Wednesday, June 18, 2003

گپي با كارشناسان ارزشيابي تربيتي وتحصيلي در دفتر ارزشيابي تحصيلي وتربيتي وزارت آموزش وپرورش


امروز روز بسيار خوب ومهمي براي طرح ارزشيابي توصيفي بود. صبح ساعت 10 با دوهدف به دفتر ارزشيابي تحصيلي وتربيتي مراجعه كردم. اما سر ظهر كه بر مي گشتم احساسم اين بودكه پرسه سه ساعته من در دفتر دستاوردهاي بيشتري از دوهدف تعيين شده ام داشت.

مطابق معمول به طبقه چهارم رفتم اما خبري از دفتر نبود. د فتر دو طبقه نزول كرده بود ! به طبقه اول رفتم ، بساطي بود !ميزها وسط راهرو وكارگران مشغول كار و تق وتق! گفتم كه خوب شد آموزش وپرورشي ها هم ديگر جهادي شدند! و نان دانش آموزان در روغن است! آخر در اين جهاد ما كه الان توسعه يافته و يك كشاورزي هم يدك مي كشدهر روز اساس كشي وتق تق بود.!!

درهمين فكر بودم كه دكتر حسني را در يكي از اطاقها ديدم يك مداد پشت گوشش گذاشته بود.
گفتم: دكتر، نجار شدي !
گفت :نه ولي نجارها در اينجا مشغول كارند.
گفتم :به اين مي گويند تاثير محيط بر رفتار ! از طرح چه خبر؟
گفت :جلساتي با دفتر تاليف داشته ايم وآنها نسبت به طرح ارزشيابي توصيفي وكارنامه آن ديد خيلي مثبتي دارندفقط در موردهماهنگي انتظارات عملكردي كارنامه ارزشيابي توصيفي (گويه ها ي كارنامه) با برنامه درسي در دوبعد: شناختي و جسماني نظراتي داشتد كه قرار شد اعلام كنند ودر دو بعد عا طفي واجتماعي حرفي نزدند!
گفتم:دكتر مي داني چرا راجع به اين دو بعد حرفي نزدند؟
گفت:اينها جزءبرنامه درسي پنهان است!
گفتم:به نظر من اين طور نيست.آنها در باره اين دو بعد كارنامه ارزشيابي توصيفي حرفي نزدند چون برنامه درسي موجود در پايه اول ابتدائي حرف جدي در اين مقولات ندارد!
در ادامه گفتم :به هرحال پذيرش اصل كارنامه توصيفي و مقياس كيفي براي ارزشيابي تحصيلي به جاي مقياس كمي يك قدم به جلوست .اما نكته اي كه كارشناسان محترم دفتر تاليف بايد به آن توجه داشته باشند اين است كه :
هماهنگي كامل كارنامه ارزشيابي توصيفي با برنامه درسي مستلزم پذيرش تغيير در نوع وحجم مطالب برنامه درسي در ابعاد شناختي وجسماني و همچنين تكميل برنامه درسي در ابعاد عاطفي واجتماعي مي باشد.

خبر ديگري كه دكتر حسني گفتنداين بود كه قرار است ايشان از روز شنبه 31/3/82 براي تعيين روائي كارنامه ارزشيابي توصيفي توسط مجريان طرح ارزشيابي توصيفي به شهرستانها سفر كننند. همچنين كارنامه را براي به تعدادي از اساتيد براي تعيين روائي بدهند!!
تعجب من از اين خبر به اين علت است كه تعيين روائي براي اين كارنامه با توجه به خبر اولي كه ايشان دادند وهمچنين با توجه به تجربه اجراي طرح كه گزارش آن نيزبه دفعات توسط همكاران واينجانب روي وبلاگ منتشر شده ،در حال حاضر امري نا معقول است.تعيين روائي كارنامه وقتي مفيد است كه اولا مباني نظري وروش شناختي تنظيم اين كارنامه روشن ،محكم ومورد وثوق كارشناسان باشد.وثانيا نتايج تجربيات حاصل از اجراي پيش آزمايشي طرح ،روي كارنانه اعمال شده وپس از انجام اصلاحات روائي كارنامه جديد تعيين شود.
البته نكات اخير الذكر را من قبلا نيز در جلسات با مسئولان دفتر به صورت انفرادي ودسته جمعي مطرح كرده بودم. اتفاقا يكي از هدف هاي مراجعه امروز من به دفترگرفتن همين مباني نظري وروانشناختي تدوين كارنامه ارزشيابي توصيفي بود كه از ابتداي شروع ارزشيابي در اسفند ماه 1381 آن را طلب كرده بودم .آقاي احمدي قول دادند كه تا يكهفته ديگر متن دستنويس و تا دو هفته ديگر متن تايپ شده آن را به من بدهند.
آقاي حسني از من پرسيدند كه اين اطلاعات را براي چه مي خواهيد ؟جواب دادم كه :براي تدوين گزارش نهائي ارزشيابي واظهار نظر جامع ودقيق در خصوص كارنامه ارزشيابي توصيفي به اين اطلاعات احتياج دارم.
.
.هدف دوم من از مراجعه امروزم به دفتر ملاقات وگفتگو با كارشناسان دفتر بود كه از ابتداي شروع ارزشيابي و بخصوص در جلسه مورخ 4/2/1382 نياز فوري وضروري آن را مطرح كرده بودم.. گزارش اين جلسه ،تحت عنوان : گزارش جلسه اي سرنوشت ساز ،در روز جمعه پنجم اردي بهشت (25 آوريل) روي وبلاگ منتشر شده ودر آرشيو ولينك گزارشات وبلاگ قابل دسترسي است.

اول به سراغ دوست قديمي ام آقاي منصور كيائي رفتم.ايشان قبل از تغيير تشكيلاتي وزارتخانه مسئول برگزاري گردهمائي هاي علمي معاونت پرورشي بود.و با كمك ايشان در شهريور ماه سال 1380 در محل آمفي تئاتر همين ساختمان نتايج يك طرح پژوهشي در مورد راههاي افزايش مشاركت دانش آموزان در فعاليتهاي پرورشي مدرسه را ارائه كرده بودم.
:من را كه ديد ،گفت:آقاي مقني زاده !چقدر عوض شدي؟!
فكر مي كنم كه منظورش ريشم بود! من قبلا تمام ريش بودم ولي يكسالي است كه نصفه ريش شده !م !اين موضوع را به روي خودم نياوردم و گفتم فرق هاي ديگري هم كرده ام !مثلا به اندازه يك كپسول 11كيلوئي پر كاز مايع كه 16، 17 كيلوئي مي شود وزن كم كرده ام !والبته يك كپسول پر ديگر هم هنوز هرروز هرساعت با خود مي كشم كه آن را نيز بايد زمين بگذارم !تازه از نام خانوادگي مقني زاده نيز دست كشيده ام و عنوان پر طمطراق: محقق معين را برگزيده ام!

منصور كيائي گفت.وبلاگ ارزشيابي توصيفي را مي بينيم واز كار هاي شما تا حدودي باخبريم.
خيلي خوشحال شدم ودر عين حال تعجب كردم كه چرا تا كنون كامنت ونكته اي نفرستاده اند؟
ايشان در تشكيلات جديد كارشناس ارزشيابي تربيتي مقطع ابتدائي است وقاعدتا فرد ذيننفعي در ارزشيابي توصيفي .قرار شد كه نظراتش را تا ده روز آينده به من بدهد
.
دوست ديگري كه امروز با او آشنا شدم ،آقاي بني اسدكارشناس مسئول ارزشيابي تربيتي مقاطع
ابتدا ئي وراهنمائي دفتر ارزشيابي تحصيلي وتربيتي وزارت آموزش وپرورش بود.ايشان نيز بنا به اظهاراتشان وبلاگ طرح را ديده بودند و پسنديده بودند.به من گفتند كه همايشي علمي در باره ارزشيابي داريمو اميدواريم كه بتوانيم از طريق اينترنت اطلاعات آن را منتشركنيم.به ايشان گفتم كه خبر دارم ومن هم براي همايش ارزشيابي مقاله فرستاده ام.وهرگونه كمكي در زمينه انتشار مطالب همايش بخواهيد آمادگي همكاري دارم.
آقاي بني اسد گفتند خوب بود شما اعضاي هيات علمي دانشگاهها را در جريان وبلاگ قرار مي داديدواز اين طريق اين تجربه غني تر مي شد.
به ايشان گفتم كه اين كار را كرده ام .آقاي منصور كيائي هم كه حضور داشت ،تائيد كرد وگفت :درست است !گزارش همايش تكنولوژي اطلاعات وپژوهش هاي آموزشي كه شركت كرده بوديد ومسئله اي كه پيش آمده بود وتوضيح واطلاع رساني شما به پژوهشگرا ن حاضر در همايش در باره وبلاگ ارزشيابي توصيفي را در وبلاگ دفتر مجازي ديدم.!!
تعجب كردم ولي به روي خودم نياوردم !! در ادامه گفتم :اين تنها يك مورد اطلاع رساني من بوده است.در دوهمايش ديگر علمي، يكي در جلسه كميسيون آموزش مداوم انجمن پژوهش هاي آموزشي ايران ،موضوع طرح و وبلاگ ارزشيابي توصيفي را به پژوهشگران آموزشي مطرح واز آنها خواسته ام كه مشاركت كنند ونظر بدهند و دومي در اولين همايش آموزش الكترونيكي كه مقاله اي را در حضور حدود 150 نفر پژوهشگران ،اعضاي هيات علمي دانشگاهها وهعلمين پژوهنده وعلاقه مند با استفاده از ويدؤ پروژكشن به مدت نيم ساعت با ذكر جزئيات مطرح كردم واز همگان خواستم كه به كمك آمده ونظر بدهند.
كار ديگري كه در اوائل نيمه دوم فروردين ماه 82كردم اين بود كه به ديدن دكتر بازرگان و دانشجويان رشته تحقيقات آموزشي در دانشگاه تهران رفتم و حضورا از آنها خواستم كه با مراجعه به وبلاگ ارزشيابي توصيفي هم با كار ما آشنائي بيشتري پيدا كنندو هم نظرات تخصصي خود را براي بهبود اجرا وارزشيابي طرح بدهند.اما تا آنجا كه به اظهار نظر رسيده تا كنون فقط سه نفر غير از همكاران طرح ارزشيابي توصيفي به نوعي نظرات خود را از طريق وبلاگ اعلام كرده اند!!

البته من از اين عدم مشاركت رنجيده ام ولي به روي خود نياورده و با ياري همكاران ديگرم در طرح ارزشيابي توصيفي كار را ادامه مي دهيم و دوستان جديدي نيز كم كم پيدا مي شوند.آهسته وپيوسته مي رويم .خدا بزرگ است.

دوست جديد ديگري كه امروز پيدا كردم.آقاي منصوري كارشناس ارزشيابي تحصيلي مقطع ابتدائي دفتر بود..وي را فردي علاقه مند ومتخصص يافتم .پايان نامه اش را در رشته سنجش وارزشيابي تحصيلي در دانشگاه علامه در موضوع هوش هيجاني در سال 1380 گذارانده است.اتفاقا علاقه مندي او به موضوع هوش هيجاني موجب شده بود كه با وارد كردن اين اصطاح در يكي از موتورهاي جستجو در اينترنت از يكماه پيش با وبلاگ ارزشيابي توصيفي كه ياداشتي هم در باره هوش هيجاني در آن منتشر شده بود؛ آشنا شود!!!
با ايشان وارد بحث تخصصي جالبي شديم وقرار شد كه از طريق بلاگر امشب براي او به عنوان عضو تيم همكاران وبلاگ ارزشيابي توصيفي دعوتنامه بفرستم تا بتواند نظراتش را مستقيما روي صفحه اصلي وبلاگ بگذارد.
تا كنون براي حدود 10نفر از جمله دكتر بازرگان ودكتر كاظمي دعوتنامه ارسال كرده ام. ولي تنها كسي كه به دعوتم جواب داده و توانسته روي صفحه پيام بگذارد آقاي دكتر حسني است.اميدوارم ايشان دومي باشد.
آقاي احمدي مدير كل محترم دفتر ارزشابي تحصيلي وتربيتي هم كفتند كه موقع خارج شدن وبلاگ از محاق رسيده و برنامه گسترده اي براي اجراي طرح ارزشيابي توصيفي داريم.ايشان لطف كردند ومرا دعوت به صرف ناهار نمودند.كه ضمن تشكر به علت اينكه غذاي رژيمي بهتري در محل كارم داشتم و با پنج دقيقه پياده روي به آنجا مي رسيدم؛ سر اذان ظهر خداحافظي كردم ورفتم..

محمد حسن محقق معين
28 خرداد 1382





Tuesday, June 17, 2003

كلياتي پيرامون اجراي بهينه طرح ارزشيابي توصيفي – تكويني

با سلام و احترام
در ارتباط با ارسال نظرات در خصوص كليات و جزئيات اجراي طرح در كلاس ، مدرسه و استان ، در نظر گرفتن موارد زير مي تواند در اجراي بهينه طرح موثر باشد :


مقدمه :


نوآوري عبارت از تغييري است كه بتواند در جرياني (( بهبود )) به وجود آورد . در هيچ حركتي ، به خودي خود بهبود به وجود نمي آيد ، مگر اين كه براي كنار گذاشتن شيوه هايي كه كاربرد آن ها كاهش يافته است ، تلاشي صورت پذيرد و به جاي آن ها شيوه هايي كه تصور مي شود دستيابي به ((بهبود مورد نظر ))را ميسر مي كند ، در معرض آزمايش و تجربه گذاشته شود . پس ، نوآوري ممكن است مترادف با ((تغيير مفيد )) باشد.
تغييرهاي مفيد فرهنگي زماني مقبول مي افتند كه از يك سو (( مورد نياز جامعه )) و از سوي ديگر (( در حيطه قدرت و توان جامعه )) باشند . هر تغييري كه اين دو ويژگي را نداشته باشد يا مطرود مــي شود و پايدار نمي ماند ، يا آغاز گر تحـول و دگرگوني پذيرفته شـده اي نمي شـود و گستـرش
نمي يابد . بر عكس ، هر تغييري كه پاسخگوي نيازهاي واقعي باشد و جامعه توان پذيرش آن را داشته باشد با شتاب رواج مي يابد و دگرگوني هاي پي در پي مي آفريند .
نو آوري هاي بـزرگ اجتماعي و دگرگـوني هايي كه در دوره هاي تاريـخ يك جامعـه ديده شده اند ، همين دو ويژگي را دارند ، يعني هم زاده نيازها و درخواست هاي اجتماعي آن جامعه بوده اند و هـم در خور قـدرت و توان آن جامعه . وقتي جامـعه به مرحله ي تاريـخي جديدي پا
مي گذارد ، با نيازهاي جديد روبه رو مي شود و ناگزير براي رفع آن نيازها به تكاپو مي افتد . در همين مرحله است كه ذهن هاي افراد مستعد به تب و تاب و چاره جويي مي افتند و آفرينندگيهاي فردي به وجود مي آورند . آفرينندگي هاي فردي به تحولات اجتماعي و در پي آن به دگرگوني هاي فرهنگي منجر مي شوند .
توان جامعه به دو صورت نمود پيدا مي كند : (( توان فكري )) و ((توان عملي ))
توان فكري هميشه با دو عنصر ((عينيت )) و (( سادگي )) همراه است . هر قدر عناصر تشكيل دهنده يك پديده نو ، ساده و قابل درك باشد به طوري كه بتوان به وضوح به ماهيت و كم و كيف آن پي برد قدرت پـذيرش آن افـزايش مـي يابد . سـادگي و عيـنيت سبـب مي شود كه اقـدام به اجرا ، منـطقي تر و آگاهانه تر صورت گيرد ، پيش بيني هاي لازم انجام شود و كسب مهارت ها دچار تزلزل يا توقف نشود
توان عملي به دو سازه (( نيروي انساني )) و (( قدرت مالي )) وابسته است . بودجه بندي نيروي انساني و توان مالي از ضروريات هر تغييري است كه قرار است صورت پذيرد . بدون اين دو سرمايه نمي توان اقدام به كاري كرد .
ايجاد تغييرهاي مفيد در جامعه هاي آموزش دهنده بنيادي ترين و پايدارترين نو آوري هاست . گستره نوآوري ها در سازمان ها و واحد هاي آموزشي بي كران است . چون نيازها و ضرورت ها ، مدام رخ مي نمايند . مديران و برنامه ريزان نو آور همواره در صدد تقويت توانمنديهاي خود هستند و با توجه به عوامل ناكام كننده به تقويت عواملي مي پردازند كه كاميابيها را به ارمغان مي آورند .
اساس فعاليت هاي آموزشي مدارس بر پايه (( آگاه سازي )) دانش آموزان و تقويت ((خودآموزي )) آنان گذاشته شده است و فلسفه ((آموزش براي زندگي )) بر فراز تمام هدف ها قرار دارد . بر اسـاس اين فلسفه مي تـوان به تغييـرات بنياديني انديـشيد كه مـتضمن (( ياد گرفتن براي زندگي بهتر )) باشد.
از جمله تغييرات مي توان به اصلاح روش هاي ارزشيابي از آموخته هاي دانش آموزان و توجه به ارزشيابي توصيفي * تكويني اشاره نمود كه با توجه به مطالب ارائه شده و در نظر گرفتن شرايط زير براي ايجاد تغيير در جامعه هاي آموزش دهنده ( توجه به توان فكري و عملي) و فرهنگ سازي مناسب در جامعه بدون شك مي توان زمينه هاي لازم را در جهت تحقق اهداف طرح فراهم نمود
.
 فراهم نمودن زمينه هاي پرورش خلاقيت در معلمان :


مهارت تفكر خلاقانه به معلم اين امكان را مي دهد كه علاوه بر قبول تغييرات و نوآوري ها ، خود را با آنها وفق دهد. هر چه اطلاعات معلم غني تر باشد ، ميزان خلاقيت او بيشتر خواهد بود . مهارت حل خلاقانه مساله باعث موفقيت بيشتر او در زمينه شغلي مي شود ، يعني با ارائه راه ها و افكار نو براي حل مساله يا ارضاي نيازي مشخص ، مي تواند به شغل خود تحرك و هيجان بيشتري ببخشد .
 افزايش انگيزش و رضايت شغلي در معلمان به منظور پذيرش طرح ها و برنامه هاي جديد :
انگيزش و رضايت شغلي براي ادامه فعاليت و اشتغال لازم و ضروري است . زيرا اينها عواملي هستند كه باعث افزايش كارايي و احساس رضايت فردي مي شوند . بديهي است كه رضايت شغلي به صورت غير مستقيم در بهبود تدريس موثر است . امتيازات و مشوق هاي بيروني مانند حقـوق و امنيت شـغلي ، موجبـات رضايت شـغلي معـلمان را فراهم مي كند . اما تحقيقات نشان مي دهد كه مشوق هاي دروني مانند رشد شخصيت و احساس فضيلت نقش موثرتري دارند . هم چنين رضايت معلم ممكن است متاثر از خط مشي مدرسه باشد ، يعني مدارس مي توانندبرهدفهايي مانند تحكيم روابط انساني و مشاركت معلمان در تصميم گيري هاي مربوط به امور آنان به مثابه بخشي از راه برد رضايت شغلي تاكيد ورزند .


