شود.


سطوح ارزشيابي توانمند ساز



آموزش TRAINING


تسهيلگري FACILITATING

حمايت ADVOCACY

آشكار سا زيILLUMINATION

آزاد سا زي LIBERATION



ج: مزاياي استفاده از وبلاگ براي فعاليتهاي آموزشي وپژوهشي


محيط مجازي آموزشي{ وپژوهشي} محيطي است كه درآن با بهره گيري از فن آوري ،محدوديت هاي زمان ومكان در فرايند يادگيري و ياد دهي از بين مي رود .(پرويز دولايي،1382)


فناوري وبلاگ در حال حاضر محيط تقريبا منحصر به فردي است ؛كه شرايط محيط مجازي فوق الذكر را در اختيار ما گذاشته و برخي از ويژگيهاي آن به شرح زير است :

رايگان است !
از پيشرفته ترين فنا وري ها ست و توسط ديگران مستمرا كاركردي تر شده و فنا وري آن به روز مي شود.
24 ساعتي است .
امكان فعاليت گروهي بدون محدوديت وهمزمان وچند جانبه در آن وجود دارد.
از مزاياي جانبي حضور در شبكه اينترنت برخوردار است.
امكان نظارت وارزشيابي آني فعاليتها را به همگان مي دهد.
فرهنگ ساز بوده وتبعات مثبت فراوان در ارتقاء علمي همگان دارد وشعار آموزش براي همه در هر زمان ودر هر مكان را به خوبي تحقق مي بخشد.



د: معرفي وبلاگ ارزشيابي توصيفي


وبلاگ ارزشيابي توصيفي يك محيط مجازي (الكترونيكي )است كه براي فعاليت هاي آموزشي وپژوهشي در محيط وب ايجاد شده و از ويژگي هاي زير برخوردار مي با شد :

فرهنگي
ساده
طبيعت گرا
شفاف
دقيق
باز
انتقادي
شبكه اي
حمايتي
توسعه اي

Tuesday, May 20, 2003

Sunday, May 18, 2003

در جمع مجريان طرح ارزشيابي توصيفي در زاهدان

روز شنبه 13 اردي بهشت1382 پس از يك پرواز دو ساعته از مبداءتهران وعبور از كوير وكوير وكويردر زاهدان فرودآمديم.در بعد از ظهر اين روز سه برنامه فشرده پيش بيني كرده بوديم كه خوشبختانه هر سه به خوبي تحقق يافت.در اين شهر 4 مدرسه و8 كلاس مجري طرح ارزشيابي توصيفي هستند.همكاران دبستانهاي امام خميني ،شاهد وشهيد صدوقي زاهدان ازسوي مديرمحترم دبستان جمهوري اسلامي ،سركار خانم سلجوقي براي ساعت 5 بعد از ظهر دعوت شده بودند .دو مدرسه بعد ازظهري بودندودو مدرسه صبحي .

درجلسه هشت نفر از معلمان ،چهار نفراز مديران دبستانهاي مجري طرح ارزشيابي توصيفي و كارشناسان مسئول:سنجش وارزشيابي تحصيلي و آموزش ابتدائي سازمان آموزش وپرورش استان سيستان وبلو چستان حضور داشتندو به مدت دو ساعت ونيم درمورد جوانب مختلف طرح ارزشيابي توصيفي بحث وتبادل نظر شد.چكيده اي از مباحث مطرح شده توسط همكاران در ذيل آمده است. ادامه اين مطلب را در اينجا بخوانيد ...

Saturday, May 17, 2003

به نام خدا

گزارش اقدامات انجام شده در ارتباط با طرح تبديل مقياس كمي به كيفي در دو مدرسه مجري طرح در استان اصفهان
ادامه اين مطلب را در اينجا بخوانيد .
باسمه تعالي

در مورخه 30/1/82 روز شنبه گروه كارشناسان سازمان آموزش و پرورش استان خانمها خروشي و موثق از دبستان شهيد رضا قيصري حسن آباد بازديد نمودند. ادامه اين مطلب را در اينجا بخوانيد ...
باسمه تعالي

گزارش جلسه توجيهي اولياء دانش آموزان پايه اول آموزشگاه شهيد قيصري حسن آباد جرقويه عليا در ارتباط با تغيير ارزشيابي توصيفي كمي به كيفي
ادامه اين مطلب را در اينجا بخوانيد ...
بسمه تعالي

پيشنهاد تلفيق كتاب علوم با كتاب بخوانيم در پايه اول ابتدائي

محمود برادري
آموزگار دبستان شاهد پسران زنجان

اين مطلب را در اينجا بخوانيد ...

Friday, May 16, 2003

در كوير نمك
شهر حسن آباد ! جرقويه عليا

شنبه شب ششم اردي بهشت ماه 1382آقاي كاظم زاده من را به روستاي اندلان در 30 كيلومتري اصفهان ودر حاشيه كوير رساند ورفت . متاسفانه نتوانسته بودم قبلا خبر مسافرت خود را به اقوام برسانم وبدون اطلاع قبلي آمده بودم . از بلند گوي مسجد ده صداي سخنراني بگوش مي رسيد. در كوچه جلوي در بسته بدون قفل خانه فاميلمان روي سكو نشسته بودم وچند نفري از اهالي از وجود غريبه در ده آگاه شدند. چند لحظه بيشتر نگذشته بود كه مشهدي اسماعيل از مسجد آمد و جلوي در ربوسي كرديم زنجير را انداخت و وارد دالان قديمي با ديوار كاهگلي منزلشان شديم.
ادامه اين مطلب را در اينجا بخوانيد ...
درهشت بهشت

شنبه 6 ارديبهشت ساعت 7 صبح وارد فرودگاه اصفهان شدم .برابر قراري كه تعيين شده بود جلوي اطلاعات پرواز رفتم تا مردي باكت وشلوار آبي را ببينم !آقاي موسوي را ديدم و سوار پژو آقاي كاظم زاده راننده خوش اخلاق اداره آموزش و پرورش شديم.پس از تشكر از آقاي موسوي به ايشان گفتم ساعت 9 با مدرسه معراج قرار گذاشته ايم وتا آن زمان 1.5 ساعت اول صبحي را با اجازه شما مي خواهم در حاشيه زاينده رود ، قدم بزنم! طبق قرار قبلي بعد از ظهر هم خدمت همكاران در سازمان هستم.ايشان گفتند كه جلسه بعد ازظهر به جاي خود اما شما تشريف بياوريد سازمان صبحانه! صرف كنيد وبعد به پياده روي هم مي رسيم. ادامه اين مطلب را در اينجا بخوانيد ...
سفرنامه اصفهان
در چهار باغ بالا
اين مطلب را در اينجا بخوانيد .

Monday, May 12, 2003

به نام آن كه جان را فكرت آموخت
چراغ دل به نور جان بر افروخت

در نمايشگاه امسال كتاب تهران ، چا پ اول كتابي تحت عنوان: Becoming a Primary School Teacherرا خريداري كردم.اين كتاب نوشته آقاي دومينيك ويس(Dominic Wyse ) مي باشد وتوسط زوج انتشاراتي RoutledgeFalmer درسال 2002 منتشر شده است.
نويسنده مطالب كتاب را كه در پاسخ به سئوال :چگونه يك معلم مدرسه ابتدائي شويم در 7 فصل سازمان داده است.پاسخ ها عبارتند از :

1.با مردم كار كنيم.
2.كلاس را سازمان دهي كنيم.
3.طرح درس را برنامه ريزي كنيم.
4.مديريت رفتاري كنيم.
5.مراقب سنجش و ثبت باشيم.
6.درباره آموزش وپرورش فكر كنيم.
7.حرفه اي شويم.

انشاءالله به تدريج ترجمه اين كتاب تقديم خوانندگان اين صفحه مي شود .

محمد حسن مقني زاده 22 اردي بهشت 1382

Sunday, May 11, 2003

به نام آن كه جان را فكرت آموخت

جهان يادگار است وما رفتني
به گيتي نماند به جز گفتني

از ارس تا هيرمند،از كرج تا زاينده رود،24 كلاس،24 تجربه !