 تغيير در شيوه كار معلم ( بهسازي كيفيت تدريس معلمان ) :


بهسازي كيفيت تدريس ( مهارت هاي حرفه اي ) معلمان ، نياز آشكار جامعه آموزش دهنده امروز ماست . نقش معلم به كلي در حال دگرگون شدن است . در آموزش هاي مدرسه اي ، همه جا شاهد بارور شدن فعاليت هاي گروهي هستيم . گروه هاي آموزشي مدراس ، در زمينه هاي خاص ، به بحث و گفتگو و تبادل نظر مي پردازند و تصميم گيري هاي جمعي مي كنند . آن گاه كه معلمان بتوانند به صورت گروهي فعال باشند ، خواهند توانست شيوه هاي تدريس شان را از حالت بسته يا خود مدار به حالت باز يا شاگرد مدار تغيير دهند . ( يكي از مقوله هاي مورد نظر در طرح ارزشيابي توصيفي هم انجام فعاليت هاي گروهي توسط دانش آموزان است .)


 اتخاذ تدابير ويژه در خصوص ارتقا و توجه به مهارت هاي حرفه اي معلم :


برگــزاري دوره هاي دانش افـزايي و كسب مهـارت ها ، تشـكيل جلسـات بحـث و گفتـگو و نشست هاي دوستانه در زمينه تبادل تجربيات ، دعوت از اساتيد فن در جلسات مدرسه ، نمايش فيلم هاي آموزشي و ... به ارتقاي دانش حرفه اي معلمان كمك خواهد كرد . براي تضمين كيفيت آموزش معلمان هم بر دانش محتواي درسي و هم بر روش هاي تدريس بايد تاكيد شود .


 توجه به نقش رهبري و مديريت مدرسه در اجراي بهينه طرح ها :


مديران واحدهاي آموزشي همواره بايد براي توسعه دانش و مهارت معلمان و تجهيز مدرسه به ابزارها و وسايل آموزشي تلاش كنند . آنها بايد پيشرفت و شكوفايي معلمان را وظيفه اصلي خود دانسته و معلمان را در جهت گيري اهداف شغلي و فردي آنها و اهداف مدرسه ياري رسانند و به گونه اي رفتار كنند كه معلمان باور داشته كه به ميزان كافي از آنها حمايت مي شود . براي معلمان انگيزه عقلاني را كه براي افزايش دانش و مهارت شغلي آنها ضروري است فراهم نموده و بازخورد فعاليت آنها را به اطلاعشان برسانند و به خاطر اقدامات موفق ، آنها را مورد تشويق قرار دهند . يعني با يادآوري موفقيت هاي معلمان و حمايت از آنها ، به منظور كاهش نگراني ايشان ، در مورد كنار آمدن با طرح ها و ابتكارات جديد ، احساس كارايي را در آنها ايجاد كنند .

 گسترش كارافزارهاي آموزشي :


با توسعه و گسترش افزارهاي آموزشي ، نه تنها مي توان ميزان علاقه مندي به حرفه معلمي را افزايش داد و مهارت هاي كاري معلمان را تقويت كرد ، بلكه مي توان يادگيرندگان را از قالب (( مفعول بودن در يادگيري ))به قالب (( فاعل بودن در يادگيري )) تغيير داد .

 تخصيص بودجه :


يكي از مشكلات بحث برانگيز مديران آموزشي ، مساله تخصيص بودجه و اعتبار كافي به تجهيزات و سخت افزارهاي مورد نياز در اجراي بهينه طرح است . اختصاص بودجه به مدارس علاوه بر امكان تهيه تجهيزات مورد نياز ،از طرفي مي تواند نيازهاي دانش آموزان را برطرف نموده و از طرف ديگر با دعوت از متخصصين در زمينه دانش افزايي مجريان طرح از نگراني آنان بكاهد.


 فرهنگ سازي مناسب از طرح در جامعه :


موثر بودن يك طرح به خصوص طرح هاي آموزشي و تحصيلي مستلزم بستر سازي مناسب در بين مـردم جـامعه است . زيـرا والـدين و عمـوم مردم همـگي از نتايج تحصيلي دانش آموزان سهم مي برند ، پس لازم است اطلاعات مورد نياز در خصوص طرح به آنها ارائه گردد .


 سهيم نمودن اوليا در فعاليت هاي مربوط به طرح ها :


از آنجا كه آموزش هاي مفيد و موثر بدون حمايت والدين در مرز غير ممكن قرار دارند بايد خطوط ارتباطي ميان والدين و دانش آموزان را با كلاس درس برقرار نمود . خوشبختانه بيشتر پدرها و مادرها به يادگيري هاي فرزندان خود توجه دارند و مايلند در اين امر حياتي موثر باشند .
شيوه هاي مختلف از جمله ارتباط تلفني ، دعوت به بازديد از كلاس درس ، ارسال يادداشت ، تدوين خبرنامه ، تقويم كاري و برگزاري كارگاه هاي آموزشي براي پدران و مادران مي تواند والدين دانش آموزان را در فعاليت هاي مدرسه سهيم كند.


 نظارت و ارزشيابي مستمر و به روز :


يك طرح موفق مستلزم در نظر گرفتن ارزشيابي و بازنگري مستمر است . ارزشيابي مستلزم آگاهي و اطلاع كافي است . اطلاعات مي تواند از رهنمودها و نظريات متخصصين ، تحقيقات ، آزمون ها و از همه مهم تر نظريات دانش آموزان و معلمان بدست آيد . در زمينه ارزشيابي سوالاتي كه طرح بايد پاسخگوي آنها باشد عبارتند از :


الف – آيا طرح به صورت موثر و كارا مورد استفاده قرار مي گيرد ؟
ب- چه عناصري بايد به طرح اضافه و يا از آن حذف شود‌؟
نتيجه ارزشيابي بايد در كمترين زمان به اطلاع افراد برسد تا از نظريات و بازخوردها در جهت اصلاح طرح استفاده شود .
برنامه ريزي مستمر نظارت و كنترل از طرف وزارت خانه ، سازمان و ادارات آموزش و پرورش منطقه باعث مي شود نقاط قوت و ضعف طرح مشخص و اقدامات لازم در خصوص بهينه سازي آن صورت پذيرد .


زماني كه اين عناصر ، در نظر گرفته شوند و بودجه لازم و برنامه ريزي هاي مناسب براي هر كدام اختصاص يابد ، طرح كارامد مي شود ، يادگيري و تدريس بهبود مي يابد و به اهداف نزديك تر خواهيم شد .




در خصوص جزئيات طرح راهكارهاي زير پيشنهاد مي شود :


1. كاهش تراكم دانش آموزي ، بدين لحاظ كه جمعيت بالاي 35 و يا 40 نفري كلاس ها امكان مشاهده مطلوب توسط معلمين را كم نموده و به دليل محدوديت زمان نه تنها مهـارت هاي موجـود در دانش آمـوزان شناسـايي نخـواهد شد بلكه زمـينه ايـجاد چنين
مهارت هايي نيز به وجود نخواهد آمد .
2. توجه به تفاوت هاي فردي دانش آموزان
3. اجراي طرح تا كلاس پنجم و برگزاري امتحان جامع ( در صورت امكان )
4. مجـهز نمـودن كلاس هـاي درس به ميـزهاي گرد و صنـدلي هاي منـاسب جهت انجام فعاليت هاي گروهي
5. تقدير از معلمان مجري طرح
6. ارائه آموزش هاي لازم به مجريان در خصوص تعاريف پارامترهاي در نظر گرفته شده در طرح و تعيين حد و مرز هر يك از آنها
7. كاهش حجم فرم گزارشات
8. تغيير محتواي كتب درسي و هماهنگ نمودن آن با اهداف طرح




كارشناسي سنجش و ارزشيابي تحصيلي و تربيتي دوره عمومي
استان اصفهان * خرداد ماه 1382

Monday, June 16, 2003

گزارش طرح ارزشيابي توصيفي در مدرسه پسرا نه شهيد صدوقي زاهدان

به نام خداوند، بزرگ آموزگار هستي

در پي آنيم تا بياموزانيم به نونهالان كه چگونه چراغ واژه ها را روشن كنند. چگونه با كاغذها حرف بزنند، چگونه اشكهايشان را بر گل برگ بنويسند و چگونه با خواندن و نوشتن زندگي جديدي را آغاز كنند و به رود بزرگ خوشبختي نزديكتر شوند و آيا اين نيست كه هدف والا و پرارج است با اين وصف مي پردازم به شرح گزارش:
با سلام و خسته نباشيد خدمت استاد بزرگوارم جناب آقاي محمد حسن مقني زاده

1. دفتر ثبت گزارش تهيه و هفته اي يك بار عمل مي شد كه به علت وقت گير بودن آن در مواقع ضروري استفاده مي شد.
2. تهيه كردن پوشه كار توسط دانش آموزان و نگهداري برگه هاي امتحاني و نمونه كارهاي ديگر
3. چك ليست ها هر دو ماه يك بار تنظيم، و نتايج آن در كارنامه ارزشيابي توصيفي ثبت گرديده
4. دفاتر املاء كه به صورت موارد ذكر شده در كارنامه توصيفي (ك.ت.ن.ب) تصحيح شده اما به دليل اينكه اين شيوه از نيمه سال تحصيلي اجرا شده است آن چنان كه بايد و شايد مورد استقبال قرار نگرفته است به دلايل گوناگون كه عبارتند از:
الف: از بين رفتن انگيزه دانش براي فعاليت بيشتر
ب: عدم توجه اولياء نسبت به درك شيوه جديد ارزشيابي
ج: از بين رفتن حساسيت اولياء نسبت به فعاليت درسي دانش آموزان نسبت به قبل از اجراي اين شيوه
من از نقاشي براي ارزشيابي استفاده مي كردم. دانش آموزي كه تمام كلمات را درست مي نوشت اين شكل را كامل مي كشيدم و چنانچه 4-5 غلط داشت تاج پرنده را حذف مي كردم و اگر تعداد كلمات غلط بيشتر مي شد علاوه بر تاج، چشم آن را نز حذف مي كردم و اين كار باعث پيشرفت دانش آموزان من شد.

شكل 0001


كم كم سعي كردم براي آشنايي والدين با اين شيوه از اصطلاحات "ك.ت.ن.ب" آن هم به صورت نقاشي براي تشويق دانش آموزان استفاده كنم. در رنگهاي مختلف بدين صورت:
البته آن هم همراه با نوشتن كامل جمله

شكل 0002 تا 0005


از زمان حذف نمره دو نفر از دانش آموزانم نسبت به درس خواندن بي علاقه شده بودند و اظهار مي كردند كه نمره بهتر است و من براي آن دو با نمره پيش مي رفتم تا جلوگيري از افت آن ها شود و در عوض يكي ديگر از بچه ها پس از حذف نمره پيشرفت كرد. و درضمن يكي ديگر از دانش آموزان كلاس با ديدن نمره نوزده بسيار ناراحت و پرخاشگر مي شد و هرچه با او صحبت مي كردم قانع نمي شد و به گريه كردنش ادامه مي داد. اين كار ادامه داشت تا زمان حذف نمره كه به طور عجيبي حساسيت اين دانش آموز از بين رفت.
به نظر من روش بسيار خوبي بود اما بدليل اينكه از نيمه سال تحصيلي بود و دانش آموزان با نمره گرفتن عادت كرده بودند همچنين خانواده ها. پس، آن ها مي دانستند كه سه يا چهار غلط به چه معناست و جاي پرسش براي آن ها بوجود نمي آمد كه اين شكل ها چيستو يا چرا معلم شما نمره نمي دهد؟
از همكاري بي شائبه مدير محترم مدرسه جناب آقاي ژيان كه در اين امر مرا ياري داده اند سپاسگزارم.
در پايان از شما و مسئولين طرح ارزشيابي كيفي نهايت سپاس و تشكر را دارم.

مريم رسولي آموزگار پايه اول مدرسه پسرانه شهيد صدوقي زاهدان



نظراتي در باره طرح ارزشيابي كيفي از دبستان دخترانه امام خميني زاهدان

به نام آنكه جان را فكرت آموخت
جناب آقاي مقني زاده همكار ارجمند:

سلام عليكم: با توجه به آنكه بنده به عنوان يكي از مجريان طرح ارزشيابي كيفي بوده ام مي خواهم نظرات شخصي خود را در خصوص اجراي اين طرح در استان خود سيستان و بلوچستان بيان نمايم. معمولاً تغييرات پي در پي در نظام آموزشي ما نگراني هاي فراواني دارد. بحث حذف آزمون در پايه هاي اول تا سوم ابتدايي با عكس العمل منفي معلمان در اين مقطع مواجه است و اولياء دانش آموزان نيز از اين طرح استقبال نكرده اند . با توجه به اينكه در زمان دكتر مهران وزير سابق آموزش و پرورش چنين طرحي مطرح شده كه به دليل افت شديد تحصيلي لطمات جبران ناپذيري به آموزش وارد آمد. وجود چنين طرحي ممكن است عده زيادي از معلمان را در مناطق محروم شهري و روستايي با مشكلات فراواني روبرو سازد. سطح پايين سواد و عدم امكانات آموزشي مناسب و عدم همكاري اولياء نسبت به تحصيل فرزندانشان مسئولين امر و دست اندركاران اين طرح را بايد به چاره انديشي وا دارد.
از مشكلات فراواني كه معلمين با آن دست و پنجه نرم مي كنند آمار بالاي دانش آموز در هر كلاس (35 تا 45 نفر) اجراي اين طرح را با مشكل مواجه مي كند.
تكميل چك ليست ها در كلاسها با آمار بالا بسيار وقت گير است. نبود امكانات تكثير و هزينه هاي آن در مدرسه باعث مي شود كه اثر بخشي اين طرح كاهش داشته باشد. مناطق محروم و دور افتاده اي در استان ما وجود دارد كه كلاس درسي ندارند و درچادر و كپر تدريس مي كنند و فاصله آن در روستاها تا مركز بخش چندين كيلومتر مي باشد. چگونه مي توان امكانات اوليه اين طرح را در اين مدارس فراهم كرد. پس نتيجه مي گيريم كه عدم وسايل تكثير، در مدرسه، پرهزينه بودن چك ليست ها، آمار بالاي دانش آموز، دور بودن مد ارس روستايي و عشايري، از مركز بخش يا اداره حضور سرباز معلمين در برخي مناطق و وقت گير بودن چك ليست ها از دلايلي است كه بركيفيت اين طرح مخصوصاً در اين مناطق تاثير به سزايي مي گذارد.
و سخن آخر اينكه ژان پياژه مي گويد: "زيباترين طرح اصلاح و بازسازي و پرورش بدون معلم با كيفيت و كميت با شكست روبرو مي شود.
با تشكر فراوان از شما و كليه دست اندركاران تعليم و تربيت و آرزوي توفيق براي همگان

همكار مجري طرح: طوبي رضوي پور
آموزگار دبستان دخترانه امام خميني (ره) زاهدان



گزارشي طرح ارزشيابي كيفي در مدرسه مسلم ابن عقيل تبريز

به نام خداوند جان آفرين
حكيم سخن در زبان آفرين

گزارشي در رابطه با طرح ارزشيابي كيفي
استان آ-ش تبريز ناحيه يك دبستان مسلم بن عقيل

با اهداء سلام و عرض ارادت خدمت استاد بزرگوار جناب آقاي مقني زاده و ساير دست اندركاران طرح ارزشيابي كيفي در طي چند ماه اخير كه توفيق اجراي طرح ارزشيابي توصيفي را داشتيم با پر كردن چك ليستها و كارنامه هر دو ماه يك بار و ارائه به اوليا به نتايج و تجربياتي رسيده ايم كه لازم دانستيم آنها را منعكس كنيم.
در طرح ارزشيابي كيفي مسئله اصلي يادگيري دانش آموز است چرا كه با همكاري معلمين و مديريت مدرسه رشد دانش آموز مرحله به مرحله ثبت و نگهداري مي شود و در نتيجه تمام آموخته هاي دانش آموزان بدون دغدغه امتحان بر اساس شاخص هاي عالي ارزشيابي، رشد مي يابد كه باعث خشنودي معلمين، اولياء، و دانش آموزان مي شود و بتدريج مردودي دانش آموز كه واقعاً يك موضوع مطرود و تاريخ گذشته مي باشد از بين مي رود، به تجربه ثابت شده است كه مردودي هيچ تاثيري در رشد همه جانبه و يادگيري موفقتر براي دانش آموز ندارد. خدا گواه است كه طي
سال تحصيلي 82-81 كه اين طرح را اجرا كرديم كاملاً به بي اثر بودن مردودي و آزمونهاي آنچناني كه موجب اضطراب دانش آموز مي شد ، پي برديم.
در طي جلساتي كه با اوليا داشتيم همه آنها از اين طرح استقبال كردند و رضايت داشتند مخصوصاً در رابطه با تحويل كارنامه ها در پايان هر 2 ماه كه از نقاط قوت و ضعف فرزندان خود از تمام ابعاد آگاه مي شوند و اظهار
مي كردند كه كاش اين طرح در سالهاي آتي هم ادامه داشت در واقع مي توان گفت اين كارنامه ها وسيله اي بود تا اولياء فرزندان خود را بهتر بشناسند و از مواردي كه غفلت كرده بودند آگاه مي شدند كه فرزند آنها به چه چيزهايي علاقه دارد؟ چه خصوصياتي دارد؟ و به چه چيزهايي بي علاقه است و موجب توجه بيشتر اولياء به فرزندانشان مي شد.