مدارس هركشور،آئينه تمام نماي ؛گذشته وآينده آن هستند.مدارس، گذشته را به آينده پيوند مي دهند.به عبارتي آينده، محصول مدرسه است.اگر كسي از من بخواهدتا حاصل تجربه حضورم در 24 كلاس ،12 مدرسه و 5 سازمان آموزش وپرورش استان مجري طرح را در يك جمله خلاصه كنم؛مي توانم بنويسم:

مدارسي كه ديدم ، از يك سو مخفيگاه استعدادهاي شكوفا نشده معلمان ودانش آموزان ايراني ؛واز سوي ديگر رستنگاه غنچه هاي خلاقيت در منابع بكر بودند.

اين نتيجه گيري با سطح برخورداري مدارس و سازمانهاي بازديدشده ارتباط ندارد!! وازنظر اينجانب در هر 12 مدرسه و5 سازمان آموزش وپرورش صادق است.آنان كه در اين نتيجه گيري ترديد دارند؛به سراغ 36 مجري محترم طرح ارزشيابي توصيفي در مدرسه ها بروند؛ ويا سئوالي از كارشناسان محترم :سنجش وارزشيابي تحصيلي ،آموزش ابتدائي وگروههاي آموزشي استانهاي مجري طرح بنمايند.ازآنان سئوال كنند:آيا در جريان تبادل تجارب انجام شده در مدارس و سازمانها،پي به وجود استعداد هاي زيادي در خود ومحيط پيراموني خود(مدارس و سازمانها)كه بلااستفاده ومعطل مانده اند نبرده اند؟!آيا با كمي توجه وتلاش،برخي ازتوانمندي هاي فردي وسازماني اشان در مدت زماني كوتاه ،آشكار نشده و افسوس عدم استفاده از آنها تا كنون، را نخورده اند؟!

خوشبختانه برنامه اي كه دريازدهم فروردين ماه سال جاري براي بازديد از مدارس مجري طرح ارزشيابي توصيفي در وبلاگ طرح منتشر شد؛دقيقا به تمامي وبا برخي اضافات به شرح زير به طور كامل اجرا شد

1- جلسه با همكاران در سازمان آموزش وپرورش استان آذر بايجان شرقي و بازديد از دبستان دخترانه استقلال تبريزدر تاريخ شنبه 23/1/1382
2- بازديد ازدبستان پسرانه مسلم ابن عقيل تبريز در تاريخ يكشنبه 24/1/1382
3- جلسه با همكاران در سازمان آموزش وپرورش استان زنجان و بازديد از دبستان پسرانه شاهد زنجان درتاريخ شنبه 30/1/1382
4- بازديد از دبستان دخترانه فرهنگيان رهبري زنجان در تاريخ يكشنبه 31/1/1382
5- بازديد از دبستان دخترانه معراج اصفهان و جلسه با همكاران در سازمان آموزش وپرورش استان اصفهان در تاريخ شنبه 6/2/1382
6- بازديد ازدبستان شهبد رضا قيصري حسن آباد وجلسه با همكاران اداره آموزش وپرورش جرقويه عليا در تاريخ يكشنبه 7/2/1382
7- بازديد از دبستان دخترانه جمهوري اسلامي زاهدان وجلسه با كليه مجريان طرح ارزشيابي توصيفي در زاهدان در اين مدرسه درتاريخ شنبه 13/2/1382
8- بازديد از دبستان پسرانه شاهد ،دبستان پسرانه شهيد صدوقي و دبستان دخترانه امام خميني زاهدان وجلسه با همكاران در سازمان آموزش وپرورش استان سيستان وبلو چستان در تاريخ يكشنبه 14/2/1382
9-جلسه با همكاران در سازمان آموزش وپرورش استان با حضور دكتر كاظمي و برگزاري كارگاه آشنائي با اينترنت در پژوهشكده تعليم وتربيت زاهدان در تاريخ دوشنبه 15/2/1382
10- بازديد ازدبستان دخترانه عدالت تهران درتاريخ شنبه 20/2/1382
11- بازديد از دبستان پسرانه آزاده گان تهران و جلسه با همكاران در سازمان آموزش وپرورش شهر تهران در تاريخ يكشنبه 21/2/1382
12- 8 جلسه با اولياء دانش آموزان 9 مدرسه از12 دبستان مجري طرح در جريان بازديد از آموزشگاهها برگزار گرديد.اوليا قبلا به طور رسمي از سوي مدير مدرسه براي شركت درجلسه در روز و ساعت معين دعوت شده بودند.