نكات مهم طرح

- در كارنامه قسمت توصيه معلم و اينكه دانش آموز به چه مواردي علاقه دارد وقتي براي اوليا توضيح داده
مي شد مثلاً در قسمت شناختي كه نوشته مي شد "دقت اين دانش آموز بايد تقويت شود" اوليا علاقه مند بودند از كمك و نظرات و پيشنهادات آموزگار مربوطه بهره مند شوند و خيلي به قسمت توصيه معلم دقت مي كردند.
- از آنجايي كه امسال 2 كارنامه هم كيفي و هم كمي مانند سالهاي قبل ارائه شد اوليا به كارنامه توصيفي ارزش و بهاي بيشتر مي دادند و اكثراً سوالاتشان در مورد كارنامه توصيفي بود و چون مسئله امتحان آخر سال از نظر ما بي مفهوم بود و نيازي احساس نمي شد تا چنين آزموني بعمل آيد بعنوان مثال از يك كتاب تقريباً 100
صفحه اي 10 تا سوال داده شود و فقط اضطراب نمره و امتحان را بوجود مي آورد. امسال ديگر اين مسئله منتفي شده بود. عده اي از اوليا مراجعه كرده و اظهار مي داشتند امسال خيلي راحت هستيم چون فرزندانمان هيچگونه نگراني در مورد نمره و امتحان ندارند و با خيال آسوده به مدرسه مي آيند و مي گويند ما همه چيز را بلد هستيم و سرحال و خوشحال به جلسات امتحان مي آيند.
- همكاراني كه با اين طرح جديد روبرو مي شدند و كارنامه توصيفي را توام با توصيه هاي معلم و بخصوص دفتر ثبت گزارش آموزگار را مي ديدند بسيار متعجب مي شدند و اظهار مي داشتند كه طرح بسيار جالبي است؛ چرا كه در سالهاي آتي وقتي آموزگار پايه هاي بعد اين كارنامه هاي توصيفي و دفتر ثبت گزارشها را مطالعه كند براحتي دانش آموز خود را خواهد شناخت و با روحيات و اخلاق او آشنا خواهد شد و تمام علايق، ضعفها و نقاط قوت دانش آموز را مي شناسد.
- در اين رابطه تحقيقي بنام (تغيير مقياس كمي به كيفي) نوشته و به اداره محترم ناحيه 1 تبريز ارسال داشتم كه بسيار مورد پسند واقع شده بود، چرا كه معاونت محترم اداره بنده را به اطاق خود دعوت كرده و مفصلاً در اين باره صحبت شد و از ميان تحقيقهايي كه به اداره ارسال شده بود 3 تا را انتخاب كرده بودند كه (تغيير مقياس كمي به كيفي) در اولويت بود و در اين باره بسيار اظهار رضايت مي كردند و آدرس سايت اينترنتي طرح را خواستند تا بهتر و بيشتر آشنا شوند و خواستند نمونه اي از چك ليستها و دفتر ثبت گزارش را به ايشان ارائه دهم تا مطالعه كنند و استقبال خوبي از تحقيق و طرح مورد نظر بعمل آورند كه باعث خشنودي اينجانب شد خدا را سپاسگزاريم كه توفيق چنين خدمتي را نصيب ما گردانيد.
- مديريت محترم مدرسه هم بسيار استقبال كردند و علاقه مند بودند در تمام جهات ما را ياري نمايند كليه
برنامه هاي ما را مطالعه مي كردند و دقت نظر داشتند و بسيار به ما دلگرمي مي دادند و در توجيه اولياء و تشكيل جلسات پيشقدم بودند و ما را از راهنمائيهاي ارزشمند خود بي نصيب نمي كردند.

پيشنهادات

- اگر مديران محترم مدارس در اين كلاسها حضور نيابند و توجيه نشوند اين طرح نمي تواند با موفقيت ادامه يابد و اين نشانگر خردمندي بنيانگذاران طرح مي باشد و جاي تقدير و تشكر است.
- كارنامه ارزشيابي توصيفي از لحاظ طرح و ظاهر بهتر است تغييراتي داشته باشد.
- ريز بودن نوشته ها و كمي جا از زيبايي كار مي كاهد.
- بهتر است هر 3 ماه يك بار اين كارنامه ها تكميل شود و به اوليا تحويل گردد.
- چك ليستها بازنگري و حداكثر در 2 صفحه تنظيم شود.
- طول دوره توجيهي بيشتر باشد تا طرح به خوبي بررسي شود و مجريان طرح به خوبي با طرح آشنا شوند و بتوانند براي سالهاي آينده موفق تر و عالي تر عمل كنند.
- براي مجريان طرح از طرف مدير كل محترم ارزشيابي تحصيلي امتيازاتي منظور شود تا موجب دلگرمي گردد (گواهي كارآموزي- تقدير نامه وزارتي- حق الزحمه)
- خواهشمند است ترتيبي اتخاذ نمائيد تا دوره اين طرح با دوره هاي كتاب (بخوانيم و بنويسيم) پايه اول و دوم همزمان نباشد تا بهره بيشتري از اين كلاسها حاصل شود.
- وقت گير بودن طرح و حمايت نشدن از طرف استان و ناحيه
- از اشاره به بعضي از مطالب كه در سايت اينترنتي توسط ساير استانها ذكر شده و بنده هم در گزارش قبلي نوشته بودم لذا ازذكر آنها خودداري مي شود.
اميدوارم كه تلاشهاي بنده در رابطه با طرح مورد قبول واقع شود. كتابي را هم كه ارسال فرموده بوديم بدستم رسيد از حسن نيت و توجه جنابعالي سپاسگزارم.
در خاتمه سلام بنده را به سروران ارجمند جناب آقاي دكتر احمدي- دكتر حسني و دكتر كاظمي برسانيد.

بهروزي و نيكفرجامي بهره شما باد
تبريز دبستان مسلم بن عقيل
عزيز آقا زاده 18/3/82

گزارش طرح تبديل مقايس كمي به كيفي در دبستان دخترانه جمهوري اسلامي زاهدان
خدمت جناب آقاي مقني زاده
با اهداء سلام و عرض خسته نباشيد به شما و همكاران محترمتان در طرح ارتقاء خودكار
احتراماً بدنبال مذاكرات قبلي و صحبتهائي كه در جلسات متعدد پيرو طرح ارزشيابي تبديل مقايس كمي به كيفي، شده است موارد ذيل حضورتان تقديم مي شود:
- بدنبال اجرا طرح در مدرسه دانش آموزان به مرور خود را با نحوه ي ارزشيابي جديد وفق داده و از اضطراب ها و نگراني هايي كه در خصوص گرفتن نمره بيست داشتند كاسته شد.
- بچه ها بر خلاف قبلاً كه با نگراني املاء مي نوشتند پس از اجراي طرح تقريباً هر روز مايل به نوشتن املاء بودند.
- دوستي ها بين بچه ها زياد شده بطوريكه حسادتها و كينه ها كاملاً از ميان رفته است.
- همكاري در مسائل مختلف در بين بچه ها رواج پيدا كرد.
- با توجه به اينكه قبلاً مقايسه كردن نمرات بچه ها توسط خودشان به قهر و گريه و ناراحتي كشيده مي شد در اجراي طرح جون با حروف مورد ارزشيابي قرار مي گرفتند ديگر يكي يا دو تا غلطي كه نوشته بودند اهميت چنداني نداشت و راحت از كنار آن مي گذشتند.
در خصوص نحوه تنظيم چك ليستها پيشنهادات زير حضورتان تقديم مي گردد.
1. چك ليست علوم (نشانه ها) از جانوران شروع شده و از دو بخش قبلي (ما و اطراف ما- سالم و قوي شويد) چيزي ذكر نشده است.
2. در مورد چك ليست فارسي آمده است (به كمك بخش كردن و صداكشي كلمات جديد را مي نويسيد) كه در كتاب بخوانيم و بنويسيم بخش كردن و صداكشي تاكيد نشده است.
3. در مورد چك ليست حساب كردن
(اعداد نمادهايي را كه مي شناسد و مي نويسد) فقط اعداد يك تا ده گفته شده در صورتيكه در پايه اول از يك تا 99 گفته شده است.
4. در مورد معرفي سكه هاي 1 و 2 و 5 ريالي كه كمتر مورد استفاده است فكر اساسي صورت گيرد.
5. در مورد حجم چك ليستها فكر جدي صورت گرفته از حجم آن كاسته چرا كه خيلي وقت گير و هزينه بر است.
- در مورد درس ورزش و چك ليست مربوط به آن، وسايل ورزشي مناسب در دسترس همه بچه ها وجود ندارد و نتيجتاً كنترل دقيق صورت نمي گيرد.
موفق و مويد باشيد%
با تشكر
سلجوقي و فلسفي از
دبستان دخترانه جموري اسلامي زاهدان

Wednesday, June 11, 2003


همكاران محترم طرح تبديل مقياس كمي به كيفي(ارزشيابي توصيفي)

خانم ها: سلجوقي ،فلسفي ،رسولي و آقاي آقازاده

سلام ،امروز نامه هاي خوش خط و باسليقه اي كه فرستاده بوديد رسيد.از لطف شما ممنونم.نامه ها را دادم تايپ شود وانشاءالله شنبه روي وبلاگ منتشر خواهد شد..تا چند روز ديگرهرروز به سراغ صندوق پستي خواهم رفت.منتظر نامه هاي بقيه همكاران خوبم هستم.
عجله كنين كه ديره وا لا بابا ا بر مي ره!!

محمد حسن محقق معين (مقني زاده سابق)

Tuesday, June 10, 2003

به نام خدا
گزارش عملكرد طرح ارزشيابي كيفي
دبستان: معراج نوبت 2
زمان اجراي طرح : از 20/11/81 لغايت 31/2/1382
آموزش و پرورش ناحيه 3

آموزگاران مجري طرح: شهره كريم، عفت ابرقوئي نژادي
مدير دبستان: مهري ناطقي
استان : اصفهان


***

جلساتي با اولياء دانش آموزان

اولين جلسه در تاريخ 20/11/1381 تشكيل شده و به اطلاع اولياء رسانده شده است كه اين مدرسه به عنوان مجري طرح تغيير نظام ارزشيابي انتخاب و كلياتي درباره اين طرح توسط مدير مدرسه ارائه گرديد.
دومين جلسه در تاريخ 21/12/1381 تشكيل و بعد از توضيح دادن ملاكهاي ارزشيابي از آنان خواسته شد كه در تاريخ 26/12/1381 جهت دريافت كارنامه ارزشيابي توصيفي به مدرسه مراجعه نمايند.
سومين جلسه در تاريخ 20/1/1382 تشكيل و از اولياء خواسته شد درباره كارنامه ارزشيابي توصيفي كه قبلاً تحويل گرفته بودند و تغييراتي كه در رفتار فرزندشان ايجاد شده اظهار نظر نمايند. خوشبختانه اكثر اولياء ابراز رضايت مي نمودند. سپس مدير دبستان به اطلاع آنها رساندند كه جلسه اي در تاريخ 6/2/1382 با حضور آقاي مقني زاده در مدرسه تشكيل خواهد شد و در صورتي كه سوالي دارند يا تمايل به شركت در اين جلسه دارند اعلام آمادگي نمايند.
چهارمين جلسه در تاريخ 6/2/82 با حضور آقاي مقني زاده و اولياء دانش آموزان در مدرسه تشكيل و سوالات و نظرات مطرح شده.
***
چك ليست

چك ليستها به تعداد دانش آموزان تكثير و با دقت تكميل شده است.
چون چك ليستها نامفهوم و مبهم به نظر مي رسيد، تغييراتي در آنها ايجاد نموديم به طوري كه براي معلم گويا و صريح باشد و در تاريخ 6/2/82 به آقاي مقني زاده تحويل نموديم.

***
دفتر ثبت گزارش

دفتر ثبت گزارش تهيه شده و موارد روحي- رواني دانش آموزاني كه داراي مورد خاصي بودند در آن ثبت كرده كه آقاي مقني زاده رويت نمودند.
***
پوشه كار

براي هر يك از دانش آموزان پوشه كار تهيه شده و كارهاي عملي آنها با نظر خودشان ارزشيابي شده و در آنجا بايگاني گرديده است. ضمناً آقاي مقني زاده رويت نمودند.
***
ارزشيابي

از دانش آموزان طبق روال قبل امتحان به عمل آمده ولي به جاي نمره 0 تا 20 از حروف "الف" تا "د" استفاده شده است.
***
كارنامه ارزشيابي توصيفي

كارنامه ارزشيابي توصيفي ماههاي بهمن و استفند تكميل و در آن توصيه هاي لازم ثبت و در اواخر اسفند ماه به اولياء محترم تحويل داده شد. اكنون براي نمونه دو برگ فتوكپي كارنامه ارزشيابي توصيفي مربوط به دو دانش آموز ضميمه و ارسال مي گردد.
كارنامه ارزشيابي توصيفي ماههاي فروردين و ارديبهشت هم در دست تكميل است كه همراه با كارنامه كمي دانش آموز در خرداد ماه به اولياء تحويل داده مي شود.
***
نظرات و پيشنهادات

- به منظور تقويت روحيه و جلوگيري از ايجاد ياس و نااميدي در دانش آموز بهتر است به جاي چهار سطح، پنج سطح براي كلاس در نظر گرفته شود. مثلاً اكنون دانش آموزي كه از 0 تا 9 مي گيرد در سطح "د" قرار دارد. بهتر است از 7 تا 9 در يك سطح و از 0 تا 6 هم در سطح ديگري قرار گيرند.
- در كارنامه ارزشيابي توصيفي لازم نيست كه در هر خانه جمله توصيه هاي معلم نوشته شود. كافي است در بالاي ستون يك مرتبه قيد گردد.
- صفحه 2 در جزوه راهنماي ارزشيابي توصيفي- تكويني در پايه اول ابتدايي وجود ندارد.
- چون اجراي اين برنامه به وقت زيادي احتياج دارد ممكن است درست اجرا نشود مگر اينكه تعداد دانش آموزان كلاس كم باشد.
- برخي از اولياء معتقد بودند كه وقتي دخترشان مثلاً نمره 17 مي گرفته تلاش بيشتري مي كرده براي كسب نمره بهتر. اما از وقتي به جاي نمره 17 "الف" به او داده شده، خوشحال بوده كه مثل دانش آموزان زرنگ "الف" گرفته و تلاش او براي رفع نقص كارش كمتر شده است.
به نظر مي رسد اين طرح بايستي بطور متوالي تا پايه پنجم ادامه يافته و پس از آن ارزيابي شود كه موفق بوده يا خير.

با احترام
شهره كريم، عفت ابرقوئي نژاد، مهري نا طقي
به نام آفريدگار مهربان

دانش، عذر بهانه جويان را ريشه كن كرده است. حضرت علي (ع)

اي معلم، اي آينه دار عشق، نام ترا بالاتر از عرش بايد گذاشت، كه تو ميراث دار پيامبري

ضمن عرض سلام و خسته نباشيد خدمت جناب آقاي مقني زاده و همكاران محترمتان.
گزارشي در خصوص ارزشيابي توصيفي كه در طول مدت انجام داده ام به طور خلاصه خدمتتان ارائه مي گردد.

پس از چند روز از جلسه توجيهي اين طرح را در كلاس اجرا كردم املائي كه گرفتم نمره ندادم. ابتدا بچه ها تعجب كردند و پس از پرسش از من كه چند گرفته ام به آنها مي گفتم خوب گرفته اي وبه آنها گفتم كه از اين به بعد نمره در كار نيست منتظر عكس العمل اولياء بودم كه هيچ گونه واكنشي انجام ندادند، بنابراين در پايين دفتر املاء دانش آموزان از آنها در مورد شيوه ارزشيابي نظرخواهي خواستم كه چند تايي پاسخ دادند و چند تايي به مدرسه آمدند. پاسخگو بودند بيشتر آنها با اين طرح موافق بودند و گفتند خيلي خوب است و اگر بچه ما نمره كم بگيرد نمي ترسد و…

دفتر ثبت گزارشي تهيه كردم. براي هر دانش آموز يكي دو صفحه گذاشتم. اگر مورد خاصي مشاهده مي كردم و يا دانش آموز مشكل روحي يا جسمي داشت يادداشت مي كردم و همچنين پوشه كار كه اين را از اول سال دانش آموزان داشتند.

براي ارزشيابي اشكالي را از پرنده يا گل و . . . را ملاك قرار دادم هر دانش آموز اگر غلطي داشت يك قسمت آن شكل را حذف مي كردم و با رنگ هاي مختلف سبز، آبي ، سياه، قرمز و در پايين اشكال بسيار عالي و خوب و دقت بيشتري كن، تلاش بيشتري كن مي نوشتم كه براي اولياء و بچه ها قابل فهم باشد و در ضمن دفتر شاخص را ديگر عمل نمي كردم.
طي جلسه اي كه با همكاران مجري داشتيم بر اين نتيجه شد كه حروف ك.ت.ن.و. ب. داده شود بعد از اين جلسه اين حروف را ملاك قرار دادم البته با يك مقداري ابتكار عمل چون براي بچه ها جذاب باشد. اين حروف را به صورت اشكال پياده كردم، در ضمن باز توضيح براي فهميدن بهتر دانش آموزان و اولياء "ك" با رنگ سبز با توضيح بسيار عالي. "ت" با آبي با توضيح دقت بيشتري كن. "ن" با مشكي دقت بيشتري كن و "ب" با قرمز تلاش بيشتر كن،

هنگامي كه تشريف آورديد مدرسه اين اشكال را خدمت شما ارائه دادم.

بعد از اين كه نمره داده نشد بچه ها از نظر درسي تغييراتي كردند دانش آموزاني كه ضعيف بودند پيشرفت زيادي كردند. به نظر من طرح بسيار خوب و عالي است كه انشاء ا. . . با بررسي مشكلات آن و بر طرف شدن اين چالش ها در سراسر كشور اجرا شود.

طرح ارزشيابي با توجه به مزايا داراي مشكلاتي نيز بود:

1. اين طرح اگر از اول سال اجرا مي شد بازدهي بهتري داشت.
2. درمورد چك ليست ها كه زمان پركردن آن خيلي وقت گير بود كه مجبور بودم به منزل برده و پر كنم.
3. با نبودن دفتر شاخص حضور و غياب دانش آموزان گنگ بود.
4. در مورد ارتقاي دانش آموزان خيلي ضعيف كه حروف الفبا را تشخيص نداده و نمي توانند بنويسند تكليف چيست؟
5. در مورد چك ليست رياضي منظور از ابزار اندازه گيري در كلاس اول چيست ؟ دانش آموز در پايه اول با وسيله اندازه گيري آشنا نمي شود.
6. با توجه به خوب و مناسب بودن محتواي كتاب بخوانيم و بنويسيم، حجم آن زياد است كه با شيوه ارزشيابي تناسب ندارد.
7. نداشتن امكانات و تجهيزات آموزشي و كمك آموزشي برخوردار تا بهتر بتوان از عهده اجراي طرح بربيايم البته در مدارس دولتي مشكلات ديگر نيز وجود دارد كه مدرسه ما امسال با آن مواجه بود. وجود دبيرستان بزرگسالان در شيفت مخالف بود چنانچه جنابعالي تشريف آورديد و از نزديك مشاهده كرديد كه ما از هيچ گونه وسايل كمك آموزشي در كلاس استفاده نمي كرديم، حتي جدول الفبايي فارسي كه اساس كار كلاس اول است هر روز به كلاس آورده مي شد و در موقع تعطيل شدن به دفتر مدرسه برده مي شد علت آن وجود دانش آموزان بزرگسال دبيرستان بود كه ما وسايل كمك آموزشي لازم را بر ديوار مي زديم و روز بعد اثري از آن نبود، حتي كشوي ميز كه وسايل دانش آموزان و معلمين در آن قرار داشت همان اول سال شكسته و برداشته شد كه انشاءا.. با مطرح شدن آن سال آينده مدرسه از اين مشكلات نداشته باشد كه دانش آموزان به نحو احسن بتوانند از وسايل كمك آموزشي موجود در مدرسه استفاده كنند.
8. منظور موضوع و فعاليت مورد علاقه چيست؟ ورزش براي بچه قابل تفهيم است.
اما اين دو مورد ذكر شده براي دانش آموزان يك مقداري دور از ذهن است.

اما پيشهادات.

1. زمينه سازي تبليغي و فرهنگي لازم براي اجراي آزمايشي ارزشيابي توصيفي در رسانه ها به خصوص صدا و سيما و صدا وسيماي استان ها درمواقعيكه بينندگان زيادي دارند بشودتا مردم واولياء وحتي معلمين عزيزآشنا وتوجيه شوند.
2. در مورد مراحلي كه از 4 مرحله به 3 مرحله تبديل شود تا از مقدار و وقت آن كاسته شود.
3. اگر اين چك ليستها به صورت دفتر شاخص در آورده شود بهتر است.
4. جهت اطلاع معلمين طرح از حروف ك. ت. ن. ب يك نمره در نظر گرفته شود تا در اين مورد هر كس سليقه اي عمل نكند.
5. امتحانات كتبي دروس همچنان ادامه داشته باشد نه اينكه حذف شود.
6. در چند سالي كه اين طرح به صورت آزمايشي انجام مي شود از معلميني كه حداقل داراي مدرك ليسانس و بالاتر مي باشند استفاده شود البته در مورد اين طرح با ديگر همكاران هم بحث كرديم كه متاسفانه باعث دلسرد كردن ما هم شدند.
7. اگر جلسه اي يا گردهمايي براي همكاران مجري اين طرح دعوت به عمل مي آيد انشاء ا. . همه همكاران حضور داشته باشند چنانچه در جلسه توجيهي كه همه همكاران استان هاي ديگر حضور داشتند متاسفانه فقط همكاران استان سيستان و بلوچستان حضور نداشتند، گويا از همه جهت محروم هستيم تا اگر نظر و پيشنهادي داده مي شود، همه اطلاع پيدا كنند.
و آخرين پيشنهاد من اين است كه جهت اين كه از همه همكاران مجري طرح ارزشيابي قدرداني و خسته نباشيد شده باشد از جنابعالي خواهشمندم كه تقدير نامه اي از وزارت خانه گرفته شود. از اين كه وقت گرانبهاي شما را گرفتم مي بخشيد. كمال تشكر و قدرداني را از جنابعالي دارم.

با تقديم احترام
آموزگار دبستان دخترانه شهيد صدوقي زاهدان
عزت ميري مقدم

همكاران محترم طرح ارزشيابي توصيفي در سراسر كشور


سلام، يك سال تحصيلي را با همه خوبيها وبدي هايش پشت سر مي گذاريم.مي دانم كه اكثرا خسته هستيد !! انشاءالله در تابستان هم خستگي در مي كنيم وهم توش وتواني تازه كسب.امروز سه شنبه 20 خرداد 1382 است و حضورا قرار گذاشتيم كه تا چنين روزي آخرين نظرات خود را در خصوص تجربه ارزشيابي توصيفي به دست من برسانيد.تا كنون فقط نظرات سركار خانم عزت ميري مقدم از دبستان دخترانه شهيد صدوقي زاهدان و گزارش دبستان دخترانه معراج اصفهان به دست من رسيده است.ضمنا از سازمان آموزش وپرورش استان اصفهان هم ديروز تماس گرفتند وگفتند كه تا چند روز ديگر نظرات خود را در باره تجربه ارزشيابي توصيفي ارسال مي نمايند.به هر تقدير به اميد خدا نوشتن گزارش نهائي ارزشيابي را تا چند روز ديگر آغاز خواهم كرد و حداكثر تا اواخر تير به پايان خواهم رساند.هنوز منتظر نظرات شما هستم.

در پناه حضرت دوست شاد وسرافراز باشيد

محمد حسن محقق معين

Saturday, June 07, 2003

سلسله مباحث روش هاي يادگيري

مبحث سوم: راههاي تسهيل ياد آوري

چه كسي مي تواند درس حاضر كردن را به من بياموزد؟
زهرا بازرگان 1376



كودكان و نوجوانانم در ارتباط با تكاليف درسي خود مسئوليتهاي مختلفي به عهده دارند. گاهي از آنان مي خواهند يك سلسله تمرينات خاصي را انجام دهند و يا درس بخصوصي را مرور كنند. زماني بايد گزارش تهيه كنند، مطلبي براي سخنراني آماده كنند و يا براي امتحان، درسها را دوره كنند. انجام هر يك از وظايف فوق تدابير و روشهاي خاصي را مي طلبد. كمك اوليا به كودكان اين است كه آنان را در شناخت و استفاده از راههايي كه به انجام موفقيت آميز اين وظايف آموزشي مي انجامد، راهنمايي كنند.
در راهنمايي دانش آموزان بايد به اين نكته توجه داشت كه ضمن اينكه پيشنهادهاي اوليا مي تواند براي اكثر كودكان بخصوص آنان كه در سنين پايين تري هستند راهگشا باشد ،درمورد برخي ديگر بخصوص از جانب نوجوانان به خاطر شرايط ويژه سني آنان، غالباً با استقبال چنداني مواجه نمي شود. اين امر نبايد اوليا را مايوس كند، زيرا ميزان مفيد بودن راهنمايي، بستگي به شدت استقبال نوجوان ندارد و حتي اگر او با پيشنهادها به نحوي بي تفاوت برخورد كند به احتمال زياد آنها را به كار خواهد برد. مهم جلب اعتماد و قبولاندن اين نكته به اوست كه كوششهايش براي انجام تكاليف درسي مورد تاييد است و او مي تواند ضمن تكيه بر تواناييها و استعدادهاي خويش در صورت لزوم از حمايت و راهنمايي اولياي خود نيز برخوردار باشد.
برخي از پيشنهادهايي كه اوليا مي توانند براي كمك به كودك و نوجوان در انجام موفقيت آميز تكاليف مختلف ارائه دهند به شرح زير است:

1- مرور يك مطلب درسي

مرور مطالب درسي بر خلاف آنچه اغلب كودكان مي پندارند عبارت از اين نيست كه با نگاهي گذرا صفحات كتاب را نگاه كنند، بلكه فعاليتي دقيق و مشخص است. دانش آموزي كه مي خواهد درسي را مرور كند بايد دقيقاً بداند از آن درس چه مي خواهد و چه نوع اطلاعاتي را لازم است از مجموعه مطالب استخراج كند. براي يادگيري بايد برنامه داشت و با مطلب درسي برخوردي فعالانه نمود.
اگر مطلب مورد نظر درس فارسي با يادگيري ديكته باشد، مي توان كودك را تشويق كرد كه ابتدا زير لغات مشكل يا جديد خط بكشد و بعد با دقت آنها را مطالعه كند يا بنويسد. در درس جغرافيا كودك مي تواند شكل و طرح آنچه را كه مورد نظر است در كتابچه خود بكشد. براي درس رياضيات بهتر است تمرينهاي مشكل را انتخاب و دوباره آنها را حل كند. در درس تعليمات اجتماعي يا علوم مي توان مطلب را خلاصه كرد يا براي هر بند، عنوان تازه اي گذاشت.
دانش آموزان كلاسهاي پايين تر را مي توان تشويق كرد كه "معلم بازي" كنند و براي خواهر يا برادر كوچكتر خود درس را تعريف كنند.
نكته مهم در يادگيري مطلب درسي اين است كه كودك يا نوجوان بتواند خود را در وضعيت استفاده از آن مطلب يا به كارگيري آن قرار دهد و كاربرد آن را براي زمان حال يا آينده خود و ديگران مجسم كند. دانش آموز بايد بتواند با شناخت اجزاي يك موضوع مثالهايي خارج از آن موضوع بيابد و به هر نسبت كه بتواند مثالهاي دورتري پيدا كند، مساله را بهتر درك كرده و توانايي تعميم در او بيشتر رشد يافته است.

2- درس حاضر كردن

كودكان معمولاً درس حاضر كردن را به انجام دادن تمرين ترجيح مي دهند، زيرا تصور مي كنند كار آسانتري است. آنان اشتباه مي كنند زيرا درس حاضر كردن وقت و انرژي بيشتري مي طلبد. دانش آموزان معمولاص يك يا دو بار از روي درسي كه قرار است حاضر كنند، مي خوانند، سپس اعلام مي كنند كه ياد گرفته اند و اجازه مي خواهند كه دنبال بازي يا انجام كارهاي ديگري بروند. سوال مناسب در اين طور مواقع اين است:" از كجا متوجه شدي كه ياد گرفته اي؟" واقعيت اين است كه بيشتر دانش آموزان نمي دانند چه موقع مي توانند بگويند درس را كاملاً ياد گرفته اند و يادگيري واقعي چه وقت حاصل مي شود. براي همين است كه يكي از وظايف معلمان اين است كه به آنان ياد بدهند چه وقت مي توانند بفهمند كه مطلبي را ياد گرفته اند؛ مثلاً به آنان بگويند وقتي فلان نشانه ها و علائم را در خودت ديدي و فلان كار را توانستي انجام دهي معلوم مي شود كه مطلب را كاملاً ياد گرفته اي.
بنابراين وقتي كودك يكي دو بار مطلب درسي را خواند بايد با او بررسي كنيم و ببينيم چه علائمي نشان دهنده اين است كه او درس را ياد گرفته است. اين علائم ممكن است بيان صحيح تعاريف درس باشد؛ مثلاً از او بپرسيم:
- آيا ميتواني مثلث را تعريف كني؟
يا براي اينكه بفهميم يك مفهوم را چگونه از مفهوم ديگر تشخيص مي دهد؛ مي توانيم پيشنهاد كنيم:
- دو جدول بكش و خصوصيات پستانداران و خزندگان را در آن نشان بده.
علامت درك مطلب ممكن است كشيدن اين طرح، مثلاً طرح يك سلول گياهي يا كشيدن نمودار باشد. به همين ترتيب كاربرد يك دستورالعمل در موارد جديد، خلاصه كردن يك مطلب يا بيان آن با عبارات صحيح، مي تواند
نشانه اي از درك موضوع باشد.
علائم و نشانه هاي فوق معياري براي ارزشيابي به كودك مي دهد و او را متوجه مي كند كه تا چه حد درس را ياد گرفته است.

3- حفظ كردن

حفظ كردن مطالب بر خلاف آنچه برخي از اوليا معتقدند كار بسيار مفيدي است، زيرا اگر ما بسياري از كارهاي خود را به طور خودكار و با تكيه بر حافظه انجام نمي داديم چگونه مي توانستيم دائماً ذهنمانه را به كار بگيريم؟ مسلماً بايد وقت و انرژي فوق العاده اي صرف مي كرديم. دانش آموز بايد بتواند در طي تحصيل خود همان طور كه مكانيسم هاي رواني- حركتي را كسب مي كند، مكانيسم هاي ذهني خود را نيز پرورش دهد. كار اوليا در اين زمينه اين است كه اين تلاش را براي وي آسان كنند. بدين نحو كه به او كمك كنند مثلاً مطلب درسي مورد نظر را تجزيه كند، اجزاي تشكيل دهنده آن را بشناسد، دوباره اجزاء را تركيب كند و سپس آن را با كلمات خود بيان نمايد.
بيان مجدد مطلب بسيار ضروري است و باعث مي شود كه فرمول يا مطلب درسي حالت ناآشناي خود را در نظر كودك از دست بدهد و به صورت آشنا در آيد. امر مهم، كوشش ذهني در ياد آوري مطلب است. در ضمن بيان مطلب، كودك مي تواند نكات اصلي، تصاوير يا كلماتي را به ياد آورد كه حافظه اش با تكيه به آنها موضوع را ضبط مي كند و به تدريج در ذهن جا مي اندازد.

راههايي براي تسهيل ياد آوري در كودك:

به كودك مي توان پيشنهادهايي به شرح زير كرد:
"اين فرمول را بخوان، يك بار تكرار كن يا آن را بنويس، يك بار ديگر تكرار كن، حالا چشمهايت را ببند يا كتاب را ببند و ببين چه چيز يادت مي آيد؟ به كتاب نگاه كن و ببين تا چه حد فرمول را درست نوشته اي. اگر فرمول را اشتباه نوشته اي دوباره شروع كن. وقتي چند نكته را به ياد آوردي، سعي كن بقيه را با توجه به همين نكات به خاطر بياوري. اگر اين نكته براي ياد آوري موضوع كافي نيست سعي كن چند نكته ديگر هم پيدا كني".
براي اينكه اطلاعات در ذهن جايگزين شود بهتر است يادآوري مطالب در زمانها و مكانهاي مختلفي انجام گيرد؛ مثلاً در حال راه رفتن، به هنگام لباس پوشيدن و غيره. ياد آوري و جايگزين مطالب در ذهن، منحصراً در پشت ميز كار صورت نمي گيرد.
تكرار مطالب حتي پس از يادگيري موضوع هم مفيد است، زيرا براي ياد آوري كامل تنها فهميدن مطلب كافي نيست. بنابراين به هنگام حفظ كردن، تكرار مطالب بايد به صورت پيوسته و در فواصل نزديك انجام گيرد و ضمن يادآوري مطالب بايد كوشش كرد مطالب قبلي نيز به خاطر آورده شود.
توصيه ديگر براي نوجوانان و حتي دانشجويان اين است كه يكي از راههاي به ياد آوري مطالب مفصل و پيچيده به هنگام امتحان، حفظ كردن فهرست مطالب و عناوين ريز درسهاست. در اين صورت با مشاهده سوالات امتحاني انسان بلافاصله كلمات كليدي را در ذهن خود مجسم مي كند و مطالب مربوط به آن را به ياد مي آورد. براي حفظ كردن دروس بايد كوشش كرد تا سطح دقت و تمركز بالا نگه داشته شود، بنابراين لازم است كه زمان يادگيري به واحدهاي كوچكي تقسيم شود؛ به عنوان مثال پس از هر نيم ساعت درس خواندن كار را بايد چند دقيقه متوقف كرد تا فرصت استراحت و تجديد قوا حاصل شود.


4- انجام تمرينات درسي

گاهي دانش آموز زماني طولاني در مقابل تمرين درسي خود متوقف شده بدون اينكه بداند با آن دقيقاً چه بايد كرد. در اين طور مواقع اصرار و پافشاري در اينكه او همچنان به كوشش خود ادامه دهد تا چيزي دستگيرش شود، فايده اي ندارد زيرا بندرت ممكن است با افزايش زمان مطلبي كه تفهيم نشده، ياد گرفته شود.
كمك اوليا در اين گونه مواقع اين است كه در مرحله اول منشاء مشكل را بيابند و پس از آن روش كار و ابزار مورد استفاده فرزند خود را بررسي كنند.
در انجام تمرينات درسي بخصوص رياضيات، امر مهم درك صورت مساله است. ممكن است معاني برخي از لغاتي كه در صورت مساله و كار رفته است براي كودك ناآشنا باشد، يا جمله بندي مساله به صورتي باشد كه درك آن را دشوار جلوه دهد، بنابراين بايد كودك را به خواندن دقيق مساله تشويق كرد. گاهي پرسيدن سوالاتي به شرح زير
مي تواند راهگشا باشد:
- مساله مربوط به چيست؟
- از تو دقيقاً چه مي خواهند؟ آيا بايد مقايسه كني؟ خلاصه كني؟ جدول بكشي؟ يا توضيح دهي؟
غالباً وقتي دانش آموز كوشش مي كند مساله را تا انتها بخواند، موضوع برايش روشن مي شود زيرا معمولاً انتظاري كه از او دارند در پايان مساله مشخص شده است. پس از خواندن صورت مساله تا به آخر بايد به مراحل قبلي و سوالات مياني باز گردد. اين سوالات از اين پس در اطراف محور مركزي يعني سوال اصلي مساله روشن تر به نظر مي آيند و فهم آنها آسانتر مي شود.