تا كنون برخي از نتايج حاصل از سفرها در قالب سفرنامه در وبلاگ طرح منتشر شده كه در صفحه اصلي وصفحات جانبي آن قابل دسترسي ،مطالعه ونقد است. همچنين نتا يج سفرها با مسئولين دفتر ارزشيابي تحصيلي در چندين جلسه مهم وسرنوشت ساز مطرح وگزارش آن نيزدر حد امكان در وبلاگ منتشر شده است.
از همه معلمان ،مديران مدارس و كارشناسان ومديران آموزش وپرورش كه در حين وپس از سفرها بنده را مشمول الطاف خود قرار داده اند ؛صميمانه تشكر نموده و اميدوارم كه با همكاري يكديگر بتوانيم استعداد هايمان را از قوه به فعل در آورده و توانمندي هايمان را آشكار و آزاد ساخته ودر خدمت به فرزندان اين سرزمين به كار زنيم .انشاءالله

همكاران محترم ! خسته نباشيد؛دست مريزاد!

حضورانامه اي خدمتتان تقديم كردم وتقاضا كردم كه نظرات شخصي خود را در خصوص تجارب حاصل از اجراي پيش آزمايشي طرح ارزشيابي توصيفي وپيشنهادهائي كه براي اجراي آزمايشي داريد راحداكثر تا تاريخ 20/3/1382 به نشاني :تهران صندوق پستي 1651ـ13145 ارسال فرمائيد.آشنائي با تجربيات فرد فرد شما در كلاسها،مدارس وادارات آموزش وپرورش براي من مغتنم و مفيد است.وتا كنون نيز از آنها در ارائه پيشنهادها به مسئولين دفتر ارزشيابي تحصيلي وتربيتي استفاده كرده ام؛كه قابل مراجعه در لينك پيشنهادهاي وبلاگ مي باشد.

در پناه حق باشيد.

محمد حسن مقني زاده يكشنبه 21/2/1382 ساعت 10شب



گزارش عملكرد طرح تغيير مقياس ارزشيابي كمي به كيفي پايه اول دبستان آزادگان پسران

مسئول دبستان آزادگان پسران
محمد رضا فرزانه
ادامه اين مطلب را در اينجا بخوانيد ...

Saturday, May 10, 2003

دكتر حسين عظيمي منتقد سياست تعديل درگذشت !!

جهان يادگار است وما رفتني
به گيتي نماند به جز گفتني

اولين بار اين شعر برزگ مرد كويري ايران( فردوسي) را درهمايش چالش ها وچشم اندازهاي توسعه ايران در اسفند ماه سال 81 به گوش جان شنيدم وسخت بر دلم نشت.
وقتي كه دكتر عظيمي به علت بيماري شديدش نتوانست در جلسه اختتاميه همايش ،حاضر شود بلافاصله به ملاقاتش در بيمارستان رفتم.دركارت ياداشت دسته گلي كه برايش بردم نوشتم :با اين همايش جاودانه شدي دكتر !
دكتر لبخند زد وگفت :مي دانستم كه مي گيرد !
گفتم :عجب شعري را سرلوحه همايش قرار داديد.
گفت:در مطلع كتاب جديدم نيز همين بيت شعر را نوشتم. واقعيت دنيا نيز همين است.
اكنون او رفته است امادنيا مانده است و گفتني هاي او !
حسين عظيمي، استاد برجسته اقتصاد توسعه ورئيس موسسه عالي آموزش وپژوهش درمديريت وبرنامه ريزي بود.او يك اصول گرا بود.لذا دشمنان فكري زيادي داشت؛اما مطمئنم كه هيچيك از آنها از فقدان او خوشحال نشدند.دانشجويان دكتري او يتيم شدند! وبرنامه چهارم توسعه ايران بزرگترين پشتيبان فكري و اميد خود را از دست داد!
حسين عظيمي نيز مردي كويري بود .از كوير كاشان،از آران، از جائي كه گل وگلاب دارد. واز او هميشه بوي خوش به مشام مي رسيد.از رفتارش احترام مي باريد و…

مراسم ترحيم او فردا يكشنبه 21/2/1382از ساعت 11 تا 12.30 در مسجد نور، تهران ميدان دكتر فاطمي برگزار مي شود.

يادش گرامي است وراهش پر رهرو !!