جستجوي اطلاعات و مواد لازم:

بسياري از مواقع وقتي كودك به خواندن صورت مساله مشغول است متوجه مي شويم كه يا بعضي از كلامات برايش روشن نيست و يا برخي از اصطلاحات ظاهراً بي اهميت؛ مانند بنابراين، سپس، بالاخره، از طرفي و غيره به كلي معني جمله را تغيير مي دهد، لذا بايد او را متوجه اهميت اين اصطلاحات كرد.
از طرفي ممكن است كودك براي حل مساله نيازمند مرور مفاهيم يا مطالبي باشد كه قبلاً در كلاس خوانده، اما فعلاً از ياد برده است. او بايد با مراجعه به دروس قبلي و تمريناتي كه در آن زمينه انجام داده اطلاعات لازم را به دست آورد.
به همين ترتيب در كنار جزوه و كتاب درسي، لوازم ضروري مانند مداد، پرگار، خط كش و غيره كودك را در وضعيتي فعال در مقابل تمرينات خود و آماده براي حل مساله قرار مي دهد.
اگر با توجه به لوازم و اطلاعات فوق باز هم كودك در حل تمرينات دچار مشكل است بايد او را براي جستجوي اطلاعات بيشتر از كتاب، جزوه، همكلاسيها و در صورت لزوم معلم كلاس راهنمايي كرد.

5- تهيه گزارش يا سخنراني

گاه به كودكان و نوجوانان تكاليفي داده مي شود كه نيازمند تفكر و نيز جمع آوري مدارك و اسناد مي باشد؛ مثلاً تهيه يك گزارش يا ايراد سخنراني؛ اين نوع تكاليف را بچه ها به انواع ديگر ترجيح مي دهند و معمولاً براي حسن انجام آن از خود مايه بسيار مي گذارند. بايد دانست كه براي انجام يك كار مفصل و پيچيده بايد زماني نيز در نظر گرفت. زماني براي تفكر و انديشيدن به موضوع، زماني براي انتخاب ايده هاي مناسب، به نظم در آوردن، شكل دادن و به كمال رساندن ايده ها و سپس زماني ديگر براي بررسي و دوباره خواني آنچه تهيه شده است با نگاهي جديد و به قصد انجام اصلاحات در آن.
متاسفانه بسياري از كودكان اين مراحل را در نظر نمي گيرند و سعي مي كنند مراحل را دو تا يكي طي كنند و بنابراين كارها به نظرشان مشكل و پيچيده مي آيد. در اين حالت بايد به كودك كمك كرد تا كارش را برنامه ريزي كند و سازمان دهد.
بنا بر آنچه گفته شد در تهيه گزارش بايد به سه مرحله توجه كرد:
- آماده كردن كار
- انجام كار
- بررسي منتقدانه و تصحيح گزارش
آماده كردن كار: اين مرحله زماني آغاز مي شود كه به موضوع مورد نظر فكر مي كنيم و نگران انجام آن هستيم. بدين ترتيب، در مورد يك مقاله، يك مساله رياضي و يك گزارش جغرافيايي، مي توان در اتوبوس در حالي كه به خانه
مي رويم، به هنگام خريد يا حتي ضمن انجام كارهاي خانه فكر كرد و ايده هايي جمع آوري نمود.
در جمع آوري تدريجي افكار و انديشه ها هر كس روش خاص خود را دارد. بعضيها كتابچه كوچكي در جيب دارند و هر فكر جديدي كه به نظرشان رسيد آنرا يادداشت مي كنند. شاگردي ممكن است در اتاقش ورقه اي نصب كند و هر روز درباره برنامه مورد نظر خود سطري بر آن بنويسد. كودك ديگري ممكن است روي ورقه هاي كوچك مطالبي يادداشت كند و آنها را جمع آوري نمايد و به موقع مورد استفاده قرار دهد.
آنچه مهم است اين است كه بايد طرح يا چهارچوب مشخصي در ذهن داشت و اطلاعات را با توجه به آن طرح جمع آوري كرد.
انجام كار: پس از جمع آوري اطلاعات لازم، مواد را بايد به كار گرفت. روش به كارگيري اطلاعات نيز بر اساس افراد، متفاوت است.
دانش آموزي ممكن است همه كاغذها را روي زمين يا روي ميز پخش كند و سپس آنها را بر اساس موضوع دسته بندي كند و كار را سازمان دهد.
روش ديگر تعيين عنوانها، طبقه بندي و خلاصه كردن است. در اين مرحله مطالب را مي توان با هم مقايسه و اطلاعات زائد را حذف كرد.
شكل دادن به مطلب، بر اساس موضوع درسي فرق مي كند. يك گزارش رياضي بايد قبل از هر چيز دقيق و صحيح باشد و يا گزارش تاريخي لازم است عميق و جامع باشد. بدين ترتيب، كم كم مطالب با توجه به چهارچوب و طرح خاصي كه براي گزارش يا سخنراني در نظر گرفته شده، شكل لازم را به خود مي گيرد.
بررسي منتقدانه و تصحيح گزارش: معمولاً شاگردان پس از اتمام مراحل بالا يك بار به سرعت و به طور سطحي مطلب را مي خوانند و گاهي هم با پيدا كردن اشتباهات جزئي و تصحيح آن، كار را تمام شده تلقي مي كنند، در حالي كه بررسي موثر هنگامي ميسر است كه دانش آموز سعي كند مطلب را با ديدي انتقادي بخواند يعني وقتي بتواند به خود بگويد:" اگر من اين مطلب را ننوشته بودم چه انتقادي مي توانستم نسبت به آن داشته باشم؟" و يا " اگر موضوع برايم جالب نبود آيا باز هم اين طرز ارائه مطلب مرا جلب مي كرد؟"
در اين مرحله به دانش آموز بايد كمك كرد تا خود را به جاي خواننده بالقوه اي بگذارد كه لازم است تاييد و توجه او جلب شود. او بايد از خود بپرسد: " از كدام قسمت اين گزارش يا سخنراني ممكن است همكلاسيهايم خسته شوند و يا برايشان مبهم باشد و من براي جلب توجه آنها چه كار بايد بكنم".

6- درس حاضر كردن براي امتحان ( دوره كردن)

نزديك شدن امتحان براي بسياري از كودكان اضطراب آور است. اما در عين حال اين زمان در آنان
عكس العمل هاي متفاوتي به وجود مي آورد.
بعضي از بچه ها حالت بي قراري و كلافگي از خود نشان مي دهند. بعضي ديگر بر عكس ساكت و درمانده به نظر مي رسند، ليكن از ترس اينكه مبادا اوليا اين حالت را به تمسخر بگيرند و يا بگويند:" اين طرز درس خواندن نيست" و يا "مگر تو امتحان نداري پس چرا بي كار نشسته اي؟ " با اوليا خود درباره اين اضطراب صحبت نمي كنند.
برخورد آرام، جملات اطمينان بخش و كوشش در جلب اعتماد كودك، مسلماً در تخفيف اين اضطراب موثر خواهد بود.
براي كمك به وي در يادگيري و مرور درسها، راههاي مختلفي وجود دارد؛ به عنوان مثال مي توان پيشنهاد كرد كه به يادآوري فعالانه و نظامدار آنچه تاكنون آموخته است، بپردازد يا فهرست قسمتهاي مهم درس را تهيه كند و اين قسمتها را به صورتي عميقتر از معمول مورد مطالعه قرار دهد. به همين ترتيب مي توان به او پيشنهاد كرد كه با توجه به فهرست تهيه شده اساسي ترين نكات را براي مطالعه مجدد انتخاب و به اصطلاح مطالب را الك كند.

ياد آوري فعالانه مطالب

همانطور كه قبلاً اشاره شد مرور يك مطلب درسي كار ساده اي نيست؛زيرا معمولاً اين احساس به دانش آموز دست مي دهد كه ظاهراً همه چيز را مي داند ولي در عين حال نمي تواند به خوبي آن را بيان كند.
نكته مهم در مرور يك مطلب درسي كار دوباره، روي آن است؛ يعني بايد با آن برخورد جديدي نمود و تركيب
تازه اي به آن داد.
مرور مطلب، بيشتر به كار يك باستان شناس شباهت دارد تا عمل يك جهانگرد، زيرا باستان شناس دقيقاً مكانها و نقاط خاصي را مورد مطالعه و مشاهده قرار مي دهد، در حالي كه براي جهانگرد هر چيز ممكن است جالب باشد. مرور فعالانه درس به معني انجام كار مجدد روي معلومات گذشته است و لازمه آن فهرست كردن، طبقه بندي، مقايسه و دوباره شكل دادن به مطلب است. بنابراين در مرور فعالانه كتاب و جزوه درسي بايد به يك كليد گزينشي مجهز بود؛ مثلاً دانش آموز مي تواند براي خود فهرستي از تعاريف اصلي درس تهيه كند يا اصطلاحات فني را درآورد، مجموعه برگه براي قضاياي هندسه تهيه كند و به همين ترتيب؛ مهم اين است كه فعاليت جديدي روي دروس انجام دهد. تهيه اين نوع ابزار اگر عملي و جالب باشد مي تواند در يادگيري مطالب درسي كمك موثري كند.

فهرست كردن بخشهاي مشكل درسي

از شاگردان به ندرت ممكن است امتحاني بگيرند كه در مورد آن تكاليفي داده نشده و تمرينات لازم انجام نشده باشد. اگر شاگردان تمرينات و تكاليف خود را به طور منظم نگهداري كرده باشند، به هنگام امتحان مي توانند با مراجعه به بخشهاي مشكل درس و تمريناتي كه قبلاً در آن اشكال داشته اند، اصلاحاتي را كه انجام گرفته است مورد توجه قرار دهند. سپس با بستن جزوه مجدداً هر يك از تمرينها را حل كنند و ببينند تا چه حد در انجام آن موفق هستند.
بايد دانست كه براي مرور فعالانه مطالب درسي هيچ چيز با ارزشتر از تمرينات درسي و ورقه هاي امتحاني نيست. زيرا انسان مي تواند اشتباهات گذشته خود را بررسي كند و مورد اصلاح قرار دهد.
دانش آموز مي تواند پس از انجام تمرينات سابق به ساختن تمريناتي در ارتباط با آن بپردازد كه اين امر در فهم كامل مطلب به او كمك خواهد كرد.
سوال درآوردن، يكي از راههاي موثر در يادگيري مطالب درسي و استخراج سوالات مشكل است. از كودك بپرسيد:
"اگر قرار بود تو اين درس را از شاگردي مي پرسيدي چه نوع سوالاتي از او مي كردي؟ حالا سعي كن سوالات مشكل را در آوري و خودت به آنها جواب دهي."
به همين ترتيب كودكان مي توانند ضمن درس حاضر كردن باهم، از يكديگر سوال كنند. اين كار خستگي آنان را تخفيف خواهد داد. براي كودكان كلاسهاي پايين تر كه يادگيري از طريق بازي را دوست دارند، مي توان جعبه هايي مقوايي تهيه و به آنان كمك كرد تا تعدادي سوال درسي در آورند و آنها را در جعبه بيندازند. سپس با قرعه كشي سوالات را يك به يك بيرون آورند و به آنها پاسخ دهند.
اگر فرزند شما ترجيح مي دهد تنها درس حاضر كند، مي تواند هر روز درباره مطلبي كه در كلاس ياد گرفته است سوالاتي تهيه كند و آنها را در يك جعبه يا در جعبه هاي كوچك مربوط به هر درس بيندازد و هر چند وقت يك بار قبل از اينكه زمان امتحان برسد آنها را بيرون آورد و حافظه خود را تازه كند.
نوجوانان مي توانند علاوه بر استخراج سوال، كلمات كليدي هم براي هر درس انتخاب كنند، به نحوي كه هر كلمه براي آنان ياد آور مجموعه اطلاعات باشد.
تمهيدات و پيشنهادهاي فوق را مي توان براي هر كودك يا نوجوان با توجه به سن وي، ماده درسي، نوع امتحان و با در نظر گرفتن ساعاتي براي استراحت، تفريح و بخصوص ورزش، به كار برد.

منبع:

بازرگان، زهرا، 1376، مدرسه اي ديگر، انتشارات انجمن اوليا و مربيان جمهوري اسلامي ايران، صفحات 58-46

Tuesday, June 03, 2003

Saturday, May 31, 2003


سلسله مباحث راههاي برقراري ارتباط مربيان با اولياء دانش آموزان

مبحث سوم و آخر: مشكلات معلمان



چه كس به من معلم كمك خواهد كرد؟

زهرا بازرگان

1376

بر قرار كردن ارتباط با اوليا براي من هميشه كار مشكلي بوده است. البته در آن مدرسه مركز شهر كه دو سال اوليه خدمتم را در آنجا سپري كردم، شايد مشكل تا به اين حد برايم مطرح نبود، در حالي كه در آنجا نيز با اوليايي كه براي يك نمره چانه مي زدند و ساعتها وقت من و خودشان را مي گرفتند يا با آنهايي كه با من طوري رفتار مي كردند كه گويي شاگرد مدرسه اي هستم كه بايد دلالت و راهنمايي ام كنند و حرفه ام را به من ياد بدهند، نمي توانستم بر خورد مناسبي داشته باشم.
اما در اين دبستان جنوب شهر مساله بزرگتر و پيچيده تر از آن است كه فكر مي كردم تنها تجربه اي كه در اين چند ماه به دست آوردم اين است كه تقريباً همه اوليا از شنيدن كوچكترين تعريفي از فرزندشان بي نهايت خوشحال مي شوند و ديدن اشك شوق آنها هرگاه مثلاً درباره اخلاق خوب فرزندشان يا استعداد رياضي او صحبت مي كنم مرا واقعاً متاثر مي كند. چند روز پيش وقتي با مادر منيژه درباره نظم و ترتيب و تميزي دفترچه و وسايل او صحبت مي كردم چهره اش چنان روشن شد كه گويي دنيا را به او داده اند.
نكته قابل توجه ديگر در اين مدرسه نقش خواهران دانش آموزان است. گاهي با تذكرات مكرري كه درباره آمدن اوليا به مدرسه مي دهم تا با آنان راجع به مسائل و مشكلات درسي شاگردان صحبت كنم، در روز موعود، چشمم به تعدادي دختر نوجوان مي افتد كه پشت در كلاس انتظار مرا مي كشند. گاهي يكي از آنها به من نزديك مي شود و با احتياط مي پرسد:
· با من كاري داشتيد؟ من خواهر اعظم – ن هستم.
مي گويم:
· من در حقيقت با مادر او كار داشتم
گونه هاي دختر جوان سرخ مي شود و جواب مي دهد:
· هر كاري داريد به من بگوييد. مادرم نمي تواند بيايد؛ از طرفي او سواد هم ندارد.
من اغلب از اين دختران مي پرسم:
· ببينم، شما خودتان درس مي خوانيد؟
بعضيها با غرور مي گويند:
· بله كلاس دوم راهنمايي هستم.
و يا:
· كلاس سوم هستم و . . .
بعضي ديگر سرشان را به زير مي اندازند و با تاسف مي گويند:
· نه خير!
· چرا؟
· پدرم مي گويد براي دختر تحصيلات ابتدايي كافي است.
و يا:
· خياطي مي كنم.
· بچه هاي برادرم را نگه مي دارم.

اغلب چنان احساس مسئوليت نسبت به خواهر كوچكتر در چهره اين نوجوانان ديده مي شود كه من از اينكه هيچ كاري نمي توانم برايشان انجام دهم تاسف مي خورم.
گاهي احساس مي كنم با خواهرها بهتر مي شود كنار آمد. مشكلات را كه مي گويم به نظرم مي رسد كه خوب درك مي كنند. بهانه هاي بي خودي نمي آورند و وقتي قول مي گيرم كه بايد شبي يك ديكته بگويند يا زير حل مسائل رياضي خواهرشان را امضا كنند، اين كار را خيلي جدي مي گيرند.
مشكل من با اوليايي كه هرگز به مدرسه نمي آيند.
در اين دبستان خيلي از اوليا هرگز خود را ظاهر نمي كنند و من اصلاً نمي دانم با فرزندان آنان كه مشق نمي نويسند، سر و صدا راه مي اندازند، در كلاس خوراكي مي خورند، شاگردان ديگر را اذيت مي كنند و يا بر عكس؛ ساكت و صامت مي نشينند و با نگاه خالي تخته سياه را نگاه مي كنند و يك كلمه هم حرف نمي زنند، چه كنم.
با رها نزد مدير مدرسه رفته ام كه مشكلاتم را با او مطرح كنم اما وقتي او را مي بينم كه زير بار مسئوليتهاي اداري خم شده است و نمي داند با لوله آبي كه تركيده و يا سقفي كه در حال ريزش است و شيشه اي كه شكسته چه كند و چگونه به خرواري از بخشنامه ها كه روي ميز او انبار شده، پاسخ دهد؛ مشكل خودم را فراموش مي كنم و ترجيح مي دهم حرفي نزنم. او بيش از هر چيز به معلماني نياز دارد كه كارشان را به خوبي انجام دهند و اگر وقت اضافي آوردند در دفتر مدرسه كنار دست او يا دفتردار بنشينند و كمك كنند.
با همكارانم هم راحت نيستم. با هيچ يك هنوز آن قدر صميمي نشده ام كه بتوانم مسائل كلاسم را با او مطرح كنم. زنگهاي تفريح با خوردن چاي، خنده و شوخي و صحبتهايي غير از مسائل شاگردان و اوليا آنان مي گذرد. كلاسها آن قدر پرجمعيت و فشرده و مسائل آن قدر فراوان و پيچيده است كه هيچ كس مايل نيست چند لحظه تنفس را با طرح مسائل كلاس ضايع كند.
مادر "عاطفه" بالاخره امروز پس از پيغام دادنهاي بسيار به مدرسه آمد. به عاطفه گفته بودم: " اگر مادرت نيايد از تو امتحان نخواهم گرفت". صبح كه مي خواستم وارد كلاس بشوم مادر عاطفه پشت در كلاس ايستاده بود. چادر كهنه اش را به خود پيچيده و با نگاه منتظر و شايد با كمي ترس و واهمه به من نگاه مي كرد. چيزي كه مرا در اين مدرسه آزار مي دهد نگاه مادرهاست. احساس مي كنم اغلب آنها از من مي ترسند در حالي كه من هم به علت كمبود تجربه يا علل ديگر از آنان خجالت
مي كشم و نمي دانم سر صحبت را چگونه باز كنم.
پسر كوچك يكساله اي به پاهايش پيچيده بود و چادر او را مي كشيد و چهره مادر طوري بود كه به نظر مي رسد نگران چند بچه رها شده در خانه اش است. به او گفتم:
· عاطفه مشقهايش را نمي نويسد. او هيچ وقت تكليف ندارد.
در حالي كه به او نگاه مي كردم به ياد آوردم كه همه آنها در دو اتاق كوچك زندگي مي كنند و پدر بزرگ و مادربزرگ خانواده نيز با آنان هستند.
مادر گفت:
· حريفش نمي شويم. هر چه او را مي زنيم فايده ندارد.
لحظه اي به فكر فرو رفت و بعد برقي در چشمهايش درخشيد.
· صبر كنيد! امشب به پدرش مي گويم. او فقط از پدرش مي ترسد!
در راهروي تنگ مدرسه روبروي هم ايستاده بوديم، مانند انسانهايي كه از دو دنياي متفاوت، با فرهنگ و ارزشهاي مختلف آمده باشند. با خود فكر كردم چقدر هر دوي ما به كمك و راهنمايي فكري نيازمنديم. براي من مساله تكليف شب مطرح است و تمام كردن برنامه درسي و وادار كردن شاگردان به يادگيري و براي او؛ سير كردن شكم بچه ها، پوشاندن آنان و به پايان رساند يك روز ديگر از زندگي ملال آور.
گفتم:
· نمي خواهد به پدرش بگوييد. اين روزها ديگر حيوان را هم كتك نمي زنند. سرش را پايين انداخت. پرسيدم؟
· كسي در خانه سواد ندارد؟
· نه ، خانم
· خودم يك كاري مي كنم. اگر وقت كنم عصرها نيم ساعت با او كار مي كنم. بايد كمي بيشتر در مدرسه بماند. به هر حال بايد يك كاري كرد، ضمناً. . .
· بله؟
· دست و صورتش هم هميشه كثيف است و همين طور روپوش و لباسش
به محض گفتن اين جمله پشيمان شدم چون به نظرم رسيد ه گونه هايش سرح شد. من نمي دانم چگونه با اوليا صحبت كنم كه خجالت نكشند.
جلوي مادر عاطفه با سر و وضع مندرس؛ از لباسهاي مرتب خودم، از كفشم كه صبح واكس زده بودم خجالت مي كشيدم در حالي كه مي دانم اين اوليا دقيقاً معلماني را مي طلبيند كه از نظر سر و وضع تميز، مرتب، خوش لباش و سنگين باشند تا الگوي مناسبي براي فرزندان آنان باشند.
سر كلاس به عاطفه گفتم:
· مادرت را بالاخره ديدم. قرار شد تو عصرها نيم ساعت بيشتر بماني و مشقهايت را زير نظر خودم بنويسي؛ به شرط اينكه بقيه اش را در خانه تمام كني، باشد؟
لبهايش خنديد. دندانهايش كرم خورده و سياه و نگاهش پاك، زلال و معصوم به نظر مي رسيد.


اوليا تا چه حد به تحصيل فرزندانشان اهميت مي دهند؟

من با عقيده معلم كلاس پنجم موافق نيستم كه مي گفت: "اولياي اين مناطق فقط ما را براي نگهداري بچه هايشان
مي خواهند. اينها بچه ها را به مدرسه مي فرستند كه در كوچه و خيابان ولو نباشند و زير ماشين نروند. براي اينها درس و مدرسه اصلاً مهم نيست. رفوزه هم كه شدند باز اهميتي ندارد."
با اتفاقاتي كه امروز در زنگ تفريح افتاد فكر مي كنم عقيده او تغيير كند. امروز صبح سر كلاس متوجه شدم كه گونه "انار" زخم شده است. بچه ها گفتند؛ مادرش او را كتك زده و انگشترش گونه راست انار را مجروح كرده است. سر زنگ ديكته هر بار انار سرش را بلند مي كرد و چشمم به چهره او مي افتاد، از شدت ناراحتي خشم خود را فرو مي دادم.
زنگ تفريح دنبال مادرش فرستادم. توي شلوغي و هياهوي دفتر مدرسه وارد شد. درشت، بلند بالا و خشن به نظر
مي رسيد. ابروهايش پرپشت و چشمانش ريز و نافذ بود. پرسيدم؟
· خانم، صورت اين بچه چه شده؟
با صداي خشك و خنده تلخي جواب داد:
· كتكش زده ام!
مي خواستم فرياد بزنم آخر تو به چه حقي به خودت اجازه داده اي صورت لطيف اين بچه را اين طور مجروح كني؟ اما طبيعت من محجوبتر از آن است كه مردم داد بكشم. با ناراحتي پرسيدم:
· چرا اين كار را كرديد؟
با قيافه حق به جانبي گفت:
· مشق نمي نوشت. به همه شان گفته ام اگر درس نخوانند آنها را مي كشم. براي خاطر خودشان است. براي اينكه يك روز مثل من نشوند.
معلم كلاس پنجم كه نزديك من نشسته بود و با نفرت و انزجار به اين مكالمه گوش مي داد گفت:
· حالا اگر ما يك پشت دستي به بچه شما زده بوديم چه قشقرقي كه راه نمي انداختيد!
معلم ديگري گفت:
· حيف اين بچه هاي معصوم كه زير دست شماها افتاده اند!
زن وسط دفتر حيران ايستاده بود و هر كسي چيزي مي گفت و نفرت خود را از اين كار به نحوي بيان مي كرد. نمي دانم چرا ناگهان احساس كردم با همه خشمي كه از او در دل دارم او احتياج به حمايت دارد.
گفتم:
· حتماً اين كار را از روي دلسوزي كرده ايد. شما بايد مادر خوب و دلسوزي باشيد كه اين همه به درس خواندن بچه هايتان اهميت مي دهيد اما متاسفانه راهش را نمي دانيد.
سرش را كه بلند كرد به نظرم رسيد چشمهايش پر از اشك شده است. با لحن افسرده اي گفت:
· نه، مادر خوبي نيستم، اعصاب ندارم، اما تمام كارهاي خانه را مي كنم و هيچ كاري به اين دخترها نمي دهم كه درس بخوانند و مثل من بدبخت نشوند. تا بي سواد و درمانده نشوند. تا دچار يك چنين زندگي فلاكت باري نشوند. من ديگر نمي دانم چه كار كنم. شما را به خدا به من بگوييد . . .
حرفش را قطع كرد زيرا به گريه افتاده بود. من غالباً از ديدن مادري كه گريه مي كند دست و پايم را گم مي كنم و نمي دانم چگونه رفتار كنم. يك صندلي جلو كشيدم تا روي آن بنشيند. درمانده بودم از كجا شروع كنم. چونه مي توانم اصول ناقص تعليم و تربيت را كه در اين مدت خوانده بودم در چند جمله خلاصه كنم. تنها چيزي كه گفتم اين بود:
· بايد از دلش در بياوريد. بچه ها احتياج به محبت دارند. شايد با محبت بتوانيد به درس و مدرسه را علاقه مندش كنيد. او از صبح تا به حال يك كلمه هم حرف نزده است. بايد بفهمد كه روي دشمني اين كار را نكرده ايد. به او بگوييد كه از اين كار پشيمان هستيد.
اشكهايش را با گوشه روسري اش پاك كرد. توي راهرو بچه ها كه به كلاس مي رفتند هياهو به راه انداخته بودند. گفتم:
· من ديگر بايد بروم. زنگ خورده.
دستش را در جيب لباسش كرد و يك بسته كوچك نقل را در آورد و به طرفم دراز كرد و گفت:
· اين را از طرف من به انار بدهيد.
و به سرعت رويش را بر گرداند تا لرزش لبهايش را نبينم.
شايد من هرگز نتوانم بفهمم او تا چه حد فرزندش را دوست دارد و تا چه حد مشاهده بازيگويش و بي خيالي بچه اي كه انسان اميدها و آرزوهاي فراوان برايش اندوخته است و بار همه آرزوهايش را به دوش او افكنده، مي تواند ناراحت كننده باشد. براي همين است كه احساس مي كنم در رابطه با اوليا مشكل دارم.
گاهي چون درس خوانده تر هستم و وسط شهر زندگي مي كنم و خوشبختانه از امكانات لازم بهره مند هستم به خودم اجازه
مي دهم در مورد اين اوليا قضاوت كنم، آنها را سرزنش كنم و حتي نسبت به آنان پيشداوري داشته باشيم اما وقتي آنان را از نزديك مي بينم و به حرفهايشان گوش مي دهم، در مقابل آنان خلع سلاح مي شوم و به نظرم مي رسد كه هيچ تجربه اي ندارم و هيچ چيز درباره آنان نمي دانم. تنها و غريبه اي، جدا از واقعيت زندگي آنان هستم.

چه كسي مي تواند به من معلم كمك كند؟

پدر پريچهر به مدرسه آمده بود تا مرا ببيند. با توجه به تجربيات قبلي ام مي دانستم كه آدم ناآرام و "طلبكاري" است و هر بار كه به مدرسه مي ايد، يا براي شكايت از فرزندش يا يكي از شاگردان مدرسه است و يا از ايكه مدرسه، بچه او را به اندازه كافي "ادب " نكرده است ناراضي است. پدر پريچهر توي حياط ايستاده بود و زنجيري را دور انگشتش مي چرخاند، چهار شانه، كوتاه و عصبي به نظر مي رسيد. مرا كه ديد به سرعت سلام كرد و گفت:
· راجع به پريچهر دو كلمه حرف داشتم.
پيش از آنكه پدر پريچهر به صحبتش ادامه دهد به او گفتم:
· پريچهر با هيچ كس سازش ندارد. با بيشتر بچه ها قهر است. وقتي نمره تك مي گيرد دفترچه اش را پاره مي كند و اين حركت او به شدت مرا عصباني مي كند، چون احساس مي كنم احترام معلم و كار مدرسه را نزد ساير بچه ها پايين مي آورد. پريچهر از مشكلترين شاگردان كلاس من است.
پدرش گفت:
· از وقتي مادرش گذاشته و رفته، اين بچه به سرش زده است. ديشب بچه ها و خانه را دست او سپردم و براي انجام كاري بيرون رفتم. اگر بدانيد چه خانه و زندگي اي براي من درست كرده بودند، بهش گفتم كه شكايتش را به مدرسه مي كنم!
· ظاهراً پدر پريچهر بدش نمي آيد همه عقده ها و دردهاي زندگيش را سر پريچهر، دختر بزرگش كه تنها ده سال دارد خالي كند و تازه مي خواهد براي اين كار از من هم كمك بگيرد. در مقابل بهت و حيرت او گفتم:
· به نظر من پريچهر كمبود مادرش را حس مي كند. بايد وضع او را درك كنيد. او هنوز يك بچه است. چه انتظاري داريد؟ او بچه بدي نيست.
لحظه اي به فكر فرو رفتم و بعد گفتم :
· روز معلم براي من نقاشي قشنگي كشيده بود و دو سه تا جمله خيلي خوب نوشته بود كه واقعاً جالب بود. او دور تا دور ورقه را قلب كشيده بود و . . .
پدر با دقت گوش مي داد و من در ذهنم دنبال صفات خوبي مي گشتم كه براي اين دختر لجوج و ناآرام رديف كنم و خشم پدر را كاهش دهم. پدرش دوباره تكرار كرد:
· مادرش گذاشته و رفته و همه كارهاي خانه با پريچهر است. او بايد اين را بفهمد، من كه نمي توانم بچه داري كنم يا ظرف بشويم او بايد عاقل باشد و بفهمد.
گفتم:
· شايد فشاري كه روي اين بچه است بيش از توانايي اوست. يادتان باشد كه او بچه است. فقط ده سالش است. گمان
· نمي كنم هيچ كدام از بچه هاي كلاس اين همه در خانه مسئوليت داشته باشند.
پدر زنجيرش را دور انگشتش چرخاند و سرش را تكان داد:
· اگر كمي عاقلتر بود.
من دوباره تكرار كردم:
· بچه است ديگر؛ بچه بدي هم نيست.
پدر گفت:
· نه، وقتي كه بخواهد خيلي هم خوب مي شود.
و به فكر فرو رفت . . .
چند لحظه بعد به كلاس برگشتم به بچه ها چند مساله حساب دادم كه حل كنند. بالاي سر پريچهر ايستادم و بر روي او خم شدم. حتي صورت حساب را هم ننوشته بود.
گفتم:
· پدرت مي گويد بعضي اوقات خيلي دختر خوبي مي شوي، البته اگر خودت بخواهي، او از تو ناراضي نيست.
هيچ عكس العملي نشان نداد.
· پس تو بچه داري هم مي كني؟
سرش بيشتر در گردنش فرو رفت و من ادامه دادم:
· همه چيز درست مي شود، نگران نباش.
من معلم نمي دانم چگونه به دختري كه مادرش "گذاشته و رفته" و هيچ چيزي براي دلخوشي ندارد و در خانه و مدرسه تحت فشار است، وعده هاي دروغين بدهم؛ "درست مي شود"! من نمي دانم چگونه مي توان به پدري كه زير بار مسائل زندگي خم شده است، مساله ناسازگاري دخترش را گوشزد كنم و از او كمك بخواهم. من نمي دانم چگونه مي توان به شناخت اوليايي نائل آمد كه فرهنگشان، آرزوها و ارزشهايشان و حتي گاه زبانشان با من اين همه تفاوت دارد و از اين شناخت در جهت بهبود آموزش و پرورش فرزندان آنان استفاده كرد. من نمي دانم چگونه به اوليايي كه با اين همه ستايش و احترام به من نگاه مي كنند و از من براي حل مشكلات تربيتي خود ياري مي خواهند، كمك كنم. به من اين چيزها را در دوره تربيت معلم ياد نداده اند و هيچ يك از استادانم به هيچ كتابي در اين زمينه اشاره نكرده است. به راستي چه كسي مي تواند به من معلم كمك كند؟

منبع:
زهرا بازرگان، 1376، مدرسه اي ديگر، اشارات انجمن اوليا و مربيان جمهوري اسلامي ايران، صفحات 195-184
به نام آن كه جان را فكرت آموخت
فروغ دل به نور جان بر افروخت



همكاران محترم طرح ارزشيابي توصيفي

معلمان گرامي ،هموطنان وبازديدگنندگان عزيز وبلاگ

به همه شما درود مي فرستم وآرزوي بهروزي اتان را دارم.

همانگونه كه در پيام سوم خرداد (24 مي) تحت عنوان كاربرد آموزشي وپژوهشي وبلاگ نوشته ام يكي از ويژگي ها ومزاياي وبلاگ فرهنگ سازي آن وتبعات مثبت فراوان در ارتقاء علمي همگان و يكي از راههاي تحقق ايده آموزش براي همه در هر زمان ودر هرمكان مي باشد.ازطرف ديگر از جمله خصوصيات وبلاگ ارزشيابي توصيفي انتقادي ، حمايتي وتوسعه اي بودن آن است.نمادي از اين ويژگيها مطالب ارائه شده تحت مقوله كلي يادداشتها در اين وبلاگ است.تا كنون شش ياداشت در وبلاگ منتشر شده ودر لينك ياداشت ها جاوداني گرديده است.

چهار ياداشت اخير اين لينك از كتاب مدرسه اي ديگر نوشته دكتر زهرا بازرگان ،استاد محترم دانشگاه تهران و فرزند مرحوم مهندس مهدي بازرگان ـ كه بر روان پاكش درود مي فرستيم ـ مي باشد.انشا ءالله از اين به بعد حداقل هفته اي يك مبحث از اين كتاب در وبلاگ منتشر خواهد شد.

در مورد موضوعات تربيتي مطرح شده در اين يادداشت ها مي توان مباحث را كسترش داد. اين گسترش از طريق كامنت زير هر ياداشت ويا ايميل
moqanizadeh@hotmail.com
امكان پذير است.منتظر نظرات شما هستم.

Tuesday, May 27, 2003

به نام آن كه جان را فكرت آموخت
فروغ دل به نور جان بر افروخت

و بالاخره در تهران

درتهران برنامه بازديد از مدارس از نظر كمي وكيفي متفاوت بود.مشاهده هاي عمقي خانم سعيده مير زاده واقفي ،همكار خوبم را بارها در اين صفحه منتشر كرده ايم كه درلينك وبلاگ هاي مدارس عدالت و آزاده گان جاوداني است! لااقل تا وقتي كه آنها را به دست مدارس نداده ايم ! خودم هم پنج بار قبل وبعد از عيد از اين دو مدرسه بازديد كرده و مشاهدات ونظراتم را منتشر كرده ام.ضما گزارش عملكرد مدرسه عدالت توسط آقاي فرزانه وگزارش انتقادات مدرسه عدالت به طرح ارزشيابي توصيفي و همچنين نحوه اجراي طرح توسط آنها قبلا در صفحه منتشر شده و در ليتك هايشان ذخيره شده است بنا بر اين در اينجا به گزارش مختصري از دو مدرسه بسنده مي كنيم.


در ارتفاعات ولنجك اوين

شايد در هيج جا فاصله آزادي و اسارت اينقدر محسوس نباشد.ازمدرسه دولتي عدا لت درارتفاعات شماال تهران ،از يك سوبالا را كه نگاه كني ارتفاعات البرز را مي بيني! و كوه رفته هاي قبل وبعد از انقلاب مي دانند كه آزادي در بالاي كوه يعني چه؟ !

حيف كه آة برآمده از قلبم را نمي توانم بر قلمم جاري كنم ! اما از همين عدالت سرا اگر به پائين نگاه كني اول دانشگاه را مي بيني ودر كنارش كمي پائين تر زندان اوين را! ونمي دانم كه در اين همجواري چه معنائي هست؟

البته به قول اهالي مكتب تفهم در فلسفه وجامعه شناسي هر كس مي تواند معناي خاص خود را داشته باشد.لااقل اين آزادي در درك را نمي توان به اسارت كشيد.به شرطي كه نظريه ناهماهنكي شناختي فستينگر در روانشناسي اجتماعي را كتمان كنيم !

چون از كوه حرف زدم بي اختيار كمي سطح بحث از جهات سياسي ،علمي و ديني بالا گرفت! البته انشاءالله كه اشكالي نداشته باشد.چون هنوز كمي تا قسمتي به شعار سياست ما عين ديانت ماست ، پاي بندم . البته اگر سياستي داشته باشم و نيز ديانتي !

روز شنبه 20 اردي بهشت طبق قراري كه 10 فروردين گذاشته بوديم ويك هفته قبل هم ياداوري ،ساعت 9 صبح وارد مدرسه شدم. اگر وبلاگ خواننده پر وپا قرصي داشته باشد؛الان
منتظر ماجراي شرين صبحانه است. اما انتظار بيهوده است.در اينجا بايد به ياد راهكار ملكه
فرانسوي بيفتيد!! البته من هم صبحانه خورده بودم وهم رژيم داشتم.كمي كيك و يك پرتقال تامسن بزرگ بيشتر نخوردم.
از ساعت 9 تا 10.5 جلسه اي با خانم خير انديش مدير مدرسه ومعاون آموزشي ايشان و خانمها هاشمي وكرمي معلمان محترم مجري طرح در مدرسه داشتيم.خانم واقفي هم تشريف داشتند.بيشتر همان نكاتي كه در گزارش مدرسه عدالت ودر مذاكرات تلفني قبل وبعد ازعيد با خانم خيرانديش داشتم كه منتشر شده، مطرح گرديد.
از كلاسهاي مجري طرح بازديد كردم.بسيارمجهز وخوب بود.بچه ها قبراق وبانشاط بودند.مانند 22 كلاس ديگري كه قبلا ديده بودم.البته از نظر نشاط دختركان زنجاني به نظرم از همه جا با
نشاط تر بودند.دركلاس خانم هاشمي چك ليست ها پر شده بود.دفتر ثبت گزارش داشتند.پوشه
هاي كار گروهي وانفرادي غني وخوبي وجود داشت.ميز ونيمكتها در هر دو كلاس آرايش گروهي و درو ديوار كلاس ها وراهرو پر از تصاوير دلپذير براي بچه ها بود. كارنامه توصيفي هم يك نوبت صادر و به اولياء داده بودند.
از كلاس خانم كرمي هم بازديد كردمايشان اعتقادي به دفتر ثبت گزارش وچك ليست ندارد وابتكارات ديگري به كار زده است كه قرار شد براي من بفرستد تا به اطلاع همه شما برسانم.كارنامه توصيفي هم به اولياء داده بودند.در هر دو كلاس دادن نمره قطع نشده بود.همزمان ارزشيابيتوصيفي وسنتي را به صورت درهم انجام داده بودند .خانم خير انديش كه مدرسه بر اساس تدابير ايشان اداره مي شود؛خيلي تاكيد روي طرح غني سازي و موفقيت مدرسه در اجراي اين طرح داشتند.
خانم خير انديش ا ولياء را دعوت نكرده بودند !! در حاليكه بر لزوم جلسه با اوليا،تصريح كرده بودم.به هر حال از ايشان خواستم كه آدرس وبلاگ را تايپ كرده به بچه ها بدهند تا ازاين
طريق نظرات آنها را بفهميم.كه تا اين لحظه كسي به اين عنوان كامنت نگذاشته است .

به هر حال فرصتي پيش آمد تا با معلمان مدرسه سري به وبلاگ طرح بزنيم.دو كامپيوتر را من
درمدرسه ديدم يكي از يكي بهتر.به شبكه وصل شديم وبه نظرم رسيد كه معلمان براي اولين بار به صورت آن لاين وروي كامپيوتر وبلاگ را مي بينند.نياز به كمي آموزش در اين زمينه دارند.




در مدرسه آزاده گان



كزارش مبسوط آقاي فرزانه مدير محترم مدرسه چند روز پيش منتشر شد. مشاهدات عمقي خانم واقفي وخودم نيز از اين دبستان در منطقه 9 آموزش وپرورش شهر تهران در تهرانسرقبلا به كرات منتشر شده است.موضوع جديد درباره اين مدرسه اينكه در نبود مدير مدرسه تمامي چك ليست هاو كارنامه هاي توصيفي بنا به تقاضاي منطقه با امضاي مدير مدرسه راهنمائي،به استان ارسال شده بود.و آقاي فرزانه نتوانسته بود تا روز يك شنبه 21 اردي بهشت آنها را به مدرسه بر گرداند.كه خوشبختانه با مراجعه من به سازمان آموزش وپرورش شهر تهران وگرفتن مدارك وتحويل آن به مدرسه موضوع فيصله يافت وقرارشد كه كارنامه ها را فورا براي رويت اولياء
بفرستند وتا مدرسه تعطيل نشده پس بگيرند ودر مدرسه از اين اسناد نگهداري شود.

يكي از دلائل بروز اين مشكل در مدرسه آزاده گان پيگيري همزمان طرح ارزشيابي توصيفي توسط تيم ارزشيابي ،مسئولان منطقه 9و مسئولان آموزش وپرورش شهر تهران مي باشد.حتي يكبار يكي از معلمان مدرسه با وزارتخانه نيز تماس گرفته بودندوفرم اصلاح شده اي از كارنامه ارزشيابي توصيفي را دريافت نموده بودند.بايد از اين تجربه در اجراي آزمايشي طرح استفاده كرد.


جلسه بسيار مفيدي نيز با اولياء دانش آموزان دو كلاس مجري طرح داشتيم.نكات مهم حاصله موارد زير است :

- در كتاب بخوانيم وبنويسيم اول سال تحصيلي با حروف نمره دادند بعد نمره معمولي دادند واز نوبت دوم هم دوباره با حروف نمره دادند.بالاخره ما نفهميديم چي شد !
- اگر به جاي حروف توصيفي ا ز واژه هاي عالي خوب وامثال اينها استفاده شود بهتر است.
- مدرسه آزاده گان كلاسهاي كوچكي دارد وامكانات ندارد ونمي تواند چنين طرح هائي را اجرا كند.
- در اين مدرسه از اول سال بچه ها 4 روز و بعدا 5 روز كلاس مي رفتند واين موضوع باعث افت تحصيلي آنها شده است.
- در ارزشيابي توصيفي وقت معلم خيلي صرف ارزشيابي مي شود واز درس دادن مي افتد.


درسازمان آموزش وپرورش شهر تهران

روز دوشنبه بعد ازظهر 21 اردي بهشت به سازمان آموزش وپرورش شهر تهران رفتم. آقاي موسوي كارشناس مسؤل سنجش وارزشيابي را نتوانستم ببينم.نامه اي برايش نوشتم وشماره تلفن هم گذاشتم كه در صورت تمايل تماس بگيرند.تا امروز كه 6 خرداد است صحبتي نداشته ايم. البته اين مقداري طبيعي است ،چون فصل امتحانات است و اشتغالات زيادي براي ايشان وجود دارد.

خوشبختانه همان روز توانستم با آقاي صفري كارشناس مسؤل آموزش ابتدائي كه در گردهمائي 12 بهمن هم شركت داشته اند وكاملا در جريان طرح ارزشيابي توصيفي بودند به مدت 1.5 ساعت صحبت كنم.

ايشان فرد كار كشته اي است وموهايش در آموزش وپرورش سفيد شده است.نكات زير حاصل اين گفتگوست:

- معلمان بايد به اندازه كافي توجيه شوند وطرح هاي اصلاحي را بپذيرند وگرنه طرح اصلاحي اجرا نخواهد شد.

- عدم اجراي طرح در مدارس غير واجد شرايط،قصه ! است ويكمرتبه ابلاغ مي كنند .

- طرح ارزشيابي توصيفي بايد در مدارس با سطوح برخورداري متفاوت آزمايش شود.

- به فاصله هر دوماه يكبار مجريان طرح بايد نحوه پيشرفت طرح را به صورت دسته جمعي
بررسي كنند.

درمورد دسترسي كارشناسان سازمان آموزش وپرورش شهر تهران به اينترنت سئوال كردم!
جواب دادند كه فعلا دسترسي نداريم وقرار است كه در تابستان كامپيوترمان تقويت گردد احساس كردم از اين حيث وضعيتي شبيه سازمان آموزش وپرورش سيستان وبلوچستان ويا بدتر دارند. !! يك كامپيوتر در كوشه اتاق بود.روشن كرديم.يك گيگ هارد داشت.كه 85 درصد آن استفاده شده بود.نسخه اي از موجودي وبلاگ را روي هارد ريختم.ووبلاگ را به ايشان نشان دادم.ايشان در عين اينكه از مشاهده اين فعاليت در آموزش وپرورش خوشحال شد.ولي آهي هم
كشيد كه تفسير آن را نمي دانم.



نامه اي به ايشان دادم كه آدرس صندوق پستي وشماره تلفنم در آن بود.ازايشان تقاضا كردم كه نظرات تكميلي اش را برايم بفرستد.مشابه اين نامه را هم به ايشان دادم تا به آقاي موسوي بدهند.ضمنا در طول سفرهايم به همه شما همكاران محترم چنين نامه اي را تقديم كرده ام كه در وبلاگ هم منتشر شده است از فرصت دريافت نظرات شما 14 روز بيشتر باقي نمانده است. چشم به صندوق پستي ام دوخته ام و هر روز به سراغ آن مي روم تا دستخط شما و نظرات ارزشمندتان را بيابم. دريغ نفرمائيد.انشاءالله
به نام خداوند جان وخرد
گزين برتر انديشه بر نگذرد



مدتي اين مثنوي تاخير شد!

همكاران محنرم سلام

به خاطر دو جلسه سخنراني پشت سر هم اول وسوم خرداد، نتوانستم به موقع گزارش سفر
پربار! سيستان وبلوچستان وبازديد از مدارس مجري طرح در تهران وهمچنين آموزش وپرورش شهر تهران را بنويسم.با پوزش، امروزجبران كرده وهردو گزارش راپشت سرهم تقديم مي كنم.




دردبستان دخترانه جمهوري اسلامي

از كلاسهاي خانم مودي وخانم فلسفي بازديد كردم. در هر دو كلاس دانش آموزا ن شاداب وسر حال بودند.دركلاس خانم مودي پوشه هاي كار غني و دفتر ثبت گزارش و چك ليست ها تكميل شده بود.دركلاس خانم فلسفي هم تاحدودي اين كارها مشاهده شد.
كارنامه توصيفي به اولياء نداده بودند.از كمبود كاغذ و اين قبيل چيزها هم صحبت بود.مدرسه كامپيوتر مجهزي داشت.اما سيستم عامل تحت داس واز كمتر از 5 درصد هارد آن براي صدور كارنامه استفاده مي شد.
خانم سلجوقي مدير مدرسه همكار فعال و لايقي است.اما به اندازه كافي ريسك نمي كند.اصولا در زاهدان چندين نفر از همكاران ومردم شهر در برخورد با كامپيوتر ترس از خراب شدن وچه وچه داشتند!بايد اين ترس ها را دور ريخت وجلو رفت.آموزش مناسب ،اعتماد به نفس را بالاتر مي برد.
درروز شنبه 13 اردي بهشت همچنين با اولياء دانش آموزان مدارس جمهوري اسلامي وشهيد صدوقي كه قبلا دعوت شده بودند ملاقات كردم و يك ونيم ساعتي جلسه سي نفري تشكيل داديم. معلمان محترم هم تشريف داشتند.حرف ها ي والدين دانش آموزان زاهداني تقريبا شبيه موارد مطرح شده والدين در تبريز،زنجان واصفهان بود.


در دبستان شهيد صدوقي زاهدان

صبح روز يكشنبه 14 اردي بهشت از اين مدرسه بازديد شد.امكانات اين مدرسه عليرغم ساختمان بزرگ ونسبتا نوسازي كه دارد قابل استفاده براي شيفت دبستان نيست.شيفت بعد از ظهر مدرسه شبانه بزرگسالان است و مديرمدرسه آقاي ژيان وخانمها ميري ورسولي از اين وضعيت ناراضي هستند.يك قطعه تصوير روي ديوارهاي كلاس هاي مجري طرح نبود.هرچند كه معلمين با ابتكار خودشان حروف توصيفي ارزشيابي را به شكلهاي قشنك ومتمايز نقاشي مي كردند. وبه عنوان نمره در دفاتر ديكته وارزيابي ها مي كشيدند. فعاليتهاي مورد نظر در
طرح را در دو كلاس تا حدودي انجام داده بودند.كارنامه توصيفي به اولياء نداده اند.

دفتردار مدرسه كه در يك دوره آموزش ضمن خدمت 60 ساعته خسته كننده سه ماهه در سازمان آموزش فني حرفه اي زاهدان شركت كرده بود از اينكه آموزش نامناسب ديده ودر دوره بيشتر راجع به بيت وبايت و دستورات سيستم عامل داس صحبت شده ناراحت بود.در حالي كه نياز وي آشنائي با اينترنت وويندوز بوده است.
آقاي جهانگرد دبير شوراي عالي لطلاع رساني كشور درجلسه اختتاميه اولين همايش آموزش الكترونيكي گفت كه 50 درصد بودجه سال 81 آي تي صرف آموزش وفرهنگ سازي شده!
وزير آموزش وپرورش نيز گزارش از اينكه 25 درصد درصد از دبيران دبيرستانهاي كشور آموزش كامپيوتر ديده اند !
بايد ديد چه درصدي از آموزش ها اينطوري بوده تا قضاوت دقيق تربكنيم.



در دبستان شاهد پسران زاهدان

آقاي شهركي مدير مدرسه كه همه موهاي سرش سفيد شده كمتر حرف مي زند.آقاي عبدالهي وآقاي وحيد نيا معلمان مجري طرح در مدرسه هر دو افرادي علاقه مند و با انگيزه بودند.از كلاسهاي هردو بازديد كردم.پوشه هاي كار قوي،چك ليست ها تكميل و دفتر ثبت گزارش نيز به سليقه خودشان تكميل شده بود.
آقاي عبدالهي اعتقاد بيشتري به ثبت گزارش و استفاده از كامپيوتر داشت.مدرسه يك نوبت توصيفي به اولياء داده بودواين در زاهدان نوبر بود!مدرسه كامپيوتر مجهز با سيستم عامل ويندوز داشت.كامپيوتر مودم هم داشت ومدرسه تلفن.اما فكر وصل شدن به اينترنت پس از صحبت هاي امروز در مدرسه جدي تر شد.آقاي شهركي نيز گفتند كه بايد كار با كامپيوتر را فرا بگيرند.آقاي عبدالهي هم تائيد كردوگفت كه يك كامپيوتر قسطي خريده و خودش كم كم را افتاده است .يك نسخه از آخرين موجودي وبلاگ طرح را كه بيش از يك مگا بايت مي شد مانندديگر مدارس مورد بازديددر زاهدان وديگر شهرها به آنها دادم تا بصورت آف لاين هم بتواننداز وبلاگ ارزشيتابي توصيفي استفاده كنند.



در دبستان دخترانه امام خميني زاهدان

اگر چه از دو هفته پيش با خانم خواجه مدير مدرسه براي بازديد مدرسه در بعد از ظهر روز 14 اردي بهشت صحبت كرده بودم اما در آخر جلسه اي كه روز13اردي بهشت با مجريان طرح در زاهدا ن داشتيم ايشان گفتند كه خودشان و دوخانم معلم ديگر مدرسه هرسه بسيجي هستند و فردا احتمالا وقت ميدان تيرباشد لذا احتمالا امكان بازديد شما فراهم نشود!

گفتم كه بازديد نكردن از مدرسه در مرام ما نيست ! كمي ديرتر وحتي بدون حضور دانش آموزان هم مي توان اين كار را كرد. وخبر باشما. ساعت 3 بعد از ظهر بود كه خبر دادند مي توانيد بيائيد مدرسه تا خودمان را جمع وجور كرديم ورفتيم مدرسه نزديك 4 شد.دختر بچه ها داشتند از پله ها پائين مي آمدند كه ما را ديدند. (منظور از ما من و آقاي كي خواه كارشناس مسئول ارزشيابي سازمان آموزش وپرورش استان است كه تمام بازديد ها را به اتفاق انجام داديم. )همهمه كردند كه آمدند وسريع به كلاسها برگشتند.در يك كلاس حروف ارزشيابي كننده را به جاي چك ليست در دفتر نمرات وارد كرده بودند. و دفتر ثبت گزارش و پوشه كار هم نداشتند.
در كلاس ديگر هم كمي وضع بهتر بود.كارنامه توصيفي هم به اولياء نداده بودند.
شاگردان سر حال وقبراق بودند.






در سازمان آموزش وپرورش استان سيستان وبلوچستان


آقاي نخعي معاون آموزش وپرورش عمومي سازمان آموزش وپرورش استان سيستان وبلوچستان با همه اشتغالاتي كه روز شنبه 13 اردي بهشت 1382 داشت ساعت 12.5 به استقبا ل من در فرودگاه آمده بود. از ايشان تشكر كردم وگفتم 48 ساعتي كه در زاهدان هستم ...! زود موضوع را گرفت.بنا براين مسافرت زاهدان بسيار پر بار! بود.

ساعت11 صبح روزيكشنبه پس از بازديد از دو مدرسه صدوقي وشاهد وارد اتاق آقاي نخعي شدم.تقريبا همه كارشناسان مسئول تحت مديريت ايشان كه حدود 10 نفر مي شدند در اتاق حاضر بودند.آقاي نخعي مقدمه كوتاهي كفت ومنبر را به من سپرد!
من هم ماجراي شيخي كه در ازدحام جمعيت به مسجد وارد شده وبه زحمت بر منبر نشسته بود و تقاضاي فردي كه از ميان جمعيت برخواسته وندا در داده كه به خاطر خدا بلند شويد وقدمي فراپيش گذاريد را شنيده وبلادرنگ از منبر پائين آمده واز مسجد خارج شده ؛چون حرفي برايش باقي نمانده را تعريف كردم !

يك كلام ختم كلام گفتم: اي ستاد نشنيان آموزش وپرورش واي پيشتيباني كننده مديران و معلمان مدارس ! نيك بدانيد وآگاه باشيد كه از دانش آموزان خود حتي در زاهدان عقب افتاده ايد !

فكر مي كنم به هيچكي بر نخورد!!

ابتدا به كارشناسي آموزش ابتدائي رفتيم .كا مپيوتر مجهزي داشتند كه مودم هم داشت اما مودم آن به جاي اينكه روي كام 3 تصب شده باشد روي كام 1 بود !
با يك خدمات كامپيوتري كه در 100متري ساختمان آموزش وپرورش بود تماس گرفتم.واز او خواهش كردم كه بيايد و اين مشكل را برطرف كند.جوان رعناي زاهداني هم موضوع را سريع گرفت!5 دقيقه بعد آمد.همكاران او را شناختندو كفتند اين كه همان سالاري با موهاي صاف است و دانش آموزخودمان ! سالاري هم كه خيلي سالار بود واينك دانشجوئي در زاهدان ، ظرف 2 دقيقه كيس را باز كرد و مودم را جابه جا! همين!
كارشناسي آموزش ابتدائي معاونت آموزش وپرورش سازمان آموزش وپرورش استان سيستان وبلوچستان به شبكه جهاني اينترنت متصل شد !
همين كار به فاصله يكي دو ساعت ابتدا براي كارشناسي راهنمائي وبعد براي كارشناسي گروههاي آموزشي انجام شد.در روز يكشنبه با توجه به اينكه بلاگر سخت بلا گري ! مي كرد ومن در زاهدان ومجيد در تهران را سخت عصباني كرده بود.در پرشين بلاگ وبلاگي براي همكاران زاهداني درست كرديم كه از اين به بعد شاهد نوشته هاي هامون هيرمند در اين وبلا گ
www.sistan.persianblog.com به نشاني :
باشيم. بعد از ظهر روز يكشنبه و صبح روز دوشنبه نيز بسياري از سايت هاي آموزشي داخلي وخارجي را به همكاران نشان دادم وحظ وافري برديم !

صبح روز دوشنبه از ساعت 8 تا 9.5 با آقاي دكتر كاظمي وهمكاران مسئول در معاونت آموزش عمومي سازمان در خصوص تجربه ارزشيابي توصيفي در زاهدان ، حلسه اي داشتيم كه اهم نكات مطرح شده اينهاست :

- دوره آموزشي برگزار شده براي همكاران كافي نبوده ومجريان طرح خوب برآن مسلط نيستند
و وسائل كمك آموزشي مانند كاغذ وچه وچه نيز در حين اجراي طرح بايد تامين گردد.

- طرح ارزشيابي مستمر الان تبديل به امتحانات مستمر ومكرر شده ! واضطراب هاي مداوم دانش آموزان ،اولياء و معلمان را به دنبال داشته است . ونمونه اي است ازطرح هاي رهاشده در آموزش وپرورش.بايد مراقب بود كه طرح تبديل مقياس كمي به كيفي به چنين سرنوشتي دچار نشود.

- يك دفتر شاخص تحصيلي با در نظر گرفتن چك ليست و... بهتر از اين موارد پراكنده است.

- ارائه آموزش مداوم به مجريان طرح از طريق مجله ويا وبلاگ صورت كيرد.

- پرداخت حق الزحمه مجريان طرح لازم است.

- ارزشيابي توصيفي واستفاده از مقياس كيفي بايد متناسب بامحتواي آموزش وروش هاي تدريس معلم وبه صورت يك مجموعه هماهنگ در قالب برنامه درسي انجام شود.

- براي ارزشيابي توصيفي بايد امكان بازخورد گيري وكنترل فراهم كرد تا معلمان راهنما وديگران بتوانند در بازديدها سر از كار معلم وسطح كلاس دربياورند.

صحبت ها ضبط شد وموجود است.

ساعت 12.5 دوشنبه هنگام پرواز هواپيما به سمت تهران بود.آقاي كي خاه كارشناس مسئول ارزشيابي استان در پژوهشكده تعليم وتربيت زاهدان هي مي گفت برويم! دير مي شود! از
پرواز جا مي ماني! 11.5 با دوستان خداحافظي كرديم وبه سمت فرودگاه حركت نموديم
آقاي كي خاه به راننده خوبي كه در طول اقامت در زاهدان در اختيار ما بود گفت سريع برويم چهار راه رسولي!
تازه دوزاري من افتاد كه عجله آقاي كي خاه براي چي بود !
گفتم: دير مي شود و از پرواز جا مي مانم!
گفت: سر راه است. مي رسيم.
گفتم: ديشب با آقاي گركيج رفتيم وكلي چائي كله مورچه و چادر مشكي با قيمت خوب خريده ام ونيازي نيست.
گفت: نمي شود!
خللاصه از من اكراه واز ايشان اصرار.بالاخره چند كيلو چائي ديگرو دو شيشه ترشي پاكستاني به بار ما اضافه شد.وسفري پربار داشتيم.از همه دوستان به خاطر همراهي هايشان متشكرم.هميشه درفكر شما هستم ونظاره گر وبلاگتان!!.كاري بود در خدمتيم.

مشابه پيشنهاد هاي اخير را در لينك پبشنهادها بخوانيد.




Saturday, May 24, 2003


مجريان محترم طرح ارزشيابي توصيفي

امروز شنبه سوم خرداد 1382 از ساعت 3.40 تا 4 بعد از ظهر در تالار همايش هاي زكرياي رازي و درمحل برگزاري اولين همايش آموزش الكترونيكي در ايران دركنار برج رفيع ميلاد تهران نتايج اولين فعاليت د سته جمعي آموزشي وپژوهشي با استفاده از رسانه اينترنتي وبلاگ در كشور عزيزمان ايران؛ كه حاصل زحمات شما 50 نفر در سطح 24 كلاس و 12 مدرسه در 5 استان كشور است؛را با افتخار وسر بلندي ارائه كردم.پس از اين ارائه جمع كثير حضار در سالن به افتخار شما د ست زدند وابراز احسا سات نمودند.من به همه شما ونيز به همكارنم در تيم ارزشيابي طرح افتخار مي كنم واز شما ممنونم.اميدوارم ازاين تجربه موفق به درستي در آموزش وپرورش فرزندان اين كشو راستفاده شود. انشاءالله

محمد حسن مقني زاده سوم خرداد 1382

به نام آنكه جان را فكرت آموخت
فروغ دل به نور جان بر افروخت

"جهان يادگار است و ما رفتني
به گيتي نماند به جز گفتني"

آگاهي سر آغاز فرزانگي است

كاربرد مدل ارزشيابي توانمند ساز، از طريق وبلاگ ،
مطالعه يك مورد :
ارزشيابي اجراي پيش آزمايشي مقياس كيفي در مدارس ابتدائي كشوردر سال تحصيلي 1382-1381


گزارش به اولين همايش آموزش الكترونيكي

سوم خرداد 1382

تهران - تالار همايش هاي زكرياي رازي

محمد حسن مقني زاده


اين ارائه در چهار بخش انجام مي شود

الف :روزشمار اجراي طرح تبديل مقياس كمي به كيفي و ارزشيابي آن

ب: معرفي مدل ارزشيابي توانمند ساز

ج: مزاياي استفاده از وبلاگ براي فعاليتهاي آموزشي وپژوهشي

د: معرفي وبلاگ ارزشيابي توصيفي









الف :روزشمار اجراي طرح تبديل مقياس كمي به كيفي و ارزشيابي آن

16 آذر 1381

ابلاغ اجراي طرح تبديل مقياس كمي به مقياس كيفي (توصيفي)به صورت آزمايشي در تعدادي از مدارس ابتدائي كشور توسط شوراي عالي آموزش وپرورش به معاونت آموزش عمومي وامور تربيتي وزارت آموزش وپرورش

12 بهمن 1381

برگزاري دوره توجيهي50 نفر مجريان طرح تبديل مقياس كمي به كيفي

7 اسفند 1381
مبادله تفاهم نامه بين دفتر ارزشيابي تحصيلي وتربيتي وزارت آموزش وپرورش واينجانب جهت انجام ارزشيابي طرح وارائه گزارش آن در مرداد ماه 1382

13 اسفند 1381

ايجاد وبلاگ ارزشيابي توصيفي بروي شبكه جهاني اينترنت



17 اسفند 1381

تشكيل تيم 3نفره ارزشيابي طرح در تهران

18 اسفند 1381

تماس تلفني ارزشياب طرح با مجريان طرح در 12 مدرسه و24 كلاس پا يه اول ابتدائي مجري طرح ارزشيابي توصيفي در 5 استان آذربايجان شرقي، اصفهان ،تهران، سيستان وبلوچستان و زنجان وتاكيد بر اجراي طرح ورفع ابهامات مجريان و اعلام خبر ايجاد وبلاگ ارزشيابي توصيفي و…

19 اسفند 1381

ارسال نامه براي تك تك مجريان طرح از طريق پست پيشتاز ومعرفي راههاي برقراري ارتباط :
اينترنتي ،
پستي ،
تلفني و
حضوري مجريان وتيم ارزشيابي با هم به منظور حسن اجراي طرح وارزشيابي آن



به نام خدا
"جهان يادگار است و ما رفتني
به گيتي نماند به جز گفتني"
همكاران محترم در دبستان
سلام عليكم، خواهشمند است مساعدت فرموده تا با ياري يكديگر بتوانيم اجراي طرح تبديل مقياس كمي به كيفي كه در سال جاري به طور پيش آزمايشي در مدرسه شما اجرا مي شود را به درستي پيش برده و ارزشيابي نماييم. تصوير حكم شماره 2739 به تاريخ 13/12/81 جناب آقاي احمدي مدير كل محترم دفتر ارزشيابي تحصيلي و تربيتي پيوست مي باشد. انشاء الله با شما تلفني تماس گرفته و حضوراً هم خدمت مي آيم.
اگر به اينترنت دسترسي داريد هر روز به سايت طرح به آدرس زير سري بزنيد:
www.arzeshyabytosify.blogspot.com
اگر براي من email ارسال نماييد جواز وارد شدن به اين سايت را براي شما مي فرستم تا از طريق سايت طرح با اينجانب و ساير همكاران طرح 24 ساعته ارتباط داشته باشيد.
Email:moqanizadeh@hotmail.com
ضمناً از طريق شماره تلفن هاي زير هر وقت كه تمايل داشتيد مي توانيد با اينجانب تماس بگيريد:
منزل: 4703319
همراه: 09132855372
محل كار: 6406447
در صورت تمايل به مكاتبه به آدرس زير براي من نامه بفرستيد:
تهران- صندوق پستي 1651- 13145 محمد حسن مقني زاده

20 اسفند 1381 تا كنون

برقراري ارتباط ازراههاي چهار گانه اخير الذكر وارائه آموزش به مجريان طرح ارزشيابي توصيفي وتسهيلگري براي انجام فعاليتهايشان وحمايت از آنان به اشكال مختلف كه منجر به آشكار سازي وآزاد سازي توانمندي ها يشان شده است .
بازديد از 24 كلاس مجري طرح وگفتگوي رودرو و دسته جمعي با معلمان ، دانش آموزان،مديران و كارشناسان سازمانهاي آموزش وپرورش استا نهاي مجري طرح در مدارس وسازمانها
گزارش گيري وانتشار آني گزارشات وپيشنهادات بر روي وبلاگ طرح به منظور بهره برداري فوري ذينفعان ارزشيابي از اين اطلاعات
استقرار سيستم 24 ساعته نظرخواهي الكترونيكي مكتوب وشفاف از همه علاقه مندان به موضوع ارزشيابي در مورد انتشارات وبلاگ طرح
تقاضاي توجه به نتايج حاصل شده در طي فرايند ارزشيابي طرح از مسئولان و كارشنا سان دفتر ارزشيابي تحصيلي وتربيتي ودر خواست اظهار نظر در مورد يافته هاي فرايندي ارزشيابي طرح واستفاده به موقع از آنها براي اجراي طرح آزمايشي در سال تحصيلي آتي وبرگزاري جلسات متعدد با آنها و نتشار نتايج جلسات به منظور بهره برداري همه ذينفعان از اطاعات حاصله
معرفي طرح ارزشيابي توصيفي با همه مختصات آن به اساتيد ،محققان ودانشجويان تحصيلات تكميلي علوم تربيتي به ويژه در رشته تحقيقات آموزشي در دانشكاه تهران وانجمن پژوهش هاي آموزشي
دادن امكان پيام گذاري در صفحه اصلي وبلاگ به طراحان طرح مقياس كيفي و برخي از رهبران علمي واجرائي ارزشيابي آموزشي به منظور راهنمائي به هنگام مجريان و ارزشيابان
ارائه گزارش مكتوب در 110 صفحه به مسئولان وزارتخانه وانتشار گزارش در بخش هاي مجزا در وبلاگ طرح



ب : معرفي مدل ارزشيابي توانمند ساز

كوبا ولينكلن(GUBA & LINCOLN) در سال 1989براي نظريه هاي ارزشيابي 4 نسل قائل شده اند :

نسل اول : اندازه گيري MEASURMENT


نسل دوم : توصيف DISCRIPTION


نسل سوم : قضاوت JUDGMENT


نسل چهارم : فرايند PROCESS

مدل ارزشيابي توانمند ساز در زمره مدلهاي نسل چهارم ارزشيابي قرار مي گيرد.
اگر سه نسل قبلي نظريه هاي ارزشيابي را نظريه هاي سنتي يا كمي قلمداد كنيم و ويژه گيهاي زير را براي آن قائل شويم :

از بيرون نگاه كردن به موضوع ارزشيابي
انجام ارزشيابي توسط متخصص
وابسته به ارزشياب بيروني
داوري مستقلانه توسط ارزشياب بيروني در باره نتايج ارزشيابي

در مقابل آن نسل چهارم نظريه هاي ارزشيابي يا نظريه هاي نوين ارزشيابي يا كيفي قرار مي گيرد ؛كه مدل ارزشيابي توانمند ساز يكي از مصاديق اين نظريه هاست و مي توانيم آن را با ويژ گيهاي زير معرفي كنيم :
از درون نگاه كردن به موضوع ارزشيابي
انجام ارزشيابي توسط مربي يا دوست منتقد
وابسته به درون و ظرفيت ساز
داوري دسته جمعي در باره نتايج ارزشيابي

در ارزشيابي توانمند ساز مشاركت ذينفعان موضوع ارزشيابي به دلايل زير اهميت دارد:
درخطر بودن منافع آنان دراثر ارزشيابي
شناخت آنان از ابعاد مختلف موضوع ارزشيابي وكسترده شدن حوزه معنائي ارزشيابي
بالاتر رفتن امكان تشخيص مسائل موضوع مورد ارزشيابي
آموزش ديدن وتوانمند شدن آنان در فرايند ارزشيابي
امكان استفاده آنان از نتايج ارزشيابي

در اينجا توجه به دو نكته ضروري است

اول : وقتي كه مي گوئيم ارزشيابي توانمند ساز نوعي ارزشيابي كيفي است به اين معني نيست كه از عدد ورقم درآن استفاده نمي شود وبا پرسشنامه وآمار سروكار ندارد!در اين ارزشيابي از روشهاي كمي وكيفي استفاده مي شود.

دوم:ارزشياب در ارزشيابي توانمند ساز نبايد و نمي تواند كسي را توانمند كند ! ذينفعان ارزشيابي ،اغلب به كمك دستياري و مربيگري به وجود قدرت خود پي مي برند وآن را به كار مي گيرند. در فرايند ارزشيابي توانمند سازمحيطي خلق مي شودكه منجر به
توانمندي وخود تعيين كنندگي مي شود.


سطوح ارزشيابي توانمند ساز



آموزش TRAINING


تسهيلگري FACILITATING

حمايت ADVOCACY

آشكار سا زيILLUMINATION

آزاد سا زي LIBERATION



ج: مزاياي استفاده از وبلاگ براي فعاليتهاي آموزشي وپژوهشي


محيط مجازي آموزشي{ وپژوهشي} محيطي است كه درآن با بهره گيري از فن آوري ،محدوديت هاي زمان ومكان در فرايند يادگيري و ياد دهي از بين مي رود .(پرويز دولايي،1382)


فناوري وبلاگ در حال حاضر محيط تقريبا منحصر به فردي است ؛كه شرايط محيط مجازي فوق الذكر را در اختيار ما گذاشته و برخي از ويژگيهاي آن به شرح زير است :

رايگان است !
از پيشرفته ترين فنا وري ها ست و توسط ديگران مستمرا كاركردي تر شده و فنا وري آن به روز مي شود.
24 ساعتي است .
امكان فعاليت گروهي بدون محدوديت وهمزمان وچند جانبه در آن وجود دارد.
از مزاياي جانبي حضور در شبكه اينترنت برخوردار است.
امكان نظارت وارزشيابي آني فعاليتها را به همگان مي دهد.
فرهنگ ساز بوده وتبعات مثبت فراوان در ارتقاء علمي همگان دارد وشعار آموزش براي همه در هر زمان ودر هر مكان را به خوبي تحقق مي بخشد.



د: معرفي وبلاگ ارزشيابي توصيفي


وبلاگ ارزشيابي توصيفي يك محيط مجازي (الكترونيكي )است كه براي فعاليت هاي آموزشي وپژوهشي در محيط وب ايجاد شده و از ويژگي هاي زير برخوردار مي با شد :

فرهنگي
ساده
طبيعت گرا
شفاف
دقيق
باز
انتقادي
شبكه اي
حمايتي
توسعه اي

Tuesday, May 20, 2003

Sunday, May 18, 2003

در جمع مجريان طرح ارزشيابي توصيفي در زاهدان

روز شنبه 13 اردي بهشت1382 پس از يك پرواز دو ساعته از مبداءتهران وعبور از كوير وكوير وكويردر زاهدان فرودآمديم.در بعد از ظهر اين روز سه برنامه فشرده پيش بيني كرده بوديم كه خوشبختانه هر سه به خوبي تحقق يافت.در اين شهر 4 مدرسه و8 كلاس مجري طرح ارزشيابي توصيفي هستند.همكاران دبستانهاي امام خميني ،شاهد وشهيد صدوقي زاهدان ازسوي مديرمحترم دبستان جمهوري اسلامي ،سركار خانم سلجوقي براي ساعت 5 بعد از ظهر دعوت شده بودند .دو مدرسه بعد ازظهري بودندودو مدرسه صبحي .

درجلسه هشت نفر از معلمان ،چهار نفراز مديران دبستانهاي مجري طرح ارزشيابي توصيفي و كارشناسان مسئول:سنجش وارزشيابي تحصيلي و آموزش ابتدائي سازمان آموزش وپرورش استان سيستان وبلو چستان حضور داشتندو به مدت دو ساعت ونيم درمورد جوانب مختلف طرح ارزشيابي توصيفي بحث وتبادل نظر شد.چكيده اي از مباحث مطرح شده توسط همكاران در ذيل آمده است. ادامه اين مطلب را در اينجا بخوانيد ...